نوشته های بی خواننده

آرشیو ماهانه

وبلاگ‌بس!

۷ دیدگاه

خدا ۹ تا وبلاگ بهش داده بود. اسم دهمی رو گذاشت وبلاگ‌بس!

نوشته علی گنجه ای

۲۵ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۲۹ ق.ظ

بیشاپور – ستون‌های یادبود

نظرتان چیست؟

توی محوطه‌ی باستانی بیشاپور، حدودا آن جایی که در شکل زیر با دایره‌ی سبز مشخص شده، دو ستون سنگی بنا شده که روی یکی‌شان دو کتیبه تاریخ بنای شهر بیشاپور را بازگو می‌کنند.

بیشاپور - نقشه

بیشاپور - ستون های یادبود

سرستون یکی از ستون‌ها نسبتا سالم مانده و می‌توان نوع تزئینات آن را تشخیص داد.

بیشاپور - ستون های یادبود

روی بدنه‌ی همین ستون دو کتیبه نقش بسته که تاریخ ساخت و نام معمار شهر را بازگو می‌کند. (کتیبه بالایی به خط پهلوی ساسانی و پایینی به خط پهلوی اشکانی)

بیشاپور - کتیبه پهلوی ستون یادبود

طبق اطلاعات کتیبه‌ها، شهر را معماری به نام «آپاسای» از اهالی «حرّان» ساخته است.

نوشته علی گنجه ای

۲۵ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۸:۳۸ ق.ظ

در دسته از سفر,بیشاپور

برچسبها:

بیشاپور – توضیحاتی در مورد محوطه باستانی

نظرتان چیست؟

از آنجا که گوگل مپ تصویر درست و حسابی از این منطقه نداشت، مجبور شدم کمی نقاشی کنم. نقشه‌ی تقریبی محوطه بیشاپور این شکلی است:

بیشاپور - نقشه

خود شهر آن محوطه است که با مرز خاکستری تیره مشخص شده. خط سبز شمالی جنوبی که قسمتی از شهر را می‌بُرد جاده‌ی کازرون به قائمیه است که سر تعریض آن بین وزارت راه و میراث فرهنگی دعواست (توضیحاتش).

توی آن قسمت بریده‌شده یک بنای دست نخورده قرار دارد.

بیشاپور - تکه‌ی بریده شده

مرز شمالی شهر یک رودخانه است که توی نقشه‌ی تقریبی با رنگ آبی مشخص شده.

شاه‌نشین بیشاپور و بیشتر بناهای کشف شده در بخش شرقی شهر (قهوه‌ای رنگ) قرار گرفته. در مورد معبد آناهیتا قبلا نوشته‌ام.

ایوان تشریفات شاهپور بنای بسیار بزرگی با قاعده‌ی صلیبی شکل است که سقف گنبدی آن خراب شده و فقط ایوان‌های آن باقی مانده‌اند

بیشاپور - تالار تشریفات

در بعضی از طاقچه‌ها آثار گچبری و رنگ هنوز معلوم است.

بیشاپور - گچبری‌های داخلی

ایوان دیگری هست به اسم ایوان موزاییک که ظاهرا حرمسرا بوده و تزئینات موزاییکی خیلی زیبایی در آن کشف شده که به موزه‌ی لوور و موزه‌ی ایران باستان منتقل شده‌اند.

بیشاپور - ایوان موزاییک

این آن موزاییکی است که به لوور رفته (روی عکس کلیک کنید تا توضیحاتش را ببینید):

بیشاپور - زن نوازنده - از موزه لوور

در مورد ستون‌های یادبود و کاخ والرین بعدا می‌نویسم.

نوشته علی گنجه ای

۲۴ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۹:۴۳ ق.ظ

بازی سایه و موج

۲ دیدگاه

noroz-87 142

نوشته علی گنجه ای

۲۴ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۸:۴۸ ق.ظ

در دسته از سفر

جواد دریایی!

۳ دیدگاه

غروب دریا صحنه‌ی هوس‌انگیزی برای عکس یادگاری گرفتن است. فقط مواظب باشید ژست‌تان زیادی جواد نشود!

noroz-87 116

نوشته علی گنجه ای

۲۳ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۸:۴۷ ق.ظ

در دسته از سفر

کلیسای ارامنه‌ی بوشهر

۷ دیدگاه

جدیدا به NGO می‌گویند «سازمان مردم‌نهاد» یا به اختصار «سمن». یکی از این سمن‌ها توی بوشهر هست به اسم «سازمان مردم نهاد علم درخشان».

