نوشته های بی خواننده

خطر در میدان تختی

۷ دیدگاه

این روزها اگر از حوالی میدان تختی (عباس آباد، مهناز، سورنا و …) عبور می‌کنید مواظب باشید! ممکن است کارآگاه بهمنی یقه‌تان را بگیرد و با انواع روش‌های خشونت‌آمیز مجبورتان کند بروید و وبلاگشان را بخوانید!

همکاری داریم به اسم هادی که فقط گهگاهی به شرکت سر می‌زند و آنهم معمولا در وقت‌های غیرمعمول. مثلا امروز که پنج‌شنبه است ساعت چهار عصر پیدایش شد… کارآگاه قبل از این که جواب سلامش را بدهد گفت: «برو از اتاق خودت این آدرس را چک کن: mizeghaza…»

حکمت این که حتما از اتاق خودش چک کند هم این بود که من و کارآگاه و رامین هر سه توی وردپرس login کرده بودیم و اگر از کامپیوتر یکی از ما وبلاگ را می‌دید جزو آمار به حساب نمی‌آمد!

کمی که گذشت دیدیم کارآگاه تاب نیاورد و رفت بالای سر هادی تا مطمئن شود که حتما بازدید کرده و خلاصه تا هادی یک کامنت برای «میز غذا» نگذاشت کارآگاه کوتاه نیامد.

الان هم کارآگاه غیبش زده و حدس می‌زنم سر میدان ایستاده و مشغول ویزیتور جمع کردن است! ;)

پ.ن: کارآگاه در دفاع از خودش ادعا می‌کند قضیه کامنت کاملا خودجوش بوده و نتیجه‌ی اصرار یا اجبار او نبوده.

نوشته‌های «احتمالا» مرتبط:


نوشته علی گنجه ای

۲۹ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۳:۱۸ ب.ظ

1 Trackbacks/Pingbacks

  1. سورملینا در میز غذا « نوشته‌های بی‌خواننده

۷ دیدگاه درباره «خطر در میدان تختی»

با آر.اس.اس مشترک نظرات شوید پیوند Trackback

  1. ک.گ.ب

    ۲۹ فروردین ۸۷ ساعت ۳:۴۱ ب.ظ

    دوست عزیر و استاد گرامی سلام :
    علی رغم ظن شما , که ما می خواهیم بحث قدرت و Hit را شروع کنیم .
    خدمتتان عرض می کنم که این یک خیال فانتزی بیش نیست!!!!!
    از قدیم هم گفتند که رقابت باعث بالا رفتن سطح کیفیت می شه .

    از طرف گروه مدیریت سایت :
    http://mizeghaza.wordpress.com

    کارآگاه جان علیک سلام!
    حالا که جوجه ای! وقتی بزرگ شدی بیا در مورد قدرت و Hit با هم بحث میکنیم. ;)

  2. کاپیتان مهرداد

    ۲۹ فروردین ۸۷ ساعت ۳:۴۳ ب.ظ

    سایتشون بد آموزی دارد! هی ما تلاش می کنیم لاغر شیم ولی مگر این دوستان می گذارند؟!؟

    امان از دوست ناباب!!! و نبود امکانات!!!

  3. رامین

    ۲۹ فروردین ۸۷ ساعت ۴:۱۹ ب.ظ

    کاشکی:

    کاشکی دیشب زودتر می خوابیدم
    کاشکی وبلاگ من و علیرضا، به کوری چشم حسودان، هزاران هزار طرفدار داشت
    کاشکی مجید بابت هر کلیک ۱۰۰ تومان و بابت هر کامنت ۵۰۰ تومن نمی خواست
    کاشکی شاپور پاشو رو دوش والرین نذاشته بود
    کاشکی جای دائی، افشین قطبی سرمربی تیم ملی بود
    کاشکی متروی امروز تاخیر داشته باشه
    کاشکی احمدی نژاد دیشب ساعتو یه ساعت عقب کشیده باشه
    کاشکی الان ساعت ۵:۱۵ نبود

    نه خیر! فایده نداره، باید پاشم برم سر کار

  4. حمید

    ۲۹ فروردین ۸۷ ساعت ۶:۱۰ ب.ظ

    آقا بالاخره ما بریم سر بزنیم به این کارآگاه یا نه؟

  5. کمال

    ۲۹ فروردین ۸۷ ساعت ۸:۳۲ ب.ظ

    من رفتم یک کامنت هم برایتان/ برایشان گذاشتم. البته این دفعه ی چهارمه که امروز سر زدم، سه تا از آمارتون/آمارشون کم کنید

  6. shahnam

    ۳۱ فروردین ۸۷ ساعت ۸:۰۱ ق.ظ

    سلام
    قالب نو مبارک
    شیرینی ما یادتون نرود !!!!!!!!!!!!!!!!

  7. mehrankarzari

    ۳۱ فروردین ۸۷ ساعت ۱۲:۵۵ ب.ظ

    صبر کنین من با سایتم کل همه رو می خوابونم ولی کاشکی زود تر راش بندازم

نظرتان را ثبت کنید