نوشته های بی خواننده

پادگان خاتمی یزد

۸,۴۵۹ دیدگاه

اگر سوالی درباره پادگان خاتمی یزد دارید، معمولا جوابش را می‌توانید در کامنت‌های این مطلب پیدا کنید. اگر هم پیدا نکردید سوال‌تان را همانجا مطرح کنید و معمولا ظرف یکی دو روز دوستانی که اطلاعات دقیقی دارند جواب‌تان را می‌دهند. برای آسانتر بودن دسترسی سوال‌های رایج را اینجا دسته‌بندی کرده‌ام:

پادگان، آدرس و تلفن، راه‌های تماس و ملاقات

- آدرس پادگان خاتمی یزد چیست؟
+ یزد، کیلومتر ۲۲ جاده خضرآباد، پادگان آیت الله خاتمی.

- تلفن پادگان خاتمی یزد چیست؟ چطور می‌توانیم به سربازمان تلفن بزنیم؟
+ خانواده‌ها نمی‌توانند به سربازشان زنگ بزنند. باید منتظر باشید تا یکی دو روز بعد از شروع دوره آموزشی سربازتان کارت تلفن داخلی بگیرد و به شما زنگ بزند. ارتباط تلفنی مهمترین مشکل پادگان خاتمی است

- از داخل پادگان چطور می‌توانم به خانواده‌ام زنگ بزنم؟ کارت تلفن مخابرات با خودم ببرم؟
+ پادگان خاتمی یک سیستم تلفن داخلی خاص خودش دارد. کارت‌های تلفن مخابرات داخل پادگان به دردتان نمی‌خورد (البته همراه داشتنش ضرری ندارد و در مرخصی شهری خیلی به درد می‌خورد). برای زنگ زدن از تلفن‌های آسایشگاه باید منتظر باشید تا گروهان‌تان مشخص شود و مسوول هماهنگی با مخابرات تعیین شود (اصطلاحا ارشد مخابرات). این ارشد یک پین کد به شما تحویل می‌دهد که با آن می‌توانید از تلفن‌ها استفاده کنید. برای شارژ کردن آن هم به همان ارشد پول می‌دهید.

-آیا می‌توانیم به سربازمان نامه بنویسیم
+ بله. از سربازتان بپرسید کدش چیست؟ کد یک عددی است که شماره گردان و گروهان و ردیف سرباز در گروهان را مشخص میکند. مثلا ۲۱/۰۸۴٫ در نامه های‌تان این کد را هم ذکر کنید تا نامه آسانتر به دست سرباز برسد.

- می‌توانیم به ملاقات سربازمان برویم؟
+ بله. باید به دژبانی پادگان مراجعه کنید و اسم و ترجیحا کد سرباز را اعلام کنید (درباره کد سوال قبلی را ببینید). دژبانی با گروهان مربوطه تماس می‌گیرد و سربازتان برای ملاقات به محوطه دژبانی می‌آید. در همان محوطه می‌توانید با هم دیدار کنید ولی نمی‌توانید فرضا سربازتان را با خودتان به شهر ببرید.

درباره مرخصی ها قسمت مربوطه را ببینید

نحوه اعزام، روز اول خدمت، لوازم ضروری، اقلام ممنوعه

- روز اعزام چه اتفاقی می‌افتد؟
+ در روزی که در برگه سبزتان ذکر شده تشریف می‌برید نظام وظیفه (در تهران میدان سپاه). غیر از برگ سبز و برگ سفید همراهتان باشد. لازم نیست وسیله خاصی با خودتان ببرید. آنجا اعلام می‌کنند که فلان روز و فلان ساعت در ترمینال جنوب حاضر باشید برای اعزام به پادگان خاتمی. کارتان در نظام وظیفه در روز اول خدمت معمولا بیشتر از نیم ساعت طول نمی‌کشد.

- آیا بعد از معرفی به خاتمی برای اندازه کردن لباس و … مرخصی می‌دهند؟
+ نه. قدیم روال کار اینطور بوده که بعد از معرفی به پادگان و دریافت جیره، یکی دو روز به سرباز مرخصی می‌داده‌اند برای اندازه کردن لباس و چاپ اتیکت و از این جور کارها. الان روال پادگان خاتمی این است که لباس‌‌های به‌اندازه به سربازها می‌دهد و اتیکت را هم خودش چاپ می‌کند و دوره آموزشی بدون وقفه/بدون مرخصی از روز اول شروع می‌شود.

