نوشته های بی خواننده

ابراهیم میرزایی در هفته نامه شهروند امروز

۱۰ دیدگاه

jamshid hashempour شهروند امروز، در شماره‌ی اخیرش (۲۷ مرداد) گزارشی دارد از ستاره‌های سینمای بعد از انقلاب. اولین ستاره‌ای که معرفی کرده هم جمشید هاشم‌پور است.

jamshid hashempour

جایی وسط معرفی‌نامه‌ی جمشید هاشم‌پور می‌نویسد: «همان‌قدر که فیلم تاراج فروش می‌کرد، کتاب‌های آموزش فنون رزمی دست به دست می‌چرخید، و همان‌قدر که مردم درباره‌ی کچلی مادرزاد جمشید آریا شایعه می‌ساختند، آمار یخ‌هایی که ابراهیم میرزایی (با ابراهیم میرزاپور اشتباه نشود) در فلان محفل با مشت شکسته بود بالا می‌رفت.»

کمی ماندم که خدایا چقدر اسم این «ابراهیم میرزایی» برایم آشناست… و یادم افتاد که همان «آقا پرفسور ابراهیم میرزایی راهبر» است!

نوشته علی گنجه ای

۳۰ مرداد ماه ۱۳۸۷ ساعت ۷:۴۳ ب.ظ

۱۰ دیدگاه درباره «ابراهیم میرزایی در هفته نامه شهروند امروز»

با آر.اس.اس مشترک نظرات شوید پیوند Trackback

  1. رضا

    ۹ شهریور ۸۹ ساعت ۳:۳۷ ب.ظ

    ابراهیم میزایی مرد بزرگی است

  2. امیر

    ۷ اردیبهشت ۸۹ ساعت ۱۱:۳۱ ب.ظ

    ای اقا این میرزاییان اخر عمری جو گیر شه.خدا انشاله همه را شفا بده.البته اول خودمو

  3. ارش

    ۲۳ آذر ۸۸ ساعت ۹:۲۷ ب.ظ

    تازه یاد گرفتی

  4. ارش

    ۲۳ آذر ۸۸ ساعت ۹:۲۱ ب.ظ

    سلام ی توضیح کوچلو خواهشن از اقا میرزا بدهید

  5. سهراب علوی

    ۲۸ شهریور ۸۸ ساعت ۷:۴۹ ب.ظ

    چرا فکر کردی که با مسخره کردن کسی که از اون هیچ شناختی نداری می تونی برای خودت مشتری پیدا کنی؟ شما اگر حرفی یانظری از خودت داری عنوان کن والا با این ادبیات زشتت راجع به پروفسور میرزایی مثل اینه که در برابر تندباد تف می کنی!

  6. sinac

    ۳۱ مرداد ۸۷ ساعت ۲:۳۷ ب.ظ

    ولمان کن علی جان، ما آمدیم علی کتیبه نویس را دوباره به وردپرس بازگردانیم آنوقت ایشان پیشنهاد می‎دهند همانند ایشان به .کام محاجرت کنیم.
    یک توصیه به شما دوستان دارم، این گنجه‎ای را هیچجور نمی‎توان ارشاد کرد زیرا خودتان را از راه بدر می‎کند.

  7. sinac

    ۳۱ مرداد ۸۷ ساعت ۱۰:۳۱ ق.ظ

    علی جان سوالی دارم فنی، فید ganjei.com را به فید خوانم اضافه نمودم، حال آن فید قبلی را پاک کنم؟
    در ضمن یه خبر هم برایت دارم، داشتم توی خیابون می‎رفتم که یکی رو دیدم، بگو کی بود؟ aliganjei.wordpress.com بود، داشت زار زار گریه می‎کرد. رفتم جلو بهش گفتم چی شده، هیچی نگفت. بنده خدا بغز گلوشو گرفته بود. وقتی فهمیدم ترکش کردی تازه فهمیدم بنده خدا چی میکشه از دست تو :lol:
    حالا سه طلاقش که نکردی؟ :lol: :lol:

  8. دینا

    ۳۱ مرداد ۸۷ ساعت ۹:۵۶ ق.ظ

    سلام آقا مبارک باشه – به سلامتی سایت شخصی زدید – حالا حداقل با دود علامت می دادید که خونتون رو عوض کردید – نه اصرار نکنید ما شیرینی نمی خوایم !!!!:)

  9. zeinab

    ۳۰ مرداد ۸۷ ساعت ۱۰:۳۶ ب.ظ

    bah bah shoma cheghad ba kelas in baradare gerami. site shakhsi o …! che hale mide adam ba mobilesh bere internet!:D

نظرتان را ثبت کنید