این سازمان توی کلیسای ارامنه‌ی بوشهر یک نمایشگاه کوچک (کمی هم محقر) جاذبه‌های گردشگری برگزار کرده بود که خیلی دیدن نداشت! ولی اعضاء سازمان جوان‌های خیلی خوشرو و خوش‌برخوردی بودند و کلی به ما راهنمایی‌های گردشگری ارائه کردند.

Ù…ØØ±Ø§Ø¨ کلیسای ارامنه بوشهر

کلیسای ارامنه هم ساختمان جالبی بود. محرابش بیشتر شبیه محراب مسجد بود و سالنی با سقف بسیار بلند داشت که می‌گفتند تیرهای چوبی بیست متری آنرا انگلیسی‌ها هدیه کرده‌اند.

سالن کلیسای ارامنه بوشهر با تیرهای چوبی اهدایی انگلیسی ها

چیزی که بیشتر برایم جالب بود قبرستان کلیسا بود با قبرهایی که از بیش از صد سال پیش تا بحال سالم مانده بودند و بیشتر مربوط به انگلیسی‌ها بودند. من حداقل قبری مربوط به یک ارمنی باشد ندیدم.

George Frederick Simpson

کلی دلم به حال مرحوم «جورج فردریک سیمپسون» سوخت که در اوج چل‌چلی در بوشهر غریب‌مرگ شده و با همسرش احساس همدردی کردم!

بنده‌ی خدا کلی از چارمونتِ دورچست‌شایر کوبیده و آمده تا روی عرشه‌ی کشتی Kilwa بمیرد. احتمالا البته منصبی داشته که زنش را هم همراهش آورده بوده.

قبر یک نظامی آلمانی هم بود که او هم در ۳۵ سالگی در دیار غربت جوانمرگ شده بود. انگار سنگ قبر مرحوم اشترتسل را انگلیسی‌ها ساخته بودند چون به جای Deutschland نوشته بودند Germany (شاید هم دیده‌اند Deutschland روی سنگ جا نمی‌شود گفته‌اند اینجا که همه انگلیسی بلدند بنویسیم Germany!)

A. Th. Sterzel

نوشته علی گنجه ای

۲۳ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۷:۵۸ ق.ظ

بهار نارنج

۴ دیدگاه

بهار نارنج‌ها توی بوشهر شکوفه کرده بودند و عطرشان پیچیده بود…

noroz-87 109

اگر خواستید شکوفه‌ی بهار نارنج را از نزدیک بو کنید، حواستان باشد که گرده‌ی گل به نوک بینی‌تان نچسبد!

gardeh

نوشته علی گنجه ای

۲۲ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۸:۴۳ ب.ظ

در دسته از سفر

برچسبها:

دانشگاه علوم پزشکی شیراز

۱۲ دیدگاه

دفعه اول که ساختمان دانشگاه علوم پزشکی شیراز را دیدم، آن سازه فلزی وسط نما خیلی نظرم را جلب کرد و با توجه به هماهنگی‌اش با بادگیرهای دو طرف، فکر کردم جزء معماری اولیه ساختمان بوده‌اند.

 دانشگاه علوم پزشکی شیراز

بعدا خبردار شدم که این سازه (و قرینه‌اش آن طرف ساختمان) اول کار وجود نداشته‌اند و بعد از ساخته شدن بنا، مهندسان می‌بینند که ساختمان دارد نشست می‌کند و برای جلوگیری از نشست این سازه‌ی غول‌پیکر فلزی (و همزادش) را به ساختمان اضافه می‌کنند.

نوشته علی گنجه ای

۲۲ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۲۷ ب.ظ

جاذبه کوه‌های فارس

۳ دیدگاه

از هخامنشی تا قاجاری، هر کس به فارس رسیده هوس کرده روی کوه‌ها یادگاری‌ای از خودش بگذارد.

این یکی را نفهمیدیم مربوط به کیست. مزین است به شعر (البته بندتنبانی) فارسی و توی جاده جدید کازرون-بوشهر واقع شده.

نقش برجسته

نوشته علی گنجه ای

۲۲ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۰۲ ق.ظ

در دسته از سفر

از شما تجاوز کردن

نظرتان چیست؟

در جمله زیر:

شب، بعد از نماز مغرب و عشاء، خانم حاج احمدآقا زنگ زد که “حاج آقا! امام فرمودند: آنچه امروز ما صحبت کردیم، مبادا از شما تجاوز کند“.

عبارت «مبادا از شما تجاوز کند» یعنی: «به کسی نگویید»!

اصل متن از سایت رجانیوز

نوشته علی گنجه ای

۲۱ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۱:۴۸ ب.ظ