از صبح درگیری های آموزشگاه و کار و زندگی داشتم نشده بودم اصلا بیام نت و الان که کلی خسته و کوفته اومدم چقدر خندیدم … اول از سوتی های جنابعالی در خواب … دوم هم از روش های نوستالژی درمانی دوستتان جناب مهران خان!! سوم هم … از این باند بازیی که شما توی اینترنت درست کردید! فکر می کنید باندهای تبهکاری معروف و بزهکار دنیا چه جوری اولش شروع کردن؟ همین جوری دیگه … یهو همگی باهم رفتن تو یه وبلاگ بنده خدایی کامنت های عجیب غریب گذاشتن!! ( البته من کامنت ها رو نخوندم اما می دونم دیگه! می خواید به طوری که کسی نفهمه به نجمه غیر مستقیم نزدیک بشید بعد نقشه ی قتلش رو بکشید! ) خلاصه که نجمه جان اگه اینجارو می خونی خوب حواست باشه ها! راستی از همسر گرامی شما می خواهیم که یک وبلاگ بزنه و از سوتی های شما بنویسه … وبلاگ پرطرفداری میشه
خب حالا چون بهتون بر نخوره! اجازه بدید از یکی از سوتی های دوران تحصیل خودم بگم … البته بمونه که همین الانشم با شیشصد تا ساعت من پنج صبح به زور از خواب پامیشم یه بار که من اول دوم راهنمایی بودم ..بابام میاد هی منو صدا می کنه که من پاشم برم مدرسه …. و من هم ابدا محال نمی کردم و هی پتو رو می کشیدم سرم … تا اینکه با عصبانیت از جام پامیشم و با چشمای بسته و موهای ویژول ویژول! داد میزنم که : اه ! چرا دست از سرم برنمیدارید آخه؟؟؟؟ دارم دنبال تراشم میگردم خب!!!!!!!!!!!!!!!!!! و اینگونه شده که هنوز هم که کسی میاد صدام کنه میگه پاشو تراشت رو من پیدا کردم !!
نجمه
۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ
سلام خوب اول بگذارید عکس ها را ببینم بعد نظر می دم
پرنسس
۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ
راستی از همسر گرامی شما می خواهیم که یک وبلاگ بزنه و از سوتی های شما بنویسه … وبلاگ پرطرفداری میشه
پرنسس
۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ
خب حالا چون بهتون بر نخوره! اجازه بدید از یکی از سوتی های دوران تحصیل خودم بگم …
البته بمونه که همین الانشم با شیشصد تا ساعت من پنج صبح به زور از خواب پامیشم
و اینگونه شده که هنوز هم که کسی میاد صدام کنه میگه پاشو تراشت رو من پیدا کردم !! 
یه بار که من اول دوم راهنمایی بودم ..بابام میاد هی منو صدا می کنه که من پاشم برم مدرسه …. و من هم ابدا محال نمی کردم و هی پتو رو می کشیدم سرم … تا اینکه با عصبانیت از جام پامیشم و با چشمای بسته و موهای ویژول ویژول! داد میزنم که : اه ! چرا دست از سرم برنمیدارید آخه؟؟؟؟ دارم دنبال تراشم میگردم خب!!!!!!!!!!!!!!!!!!
فرامرز
۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ
حال شما؟
همتای لینوکسی خوب برش سراغ نداری ؟
مینا
۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ
جانا سخن از دل سمرا گفتی