نوشته های بی خواننده

آرشیو ماهانه

درازی و بیحاصلی یک چهارشنبه دیگر

۲ دیدگاه

امروزمان هم روز نمی‌شود. مردیم از کسالت. همان بهتر که برویم دنبال بیمه‌ی عمو و لپ‌تاپ خواهرمان

نوشته علی گنجه ای

۲۱ آذر ماه ۱۳۸۶ ساعت ۲:۴۹ ب.ظ

آرزوی سفر چین

۴ دیدگاه

خدا قسمت کند یک سفر چین برویم

چین

نوشته علی گنجه ای

۲۱ آذر ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱:۲۲ ب.ظ

بازدید پدر از نوشته های بی خواننده ما

۲ دیدگاه

پدر به بازدید وبلاگمان آمدند و تک‌تک postها و بعضی کامنت‌ها را با دقت خواندند و جاهایی برای روشنتر شدن مطلب سوال‌هایی پرسیدند و گاهی نکته‌ای به تناسب مطرح کردند و چندین بار ما را به تایید و تشویق و تحسین پدرانه‌شان نواختند.

نوشته علی گنجه ای

۲۰ آذر ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۰:۲۸ ب.ظ

آزمون ادبیات فارسی ویژه مهندسین

۴ دیدگاه

مهندس جماعت فارسی‌اش ضعیف است… چه حکمتی دارد نمی‌دانم ولی قاطبه‌ی مهندسینی که می‌شناسم فارسی‌شان در حد بابا نان داد و این حرف‌ها است و البته معمولا انگلیسی‌شان هم در حد I am catalogue است! (یکی از بچه‌های نساجی پلی‌تکنیک زمان دانشجویی ما قسم می‌خورد که همکلاسی‌شان رفته توی نمایشگاه بین‌المللی و به مسوول خارجی یکی از غرفه‌ها گفته I am cataloge یعنی یه کاتالوگ لطف کنید بی‌زحمت) خلاصه… ما چند وقتی است که به عنوان آزمون ادبیات فارسی این کارت پستال را نشان مهندسین مملکت می‌دهیم و هر کس که توانست نوشته‌ی بالای سر دانش‌آموزان را بخواند یعنی فارسی‌اش در حد قابل قبولی است.

مدرسه رشدیه

این هم خود نوشته:

متن آزمون

نوشته علی گنجه ای

۲۰ آذر ماه ۱۳۸۶ ساعت ۵:۵۱ ب.ظ

حاضر غایب

۱۳ دیدگاه

حاضر غایب می‌کنیم …

هر کس که اسمش را می‌خوانم کامنت بگذارد حاضر:

فرزین آذری‌پور

مینا اقمشه

کارآگاه بهمنی

همسر گرامی

سولماز بیگدلی

ساناز ثابت

علی جنگی

پرنسس ح

نجمه روزگار

رامین شرفکندی

مهران کارزاری

زی‌زی گ.

رئیس MBA

استاد شهنام محمدنظر

بهنام نایب‌زاده

علیرضا یگانه

هر کس که اسمش از قلم افتاده هم کامنت بگذارد که به لیست اضافه شود.

نوشته علی گنجه ای

۲۰ آذر ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۵۷ ب.ظ

نقاشی ساسانی

۹ دیدگاه

نقاشی‌های خیلی قدیمی ایرانی مربوط بعد از اسلام هستند و اگرچه ویژگی‌های زیبایی‌شناسانه خاص خودشان را دارند ولی به وضوح تقلید از سبک نقاشی چینی هستند و از نظر تکنیک نقاشی هم چندان پیشرفته به حساب نمی‌آیند.

آدم وقتی سنگتراشی‌های ساسانی را می‌بیند، که با این دقت و وضوح شاه و اسبش را روی سنگ نشانده‌اند، با خودش فکر می‌کند حتما ایران ساسانی یک سنت نقاشی خیلی پیشرفته هم داشته که با سقوط امپراطوری از بین رفته.

