یک نفر برای علیرضا بهمنی نامه ای فرستاده بود که اینشتین در اواخر عمر در مکاتبه با آیت الله بروجردی مسلمان و شیعه ۱۲ امامی شده و این موضوع را در رساله ای به آلمانی نوشته و حالا رساله از یک عتیقه فروش یهودی خریداری شده و دارد ترجمه می شود و از این حرفها… یک سری پلیس بازی هم چاشنی اش کرده بودند که همه ی افراد درگیر در این ماجرا در یک سال مردند و …
از آنجایی که من و علیرضا مرض تحقیق داریم رفتیم سراغ اثبات صحت و سقم (بگوییم سقم و سقم) این قضیه…
اول ادعا کرده بود که برای پرداخت پول آن عتیقه فروش شرکتهای بنز و فورد و کنکورد و یک جای دیگر هر کدام یک میلیون دلار پرداخته اند. کلی توی گوگل دنبال ترکیبهای اسم این شرکتها و انیشتین گشتیم و چیزی پیدا نشد.
بعد گشتیم دنبال borojerdi و انیشتین که هرچه پیدا شد مربوط به یکی از دانشجویان کالج پزشکی آلبرت انیشتین بود به اسم نمیدانم چی چی بروجردی!
خلاصه بعد از کلی جست جو فهمیدیم چنین خبری بجز در یک سری وبلاگ تخمی فارسی هیچ جای دیگری نیامده و حتی خبرگزاری های ایران هم تن به خفت پخش چنین پرت و پلایی نداده اند.
ازاده
۷ بهمن ۹۰ ساعت ۹:۱۰ ق.ظ
سلام واقعابراتون متاسفم که ابنقدر زود درباره همه چیز قضاوت میکنید دانشمندان زیادی بودند که شیعه بودند که شما خبر ندارید بهتره تحقیقاتتون رو ادامه بدید شک ندارم به نتیجه مطلوبی خواهید رسید
علی گنجه ای
۷ بهمن ۹۰ ساعت ۱۱:۴۰ ق.ظ
بعله! اینطور که آقای جهانگیری ادعا میکنن نیوتن و لاوازیه هم شیعه بودن!
313
۲۶ دی ۹۰ ساعت ۸:۳۵ ق.ظ
با سلام درمراجعه اینجانب به بیت آیت الله بروجردی وجود نامه تائید شده است
علی گنجه ای
۲۶ دی ۹۰ ساعت ۱۰:۵۲ ق.ظ
من هم با بیت آیت الله بروجردی تماس گرفتم. گفتن ما هم توی روزنامه فلان خوندیم!
همنشین بهار
۳۱ شهریور ۹۰ ساعت ۲:۲۱ ب.ظ
دکتر محمود حسابی و جعلیات اینترنتی (+ویدیو)
http://www.youtube.com/watch?v=NXv0iCDc5HU
سلام بر شما.
لطفاً ضمیمه را ببینید.
با کمال احترام: همنشین بهار
hamneshine_bahar@yahoo.com
محمداحدی
۲۹ اردیبهشت ۹۰ ساعت ۲:۲۷ ب.ظ
باسلام خدمت دوستان -اگربه تاریخ رجوع کنیم می بینیم که همواره انسانهای دانشمندمورداتهام بی دینی قرارگرفته اند.برای مثال می توان به ابن سینا اشاره کرد.این به دلیل کوته فکری عوام است که خیال می کنند نحوه ابراز دینداری دانشمندان بایدهمانندمردم عادی باشد.ومن فکر می کنم انیشتین نیزبه همین شکل مورداتهام واقع شده است.
اعظم
۲۵ بهمن ۸۹ ساعت ۱۱:۱۱ ق.ظ
سلام
طاهره
۱ مرداد ۸۹ ساعت ۵:۴۷ ب.ظ
سلام برات متاسفم که خیلی خوب نمیتونی مطالب را استنتاج کنی واقعا برات متاسفم
omid
۲۰ تیر ۸۹ ساعت ۲:۴۱ ق.ظ
من یک سوال از کسانی که این ادعا را کرده اند دارم جرا اینشتین؟
به نظر می رسد که این افراد کوجکترین آشنایی با زندکی اینشتین ندارند و فقط جنبه های مثبت و علمی او را شنیده اند؛ واقعیت این است که اینشتین با تمام بزرکی جایکاه علمی کارنامه اخلاقی سیاهی دارد؛ شاید کسانی که این داستان را ساخته و برداخته اند با دانستن این حقایق کو تاه بیایند؛
بک بنده ی خدا از بین این همه بنده ی خدا
۱۰ خرداد ۸۹ ساعت ۲:۰۵ ب.ظ
سلام به دوستان مسلمان و پیگیر!
