سوتی یادمان میآید… هر چه هم که یادمان رفته باشد دوستان یادمان میآورند!
با کیوان برای سپنتا یک برنامهی Accounting نوشتهایم که هنوز هم بعد از چهار سال دارد کار میکند… در مرحله تست برنامه، پیامهای خطا و توضیحات برنامه، عبارات خیلی رکیکی بودند توی این مایهها که مثلا: «[...] پسوردتو درست وارد کن» یا «کاربر [...] مورد نظر یافت نشد الاغ» و …
وقتی برنامه را میخواستیم زیر بار ببریم نشستیم و همهی پیامهای مستهجن را اصلاح کردیم و همه چیز را تست کردیم و برنامه عملیاتی شد و همه چیز داشت خوب پیش میرفت تا ساعت ۹ صبح که خانم ت. از بخش فروش زنگ زد…
خانم ت.: الو؟ آقای گنجهای؟
من: جانم؟ سلام
خانم ت: این برنامهتون خیلی حرفهای زشتی میزنه!
من (با رنگ پریده): چی مثلا؟
خانم ت: وقتی logout میکنم میگه برو گمشو!
من (با رنگ طبیعی و بعد از یک نفس راحت): ئه؟؟؟ جدی میگید؟؟ باشه باشه همین الان درستش میکنم!
توصیه:
در صفحه «دربارهی من
» مطالب و توضیحات بیشتری پیدا میشود. بد نیست سری هم به آنجا بزنید.
کیوان
۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ
شاهکار بود.
من هنوز اون برنامه و انوویشنی که ترکونده بودیم جزو افتخاراتمه.
هنوز تغییر قیافت وقتی خانم ت بهت گفت کاملاً یادم هست. کلی خندیدیم.
زی زی
۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ
میدونی تو این عکست شبیه کی شدی: قصاب- چاقو کش- راهزن(!)-پخش کننده فیلم مستهجن!!!!!! ببخشیدا اصلا منظوری نداشتم!!!!!!!!!
مانی
۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ
برنامه نویسی خوندی؟
ازت خوشم اومد با اون سبیل باحالت.
خوش باشی
مهران
۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ
یعنی میخ نوشته یا همون نوشته های به خط میخی مودب یه چیزه دیگست
بهنام
۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ
سلام
حالا باز خوبه اون موقعی که داشتی برا فرشاد رو گوشی های نوکیا برنامه مینوشتی این کارو نکردی مگر نه پیغامات international میشد
شهنام
۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ
به یاد یکی از دوستان افتادم که پسوردی گذاشته بود { …. طلا} و مجبور شده بود که آنرا به مسئول ISp بگوید البته گفته بود بگید یکی از آقایان همکارتان بیاید تا پسورد را به ایشان بگویم!
مهران
۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ
سقف شیشه ای اتاق وسط را اگه جرات داری بگو
طنز متفاوت!
۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ
بی نزاکت
ته فحشه دیگه
من آپم
زی زی
۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ
سلام علی.اصلا فک نکنی که من اومدم نظر بدم.نه!! فقط الان که رفتم comment محبوبه رو خوندم دیدم بابا چقدر مرام گذاشته! راستی ببین من با لپ تاپم connect شدم
پرنسس
۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ
شاه فینقیلی
۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ
جواب کامنت رو همون جا که کامنت گذاشتید دادم
البته عجله ای چون اکونتمان رو به کنف یکن شدن است
خزانه هم پر از خالیست
بدشانسی کسی به ما مالیات نمی دهد تا حالی به حولی بنماییم
و برویم یک کارت اینترنت خریداری نماییم
پرنسس
۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ
راجع به این وبلاگ و حیوون ها هم که …. والا عشقه دیگه!! کاریش هم نمیشه کرد …. :دی
اگرچه که ماهی به نظر من خنگ ترین و ببوترین حیوونیه که میشه توی خونه نگهداری کرد ولی ببینم جدا ماهی هارو چی کار کردید؟؟ نگفتید اونهارو خدا به شما سپرده؟ جدی دارم میگم ها؟؟؟
شاه فینقیلی
۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ
به این کار شما می گند خلاقیت و نوآوری

بازم میگم حیف که کسی ارزشتونو نیم دونه