<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: روایت&#8204;هایی از اسارت امپراتور والرین</title>
	<atom:link href="http://www.ganjei.com/1387/01/26/valerian/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.ganjei.com/1387/01/26/valerian/</link>
	<description>یادداشتهای ما درباره همه چیز بی هیچ قید خاصی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 08 Feb 2012 14:17:14 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>با: علی گنجه ای</title>
		<link>http://www.ganjei.com/1387/01/26/valerian/comment-page-1/#comment-7678</link>
		<dc:creator>علی گنجه ای</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://aliganjei.wordpress.com/2008/04/14/valerian/#comment-7678</guid>
		<description>شما تا حالا پرده نقالی دیدی؟ 
یا تصویرهای داستانی روی ظروف قدیمی؟
قرار نیست همه چیزهایی که توی تصویر نشون داده میشه در یک زمان و یک مجلس اتفاق افتاده باشن. متوجه منظورم میشی؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شما تا حالا پرده نقالی دیدی؟<br />
یا تصویرهای داستانی روی ظروف قدیمی؟<br />
قرار نیست همه چیزهایی که توی تصویر نشون داده میشه در یک زمان و یک مجلس اتفاق افتاده باشن. متوجه منظورم میشی؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: اسور</title>
		<link>http://www.ganjei.com/1387/01/26/valerian/comment-page-1/#comment-7677</link>
		<dc:creator>اسور</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://aliganjei.wordpress.com/2008/04/14/valerian/#comment-7677</guid>
		<description>با سلام . دوست عزیز بازهم گفته شما قابل قبول نیست .به گفته شما هجاری های مربوط به زمان  ساسانیان اینطوری هستند یعنی رودادهای مربوط به چند سال پیش را در کنار هم حجاری می کردند یعنی فلیپ عرب یعنی (مارکوس فلیپوس)که در ساله 245تا249 امپراتور روم انتخاب شدکه فاصله زمانی ان باامپراتور والرین که در سال 253تا260امپراتور روم بوده در یک زمان کندکاری شود انهم در کنار هم که فاصله تاریخی بین انها 4سال است ایا با عقل قابل قبول است وشما گفته ایدکه این سبک در هنر ساسانیان سابقه دارد ایا حجاری های مثل این مربوط به ساسانیان وجود دارد دوست عزیزدر باره این حجاری حرفهای زد ونقیز وجود دارد مثلا بعضی ها می گویند این امپراتور والرین نیست بلکه امپراتور گوردین است بازهم اینهااشتباه می گویند  برای این است که امپراطور گوردین به دست درجداران رومی کشته شددر زمانی که در بین النهرین که با ساسانیان در جنگ بود  اینطور نیست فکر کنم گیج کننده ترین هجاری دنیا می باشد که اتفاقی مربوط به چند سال پیش بود با اتفاقی که مربوط به حال باشد در یک حجاری به شکل عجیب کندکاری شده . با تشکر فراوان از دوست عزیز .اسور</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام . دوست عزیز بازهم گفته شما قابل قبول نیست .به گفته شما هجاری های مربوط به زمان  ساسانیان اینطوری هستند یعنی رودادهای مربوط به چند سال پیش را در کنار هم حجاری می کردند یعنی فلیپ عرب یعنی (مارکوس فلیپوس)که در ساله ۲۴۵تا۲۴۹ امپراتور روم انتخاب شدکه فاصله زمانی ان باامپراتور والرین که در سال ۲۵۳تا۲۶۰امپراتور روم بوده در یک زمان کندکاری شود انهم در کنار هم که فاصله تاریخی بین انها ۴سال است ایا با عقل قابل قبول است وشما گفته ایدکه این سبک در هنر ساسانیان سابقه دارد ایا حجاری های مثل این مربوط به ساسانیان وجود دارد دوست عزیزدر باره این حجاری حرفهای زد ونقیز وجود دارد مثلا بعضی ها می گویند این امپراتور والرین نیست بلکه امپراتور گوردین است بازهم اینهااشتباه می گویند  برای این است که امپراطور گوردین به دست درجداران رومی کشته شددر زمانی که در بین النهرین که با ساسانیان در جنگ بود  اینطور نیست فکر کنم گیج کننده ترین هجاری دنیا می باشد که اتفاقی مربوط به چند سال پیش بود با اتفاقی که مربوط به حال باشد در یک حجاری به شکل عجیب کندکاری شده . با تشکر فراوان از دوست عزیز .اسور</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علی گنجه ای</title>