از نظر این برادر کوچکتر شما در چند مورد باید دقت بیشتر شود:
اول اینکه انیشتین به فرض اینکه بین احادیث شیعه و نسبیت رابطه ای معقول دیده باشد هم نه به معنی اثبات حقانیت شیعه هست و نه حتی درستی خود نظریه نسبیت. معمول معقول این هست که گفته میشود برای اثبات دین هرگز (تا قبل از ظهور یا جر با راهنمایی معصوم) از دلایل علمی استفاده نکنید چون آنچه امروزه علم نامیده میشود و تجربی است امروز تأیید میشود و فردا رد میشود یا اصلاح میگردد یا دامنه کارا بودن آن با یافتن استثنائات متعدد کوچک و کوچکتر میشود. پس اگر دین را با گزاره ای از علم تجربی اثبات کردید و فردا رد شد گروهی این رد شدن علم را معادل و نظیر رد شدن دین میگیرند و گمراه میشوند یا کارشان برای هدایت گرفتن مشکل میشود …
دوم اینکه کتاب مرحوم علامه مجلسی اگر اشتباه نکنم به اعتراف خود ایشون پر از جعلیات هست، ایشون سعی کرده اند هر چی حدیث بوده را فقط حفظ کنند و بررسی درستی و سند شناسی آنها را به عهده آیندگان قرار داده اند…
سوم اینکه احادیث ۱۴ معصوم(ع) گاهی پرده از اسرار (علوم) زیادی در عالم برمیدارند و مثلاً در بین آن احادیثی که معمولاً پذیرفته شده اند در باره امام حاضر غایب (عج و ع) احادیثی هست که رسماً نسبی بودن زمان را مشخص میکنند، اینکه زمان برای امام عصر (ع) با زمان برای ما تفاوت دارد، مانند همانکه خداوند در قرآن از بودن روزهایی در آخرت صحبت به میان میآورد که طولشان ۵۰ هزار سال است (از خودتان بپرسید که چرا خدا ۵۰ هزار سال ما را با لفظ روز بیان میکند، آیا روز یعنی دوره یا همان روز، آیا معیار این نامگذاری رو به خورشید با ستاره دیگری بودن است با چیز دیگر، طولانی بودن آن دیر گذشتن زمان است یا یکسان گذشتن آن ولی در عین حال واقعاً طولانی بودنش، آیا زمان واقعاً چیزی است که با ساعت اندازه گیری میشود یا فرار از وسایل اندازه گیری معمولش است، آیا اصلاً مفهومی ذاتی است یا اعتباری که مثلاً اعتبار خود را از مکان میگیرد و خلقت نو به نوی خداوند؟ و …)، البته ایشان در همین دنیا زندگی میکنند ولی موضوع اینجاست که علم به گواه “اصل عدم قطعیت هایزنبرگ” تا زمانی که با واسطه حاصل شود نقصهای خود “واسطه حصول علم” مانع از درک درست و دقیق پیدا کردن نسبت به مفاهیم و پدیده ها میشوند، بخاطر همین امروز هر کسی (جز کسانی که علم بی واسطه دارند) که ادعا کند میداند ماده چیست و زمان چیست دروغ میگوید، یا خودش میداند که دروغ میگوید یا خودش هم نمیداند! این فقط در مورد زمان بود که انگشت بعضی احادیث به ظاهر متناقض به سمت آن اشاره میکند تا با سعی در رفع آن تناقض علمی از علوم بر ما معلوم گردد، البته برای اهلش نه برای مثل منی … به هر حال از علم خدایی مدینه العلم و باب آن و سفارش شده های آنها (که علم ظاهر و باطن نزد آنهاست) هر کسی به اندازه ظرفیتش استفاده میکند، اگر انیشتین هم به عنوان بک بنده خدا با درک حالا درست یا حتی غلط آنها به خدا معرفت بیشتری پیدا کرده باشد و به ریسمان الهی چنگ زده باشد که خوشا به حالش، از معدود دانشمندانی است که علم حجاب راهش نشده است …
خدا هر جوینده ای را به چیزی که ارزش جستجویش را دارد برساند ان شاء الله
علی
۹ خرداد ۸۹ ساعت ۲:۵۰ ب.ظ
روش شما در ردّ این مساله بسیار غیر علمی و غیر مستدل است.
با استدلال به روش شما من در اینترنت جستجو کردم و هیچ مطلبی به جز مطلب شما در ردّ موضوع، پیدا نکردم. پس به طریق مشابه استدلال شما نتیجه می گیرم که جنابعالی به شکل ساده لوحانه ای موضوع مورد بحث را رد کرده ای! به طوری که حتی خبرگزاریهای ایران هم استدلال شما را (یا مشابه آن را) نیاورده اند!
در ضمن اتفاقا من روش شما را می پسندم و همین که در این چند سال مدرکی در ردّ این موضوع، در اینترنت منتشر نشده، می تواند گواه صحت موضوع باشد. اگر غلط بود مثل قضیه دخترِ به شکل میمون درآمده، که بعدا معلوم شد که عکس، مربوط به یک مجسمه هنری است، این موضوع هم به راحتی رد می شد.
علی گنجه ای
۹ خرداد ۸۹ ساعت ۳:۰۲ ب.ظ
ادعا و انکار (یا اثبات و رد) قرینه هم نیستند.
مدعی باید برای مورد ادعای خود بینه داشته باشد ولی منکر فقط کافی است روی نبودن بینه انگشت بگذارد.
اینکه می فرمایید «پس به طریق مشابه استدلال شما نتیجه میگیرم …» یا «در ضمن اتفاقا من روش شما را میپسندم و …» نشان میدهد که با این عدم تقارن آشنا نیستید و هنوز باید به آموختن بعضی بدیهیات بپردازید.
علی
۱۰ خرداد ۸۹ ساعت ۹:۳۲ ق.ظ
اولا – اینجا بحث در نبود بینه نیست بحث در صحت یا عدم صحت بینه است.
نکاتی از بحث که می تواند بینه باشد: ۱- مشخص بودن نام رساله ۲- مشخص بودن شخص خریدار رساله ۳- مکان به امانت گذاشته شدن رساله ۴- ادعای موجود بودن کد امانت ۵ – اشخاص مختلف مرتبط با موضوع، اعم از مترجم و همکاران ایرانی و خارجی انیشتین
بحث بر روی صحت یا عدم صحت این پنج بینه است، نه نبود بینه
ثانیا – شما اگر فقط بر روی صحت دلایل تشکیک می کردید مشکلی نبود، چون این شک در خود من هم وجود داشت و بعد از خواندن خبر برای مشخص شدن صحت آن، جستجو کردم و اتفاقا در این جستجو به سایت شما برخوردم.
شما به عنوان منکر با وجود اینکه به قول خودتان منکر نباید دلیل بیاورد، دلیل آورده اید (اون هم یک همچین دلیل سطحی ای)، من هم استدلال شما را به طریق مشابه و بسیار ساده رد کردم.
ثالثا – برای اطلاع، سایت های خبری جهان و تابناک اخیرا خبر را منتشر کرده اند.
فکر می کنم بعد از سه سال از انتشار این مطلب، درست نباشه که هنوز شما به اکتفای اون چند تا سرچ و بدون تحقیق جدید جواب کامنتها را بدهید.
اکنون من دو کار زیر را پیشنهاد می کنم:
۱- در یک مطلب اصلاحی فقط به تشکیک در بینه ها بپردازید و این نکته را خاطر نشان کنید که به دلیل عدم اثبات ادعاها نباید چشم بسته همچین مطلبی را پذیرفت.
۲- با توجه به مدت زمان زیاد طی شده، در صحت این مطلب تحقیق جدیدی بکنید.
البته می توانید به همین روش ادامه بدهید و کامنتها را (که با انتشار این مطلب در سایت های پر مخاطب خبری بیشتر هم خواهد شد) با مغالطه و سفسطه، جواب بدهید!
