پیش از ظهر رفتم دیدن دکتر ارفعی. دفترش در بلوار کشاورز است. نوشتهی قبلی مرا خواند و ایرادهایش را گفت و توضیحات مفصلی هم در مورد گلنوشتهها و محتویاتشان داد که به تدریج مینویسم.
در نوشتهی قبلی نوشته بودم که «دانشگاه شیکاگو حاضر نیست هزینهی سفر و اقامت دکتر ارفعی را بپردازد» کمی از خواندن این عبارت دلخور شد و مفصلا توضیح داد که موسسهی شرقی تا بحال چه تلاشهایی برای حفظ کتیبهها و خواندنشان انجام داده. شرح این قضیه را هم جداگانه مینویسم.
ناشناس
۲۹ شهریور ۸۸ ساعت ۸:۰۵ ب.ظ
اگر ممکن است برایم آدرس یا تلفن یا ای-میل دکتر ارفعی را بفرستید. حقیقتش در اینترنت پیدا نکردم ای-میلشان را اگر شما لطف کنید ممنون میشوم
ثامنی
sohrabsameny@gmail.com
ناشناس
۱۸ مرداد ۸۸ ساعت ۱۲:۰۰ ب.ظ
یه وقتایی حرصم میگیره از خودم که چرا به اندازه لازم پولدار نیستم
mehrankarzari
۱۱ اسفند ۸۶ ساعت ۸:۰۰ ق.ظ
میگم این حاجی دست فرهودم از پشت بسته ها به این می گن جامعه مدنی
نجمه
۹ اسفند ۸۶ ساعت ۱۰:۰۲ ق.ظ
سلام اقا علی خوب هستین من مطالب رو دنبال می کنم اگر کمکی هم از ما بر بیاد دریغ نمی کنیم راستی سری به من بزن روزگار سیاه مطلبی دربارهی اسفندگان ÷یدا کردم بد نیست نگاهش کنی سلام خانم هم برسان
زاقول !!!
۹ اسفند ۸۶ ساعت ۸:۲۴ ق.ظ
سلام
مثل همیشه مطالب جالبی داشتی
اگه میشه اسم من هم تو دوستان بنویس
تا مثل وبلاگ شما با حال بشه
پرنسس
۸ اسفند ۸۶ ساعت ۹:۵۳ ب.ظ
مسائل که نه … یعنی نمی دونم بشه اسمش رو گذاشت اصلا مسائل رابطه ی دو نفره تا بخوام بگم فکرم رو مشغول کرده یا نه .
اصلا خود بودنم برام مسئله ست. نمی دونم دقیقا چطور توضیح بدم …
قضیه هم مربوط به کیشه. فعلا صداش رو در نیاوردم ببینم چی میشه