نوشته های بی خواننده

پایان یک جفت سیبیل…

۱۱ دیدگاه

بنا به اعتراضات شدید و دامنه‌دار و انقطاع‌ناپذیر همسر گرامی قصد داریم عکس پروفایل‌مان را عوض کنیم و یک عکس متمدنانه‌تر بگذاریم.

اعلیحضرت فینقیلی گشته‌اند و در آرشیوشان یک عکس از ما پیدا کرده‌اند که بروید و ببینید!

در مدتی که سبیل‌های خون‌چکان‌مان در معرض تماشای دوستان بود نظرات مختلفی در مورد آنها ابراز شد. از جمله خواهر ته‌تغاری‌مان عقیده داشت که قیافه‌مان شبیه چاقو‌کشان و راهزنان و توزیع‌کنندگان فیلم مستهجن شده، جناب صادقی معتقد بوده‌اند که «بابا خیلی خوش‌تیپ بودی» و علیرضا (خلیلی؟) هم فرموده‌اند که «کلی بهت میومد پشمااااا…بجان خودم خوش قیافه بودی…این سیبیلای عشق لاتی چیه گذاشتی علی آقا جون»

نوشته علی گنجه ای

۳ دی ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱:۰۸ ب.ظ

۱۱ دیدگاه درباره «پایان یک جفت سیبیل…»

با آر.اس.اس مشترک نظرات شوید پیوند Trackback

  1. یه دوست

    ۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ

    این عالیجناب فینقیلی دقت نکرده که عکس رو باید یه horizontal flip بده. با یه نیگاه به آرم شوایسیکا روی بازوی راست می فهمی که باید روی بازوی چپ باشه. و در ضمن آرمش چپکیه.
    اینو عمو سیبیلو خودت درستش کن.

  2. علیرضا خلیلی

    ۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ

    علی تو تا حالا این عکسو کجا زیر خاک کرده بودی من ندیدم؟

  3. زی زی

    ۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ

    راستی بعضی از دوستان لحنشون یه طوری بود که یاد مردای عهد قاجار افتادم!!!

  4. فاطمه

    ۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ

    مهران: تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمیبره؟

  5. زی زی

    ۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ

    این عکسه که فینقیلی گذاشته خیلی باحاله . اینو بذار!!!جدی میگم

  6. بهنام (پسر دایی)

    ۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ

    راستی اگر هم خواستی عوضش کی مدل ملوانی رو بگذار اینطوری از خشانتش کم میکنه که خانوما نترسن

  7. بهنام (پسر دایی)

    ۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ

    به نظر من آدم باید اصالتشو حفظ کنه یاد لحظه ای که این عکسو ازت گرفتم افتادم یادش به خیر چه حالی داشتیم

  8. سجاد

    ۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ

    یاده برره افتادم

  9. مهران

    ۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ

    علی حواستو جمع کن به این زنا باج نده الان میگه سیبیلتو بزن فردا باید بمونی خونه بچه داری کنی غذا بپزی لباس کهنه بشوری و مس بسابی و یخ حوض بشکنی خلاصه از ما گفتن بود

  10. شهنام

    ۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ

    بالای حرف همسر گرامی که چیزی نمی شه گفت ولی هر وقت دلمون میگرفت یه سری میومدیم اینجا یه نگاه هکی مینداختیم

  11. مهران

    ۱۶ مرداد ۸۷ ساعت ۶:۰۹ ق.ظ

    جالب است اما ضایع است به نظر من اگه به سر قزلباشان اضافه می شدی بانمک ترمی بودی

نظرتان را ثبت کنید