دیشب حوالی هشت شب که توی میدان هفت تیر منتظر همسر گرامی بودیم تا از یکی از مانتو فروشیها بیرون بیاید، چند دقیقهای توی کوک گشت ارشاد رفتیم که نزدیک خروجی جنوبی مترو مشغول ارشاد خلقالله بود.
اوضاع به نظر خیلی حاد نمیآمد و هر کس که توی ون رفت، پنج دقیقه بعدش آمد بیرون و رفت دنبال کارش. یکی از خانمها هم که اکراه داشت به تو رفتن، از یکی از سربازها شنید که چیزی نیست، «خانم توی ماشین» یک فرم میدهد که پر کنید و بروید.
به علاوه انگار خیلی هم انگیزهای برای ارشاد کردن مردم نداشتند و کاملا تفننی گیر میدادند.
نوشتههای «احتمالا» مرتبط:
- نبووووود؟ سربازها وقتی به پایان خدمتشان نزدیک میشوند، «نبود میکشند». «نبود...
- تقسیم شدیم … از وقتی سخنرانی «مقام مدعو» تمام شد و «راحت باش»...
- رژه تشریف بردیم! توی همهی پادگانهای ایران، دوشنبه روز صبحگاه مشترک است. یعنی...
- اینویجیلاتور نشسته بودیم توی سالن باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران و منتظر...
- تغییر معنای سربازی با طرح مجلس فکر میکنم اگر طرح مجلس برای «افزایش حقوق و مزایای...
شاه فینقیلی
۶ بهمن ۸۶ ساعت ۱۲:۵۸ ق.ظ
سلاااااااااااام
ناسلامتی نزدیک انتخاباته هااااا
حتی دو سه روز مونده به انتخابات اگه خانمی بدون روسری هم بیاد بیرون کسی بهش گیر نمی ده
اینا رو فقط خدا میشناسه
ali786
۶ بهمن ۸۶ ساعت ۲:۰۰ ق.ظ
سلام
کی میگه نوشته هات خوننده نداره پس ما هویجیم دیگه ؟
اصلا شاید تقصیر این فید لامسبه !
از خط میخی ممنون (ما تو همین پارسی موندیم تو می خوای میخی یادمون بدی ! ((بابت مزاه)) )
یا علی مدد .
mehrankarzari
۶ بهمن ۸۶ ساعت ۱۱:۵۱ ق.ظ
اون قسمت شرقی رو ندیدی اونا یه جورای آشنا بودن طرف برای اینکه خودشو به ما نزدیک کنه کلی دری وری می گفت تازه یکی دیگشون می گفت ما مجبوریم چاره نداریم راستم می گن
ایران
۳۱ اردیبهشت ۸۸ ساعت ۶:۱۰ ب.ظ
سلام. ضمن جدی گرفتن نظر شاه فینقلی، به نظرم این یادداشت یک ضعف دارد. یک نمونه را که چه بسا نفراتش ملایم بودند، مطرح کردن در موضوعی که این همه گسترده در جامعه جریان دارد چه ارزشی در نمایاندن حقایق جامعه دارد؟ شاید بیشرش را صلاح ندانی اما نک زدن به موضوع می تواند گمراه کننده باشد. آیا نمونه های متضاد را که به رسانه های خارجی از فرنگی تا عربی و… منعکس می شود را از اساس تکذیب می کنی؟
علی گنجه ای
۳۱ اردیبهشت ۸۸ ساعت ۶:۱۹ ب.ظ
این مطلب مربوط به بهمن ۸۶ است (کمی قبل از انتخابات مجلس هشتم). کمی قبل از آن گشت ارشاد فشارش را خیلی زیاد کرد و چند مورد درگیری هم پیش آمد که خیلی انعکاس گسترده ای داشت.
بعد از آن شنیده بودم که فشارها فروکش کرده و کنجکاویم هم برای همین بود که بدانم چیزی که میبینم با شنیده هایم انطباق دارد یا نه؟ که حداقل در آن مورد خاص انطباق داشت.