نوشته های بی خواننده

میاندوره

۱۰ دیدگاه

دقیقا همان شبی که سورملینا مرا در خواب دیده بود که می‌گویم: «خیالت راحت باشه، من اومدم مرخصی دارم میرم پیش خانمم» (نگاه کنید به این کامنت) من و 44 نفر دیگر از بر و بچه‌های پادگان سوار یک اتوبوس قراضه راهی تهران بودیم و حدود 3 و نیم صبح بود که رسیدم خانه.

پنج روز مرخصی میاندوره داریم تا همین دوشنبه، و صبح سه‌شنبه ساعت شش باید خودمان را معرفی کنیم به پادگان.

از آنجا که من خیلی وبلاگ نویس متعهدی هستم، تمام این مدت یک دفترچه یادداشت توی جیب اورکتم بود و هر چیز جالبی که می‌دیدم چشم‌هایم برق میزد که «ها! این به درد وبلاگ میخوره!» و کلی هم با خودم تجزیه تحلیل می‌کردم که چه کسانی از این نوشته‌ی بخصوص خوششان خواهد آمد و واکنش‌ها چه خواهد بود و چه و چه! چهارشنبه‌ی پیش که پشت در دژبانی منتظر همان اتوبوس قراضه بودیم، نشستم و یادداشت‌هایم را مرور کردم و عنوان پست‌ها و ترتیب‌شان را هم انتخاب کردم و … خلاصه در طول نیمه‌ی دوم آموزشی، منتظر پست‌های schedule شده‌ی نیمه‌ی اول باشید :D

توی کامنت‌های پست قبلی (داللی!فینگیل بانو ابراز نگرانی کرده بود که « ببین من موندم وقتی برگشتی چجوری میخوای این گوگل ریدرتو خالی کنی!!!!!». واقعا نگرانی بجا و واقع‌بینانه‌ای بود! فکر کنید من در طول این 30 روز فقط از دو اتفاق خبردار شده‌ام، یکی رئیس جمهور شدن اوباما و دیگری استیضاح کردان! پس می‌توانید تصور کنید که الان با چه حرص و ولعی مشغول جهاد با شمارنده‌ی 1000+ گوگل ریدر هستم. فعلا فولدرهای چند نفر از دوستان را پاکسازی کرده‌ام (از جمله خود فینگیل بانو) و می‌خواهم بروم سراغ جنابi-vahid که با 19 فقره پست و 400 عدد share خودش بخش عمده‌ای از این جهاد مقدس است!

توصیه:
در صفحه «از سربازی » مطالب و توضیحات بیشتری پیدا میشود. بد نیست سری هم به آنجا بزنید.


نوشته علی گنجه ای

۲ آذر ماه ۱۳۸۷ ساعت ۱:۲۹ ب.ظ

۱۰ دیدگاه درباره «میاندوره»

با آر.اس.اس مشترک نظرات شوید پیوند Trackback

  1. فرزانه

    ۵ آذر ۸۷ ساعت ۱۰:۵۱ ق.ظ

    چقد جالب شما با همسر من همدوره اي اونم دوشنبه ظهر راه افتاد با 5تا از دوستاش كه سه شنبه ساعت 6 پادگان خاتمي (هتل خاتمي)باشن .علي آقا ولي من اگه به جاي خانمت بودم خفت ميكردم كه اين چند روزي ام كه اومدي همش پاي كامپيوتر بودي.

  2. ناشناس

    ۳ آذر ۸۷ ساعت ۱۲:۱۰ ب.ظ

    عجيبه! من هم چهارشنبه شب همه اش خواب تو رو مي ديدم! ميخواستم زنگ بزنم از فاطمه حالت رو بپرسم

  3. ابراهيم

    ۲ آذر ۸۷ ساعت ۱۰:۰۳ ب.ظ

    سلام
    گذروندن نيمي از دوران آموزشي خدمت مقدس سربازي رو تبريك ميگم ;)
    منتظر يه عكس از علي گنجه‌اي كچل با لباس نظامي هستم.
    راستي يه زنگ به مهرزاد بزن اگه ميخواي دكتر جهانگير براي امريه كاري بكنه
    اميدوارم هر چه زودتر تموم شه

  4. سورملینا

    ۲ آذر ۸۷ ساعت ۶:۱۸ ب.ظ

    سلام. خوشحالم که در مرخصی به سر می برید. واقعا برای خودم هم خیلی جالبه. نمی دونم چی بگم !
    حالا نکنه همه این چند روز رو پای کامپیوتر باشید! همه اخبار توی اینترنت نیست. حتما خانمتون هم حرفهایی داره برای زدن ! خوش بگذره .

  5. احسان

    ۲ آذر ۸۷ ساعت ۴:۰۹ ب.ظ

    خوشحالم خبردارد شدم ازت. خسته نباشی

  6. فينگيل بانو

    ۲ آذر ۸۷ ساعت ۳:۰۴ ب.ظ

    موفق باشي علي خان گنجه‌اي… آفرين كه مال منو زود خوندي :D
    گل باقالي هم فقط پنج روز ميان دوره اومد ولي انقدر اين پنج روز بهمون خوش گذشت كه خدا ميدونه…
    راستي به خاطر حفظ اطلاعاتي كه مهران ميگه عكساتو شطرنجي كردي؟؟؟؟؟ :D

  7. مهران

    ۲ آذر ۸۷ ساعت ۲:۱۰ ب.ظ

    مبارك است انشاالله .

    فقط علي جان شما امروز يك نظامي هستي و بايد مسايلي را هم در نظر بگيريد ، به اين اصول حفاظت اطلاعات گفته مي شود .

  8. دینا

    ۲ آذر ۸۷ ساعت ۱:۴۴ ب.ظ

    سلام خوب هستید – به امید خدا زود بخش بعدی آموزشی تموم بشه شما با خیال راحت به وبلاگ نویسی برسید – گرچه من شنیدم سربازی عالمی داره .

  9. داود

    ۲ آذر ۸۷ ساعت ۱:۳۷ ب.ظ

    امیدوارم خوندن مطالب دوستان زود تموم شه و بعد مدتهاانتظار مارو در جریان وقایع بذارید:)

نظرتان را ثبت کنید