جزء اسناد و مدارک پدر در آلبوم قدیمیاش، یک سری نامه پیدا کردیم از مرحوم پدربزرگمان که از سفر حج به مادرشان نوشته بودهاند. نامهها مربوط به سالهای 1335 تا 1342 میشوند. همهی نامهها روی یک کاغذ چاپی است که به عربی بالای آن نوشته شده الحمدلله به صحت و سلامتی در تاریخ (جای خالی برای تاریخ هجری) مطابق با (جای خالی برای تاریخ میلادی) به سلامتی به مکه رسیدیم و حالمان خوب است و آب زمزم میخوریم و به همه سلام برسانید و به اینها هم سلام برسانید … آخر نامه یک جای خالی است که جای نوشتن فهرست کسانی است که باید به آنها سلام رسانده شود و پدربزرگ مرحوم متن نامهاش را در این جای خالی نوشته است.
پدربزرگ متن همه نامهها را به مادرشان نوشتهاند و به مادر گرامی گفتهاند که مثلا از قول من به همه فامیل و عمه خانم و والد (پدر) سلام برسانید. من نامهای ندیدم که خطاب به پدرشان نوشته باشند (ظاهرا روابط پدر-فرزندی اصلا خوب نبوده) و هیچ اسمی هم از همسرشان (مادر بزرگ مرحوم ما) نبردهاند که مثلا به همسرم هم سلام برسانید (ظاهرا این کار خلاف غیرتورزی مرسوم در آن سالها بوده)
در یکی از نامهها که تصویرش را میبینید، مرحوم پدر بزرگ برای بار اول سوار هواپیما میشده و با شوق و ذوق قضیه را برای مادرش تعریف کرده:
«66 نفر در یک طیاره بودیم مخصوصا بنده بیشتر قدم میزدم صحبت میکردم شوخی میکردیم (یعنی اصلا نترسیده بودم) شام ما را در یک جعبه بسته بودند در مقابل هر یک صندلی یک جعبه گذاشته بودند توی جعبه خوراکی به شرح زیر بود خیار یک عدد پامدور یک عدد (فکر میکنم به روسی یعنی گوجه فرنگی) تخممرغ پخته یک عدد زردآلو دو عدد سبزی کوکو یک تکه پنیر یک تکه کاتلیت (همان کتلت) یک عدد پیچنیک (؟) 5 عدد ما هم نوش جان کردیم توی طیاره وضو گرفتم نماز مغرب و عشاء را در طیاره خواندم خلاصه از هر جهت از طرف بنده خواطر (مرحوم پدربزرگ در همه نامهها خاطر را نوشتهاند خواطر) جمع باشید»