«شجاعترین فرد کسی ست که هر موقع پی به اشتباه خود برد شهامت اصلاح آن را داشته باشد»
علی گنجه ای
۱۰ خرداد ۸۹ ساعت ۱۲:۴۹ ب.ظ
همانطور که در کامنت قبلی عرض کردم هنوز باید به آموختن بدیهیات بپردازید و وارد شدن به این جور بحثها برایتان زود است.
پیشنهاد میکنم از آموختن معنای «بینه» شروع کنید. چون پاراگراف اول کامنت اخیرتان و آن پنج چیزی که به عنوان بینات ذکر کرده اید خیلی خجالت آور است.
علی
۱۱ خرداد ۸۹ ساعت ۱۲:۰۹ ب.ظ
به برکت سایت شما دیروز در حین نوشتن کامنت پاور کامپیوترم سوخت!
خوب ظاهرا شما روشهای پرهیز از پاسخگویی را مثل سفسطه و جدل ترجیح می دهی!
دو حالت وجود دارد:
۱- یا شما نمی دونی که جوابهات سفسطه و مغالطه هست و فکر می کنی که داری بحث منطقی می کنی! که در این صورت به قولت خودت احتیاج به آموختن برخی بدیهیات داری.
۲- یا اینکه به اینگونه روشها آگاه هستی و دوست داری که جدل کنی، که در این صورت من فرصت و علاقه ای به این کار ندارم!
در هر دو صورت بحث بی فایده هست!
پاسخ لازم نیست چون برای خوندنش مراجعه نخواهم کرد.
اکبر
۱۶ اردیبهشت ۸۹ ساعت ۵:۳۶ ب.ظ
حقانیت وولایت امیرالمومنین علی (ص) واولادآنحضرت تاحضرت ولیعصرعج که اظهرمن الشمس است رابااین همه سندومدرک قبول نمی کنندچون ظلمت قلبشان رافراگرفته حال چگونه مطلب به این سری راقبول کنند.بنده باشناختی که ازاخلاق وخصوصیات اقای انشتین دارم این مطلب بدون هیچ شک وشبه ای قبول می کنم حال می خواهدسندی ازاینترنت پیداشودیانشود.
homasin
۳۱ فروردین ۸۹ ساعت ۳:۰۷ ب.ظ
بله ممکنه این داستان راست باشه یا نباشه .. اما اگر راست هم بود نمی شه انتظار داشت که بشه چیزی راجع بهش تو اینترنت پیدا کرد چون راست بودن همچین داستانی می تونه برای منافع خیلی ها ضرر داشته باشه اما اگه دروغ هم باشه واقعا اهمیتی نداره .. فقط بهتره به تطبیقهایی که از قول انیشتین می شه دقت کنیم و ببینیم آیا حرفهایی که تو نامه نوشته درسته که البته با فیزیک می خونه .. و سعی کنیم جنبه های دیگری از علم رو با توجه دقیق تر تو منابع دینی مون پیدا کنیم .. با توجه به اعتقادی که همه بهش داریم .. ما باید پیشرفت کنیم و با مناقشه بهش نمی رسیم باید بحث کنیم .. حالا اگر این موضوع صحت داشته باشه که افتخاری برای ما نیست سعادتی برای انیشتین بوده اگرم دروغ باشه که باز چیزی از ارزش اسلام و شیعه کم نمی شه …
یکی از مشکلات ما اینه که واقعا نمی دونیم وقتمون رو در چه راهی صرف کنیم و ذهنمون باید به کجای مسئله مشغول باشه.. مث اون مثال قدیمی که به یه نفر ماه رو نشون میدن و اونم نمی فهمه به نوک انگشت طرف نگاه می کنه. انقد بهم نپرید
هادی
۲۰ اسفند ۸۸ ساعت ۳:۱۱ ب.ظ
این که اسم شما شبیه و نزدیک اسم همشهری خودت است میتوان حدس زد که مشرب فکری تان یکی است.دارم از اکبر گنجی صحبت میکنم که قرآن و پیغمبر و امامان را تکذیب میکنه.
خوب بود اول توضیح بدی که خود تو چه چیزی را قبول داری تا بعدأ بشه با تو بحث علمی کرد.بنده تا آخر بحث هستم.
چون از ناراحت شدنت در موضوع اشاره شده(انیشتین) میشود نتیجه گرفت که امثال شما از مسلمان شدن دیگران ناراضی و خشمگین میشوید و انواع و اقسام توهین ها را به دیگران نثار میکنید. مطالب خودت را نگاه کن اگر قبول نداری من برایت بنویسم.و الا اگر شما قلبأ مسلمان باشی با لحن کاملأ دوستانه سوال میکردی تا حقیقت برایت مکشوف شود.البته اگر صداقت آنرا داشته باشی که این موارد را در سایت بگذاری و ملا لغطی نباشی و در یک کلام جواب سوال من را بنویسی که به چی اعتقاد داری تا بعدأ با تو بحث کنم.
اگر در مورد دین سوال داری و به شک رسیده ای و با مطالعه کتابها به جواب نرسیدی مطرح کن تا جواب برایت بنویسم (به ایمیل هم میتوانی ارسال کنی)یا از خود خدا بخواه که دستت را بگیرد و جواب سوالهایت را بدهد.در هر صورت صداقت داشته باش و اگر میخواهی نجات پیدا کنی از مسخره کردن مطالب دیگران بپرهیز و همین نوشته را هم به مسخره نگیر .فقط جواب سوال را بنویس.
علی
۱۶ اسفند ۸۸ ساعت ۳:۰۵ ب.ظ
شاید تو فردی که تا حدی هم همشهریت هست را بشناسی. نام این فرد دکتر محمود حسابی است که یک جایزه جلعی نیز خریداری کرد و به این ترتیب خود را در صف محمود بزرگ قرار داد.
این فرد پسر کلاشی دارد که با نام پدر نان می خورد و کلی داستان و حکایت و خالی بندی راجع به پدرش ساخته است. برای دانستن واقعیت راجع به محمود حسابی و جایگاه علمی او و این که چگونه یک دفعه پرآوازه شد مناسب است نوشته های دکتر منصوری استاد دانشگاه شریف را بخوانی.