		<link>http://www.ganjei.com/1387/01/26/valerian/comment-page-1/#comment-7676</link>
		<dc:creator>علی گنجه ای</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://aliganjei.wordpress.com/2008/04/14/valerian/#comment-7676</guid>
		<description>در نگاره های ساسانی لزوما همه رویدادهایی که به تصویر کشیده میشوند در یک زمان اتفاق نیفتاده اند. مشابه این سبک را در دوره های دیگر هم میتوان دید. مثلا در نقش برجسته داریوش در بیستون، اسیرانی که روبروی شاه ایستاده اند در سالهای مختلف اسیر شده اند و هیچ وقت در یک مجلس جلوی شاه صف نکشیده اند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در نگاره های ساسانی لزوما همه رویدادهایی که به تصویر کشیده میشوند در یک زمان اتفاق نیفتاده اند. مشابه این سبک را در دوره های دیگر هم میتوان دید. مثلا در نقش برجسته داریوش در بیستون، اسیرانی که روبروی شاه ایستاده اند در سالهای مختلف اسیر شده اند و هیچ وقت در یک مجلس جلوی شاه صف نکشیده اند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: اسور</title>
		<link>http://www.ganjei.com/1387/01/26/valerian/comment-page-1/#comment-7674</link>
		<dc:creator>اسور</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://aliganjei.wordpress.com/2008/04/14/valerian/#comment-7674</guid>
		<description>با سلام به دوستان عزیز  .این را بگم که فلیپ عرب در سالهای 245تا 249 امپراتور روم بود ودر سال 249 در جنگ کشته شده ولی در حالی که والرین در سال 253تا 260 امپراتور روم بوده به نظر شما ایا می توان گفت که فلیپ عرب در زمان امپراتور والرین زنده بوده  وبعد حجاری که در کوه رحمت کندکاری شده واقعی است جای شکر است که رومی هامیراث مکتوبی دارند که در حال حاظر هم وجود دارد وهم قابل خواندن است دوستان اگر به نوشته من شک دارند جستجو کنند که ایا چیزی که من نوشته ام صحیح است یا نه . اول اینکه در باره حجاری که در کوه رحمت کندکاری شده تحقیق کنند که اشخاصی که چهره انها کندکاری شده کی هستند مثلا فلیپ عرب در چه سالی بوده وکی کشته شده ویا والرین . که ایا این نوشته من صحیح است یا نه. با تشکر فراوان اسور</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام به دوستان عزیز  .این را بگم که فلیپ عرب در سالهای ۲۴۵تا ۲۴۹ امپراتور روم بود ودر سال ۲۴۹ در جنگ کشته شده ولی در حالی که والرین در سال ۲۵۳تا ۲۶۰ امپراتور روم بوده به نظر شما ایا می توان گفت که فلیپ عرب در زمان امپراتور والرین زنده بوده  وبعد حجاری که در کوه رحمت کندکاری شده واقعی است جای شکر است که رومی هامیراث مکتوبی دارند که در حال حاظر هم وجود دارد وهم قابل خواندن است دوستان اگر به نوشته من شک دارند جستجو کنند که ایا چیزی که من نوشته ام صحیح است یا نه . اول اینکه در باره حجاری که در کوه رحمت کندکاری شده تحقیق کنند که اشخاصی که چهره انها کندکاری شده کی هستند مثلا فلیپ عرب در چه سالی بوده وکی کشته شده ویا والرین . که ایا این نوشته من صحیح است یا نه. با تشکر فراوان اسور</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: Project: Persia</title>
		<link>http://www.ganjei.com/1387/01/26/valerian/comment-page-1/#comment-1248</link>
		<dc:creator>Project: Persia</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://aliganjei.wordpress.com/2008/04/14/valerian/#comment-1248</guid>
		<description>درود