- در جیره چه اقلامی به سرباز تحویل می‌دهند؟
+ کوله سربازی، پتو، یونیفرم (لباس، شلوار و کلاه رسمی سپاه)، کاپشن، پوتین، شلوار گرم کن، زیرپوش، شورت، چفیه، کلاه پشمی، صابون، شامپو، دفتر ۱۰۰ برگ، خودکار، قاشق، چنگال، قند، دمپایی، پودر لباسشویی

- فهرست اقلام ممنوعه؟
+ سیگار، فندک و کبریت، تیغ و لوازم اصلاح (حتی موزر)، موبایل، اصولا هر جور وسیله الکترونیکی، مجله های سرگرمی و جدول و سیاسی

- با موبایلم چکار کنم؟
+ موبایل و سایر اقلام ممنوعه را می توانید به دژبانی تحویل بدهید و آخر دوره تحویل بگیرید

- فهرست چیزهایی که بهتر است همراه‌مان باشد؟
+ نخ و سوزن، کش، سنجاق قفلی، کارد میوه خوری، ناخن گیر ساده، پول، ساعت، کیسه فریزر، کتاب، قرص سرماخوردگی (ترجیحا واکسن سرماخوردگی بزنید)، آجیل و تنقلات، شورت و زیرپوش و جوراب نخی

- چیزهایی که ممنوع نیست ولی بهتر است نبریم
+ کلا چیزهایی که در جیره تحویلتان میدهند، کنسرو و خوراکی ها (اگر از غذای پادگان خوشتان نیامد میتوانید از بوفه کنسرو یا ساندویچ بخرید)، ظرف و ظروف

دوره آموزش، مرخصی، اردو، یگان خدمتی

- در پادگان خاتمی سخت می گیرند یا آسان؟
+ نه خیلی سخت و نه آسان. گول اصطلاح «هتل خاتمی» را نخورید و انتظار بخور و بخواب نداشته باشید. از آن طرف انتظار یک دوره طاقت فرسا را هم نداشته باشید. البته سختی و راحتی کمی هم بستگی دارد به فصل اعزام و شخص فرمانده گروهانتان. معمولا کسانی که دوره اسفند یا همزمان با ماه رمضان اعزام میشوند خوش شانس ترند. از آن طرف کسانی که گردان یک می افتند خوش شانس تر از گردانی دویی ها هستند. بیشتر شکایت سربازها از کم خوابی و کلاسهای رژه است. وضع غذا در مجموع بد نیست و بقیه امکانات رفاهی پادگان هم اگر چه با هتل قابل مقایسه نیستند ولی قابل تحمل اند.

- دوره دقیقا چند روز طول میکشد؟
+ برنامه هر دوره با دوره های قبل و بعد خودش فرق میکند. روزهای اول دوره برنامه ای به نام «برنامه سین» اعلام میکنند که همان کم و بیش اجرا می شود. مسوولین پادگان عمدا از اطلاع رسانی دقیق درباره جزئیات دوره خودداری میکنند و بازار شایعات درباره مرخصی میان دوره یا زمان دقیق ترخیص خیلی داغ است و هر چه به سمت آخر دوره برویم داغتر هم میشود. بهتر است به این شایعات توجه نکنید و گرنه اعصابتان واقغا فرسوده خواهد شد.

- مرخصی میان دوره چند روز است؟
+ مرخصی میان دوره چیزی است که نه تاریخش مشخص است و نه اصلا دادنش قطعی است. بعضی دوره ها مرخصی میاندوره نداشته اند یا فقط به متاهلها مرخصی داده اند. اما معمولا در اکثر دوره ها یک مرخصی ۴-۵ روزه در هفته پنجم اعلام میشود.

- من در یزد فامیل دارم. آیا می توانم آخر هفته ها مرخصی شهری بگیرم.
+ خیلی رویش حساب نکنید. بطور کلی پادگان خاتمی خیلی در مرخصی دادن خسیس است. در عوض چند جلد کتاب همراهتان داشته باشید که اگر مجبور شدید جمعه ها را در پادگان بگذرانید حوصله تان سر نرود.

