دفترچه‌مان آمد!

بیست و هشتم اسفند که رفته بودم اداره پست و داشتم دفترچه نظام وظیفه را دقیقه‌ی نود پست می‌کردم، پسری توی صف بود که می‌خواست معافیت پزشکی بگیرد و یک بار دفترچه‌اش به خاطر نقص مدرک برگشت خورده بود. آقا پسر کمی چاه‌نمایی کرد که باید این کار و آن کار را می‌کردی و اینجوری که داری مدارکت را می‌فرستی حتما برگشت می‌خورد و از این حرفها که من جدی نگرفتم (یعنی اگر جدی هم می‌گرفتم وقتش را نداشتم که بکوبم و بروم میدان سپاه و فرم شماره دو را بدهم امضاء کنند) و مدارک را همانجوری پست کردم.

کمی که از تعطیلات نوروزی گذشت و خبری از دفترچه آماده به خدمت نشد، دلم شور افتاد که نکند آقا پسر درست می‌گفته و اگر مدارکم برگشت بخورد چه و اگر مهر غیبت بخورم و نتوانم امریه بگیرم چه؟ برای همین در یکی دو هفته‌ی اخیر، هر شب که می‌رفتم خانه از میرویس، نگهبان افغانی بلوک‌مان، سراغ پستچی را می‌گرفتم و این شده بود سوژه خنده‌مان! اول که کلی تعجب کرده بود که من هنوز سربازی نرفته‌ام و بعد می‌گفت نمی‌خواهد سربازی بروی و من که می‌گفتم اینجوری پاسپورت ندارم و نمی‌توانم از ایران خارج شوم، با خنده می‌گفت پس من چی که شناسنامه هم ندارم ولی هرجا دلم بخواهد می‌روم؟!

خلاصه امروز همسر گرامی زنگ زد که برگ سبزم آمده و نقص پرونده و مهر غیبت هم ندارد و تاریخ اعزام را هم زده‌اند یک آبان. جالب است که گفته‌اند یک آبان خودم را به نظام وظیفه معرفی کنم (میدان سپاه) و اسم نیرو و محل آموزشی را نگفته‌اند. مگر اخیرا جریان سربازی رفتن اینجوری نشده که توی همان برگ سبز می‌گویند که کدام نیرو هستیم و کجا باید آموزشی برویم؟

۹ Comments

  1. Farshad Palideh ۰۹ خرداد ۱۳۸۸
    • علی گنجه ای ۰۹ خرداد ۱۳۸۸
  2. Farshad Palideh ۰۶ خرداد ۱۳۸۸
  3. هشت پا ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۷
  4. mehrankarzari ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۷
  5. fingilbanoo ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷
  6. ابراهيم ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷
  7. سورملینا ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷

Leave a Reply