اما ربط این محمود خان و یادداشت شما. همان گونه که می دانی محمود خان حشر و نشر بسیاری با انیشتین داشته و کلا انیشتین او را برتر از خود می دانسته است. این محمود خان کلی آداب ایران را به وی آموخته و در کل انیشتین را شیفته ایران کرده است. از جمله خدمات این محمود خان یکی هم این است که انیشتین را با شیعه آشنا ساخته و امکان مراوده بین او و آیت الله بروجردی را فراهم ساخته است.
البته لازم به توضیح نیست که اینها هم محملات پسر محمود خان راجع به پدرش است و این داستان که تو گفتی و در وب سایت رسمی آیت الله بروجردی نیز با کمال تاسف آمده است از بافته های ذهن خلاق پسر محمود خان است.
Erisamir
۲۸ بهمن ۸۸ ساعت ۱:۳۰ ب.ظ
[...]
علی گنجه ای
۲۸ بهمن ۸۸ ساعت ۱:۳۳ ب.ظ
کامنتتان ربطی به موضوع نداشت و تحریک کننده/توهین آمیز بود.
بابک
۲۱ بهمن ۸۸ ساعت ۷:۲۶ ق.ظ
خوب فکر مر کنم اینکه “هر چیزی رو نباید راحت پذیرفت” رو همه قبول داشته باشند و نیازی به اثبات نداره.
ولی برای اثبات کذب بودن این مسئله هیچ دلیلی نمی آورید و فقط به رد دلایل مخالف می پردازید.
من اصراری به صدق یا کذب بودن مسئله ندارم ولی کنجکاو دانستن حقیقتم.
لطف کنید چند دلیل منطقی بر کذب بودن مسئله بیاورید.
علی گنجه ای
۲۱ بهمن ۸۸ ساعت ۷:۵۰ ق.ظ
«اثبات کذب بودن»؟
میشه بیشتر توضیح بدین یا ترجیحا مثال بزنید؟
فرض کنید مثلا کسی پیدا بشه و ادعا کنه دکتر حسابی اواخر عمرشون یهودی شده بودن و کلی ماجرای دیگه… برای شما چطور اثبات میشه که این قضیه کذبه؟
بابک
۹ بهمن ۸۸ ساعت ۱۰:۴۶ ب.ظ
آقای گنجه ای
می شه لطف کنید بگید شما می خواهید چی رو اثبات کنید؟ اینکه:
- انیشتن خدا رو قبول نداشته؟ یا
- خدا وجود نداره؟ یا
- هر چیزی رو نباید راحت پذیرفت؟
یا چیز دیگه ای؟
علی گنجه ای
۹ بهمن ۸۸ ساعت ۱۱:۰۴ ب.ظ
به طور عام این که هر چیزی رو نباید راحت پذیرفت و به طور خاص این که داستان شیعه شدن انیشتین یه دروغ پیش پا افتاده س
شمخ
۸ خرداد ۹۰ ساعت ۹:۵۴ ب.ظ
مثل داستان مسلمان شدن تولستوی که اول همه انکار کردن بعد خود روسها هم تایید کردن
محمدرضا
۱۱ دی ۸۸ ساعت ۲:۲۸ ق.ظ
عرض سلام مجدد خدمت دوست عزیز علی گنجه ای و همه ی خوانندگان
علی جان انتظار داشتم سوالاتی که در طول گفتار پرسیده بودم رو جواب میدادی! نه این که سوال را با سوال جواب بدهی!
ببخشید که کوتاه میگویم مدتی است که اشتغالم به پاره ای از امور که امیدوارم مایه ی خیر باشد کمتر فرصت معاشرت با دوستان اینترنتی را میدهد لذا با توجه به این که فکر میکنم بعد از این مباحثاتمان باید بیشتر جنبه ی عقلانی و منطقی پیدا کند،ادامه ی مناقشات رو موکول می کنم به مجالی دیگر،نه چندان دور.منتظرم باش
قربان سر شما بروم
والسلام
علی گنجه ای
۱۱ دی ۸۸ ساعت ۱۰:۳۹ ق.ظ
محمد رضا،
تا جایی که من دیده ام، بیشتر دوستانی که طرفداران سفت و سخت داستان «شیعه شدن انیشتین» هستند و ردیه های موجود را نوعی دشمنی ورزی با تشیع به حساب می آورند در «اعتبار سنجی» ضعف دارند. یعنی نمیتوانند در مورد صحت و سقم یک گزاره یا ضعف و قوت یک منبع قضاوت صحیح کنند.
کسی که اعتبار سنجی اش ضعیف باشد بالقوه در معرض این خطر هست که گزاره ی خوشایند نادرست را قبول کند و/یا گزاره ناخوشایند درست را رد کند.
سوالی هم که پرسیدم در همین راستا بود. یعنی میخواستم بدانم اگر قرار باشد در مورد صحت و سقم یک روایت قضاوت کنید و نتیجه بگیرید که آیا فلان جمله واقعا از انیشتین صادر شده یا نه، چه قدمهایی برمیدارید و چگونه پیش میروید.
منتظرم تا از امر انشاءالله خیر فراغت پیدا کنید و ادامه دهیم.
محمدرضا
۹ دی ۸۸ ساعت ۱:۵۷ ق.ظ
انیشتین در آثار خود از اعتقاد راسخش به وجود خدا آن چنان با شوق و هیجان و اطمینان قلبی سخن گفته و دستاورد های علمی خود را جملگی دلایل اثبات وجود خدا دانسته که شاید هیچ فیزیک دان یکتاپرست دیگری در این زمینه به پای او نرسد،از این رو از شخصیت حقیقت جویی چون او بعید نیست که با درک حقیقت اسلام شیعه شده باشد به علاوه کم دانشمندانی نبوده اند که مسلمان و آن هم شیعه شده اند نمونه ی بارزش در دوران معاصر ما پروفسور هانری کربن متفکر و فیلسوف فرانسوی است که با یک برخورد ساده با علامه طباطبائی و تحت تأثیر جزبه ی معنوی ایشان و البته به پشتوانه ی روح حقیقت جو و ذهن کاوش گر خود پس از سالها تحقیق و جستجو در معارف اسلام و تشیع و تبدیل شدن به یک اسلام شناس حرفه ای خود نیز شیعه شد
نکته ی دیگر اینکه نویسنده ی این وبسایت و دوستشان آقای علیرضا که ظاهراٌ خودشان را خیلی محقق به حساب آورده اند با جستجوی چند عبارت در گوگل خط بطلان به این مسئله کشیده اند.این اصلاٌ عقلانی نیست.گوگل که آینه ی جهان نما نیست که بتوان هر خبر یا حادثه ای را در آن پیدا کرد.