* به زودی تکمیل می‌شود

پذیرش، کفایت، خدمت قبلی، معاف از رزم

* به زودی تکمیل می‌شود


این بیست و چند روز گذشته را جایی بودیم به نام «مرکز آموزش رزم مقدماتی آیت الله خاتمی یزد» یا به اختصار «پادگان خاتمی» یا به قول دیگر «هتل خاتمی». البته وقتی می‌شنوید «پادگان»، خیلی یاد توپ و تانک و زره‌پوش و سیم‌خاردارهای حلقوی و میدان مین و زاغه مهمات و از این جور چیزها نیفتید. بیشتر به یک تکه از بیابان خدا فکر کنید که دورش سیم خاردار کشیده‌اند و چند سوله و ساختمان آجری هم گوشه و کنارش ساخته‌اند.

یاد آن موقع که عکس هوایی پایگاه‌های نظامی کلی محرمانگی داشت و توی هزار سوراخ قایم می‌شد به خیر! این روزها، به یاری گوگل مپ می‌توانید نقشه‌ی جاهایی را ببینید که یک پادگان آموزشی در برابرشان خیلی ناقابل به حساب می‌آید.

پادگان خاتمی در ویکی‌مپیا

مرحوم آیت الله خاتمی که نامش روی پادگان است، پدر سید محمد خاتمی است و چند سال آخر عمرش (بعد از ترور آیت الله صدوقی) امام جمعه‌ی یزد بوده است و ساخت پادگان در زمان او و به پیشنهاد یا تایید یا حمایت او آغاز شده است. مسوولین پادگان هم خیلی تاکید دارند که بچه‌ها به اشتباه نگویند شهید خاتمی.

پادگان در دامنه‌ی شمالی شیرکوه واقع شده است و به طرف جنوب و جنوب غربی که نگاه می‌کنی، منظره‌ی خیلی خیلی چشم‌نوازی از شیرکوه و کوه‌های همسایه‌اش می‌بینی که هر کدام‌شان زیر آفتاب به رنگی در آمده‌اند. توی این یک ماه، تقریبا هر روز صبح بعد از طلوع آفتاب، هر چقدر که وقت داشتیم به این منظره خیره می‌شدیم و تا روز آخر هم نه خسته شدیم و نه برایمان تکراری شد.

غیر از منظره شیرکوه و همسایگانش، گاهی هم چشم‌مان را به دیدن پرندگان و درندگان آن دور و بر سرگرم می‌کردیم. عقاب پیدا می‌شد و شغال و روباه (دیدن این دو تا خاص کسانی بود که پست نگهبانی شب به‌شان می‌خورد) و یکجور پرنده‌ی شاخدار که هنوز نفهمیده‌ام اسمش چیست. چیزی تصور کنید تقریبا دو برابر گنجشک به رنگ خاکی که پرهای بالای سرش شاخ شده باشد.

نوشته‌های «احتمالا» مرتبط:


توصیه:
در صفحه «از سربازی » مطالب و توضیحات بیشتری پیدا میشود. بد نیست سری هم به آنجا بزنید.


نوشته علی گنجه ای

۳ آذر ماه ۱۳۸۷ ساعت ۶:۳۸ ب.ظ

۸,۴۵۹ دیدگاه درباره «پادگان خاتمی یزد»

با آر.اس.اس مشترک نظرات شوید پیوند Trackback

  1. محمد

    ۱ شهریور ۹۳ ساعت ۱۰:۲۴ ق.ظ

    سلام ساعت ۶ صبح رفتیم نظام وظیفه گفتیم الان کارت پایان خدمتمونو میدنا ، بخشکه این شانس

  2. ایمان

    ۱ شهریور ۹۳ ساعت ۱۰:۰۸ ق.ظ

    آقا امروز صبح رفتیم میدون سپاه. امشب هم ساعت ۷ حرکته. بچه های خوبی باشید. اذیت نکنین با هم مهربون باشید تو اتوبوس