اگر مایل باشید می توانید در زمینه تاریخ و فرهنگ ایران به تارگاه ما بپیوندید.


با ما تماس بگیرید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود</p>
<p>اگر مایل باشید می توانید در زمینه تاریخ و فرهنگ ایران به تارگاه ما بپیوندید.</p>
<p>با ما تماس بگیرید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فاطمه</title>
		<link>http://www.ganjei.com/1387/01/26/valerian/comment-page-1/#comment-1247</link>
		<dc:creator>فاطمه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://aliganjei.wordpress.com/2008/04/14/valerian/#comment-1247</guid>
		<description>تو چرا مدل وبلاگتو عوض کردی؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تو چرا مدل وبلاگتو عوض کردی؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کمال</title>
		<link>http://www.ganjei.com/1387/01/26/valerian/comment-page-1/#comment-1246</link>
		<dc:creator>کمال</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://aliganjei.wordpress.com/2008/04/14/valerian/#comment-1246</guid>
		<description>این آقا رامین خوب طنازیست

&lt;strong&gt;کجاشو دیدی! بذار وبلاگ خودشو راه بندازه... دیدن داره!&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این آقا رامین خوب طنازیست</p>
<p><strong>کجاشو دیدی! بذار وبلاگ خودشو راه بندازه&#8230; دیدن داره!</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رامین گیر می&#8204;دهد! &#171; نوشته‌های بی‌خواننده</title>
		<link>http://www.ganjei.com/1387/01/26/valerian/comment-page-1/#comment-1245</link>
		<dc:creator>رامین گیر می&#8204;دهد! &#171; نوشته‌های بی‌خواننده</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://aliganjei.wordpress.com/2008/04/14/valerian/#comment-1245</guid>
		<description>[...] همین دلیل وقتی که آن مطلب را در مورد شاهپور اول و والرین نوشتم خیلی سعی کردم جلوی رامین اصلا حساسیت نشان ندهم [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] همین دلیل وقتی که آن مطلب را در مورد شاهپور اول و والرین نوشتم خیلی سعی کردم جلوی رامین اصلا حساسیت نشان ندهم [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رامین</title>
		<link>http://www.ganjei.com/1387/01/26/valerian/comment-page-1/#comment-1244</link>
		<dc:creator>رامین</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://aliganjei.wordpress.com/2008/04/14/valerian/#comment-1244</guid>
		<description>والرین برای غافلگیر کردن سپاه شاپور، که می گفتند در فردیس کرج اردو زده است، تصمیم گرفت از متروی سریع السیر (اکسپرس) استفاده کند، که روزی دوبار از تهران به سمت کرج حرکت می کند. به این ترتیب هم شاپور غافلگیر می شد و هم در مصرف بنزین (که به تازگی سهمیه بندی شده بود) صرفه جوئی می شد. اما افراد شاپور از این موضوع مطلع شدند و یکی از افراد وی، که خود را به شکل متصدی مترو درآورده بود، با دادن اطلاعات غلط والرین را فریفت. این فرد که عباس میرزا نام داشت و ریش بلند خود را در زیر یک پیراهن یقه اسکی پنهان کرده بود، به والرین گفت که سوار قطار اعزامی ساعت 19 شود، در حالی که این قطار در کلیه ایستگاهها توقف داشت. به این ترتیب نیروهای شاپور موفق شدند، والرین را در ایستگاه چیتگر به دام بیندازند.

حتی از پاسکویچ نیز که والرین قبلاً به او ماموریت داده بود تا در ایستگاه چیتگر گوش به زنگ هر حرکت مشکوکی باشد، نیز کاری ساخته نبود، چراکه یک مامور مخفی دیگر شاپور در هیات یک پارکبان سر به زنگا به پاسکویچ اخطار داد که در صورت پارک خودرو در خیابان منتهی به ایستگاه، باید قبض 16،876،000 ریالی را بپردازد. در هر حال پاسکویچ ترجیح داد خودروی خود را کمی دورتر پارک کند و نیروهای شاپور با استفاده از همین تاخیر بود که والرین را غافلگیر کردند.