گذشته از همه ی این حرف ها که زده شده،مذهب حقه ی شیعه که محتاج شیعه شدن انیشتین نیست.
بدبختی اینجاست که ما همیشه تلاش میکنیم حقیقت را با اهالی آن بشناسیم،شاهد بر این ادعا کلام مولا علی(ع) است که فرمود: حق را بشناس سپس با آن اهل حق را
قربان سر شما بروم
والسلام
علی گنجه ای
۹ دی ۸۸ ساعت ۱۰:۳۰ ق.ظ
چیزی که در مورد «اعتقاد راسخ» انیشتین به خدا عنوان کرده اید درست نیست و تا جایی که من خبر دارم وی در هیچکدام از آثارش «با شوق و هیجان و اطمینان قلبی» در این مورد سخن نگفته. برعکس، پژوهشگران شک دارند که آیا اصولا انیشتین به خدا اعتقاد داشته یا نه.
درست است که گوگل (بطور کلی اینترنت) آیینه تمام نمای جهان نیست اما وقتی میبینیم که ادعای تشیع انیشتین فقط در چند سایت و وبلاگ نه چندان معتبر نقل شده است و آن سایتها هم همه از یک منبع نقل کرده اند و آن منبع هم پر از دروغهای خنده دار است، با اطمینان کامل میشود این ادعا را تکذیب کرد و (عذر میخواهم) به سادگی باورکنندگانش خندید و تاسف خورد.
محمدرضا
۱۰ دی ۸۸ ساعت ۲:۵۷ ق.ظ
با عرض سلام و ادب خدمت همه
آنچه من درباره اعتقاد راسخ انیشتین به وجود خدا گفتم ادعای صرف نبود؛دوستانی که اهل مطالعه بویژه در زمینه ی تاریخ علم هستند حتماٌ خوانده اند که اواخر عمر انیشتین همزمان بود با اوج گرفتن نظریات فیزیک کوانتومی و فرضیه پردازی فیزیک دانان جدید مبنی بر این که به استناد تغییر و تبدلاتی که در عالم اتم ها رخ می دهد و مجهول بودن علت پاره ای از این تغییرات،آنچه که با عنوان اصل علیت (یعنی هر حادثه ای علتی دارد) که تا آن زمان پایه و اساس همه ی علوم بود کما این که الان هم هست،بی اساس بوده و فاقد اعتبار تجربی است و لذا این اصل بزرگ که فطرت هر انسان عاقلی به صحت و اعتبار آن گواهی می دهد به شدت زیر سوال رفته و مورد انکار و تردید قرار گرفته بود؛در آن زمان انیشتین بود که یکه و تنها در مقابل آن نظریات واهی ایستاد و تمام توان علمی خود را برای اثبات اعتبار اصل علیت گذاشت و شاگردان و نزدیکان او گفته اند که او در آن ایام دائماٌ این جملات را تکرار میکرد که« من نمی پذیرم که عالم در اثر صدفه و اتفاق و بدون علت ایجاد شده باشد» « من نمی پذیرم که خدایی نباشد»؛من تعجب می کنم از این که دوست عزیز آقای گنجه ای به اعتبار کدام کتاب انیشتین و به استناد کلام کدام دانشمند میگوید که انیشتین حرفی درباره ی خدا نزده و عجیب تر از آن اینکه دانشمندان نیز درباره ی اعتقاد او به خدا تردید دارند؟؟؟!!!
آقای گنجه ای هر چه را بشود انکار کرد تاریخ معاصر علم که شاهدان و حافظان آن هنوز زنده هستند را که نمی شود انکار کرد
جملات زیر را مارلین بوکس کریدر، فیزیولوژیست معاصر در مورد انیشتین در کتاب «اثبات وجود خدا» که تالیف ۴۰ تن از دانشمندان تجربی ست و اکثر آنها هم غربی هستند،گفته است:
«آلبرت اینشتین که وجود یک قدرت خالق را قبول داشت آن را چنین تعریف مى کند که در عالم مجهول، نیروى عاقل و قادرى وجود دارد که جهان، گواه، وجود اوست و چنانکه در اوّل مقاله متذکّر شدم من اسم این نیرو را خدا گذاشته ام.
من در این دنیا، مادّه و نیروى ازلى نمى بینم و آفرینش جهان را نتیجه تصادف نمى دانم. به نظر من در آفرینش جهان، هیچ عامل مجهول، حتّى مرموز وجود ندارد.
من در آفرینش جهان، اراده پروردگار قادر متعال را مى بینم و بس…»
دوست عزیز آقای گنجه ای بهتر نبود به جای را اندازی این وبسایت و نوشته های بی خواننده اش و توجیه و مغالطه در مسیر یک هدف نامعلوم،وبسایتی طراحی میکردید و در آن با آوردن مطالبی علمی در مورد افکار و آرای انیشتین با منابع معتبر، در جهت شناساندن چهره ی علمی او تلاش میکردید؟؟
قربان سر شما بروم
والسلام
علی گنجه ای
۱۰ دی ۸۸ ساعت ۱۲:۰۰ ب.ظ
محمد رضای عزیز،
زحمت بکش و نشان بده عبارتی که کتاب «اثبات وجود خدا» از انیشتین نقل کرده واقعا متعلق به خود اوست یا نه. مراحل کارت را هم با جزئیات کامل برایم بنویس تا بفهمم آیا میدانی روش تحقیق برای صحتسنجی انتساب یک گزاره به یک شخص چیست؟ یا نه؟
معین
۳ اردیبهشت ۹۰ ساعت ۱۰:۵۰ ق.ظ
علی آقای گنجه ای عزیز…خیلی خوبه که به منظور معاشرت یا بحث و گفتگو حضور پر رنگی داری…ولی فکر می کنم ذاتا آدم منفی نگری باشی و نسبت به خیلی چیزها جانبدارانه اظهار نظر می کنی.مطمئنی چیزی که از نانوایی میگیری،اسمش نونه و با آرد درست میشه یا نسبت به اونم تردید داری؟در ضمن وقتی به شما یه مرجع معرفی میکنن وظیفه شماست که بیشتر تحقیق کنی…حیفه اینقدر وقت میذاری نتونی نتیجه قشنگی بگیری.موفق باشی
ملیحه
۳ دی ۸۸ ساعت ۹:۳۸ ب.ظ
این که شما برای یه مطلبی دلیل نداری باعث نمیشه که موضوع کلا نفی بشه!