شاه و اسبش

نوشته علی گنجه ای

۱۹ آذر ماه ۱۳۸۶ ساعت ۶:۰۴ ب.ظ

جهت شادی روح اموات و درگذشتگان فاتحه‌ای قرائت نمایید…

نظرتان چیست؟

اگر محل قبر اموات و درگذشتگان‌تان را هم فراموش کرده‌اید بروید اینجا پیدایشان کنید. انگار غیر از اطلاعات بهشت زهرا، اطلاعات بعضی قبرستان‌های دیگر را هم دارند چون مثلا آمار پدر بزرگ مرحوم ما را که در قم دفن است را هم داشت.

نوشته علی گنجه ای

۱۹ آذر ماه ۱۳۸۶ ساعت ۴:۰۹ ب.ظ

محاسبات دلاری ما

یک نظر

من که اقتصاد سرم نمی‌شود ولی انگار اینجوری است که:

۱- پارسال این موقع، هر دلار ۰٫۷۶ یورو بوده

۲- الان هر دلار تقریبا ۰٫۶۸ یورو است

۳- پارسال این موقع هر دلار ۹۱۴۸ ریال بوده

۴- الان هر دلار ۹۳۶۰ ریال است

یعنی با اینکه ارزش جهانی دلار پایین رفته، قیمت ایرانی آن تقریبا ثابت مانده و کمی هم بالا رفته. به این ترتیب ما جنسی را که پارسال می‌خریده‌ایم ۱۰ دلار حالا باید بخریم یازده دلار و قیمت دلار هم که ثابت مانده، یعنی اجناس وارداتی برای ما گرانتر تمام می‌شود. رئیس جان؟ تو که MBA هستی بگو آیا استدلالم درست است؟

نوشته علی گنجه ای

۱۹ آذر ماه ۱۳۸۶ ساعت ۳:۵۰ ب.ظ

ا.ن. و دول عربی

۶ دیدگاه

اینقدر عکس این ا.ن. در دوحه را نفرستید که وای خلیج عربی شد. آن که توی آرم شورای همکاری خلیج فارس نوشته: «المجلس التعاون لدول الخلیج العربیه» معنی می‌دهد:« شورای همکاری دولت‌های عربی خلیج» نه «دولت‌های خلیج عربی». کمی از خاطرات آن هفت سال عربی که توی راهنمایی و دبیرستان خواندید به یاد بیاورید… «دول» که جمع مکسر دولت است (درست بخوان بی‌تربیت). جمع مکسر غیر عاقل هم که حکم مفرد مونث دارد، خلیج هم که مذکر است، صفت و موصوف هم که در عربی تطابق جنسی دارند، بنابراین العربیه که ه تانیث گرفته به دول برمی‌گردد نه به خلیج.

نوشته علی گنجه ای

۱۹ آذر ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۰:۲۹ ق.ظ

معروفترین جای شیراز

۳ دیدگاه

به نظرم مشهورترین جای شیراز میدان گاز باشد چون هر کس خبردار می‌شود که همسر گرامی شیرازی است، فورا سوالی یا نکته‌ای یا تکه‌ای درباره‌ی «فلکه گازو» (با تاکید روی صدای ئو پایانی) مطرح می‌کند. البته تلفظ دقیق این ترکیب به این صورت است: felke-y-gaazoo نه آنطوری که ناواردها می‌گویند: falake-ye-gaazoo مخصوصا دقت کنید که «یای نسبت» در لهجه شیرازی کاملا ساکن است و مثل تهرانی کسره نمی‌گیرد.

دو نکته‌ی دیگر هم بگویم که لال از دنیا نروم:

۱- «بادکنک را بده» به شیرازی می‌شود: baadkonakoo-r-bede. دقت کنید که oo به بادکنک می‌چسبد و در عوض «را» نشانه مفعول صریح، بصورت یک «ر» ساکن تلفظ می‌شود. (این را خودم جلوی بازار وکیل از دو پسر بچه شنیدم!)

۲- هر چیز که برای تهرانی‌ها «ئی» در آخرش دارد در شیرازی «ئو» دارد مثلا «وسطو» در مقابل «وسطی» یا «فاطو» در مقابل «فاطی». در عوض شیرازی‌ها به «سمنو» می‌گویند «سمنی»!

نوشته علی گنجه ای

۱۸ آذر ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۱۳ ب.ظ