وقتی والرین خود را در محاصره نیروهای شاپور دید، ابتدا قصد فرار داشت ولیکن یکی از زبده ترین نیروهای شاپور به نام آقای خودنویس (که قبلنا قهرمان پرورش اندام بوده) مشتی بر پیشانی او کوبید و والرین درجا بیهوش شد.

والرین وقتی بهوش آمد، خود را دست و پا بسته و در میان نیروهای شاپور دید. شاپور یک شلوار لی دیزل اصل به پا داشت، کاپشن احمدی نژادی بر تن و بازو بند رستم بر بازو داشت. عینک ری بنش را روی یقه تی شرت لاکست سفید آویزان کرده بود و سبیل چرب شده اش را طوری تاب می داد که گوشی N95 اش دیده شود. از روی موهای تازه ژل زده اش، معلوم بود که خیلی به خودش رسیده ولی بوی عطرش تابلو بود که از این عطرهای تقلبی کنار خیابان است.

وقتی والرین بهوش آمد، شاپور شروع کرد به صحبت کردن با او به زبان خارجی:
I want to play over your i-phone … do you know to play … err …

در اینجا شاپور در حالی که داشت من و من می کرد به تخته نرد اشاره کرد و یکی از حضار با عجله گفت بک گامون. سپس شاپور ادامه داد:

Yes! That&#039;s it. Do you know to play backgammon?