این طوری که من فهمیدم شما تنها جایی که توش تحقیق کردی اینترنته یا تحقیقاتت رو کامل کن یا اینقدر صریح نظر نده
امیر
۱۴ مهر ۸۸ ساعت ۱۲:۵۸ ق.ظ
به نظر من این حرفا مهم نیست.
یکی بگه چرا تو جریان معراج پیامبر اون مطلب ظرف اب نوشته شده؟؟؟؟
به نظر شما چه دلیلی داشته؟؟؟؟؟
عطیه
۶ مهر ۸۸ ساعت ۳:۵۳ ب.ظ
من از دانشجویان فیزیک ام امیدوارم که انیشتین افتخار مسلمان شدن رو پیدا کرده باشه در هر صورت این انیشتین که باید افتخار کنه که جز مسلمونا باشه یا نه .
امین
۲۸ شهریور ۸۸ ساعت ۲:۳۰ ب.ظ
ای مردم قبل از آنکه سخنی بگویند لختی فکر کنند!
اصل این مکاتبات پیش پروفسورابراهیم مهدوی( مقیم لندن) هستش. اینجا را نگاه کنید.
شب پره
۳ دی ۸۸ ساعت ۹:۴۴ ب.ظ
من ایجایی رو که میگی نگاه کردم سایت پر باری بود اما راجع به موضوع بحث چیزی اضافه تر یا اثباتی وجود نداشت
ناشناس
۱۴ شهریور ۸۸ ساعت ۴:۵۸ ق.ظ
حتی اگر حق با شما باشه با عرض معذرت باید بگم به هدفتون نمیرسین چون به قول خودتون مرض دارید نه عشق
علی گنجه ای
۱۴ شهریور ۸۸ ساعت ۳:۵۰ ب.ظ
آره عزیز برادر. مرض تحقیق خیلی بد مرضیه! باعث میشه آدم نتونه هر چیزی رو که میشنوه باور کنه.
راستی شما عشق چی دارید؟
ناشناس
۷ مهر ۸۸ ساعت ۴:۵۰ ق.ظ
خداوند در قرآن کریم فرمود :”فی قلوبهم مرضا”یعنی کسانی که فاقد سلامت روحی هستند و جایگاهی در دارالسلام(بهشت)ندارندوآن کس در دنیا کاری جز اعمال بیهوده و بی نتیجه انجام نخواهد دادکه بحمدالله شما خود معترفید.
علی گنجه ای
۸ مهر ۸۸ ساعت ۱:۰۳ ب.ظ
مرض توی قلب کسانی است که دروغ میگویند و جعل میکنند و حرف حق را دانسته نمیپذیرند.
امیدوارم نه من و نه شما جزو این افراد نباشیم
ناشناس
۱۵ تیر ۸۸ ساعت ۵:۵۲ ب.ظ
لطفا قبل از تحقیق و این حرفها اول برو یه کلاس عفت کلام ثبت نام کن شعور بیشتر از تحقیق به دردت میخوره!
علی گنجه ای
۱۶ تیر ۸۸ ساعت ۱۱:۲۵ ق.ظ
ممنون از پیشنهادتون. در موردش فکر میکنم
سید علیرضا
۳۱ خرداد ۸۸ ساعت ۹:۳۷ ب.ظ
این که نشد جواب من با عرض معذرت شما دارید به جای حجت از احساسات و به جای جواب من از مقایسه های بی مورد استفاده میکنید که: کار نیکان را قیاس از خود مگیر/گر چه باشد در نوشتن شیر و شیر/ان یکی شیر است اندر بادیه(جنگل و صحرا) وان یکی شیر است اندر بادیه(ظرف)/ان یکی شیر است که ادم می خورد/وان یکی شیر است که ادم مــی خورد(مولوی).شما گفتید مسمان شدن او طبق دلایل من ممکن است نه اینکه قطعی باشد من هم میگویم طبق دلایل شمامسلمان نشدن او باز ممکن است نه اینکه قطعا ان را رد کنیم و باید بسیار تحقیق کرد و این نتیجه گیری از حرفهای خود شماست.(فاین تذهبون:÷س به کجا میروید).
علی گنجه ای
۳ تیر ۸۸ ساعت ۷:۴۳ ب.ظ
فکر نمی کنم ادامه این گفتگو سودی داشته باشد.
اگر حجتی در تایید ادعای آقای اسکندر جهانگیر پیدا کردید خبرم کنید.
ناشناس
۲۸ شهریور ۸۸ ساعت ۶:۱۹ ق.ظ
خوب بگو کم آوردی خیال خودتو همه رو راحت کن
علی گنجه ای
۲۸ شهریور ۸۸ ساعت ۱:۵۹ ب.ظ
بله! حتما! حالا که بازار اعتراف داغه میخوای من هم به اصلاح طلب شدن رونالد ریگان اعتراف کنم؟
در جستجوی حقیقت
۲۵ خرداد ۸۸ ساعت ۹:۵۴ ق.ظ
شما میگویید با توجه به دلایل بالا شاید انیشتین مسلمان شده باشد پس در اینصورت خودتان هم میتوانید بگویید شاید انیشتین مسلمان نشده باشد این یک اثبات منطقی از سخنان خود شماست پس چرا این موضوع را به طور کامل رد میکنید و اگر ان را کاملا رد بکنید در حقیقت سخنان خودتان را هم رد کرده اید(با توجه به سخنان خودتان در بالا).
علی گنجه ای
۲۸ خرداد ۸۸ ساعت ۵:۴۸ ب.ظ
البینه علی المدعی
در جستجوی حقیقت
۳۰ خرداد ۸۸ ساعت ۱:۰۱ ب.ظ
این که جواب من نشد به نظر من هم طبق این مقاله ی شما شاید انیشتین مسلمان نشده باشد نه اینکه به طور قطع ان را رد کنم شما برای رد کردن ان باید بسیار تحقیق کنید و به جاهای مختلف از جمله دفتر ایت الله بروجردی در قم شخصا بروید نه فقط تکیه بر چند سایتی که قطعا مطالب به این مهمی را به راحتی در اختیار کسی نمی گذارند و تنها در این صورت حجت قطعی خواهید داشت.