    • مرتضی

      ۱ شهریور ۹۳ ساعت ۱۰:۱۱ ق.ظ

      دکتر جان ما ساعت ۳ از مشهد حرکت میکنیم. ایشالا فردا چشمون به جمالتون روشن میشه…

      • مرتضی

        ۱ شهریور ۹۳ ساعت ۱۰:۱۶ ق.ظ

        راستی دکتر بین اون همه کچل شما رو چطور بشناسیم

    • احمد

      ۱ شهریور ۹۳ ساعت ۱:۵۰ ب.ظ

      ایمان ما ساعت ۹ با قطار تهران یزد میایم

  3. فرزاد

    ۱ شهریور ۹۳ ساعت ۱:۵۰ ق.ظ

    دوستان این شب اخره……
    به امید روزها و شب های پر خاطره که زود بگذره تموم بشه…
    شب همگی خوش

  4. علی

    ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۹:۰۸ ب.ظ

    یه خبر

    من پسر عموم خاتمی یزد بود میگه فاصله اسایشگاه تا گلاب به روتون خیلی فاصله هست لطفا از الان کارهای تکمیلی رو انجام بدهید
    بعد می گفت در بدو ورود می گند کسایی که کفایتی دارند یه طرف . کسایی که سابقه خدمت قبلی دارند یه طرف. کسایی که تازه اومدن خدمت کنند یه طرف دیگه
    من نفهمیدم این کفایتی چیه ؟

  5. مهدی

    ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۶:۴۸ ب.ظ

    موهامو با ۱۲ زدم … اشکم در اومد از راهنمایی اینقد کوتاه نکرده بودم!

  6. رسول

    ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۵:۰۸ ب.ظ

    به امید فرداااا
    بچه دیگه بسه ول کنین
    هر چی پیش آِید خوش آید
    میببینمتون اونجا
    فعلا

  7. علی

    ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۱:۲۹ ب.ظ

    با سلام خدمت همه عزیزان

    من قبلا خدمت کردم سال ۸۹ و دانسشگاه قبول شدم ترخیص شدم والان اموزشی افتادم یزد وکارت تکمیلی دارم سال ۸۸ دوره تکمیلی رفتم ولی یه مسأله ای هست این که تازه فهمیذم که کارت تکمیلی باید کپی برابر اصل بشود من کپی گرفتم ولی برابر اصل نتونستم بکنم سپاه بسته بود می خواستم بدونم که برام مشکلی به وجود نمی اید تو رو خدا یکی جواب بده نگنه نگهم دارند من زیاد نمی خواهم وسیله بیارم در ۱من من علاوه بر تکمیلی ۶۱ روز هم داخل یگان خدمتی هم بود م تو برگم زده ۶۱ روز کسر خدمت ولی ترسم از کپی برابر اصل نکردن کارت تکمیلیم هست ممنون میشوم دوستان اطاع دارند کمک کنند ؟

    • علی گنجه ای

      ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۳:۵۴ ب.ظ

      فکر کنم اگه اصلش رو با خودت ببری خودشون می‌تونن کپی برابر اصل کنن

      • سینا

        ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۴:۲۶ ب.ظ

        منم مثل شما ۸۹ رفتم خدمت برا دانشگاه امدم ما باید ۲۱ ماه خدمت کنیم یا ۱۸ ماه

        • محسن اهوازی

          ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۶:۲۱ ب.ظ

          شما هم ۲۱ ماه خدمتیت رفیق.البته مقداری رو که خدمت کردید از ۲۱ ماه کم میکنن…

          • علی

            ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۷:۲۲ ب.ظ

            ذوستان دقیق تر کسی می دونه اگه کارت ذوره تکمیلی رو کپی برابر اصل نکنیم چی می شه دردسر نشه برام؟

    • alireza

      ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۱۰:۲۹ ب.ظ

      شما صبح برو نظام وظیفه،بلیط اتوبوستو بگیر (که احتمالا واسه ساعت ۴ عصر هستش)تا اون موقع برو سپاه واست اصل گواهیتو صادر کنن
      چون فردا هم شنبست احتمالا همشون هستنو به مشکل امضا و اینجور چیزام بر نمی خوری
      این عاقلانه ترین کار ممکنه