و قیافه چنان تکبرآمیزی به خود گرفت که انگار از فتح قله K2 بازگشته باشد. اما وقتی والریان به زبان فارسی پاسخ داد که حاضر نیست بر سر گوشی اش بازی کند، حاضرین به زحمت جلوی خنده خود را گرفتند. اما شاپور از رو نرفت و بالاخره والرین مجاب شد که بازی کند. والرین هنوز از ضربه آقای خودنویس گیچ بود، به همین دلیل نفهمید وقتی شاپور در طول بازی چند بار حقه زد. بنابراین سه دست پشت سرهم مارس شد و مجبور شد، گوشی i-phone 16 مگابایت رمش را به شاپور بدهد. شاپور از بس خوشحال شد که وقتی داشت سوار اسبش می شد، نفهمید که پایش را روی پشت والرین گذاشته که داشت دنبال سیم کارتش که روی زمین افتاده بود، میگشت.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>والرین برای غافلگیر کردن سپاه شاپور، که می گفتند در فردیس کرج اردو زده است، تصمیم گرفت از متروی سریع السیر (اکسپرس) استفاده کند، که روزی دوبار از تهران به سمت کرج حرکت می کند. به این ترتیب هم شاپور غافلگیر می شد و هم در مصرف بنزین (که به تازگی سهمیه بندی شده بود) صرفه جوئی می شد. اما افراد شاپور از این موضوع مطلع شدند و یکی از افراد وی، که خود را به شکل متصدی مترو درآورده بود، با دادن اطلاعات غلط والرین را فریفت. این فرد که عباس میرزا نام داشت و ریش بلند خود را در زیر یک پیراهن یقه اسکی پنهان کرده بود، به والرین گفت که سوار قطار اعزامی ساعت ۱۹ شود، در حالی که این قطار در کلیه ایستگاهها توقف داشت. به این ترتیب نیروهای شاپور موفق شدند، والرین را در ایستگاه چیتگر به دام بیندازند.</p>
<p>حتی از پاسکویچ نیز که والرین قبلاً به او ماموریت داده بود تا در ایستگاه چیتگر گوش به زنگ هر حرکت مشکوکی باشد، نیز کاری ساخته نبود، چراکه یک مامور مخفی دیگر شاپور در هیات یک پارکبان سر به زنگا به پاسکویچ اخطار داد که در صورت پارک خودرو در خیابان منتهی به ایستگاه، باید قبض ۱۶،۸۷۶،۰۰۰ ریالی را بپردازد. در هر حال پاسکویچ ترجیح داد خودروی خود را کمی دورتر پارک کند و نیروهای شاپور با استفاده از همین تاخیر بود که والرین را غافلگیر کردند.</p>
<p>وقتی والرین خود را در محاصره نیروهای شاپور دید، ابتدا قصد فرار داشت ولیکن یکی از زبده ترین نیروهای شاپور به نام آقای خودنویس (که قبلنا قهرمان پرورش اندام بوده) مشتی بر پیشانی او کوبید و والرین درجا بیهوش شد.</p>
<p>والرین وقتی بهوش آمد، خود را دست و پا بسته و در میان نیروهای شاپور دید. شاپور یک شلوار لی دیزل اصل به پا داشت، کاپشن احمدی نژادی بر تن و بازو بند رستم بر بازو داشت. عینک ری بنش را روی یقه تی شرت لاکست سفید آویزان کرده بود و سبیل چرب شده اش را طوری تاب می داد که گوشی N95 اش دیده شود. از روی موهای تازه ژل زده اش، معلوم بود که خیلی به خودش رسیده ولی بوی عطرش تابلو بود که از این عطرهای تقلبی کنار خیابان است.</p>
<p>وقتی والرین بهوش آمد، شاپور شروع کرد به صحبت کردن با او به زبان خارجی:<br />
I want to play over your i-phone … do you know to play … err …</p>
<p>در اینجا شاپور در حالی که داشت من و من می کرد به تخته نرد اشاره کرد و یکی از حضار با عجله گفت بک گامون. سپس شاپور ادامه داد:</p>
<p>Yes! That&#8217;s it. Do you know to play backgammon?</p>
<p>و قیافه چنان تکبرآمیزی به خود گرفت که انگار از فتح قله K2 بازگشته باشد. اما وقتی والریان به زبان فارسی پاسخ داد که حاضر نیست بر سر گوشی اش بازی کند، حاضرین به زحمت جلوی خنده خود را گرفتند. اما شاپور از رو نرفت و بالاخره والرین مجاب شد که بازی کند. والرین هنوز از ضربه آقای خودنویس گیچ بود، به همین دلیل نفهمید وقتی شاپور در طول بازی چند بار حقه زد. بنابراین سه دست پشت سرهم مارس شد و مجبور شد، گوشی i-phone 16 مگابایت رمش را به شاپور بدهد. شاپور از بس خوشحال شد که وقتی داشت سوار اسبش می شد، نفهمید که پایش را روی پشت والرین گذاشته که داشت دنبال سیم کارتش که روی زمین افتاده بود، میگشت.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: sinac</title>
		<link>http://www.ganjei.com/1387/01/26/valerian/comment-page-1/#comment-1243</link>
		<dc:creator>sinac</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://aliganjei.wordpress.com/2008/04/14/valerian/#comment-1243</guid>
		<description>آقا راستی یادته که چندتا عکس از قلعه رودخان بهم نشان دادی، همونایی که خودت گرفته بودی، من که تابحال قلعه رودخان رو ندیده عاشقش بودم تازه وقتی توسط عکسهای شما دیدمش عاشقتر شدم، این جمعه قرار بود به اتفاق جمعی و توسط توری بریم قلعه رودخان، ولی متاسفانه همه زدن زیرش! متاسفانه تور 1روزیمان خراب شد، قلعه رودخان هم بی قلعه روزخان! :(</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقا راستی یادته که چندتا عکس از قلعه رودخان بهم نشان دادی، همونایی که خودت گرفته بودی، من که تابحال قلعه رودخان رو ندیده عاشقش بودم تازه وقتی توسط عکسهای شما دیدمش عاشقتر شدم، این جمعه قرار بود به اتفاق جمعی و توسط توری بریم قلعه رودخان، ولی متاسفانه همه زدن زیرش! متاسفانه تور ۱روزیمان خراب شد، قلعه رودخان هم بی قلعه روزخان! <img src='http://www.ganjei.com/wp-includes/images/smilies/icon_sad.gif' alt=':(' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