علی گنجه ای
۳۰ خرداد ۸۸ ساعت ۱:۴۷ ب.ظ
مثل این است که من بگویم رونالد ریگان در آخر عمرش اصلاح طلب شده بوده و با محمد خاتمی هم مکاتبه کرده و رساله ای هم نوشته به نام «the resaleh» و توی آن از حزب جمهوری خواه بد گفته و این رساله توی صندوق امانات بانک ملی روسیه است و چند نفر هم این وسط به طرز مشکوکی کشته شده اند (از جمله خود ریگان در ۸۴ سالگی!) و شما هم بیا ترجمه رساله را در وبلاگ من بخوان!
بعد هم گیر بدهم به شما که اگر باور نمیکنی «باید بسیار تحقیق کنید» و بدوید این طرف و آن طرف و …
فرضهایی مثل /اصلاح طلب شدن ریگان/مکاتبه اش با خاتمی/وجود the resaleh/ یا امثال این ها هیچکدام محال نیستند، ولی برای اثباتشان باید چیزی بیشتر از دلایل موهوم و خیالبافانه در دست مدعی باشد
ناشناس
۲۰ خرداد ۸۸ ساعت ۹:۰۸ ب.ظ
شما اگر احادیث بیامبر اعظم (ص) و ائمه ی اطهار(ع) را با نظریه ی نسبیت انیشتین و با توجه به این موضوع که انیشتین همیشه دنبال حقیقت بود را با هم مقایسه کنید به نتیجه میرسید چه حجتی از این بالاتر مگر ما در اسلام از این موضوع ها کم داشته ایم مگر قران بیش از هزار و چهارصد سال قبل به حرکت زمین به دور خورشید اشاره نکرد مگر به این که تمام چیزهااز جمله گیاهان الکترون وبروتون در هسته و حتی جمادات(مانند سنگها)زوج هستند اشاره نکرد که بعدا این موضوع ثابت شد و همچنین هزاران موضوع دیگر اشاره کرد به کتاب( اعجاز و شگفتی های علمی قرآن) نوشته ی دکتر محمد علی رضایی اصفهانی مراجعه کنید همچنین نوشته ی انیشتین ر ا نیز شخصی در اینترنت قرار می دهد به دنبال ان باشید
علی گنجه ای
۲۰ خرداد ۸۸ ساعت ۹:۴۰ ب.ظ
میفرمایید که اسلام دین حق است و هزار اعجاز و شکفتی علمی در قرآن یافت میشود؟ قبول!
میفرمایید که انیشتین همیشه دنبال حقیقت بود؟ قبول!
از این دو مطلب میشود نتیجه گرفت «ممکن است» انیشتین مسلمان شده باشد. یعنی همه استدلالهای شما فقط نتیجه میدهد که مسلمان شدن انیشتین «محال نیست»
آن «حجت» که میگویم باید داشته باشید و ندارید، دلیلی است که ثابت کند چنین اتفاقی افتاده.
قضیه نامه نگاری انیشتین و آیت الله بروجردی خیالبافی محض است و فرد بافنده برای داغ کردن داستانش و (معذرت میخواهم) رنگ کردن یک عده ساده لوح، به آن حواشی آبکی پلیسی/سیاسی افزوده است مانند کشته شدن انیشتین و نقش کندی و باقی قضایا.
حقیقت
۱۸ خرداد ۸۸ ساعت ۱۲:۰۳ ق.ظ
اینقدر بی اساس صحبت نکنید معلوم است که این موضوع را که به خاطر ان انیشتین را کشتند به راحتی در سایتها قرار نمی دهند این مطلب کاملا صحیح است.
علی گنجه ای
۱۸ خرداد ۸۸ ساعت ۸:۴۶ ق.ظ
خیالبافی است و یاوه گویی.
هیچ ادعایی با هزار بار تکرار کردن «این مطلب صحیح است» اثبات نمیشود. برای اثبات کردن هر چیزی باید حجت داشت.
حقیقت
۱۸ خرداد ۸۸ ساعت ۱۲:۰۰ ق.ظ
شخصی کتابی که انیشتین نوشته در (مورد تشیعش)
رابدست اورده هر چند روزی مقداری از ان را در اینترنت می گذارد.
حقیقت
۱۷ خرداد ۸۸ ساعت ۱۱:۵۹ ب.ظ
شخصی کتابی که انیشتین نوشته رابدست اورده هر چند روزی مقداری از ان را در اینترنت می گذارد.
ایران
۱ خرداد ۸۸ ساعت ۲:۴۰ ق.ظ
سلام. حقا هم پیگیری تو در زدودن گژیها و هم امیدواریت به تصحیح را بسیار تحسین می کنم. و صد البته برای من بسیار خوشحال کننده است که همان تصحیح محقق شود. اما شاید بعدها در این مورد به توافق برسیم که “یاوه گویی” این ۲نفر نه محدود به خودشان است و نه حتی بدترین نوع یاوه پردازی.
صمیمانه برایت آرزوی موفقیت و سرفرازی دارم
ایران
۳۱ اردیبهشت ۸۸ ساعت ۶:۳۸ ب.ظ
سلام و درود
خیلی ممنون از یافتن منشأ خبر و سایت http://einstein2007.persianblog.ir/ کار پیگیرانه است شایان تحسین زیاد است و مرا در دنبال کردن وبلاگت جدی تر نمود. اما گمان ندارم موضوع یک دیوانه در میان باشد. این سبک افراطی در ترویج دینی در روش “انجمنیها” (انجمن ضدبهایی پیرو شیخ محمود حلبی) رواج داشته و به بسیاری از “سران” و “معاریف” کنونی هم سرایت کرده و روزانه مشهود است. منطق این روش هم شبیه همان ترم “هدف وسیله را مشروع می کند” است که در میان برخی شیعیان هم از قدیم، به خصوص عصر صفوی و قاجاری سابقه دارد. مانند اتهامهای ناموسی به شخصیتهای اسلامی “نامحبوب” و…
میان نسلهای نو هم کم و بیش بوده است. مثلاٌ هرکسی که از کار یکی را درک نمی کرده وی را “مشکوک” و حتی “ساواکی” می شناسانده است. این از موارد ناآگاهانه اما مراکز زیادی هم همین روش را بطور خطی دنبال کرده و می کنند.