  8. ا

    ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۶:۴۰ ب.ظ

    از صفر تا صد دوره تیر ماه ۱۳۹۳ دوره ۱۸۲ (بخش دوم)
    قبلا از این که به ماه رمضون برسم چند تا نکته یادم اومد که بهتون بگم:وسایلی که اون جا بردنش مهمه.۱-دمپایی ۲-قرص سرما خوردگی و استامینیفن و آموکسی وچسب زخم ۳-کرم ضد آفتاب ۴-نخ و سوزن ۵-حوله کوچک ۶-سنجاق قفلی ۷-برگه سبز با برگه واکسیناسیون ۸-تا میتونید پودر شربت ببرید تو هوای گرم خیلی می چسبه۹-قاشق و چنگال ۱۰-انواع لباس های زیر و رو (شورت و زیر پیراهن و…)۱۱-کش ۱۲-دفتر و خودکار۱۳-لیوان ترجیحا فلزی باشه چون خودم شیشه ای بردم شکست. فعلا این موارد یادم مونده اگه چیزی یادم اومد بعدا اضافه میکنم.البته شاید خیلی از موارد بالا رو بشه از بوفه خرید ولی با قیمت دوبله بهتون میدن.
    روزهای اول شما رو برای اولین میدان صبح گاه مشترک که شنبه هفته بعد از این که به اون جا می رسید آماده میکنند.شاید خیلی شما رو بترسونند چون توی میدون صبح گاه همه فرماندهان و سربازان کادر و سردار و همه و همه میان.برای همین روزهای اول بیشتر تمرین ایستادن مثل میخ رو به شما یادتون میدن ۱ تا ۲ ساعت برای تمرین هر روز می ایستید.یعنی نباید اصلا از جاتون تکون بخوریند البته به خودتون زیاد فشار نیارین چون ممکنه قندتون بیفته با سر بیایید روی زمین.کلا برای اولین صبح گاه مشترک خیلی جو میدن.ولی این طور که برا ما تعریف می کردن و میگفتن باید ۲ ساعت بایستیم نبود.یادمه کلا ۱۵ دقیقه ایستادیم و سردار گفت برید داخل نماز خونه و بقیه حرفاش رو اون جا زد.
    ماه رمضان که شروع شد کارهای عملی هم خیلی کم شد.عوضش کلاس های کسل کننده شروع شد.یه نیم نگاه که به ته کلاس مینداختی تقریبا ۷۰ درصد بچه ها چرت میزدن مخصوصا سر کلاس های عقیدتی.توی ماه رمضون آبسرد کن ها هم از دست بچه ها یه نفس راحت کشیدند.چون تعداد شیر آبسرد کن ها کمه تقریبا ۷ تا شیر آبسردکن تو محوطه دارن و ۵ تا شیر توی سلف و ۷تاهم جلو نماز خونه برای ۵۰۰ نفر سرباز.کلا ماه رمضون راحت بودیم.بعد از این که سحری می خوردیم یه چرت مختصری میزدیم(بعضی وقت ها هم جای این چرت مختصر رو رژه می گرفت)فکر کنم کلاس ها از ۶:۳۰ شروع می شد تا ۱۲:۱۵٫بعد میرفتیم آسایشگاه اسلحه را داخل کمد میگذاشتیم و ۱۲:۴۰ برای نماز ظهر حرکت می کردیم از ساعت ۲ تا ۶ بعد از ظهر می خوابیدیم . بعدش می رفتیم نمازخونه برای جز خوانی قرآن.تا افطار.بعد از افطار دوباره می رفتیم رژه با عمورنجبر که واقعا جا داره یه تشکر حسابی ازش بکنم که یکی از دلسوزان پادگان بود.بعد از ماه رمضون کلاس های عملی صف جمع و میدان تیر و رژه و … زیر آفتاب سوزان شروع شد.منظره ای که به طور دیفالت بعد از کلاس های عملی با اون رو به رو میشدیم صف های طولانی آبسردکن و بوفه بود.شاید یکی از سخت ترین قسمت های دوره اردو باشه که هیجان خاص خودش رو داره.وسایلی که برای اردو بهتون می دن:کلاه آهنی،فانسقه،بند حمایل،قمقمه که خودتون باید بخرید،بیل و کلنگ،ماسک و اسلحه که اسلحه رو همون روز های اول بهتون می دن و تمام وقت اداری و رژه را باید با اسلحه باشید.روی اسلحه حواستون باشه یه وقت گمش نکنین یا حتی بهش آسیب نزنین که اگه این اتفاق بیفته عملا دهنتون سرویسه.خودشون میگفتن توی کل این ۱۸۲ دوره فقط یک بار اسلحه گم شده که میگن دادسرای نظامی و زندان و…داره.پس در کل بیشتر از هرچیز دیگه حواستون به اسلحه ای که به شما میدن باشه.توی اردو برنامه هایی که داشتیم:سنگر کندن به اندازه سایز خودت،تاخت شبانه،رزم شبانه،مانور شبانه،پرش از کامیون در حال حرکت،آتش و حرکت،تیراندازی،راهپیمایی با ماسک،راهپیمایی برد بلند(۳۰ کیلومتر)با یک قمقمه آب.۴ یا ۵ تا دستشویی اون جا داره که به تانکر وصله برای ۵۰۰ نفر.آب هم برای هر گروهان یه تانکر جداگانه داره که قالب های یخ رو داخلش میندازن ولی کمتر از ۱ دقیقه کل قالب یخ آب می شد و کلا آب سرد اون جا در کار نبود.یادتون باشه برای هر کار عملی که اون جا باید انجام بدین قمقمه را از آب گرم!!!پر کنید.(در نبود گوشت چقندر سالار است)بالاخره اردو هم با کلی خاطره تموم شد و نوبت به رژه آخر رسید که یه نفر از تهران برا بازدید اومده بود که با رژمون حال کرد و ۳ روز مرخصی تشویقی بهمون دادند.در انتها چیزی که مهمه اینه که هر چی سطح توقعتون رو پایین تر بارید راحت ترید اگه فکر میکنید وارد هتل ۵ ستاره شدید ضربه می خورید پس سطح توقعتون رو بیارید پایین تا راحت باشید دوره هم سریع تر از اون چه که فکرش رو بکنید با همه ی خاطراتش تموم میشه طوری که روز آخر خیلی ها زده بودن زیر گریه.این مطالب رو یادم اومد و گفتم اگه سوالی دارید بپرسید.شایداگه شما سوال بپرسین و من جواب بدم راحت تر باشم چون این طوری میریم سر اصل مطلب و از گفتن حرف های اضافه خودداری میشه.

