مناقشه پیرامون کتیبه خط میخی خارک

کسانی که زبان‌های باستانی خوانده‌اند، نهایت آرزویشان این است که دست‌شان به کتیبه‌ای یا متنی برسد که قبلا خوانده نشده و اولین کسی باشند که قرائتی از این کتیبه/متن ارائه می‌دهند.

از آن طرف، چون در ایران اوضاع میراث فرهنگی مثل اوضاع بقیه‌ی ارکان مملکت است، کاوش باستان‌شناسی آنچنانی صورت نمی‌گیرد و متن‌های تازه هم خیلی کم پیدا می‌شوند.

به این ترتیب وقتی یک متن تازه کشف شود، داستان «یک مویز و چهل قلندر» پیش می‌آید و کرور کرور «باستان‌کار» از راه می‌رسند که عمری است دارند سر خودشان را با متن‌های صدبارخوانده‌شد گرم می‌کنند و تشنه‌ی خواندن یک متن جدید‌ند.

چنین اتفاقی در مورد کتیبه‌ی نویافته‌ی خارک هم افتاد. داستانش را شاید شنیده باشید که آبان امسال یک کتیبه‌ی کج و کوله در خارک پیدا شد به خط میخی فارسی باستان و از شش کلمه‌ای که داشت، پنج‌تایش جدید بود (یعنی در کتیبه‌های دیگر نیامده بود)


دیروز که «رسول بشّاش» آمده بود تا در همایش زبان‌شناسی کتیبه‌ها و متون، گزارشی از کشف این کتیبه و قرائت پیشنهادی خودش بدهد، این قضیه‌ی یک مویز و چهل قلندر را می‌شد دید.

خود دکتر بشّاش کلی قبل از رفتن سر اصل مطلب گله و گلایه کرد از دست این و آن که چقدر مسخره‌اش کرده‌اند و چقدر به قرائتش ایراد گرفته‌اند و چه و چه … بعد که صحبتش تمام شد، یکی از ته جلسه داد زد که هاااای! من این کتیبه را زودتر خوانده‌ام و شماها (دکتر بشاش و دکتر سرافراز) نگذاشته‌اید قرائت من منتشر شود! بعد هم خطاب به جمعیت داد زد که بروید و قرائت مرا در سایت «آریابوم» بخوانید!

کلا صحنه‌ی خیلی خنده‌داری بود و البته برای من قابل درک!

۵ Comments

  1. مینا ۴ اسفند ۱۳۸۶
  2. نجمه ۳ اسفند ۱۳۸۶
  3. نجمه ۳ اسفند ۱۳۸۶
  4. mehrankarzari ۲ اسفند ۱۳۸۶
  5. فاطمه ۱ اسفند ۱۳۸۶

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *