نوشته های بی خواننده

مناقشه پیرامون کتیبه خط میخی خارک

۵ دیدگاه

کسانی که زبان‌های باستانی خوانده‌اند، نهایت آرزویشان این است که دست‌شان به کتیبه‌ای یا متنی برسد که قبلا خوانده نشده و اولین کسی باشند که قرائتی از این کتیبه/متن ارائه می‌دهند.

از آن طرف، چون در ایران اوضاع میراث فرهنگی مثل اوضاع بقیه‌ی ارکان مملکت است، کاوش باستان‌شناسی آنچنانی صورت نمی‌گیرد و متن‌های تازه هم خیلی کم پیدا می‌شوند.

به این ترتیب وقتی یک متن تازه کشف شود، داستان «یک مویز و چهل قلندر» پیش می‌آید و کرور کرور «باستان‌کار» از راه می‌رسند که عمری است دارند سر خودشان را با متن‌های صدبارخوانده‌شد گرم می‌کنند و تشنه‌ی خواندن یک متن جدید‌ند.

چنین اتفاقی در مورد کتیبه‌ی نویافته‌ی خارک هم افتاد. داستانش را شاید شنیده باشید که آبان امسال یک کتیبه‌ی کج و کوله در خارک پیدا شد به خط میخی فارسی باستان و از شش کلمه‌ای که داشت، پنج‌تایش جدید بود (یعنی در کتیبه‌های دیگر نیامده بود)


دیروز که «رسول بشّاش» آمده بود تا در همایش زبان‌شناسی کتیبه‌ها و متون، گزارشی از کشف این کتیبه و قرائت پیشنهادی خودش بدهد، این قضیه‌ی یک مویز و چهل قلندر را می‌شد دید.

خود دکتر بشّاش کلی قبل از رفتن سر اصل مطلب گله و گلایه کرد از دست این و آن که چقدر مسخره‌اش کرده‌اند و چقدر به قرائتش ایراد گرفته‌اند و چه و چه … بعد که صحبتش تمام شد، یکی از ته جلسه داد زد که هاااای! من این کتیبه را زودتر خوانده‌ام و شماها (دکتر بشاش و دکتر سرافراز) نگذاشته‌اید قرائت من منتشر شود! بعد هم خطاب به جمعیت داد زد که بروید و قرائت مرا در سایت «آریابوم» بخوانید!

کلا صحنه‌ی خیلی خنده‌داری بود و البته برای من قابل درک!

نوشته علی گنجه ای

۱ اسفند ماه ۱۳۸۶ ساعت ۶:۱۹ ب.ظ

۵ دیدگاه درباره «مناقشه پیرامون کتیبه خط میخی خارک»

با آر.اس.اس مشترک نظرات شوید پیوند Trackback

  1. مینا

    ۴ اسفند ۸۶ ساعت ۷:۲۵ ق.ظ

    زیپولی در موزه هنرهای معاصر نمایشگاه عکس گذاشته قرار بذاریم بریم ببینیم ؟ جمعه یا پنجشنبه؟

  2. نجمه

    ۳ اسفند ۸۶ ساعت ۱۰:۴۶ ق.ظ

    اهان راستی یادم رفت سری به ششم بزن روزگار سیاه رو می گم ببین درست نوشتم در بارهی سپندارمذگان ببینم هدیه چی میدادن اخه شکلات غربیه فکر کنم طلا می دادن نه؟

  3. نجمه

    ۳ اسفند ۸۶ ساعت ۱۰:۴۳ ق.ظ

    سلام خوب هستین من دیروز امتحان داشتم دیروز چه امتحانی که نبود اگر درس نمی خواندم شرف داشتم همش کار کرد احمدی جان بود وبرنامه ای عمران نه ببخشید اقتصادی اجتماعی اخه طرح جمهوری اسلامی کالبدیه ÷س عمرانی غلطه اره جانم به قربانتان بگویم که از نانوشته ها امتحان گرفتن اگر ÷ای تلوزین نشسته بودن قبولیم حتمی بود می دونی همش مال مسوبه های ۸۶ بود دیگه ن÷رس که دلم پر پره می زنم زیر گریه

  4. mehrankarzari

    ۲ اسفند ۸۶ ساعت ۸:۱۱ ق.ظ

    خودت چی خوندی ؟

  5. فاطمه

    ۱ اسفند ۸۶ ساعت ۸:۰۱ ب.ظ

    رفتم لینک هارو هم خوندم. به نظرم اون دانشجو در حد یک کارشناس ارشد تقریبا تازه فارق التحصیل شده گذارش جالبی نوشته.

نظرتان را ثبت کنید