چند روزی شیراز بودیم.
جمع کثیری از اقوام دور و نزدیک همسر گرامی از جمله پدر و مادرش، عازم عمره بودند و ما هم رفته بودیم به بدرقه. غیر از بدرقه و حواشیاش کلی اتفاقات ریز و درشت دیگر هم افتاد که سوژهی وبلاگمان را برای مدتی جور کرد!
نوشتههای «احتمالا» مرتبط:
- شیراز بودیم … سه شنبه تا جمعه هفته پیش را شیراز بودیم. خانواده...
- رشت بودیم … حال و هوایمان عوض شد کلا. مراسم عقد...
- سفر بودیم … اÙÙ ÙØ±Ø§Ø± Ø¨ÙØ¯ با Ù ÙØ±Ø§Ù Ú©Ø§Ø±Ø²Ø§Ø±Û Ø¨Ø±ÙÛÙ ØªØ¨Ø±ÛØ² ٠اÙ...
- مهم شده بودیم! «زنگ زدی بهم گفتی یه بورس تحصیلی هست توی بوسنی،...
- سفر به شیراز و گیر سینمایی و نماز عید قربان به امامت حسین مشدی! امشب با همسر گرامی میرویم شیراز و یک هفتهای میمانیم....
مث یه نور کوچولو
۱۱ خرداد ۸۷ ساعت ۴:۲۳ ب.ظ
منتظر خواندنشان هستیم.
ابراهیم
۱۱ خرداد ۸۷ ساعت ۵:۰۷ ب.ظ
سلام
پس سفر و تفریح و حال و حول و ااینا
آره دقیقا! اصلا جای نگرانی نیست
سورملینا
۱۹ خرداد ۸۷ ساعت ۱۲:۵۵ ب.ظ
ایشالا که خوش گذشته باشه.