    • آرش

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۳۵ ب.ظ

      سلام تشکر ویژه بابت توضیح مفصلتون
      شما پذیرش پادگان بودید یا امریه یا پذیرش قرارگاه خاتم؟
      کدوم گروهان بودید؟

      • ا

        ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۴۵ ب.ظ

        امریه.گروهان۲۳

        • آرش

          ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱۰:۰۸ ب.ظ

          داداش آمار گروهان بچه های قرارگاه را نداری؟

          • ا

            ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۲۷ ق.ظ

            نه اطلاعی ندارم احتمالا اون ها تو گردان ۱ بودن.

    • مسعود

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۴۷ ب.ظ

      مرسی داداش ایشالا ماهم دوماه دیگه برا دوره ۱۸۳ مینویسیم

    • فرزاد

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱۱:۴۸ ب.ظ

      دمت گرم…خسته نباشید
      والا تو واسه ما خورده سازمان بکار گیرنده:ستاد فرماندهی کل سپاه
      حرفی از امریه نزده ولی اونجا بهم گفتن حله؟
      به نظرت من امریه خاتم دارم یا نه؟
      فقط زودتر بگو که یه فکری به حالم بکنم.دمپایی رنگش مهم نیست؟تیغ یکبار مصرف هم گیر میدن؟

      • آرش

        ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۷:۵۶ ق.ظ

        سلام داداش خوبی برای قرارگاه نمیزنه امریه
        همونی که زده “ستاد فرماندهی کل سپاه” حله.
        قرارگاه خاتم پذیرش حساب میشه نه امریه یعنی می تونی از کسری خدمت استفاده کنی.
        شما کدوم قرب و موسسه ای؟از کدوم استانی؟
        دوس داشتی اس بده ۰۹۳۹۰۴۴۷۶۷۱

        • فرزاد

          ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۱۰:۵۸ ق.ظ

          حیف…پس اینطوری حقوق نمیگیرم…و احتمال جذبم کم میشه مگه نه؟
          این همه بدو بدو کردیم اخرشم جذب نمیشیم.
          هی……..