علی گنجه ای
۳۱ اردیبهشت ۸۸ ساعت ۶:۵۷ ب.ظ
من واقعا بعضی وقتها از وسعت ابعاد و عمق یاوه گویی های دو نفر حیران میمانم. یکی ناصر پورپیرار و یکی همین اسکندر جهانگیری.
حالا باز در مورد پورپیرار به خودم میگویم که پیرمرد با این یاوه گویی ها چند نفر را دور خودش جمع کرده و از انزوا در آمده و چند کتاب هم به هوادارانش فروخته.
ولی این اسکندر جهانگیری هنوز برایم معما است. خصوصا که مشخص است خیلی برای یاوه بافی وقت میگذارد. یعنی تصور میکنم کتاب «امام صادق» ذبیح الله منصوری را گرفته دستش و بر اساس هر پاراگراف آن یک قصه میپرورداند با چه طول و عرضی!
من خیلی وبلاگهای مذهبی را دیده ام که این قضیه آیت الله بروجردی و انیشتین را نقل کرده اند و مدتی کارم این بود که برایشان کامنت بگذارم که این حرفها پایه و اساس ندارد و بعضی ها هم عذر خواستند و مطلب را حذف کردند. ولی بعدا خسته شدم و گفتم چه اهمیتی دارد که مردم توی وبلاگهایشان چه مینویسند؟ اما این سایت رسمی آیت الله بروجردی دیگر فاجعه بود.
بر خلاف شما تصور نمیکنم نقل داستان در سایت آیت الله تعمدی و بر اساس هدفی بوده باشد. برای مدیر سایت ایمیل زدم و خیلی مودبانه شرح دادم که این کارش به شان آن مرحوم لطمه میزند. تا ببینیم چه پیش می آید.
ایران
۳۱ اردیبهشت ۸۸ ساعت ۶:۰۴ ب.ظ
سلام
من این خبر را تازگی دریافت کردم با آدرس سیایت مربوطه که به قرار زیر است:
http://www.broujerdi.ir/default.aspx?page=NewsItemShow&app=News&PageNumber=1&docParId=11684&docId=12089
البته به صدق موضوع خوشبین نیستم چرا که هیچ دلیل منطقی به مکتوم نگهداشتن چنین چیزهایی راه نمی دهد بلکه کاملا برعکس است. البته مسلمان یا شیعه شدن انشتین چیز غریبی نیست و ما نامهای مشهوری را از مردگان تا شخصیتهای هم اکنون مطرح سراغ داریم که مسلمان شده اند و حتی نظرهای اسلامی تازه و گاه پراهمیتی هم دارند. با اینهمه، درخواست دارم اگر در تحقیقات تو و علیرضا به مطلب تازه ای برخورد کردید مرا بی خبر نگذارید.
جدا از این مطلب، منهم وقتی برایت نوشتم که چرا “بی خواننده” اما می خواستم به خانم فاطمه یادآوری کنم که هیچ توهینی در کار نیست و این بیش از یک استعاره نیست گو به معنی نداشتن “خواننده پیگیر” یا “جدی” و یا… که در هرصورت طعم نمک استعاره را دارد.
علی گنجه ای
۳۱ اردیبهشت ۸۸ ساعت ۶:۱۱ ب.ظ
وای! چه فاجعه ای! من همین الان با مدیر سایت آیت الله بروجردی تماس میگیرم و درخواست میکنم که این مطلب را از روی سایت بردارند.
ایران
۳۱ اردیبهشت ۸۸ ساعت ۶:۲۰ ب.ظ
ای بابا. اصلا دوست ندارم اینقدر ساده باشی. مگر برای خاطر تو آورده اند که بردارند. اما اگر برداشتند خیرم کن شاید به نوعی تجدید نظر در دکان-شناسی دینی نایل شوم…
علی گنجه ای
۳۱ اردیبهشت ۸۸ ساعت ۶:۲۱ ب.ظ
این موضوع انیشتین و آیت الله بروجردی کذب محض است و هذیان های یک آدم بیمار است به نام مستعار اسکندر جهانگیر.
این مطلب را در موردش بخوانید:
http://www.ganjei.com/1387/05/19/eskandar-jahangiri
محمداحدی
۲۹ اردیبهشت ۹۰ ساعت ۲:۳۹ ب.ظ
دوست عزیز -مطالعاتی در باره زندگی انیشتین انجام دادم .باتوجه به خصوصیات اخلاقی ایشان اسلام آوردن ایشان منطقی دورازذهن نیست.
hosein
۲۱ اردیبهشت ۸۸ ساعت ۳:۰۵ ب.ظ
از این جوجه حزب ا.. ها همه چی بر میاد
x
۱۰ دی ۸۷ ساعت ۱:۳۶ ق.ظ
دین اسلام را با این نامه های دروغین کوچک نکنید.
رامین
۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۸ ق.ظ
شاید اگر آن دوست عزیز اشاره ای به زبان مشترک مکاتبات بین آیت الله فقید و دانشمند مرحوم داشتند به حل این معما کمک شایانی می کرد.
عاطفه
۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۸ ق.ظ
منم خوانندماااا… ایشالا نوشته های بدیتون ۱۰۰۰۰ تا کامنت داشته باشن
فاطمه
۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۸ ق.ظ
آقا جان اینکه نوشته اید "نوشته های بی خواننده" بر چه پایه و اساسی است؟ بنده به عنوان یک خواننده تمام عیار از شما شکایت دارم چون این تیتر یعنی که بنده را به حساب نیاوردید!!!!!!!!
س.ن
۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۸ ق.ظ
نوشته های بی مخاطب؟ چرا؟
ناشناس
۱۴ تیر ۸۸ ساعت ۱۱:۵۲ ب.ظ
شما اگر بیشتر تحقیق می کردید متوجه می شدید که افرادی که به نوعی با مسئله اسلام آوردن انیشتن در ارتباط بوده اند را کشته اند اگر اشتباه نکنم یهودیها و شاید گروههای دیگر که این قبول این مسئله برایشان بسیار دشوار بوده و انیشتن هم به صورت پنهانی اسلام آورده و شیعه شده بود…