          • آرش

            ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۱۱:۳۲ ق.ظ

            میزان حقوقش بستگی به قرب و موسسه داره.
            مطمنن وقتی ۱۹ ماه برای یه نهادی کار کنی معنیش اینه که ۱۹ ماه سابقه کار داری پس اون موسسه بین تو و یه آدم صفر کیلومتر تو را انتخاب میکنه چون اولا هم سابقه کار داری دوما این که از نیرو قبلی خودش بودی…
            اصلا به فرض محالم اگه هم نگیرنت جای نگرانی نداره چون وقتی خدمتت تموم بشه دیگه صفر کیلوتر نیستی چون ۱۹ ماه سابقه کار داری و می تونی جای دیگه هم بری دنبال کار.
            خلاصه تو فکرش نرو جای امید بسی هست…
            من قرب سماواتم اعزامی ۹۳٫۶٫۱ همخدمتی دوس داشتی اس بده شمارم هم بالاست

          • فرزاد

            ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۲:۰۳ ب.ظ

            واسه من نزده کجا…از قرارگاه خاتم الانبیا تهران اقدام کردم.بهم زنگ هم زدن.میگن کارای نقشه برداری تو اهواز فعلا…حالا خدا میدونه.تو سایتم میرم شناسایی نمیکنه منو که بدونه وضعیتم چطوره!(khatam.com)از کجا بفهمم کدوم قرب یا موسسه افتادم؟
            باز پناه بر خدا.

      • ا

        ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۲۶ ق.ظ

        بخش اول سوالت رو خداییش نمی دونم.رنگ دمپایی مهم نیست ولی اکثرا رنگ دمپایی بچه ها آبی بود.کلا رو تیغ حساسند و ببینند بهت گیر میدن.

    • مهدی

      ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۱۸ ق.ظ

      قرص یکی می گفت ازت می گیرن بهت گیر میدن. اونجا گیر نمیدن؟ کش به چه درد می خوره؟
      پوتین هایی که بهت دادن خوب بودن یا افتضاح؟
      وضعیت حموماش چطور بود؟ میگن یخه!!!

      • ا

        ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۲۴ ق.ظ

        قرص های سرماخوردگی و استامینیفن و آموکسی سیلین و مولتی ویتامین رو گیر نمیدن.کش هم برای گت کردن به درد می خوره.پوتین هاش هم خوب بود.یه حموم ۶۰ دوش دارن که به دلیل مشکل کمبود آب فقط میگذارن از نصفش استفاده کنی یعنی میشه ۳۰ تا دوش برای کل دو تا گردان.آبش هم هر موقع من رفتم جوش بود.

        • مهدی

          ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۲۹ ق.ظ

          به مام چی؟ یکی می گفت تو ارتش فقط مام صابونی میزارن ببری!

        • ممگ

          ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۱:۲۹ ب.ظ

          داداش از پیگیر بودن واسه جواب ممنونم
          یه سوال داشتم
          حمام اونجا هر دوش اطرافش دیوار داره یا چادر کشیدن یا نه یه سالن که توش شصت تا دوش گذاشتن؟

          یکی هم اینکه میتونی هر روز به حمام بری یا نه ؟
          مرسی اگه زود جواب بدی

          • ا

            ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۴:۳۵ ب.ظ

            هر دوش اطرافش دیوار داره.هر روز میشه رفت حموم ولی بعید میدونم هر روز وقت کنی بری حموم.یک تایم ثابت برای رفتن به حموم ۱ ساعت قبل از اذان صبحه.بعد از ظهر هم فکر کنم ساعت ۵ تا ۶ بود.هر کس هم حداکثر ۱۰ دقیقه می تونه از حموم استفاده کنه.

    • مهدی

      ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۲۱ ق.ظ

      یه سوال دیگه این که فرقی می کنه بهم چه درجه ای بدن؟ می خوام بی خیال باشم، چون بعدش لباس نظامی که تنم نمی کنم
      چون دوستام که تو ارتش بودن خیلی ناراحت بودن به خاطر درجه هاشون

      • محسن اهوازی

        ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۱۰:۰۳ ق.ظ

        اصلا فرق نمیکنه درجه…به خدا منی که الان لیسانسم با دیپلمه و زیر دیپلم هیچ فرقی ندارم… کلا سپاه اینقدر نیروهاش کم شده که از همه حمالی میکشه….قدیم که نیروهاش زیاد بود درجه مهمتر بود…

    • رسول

      ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۴:۵۸ ب.ظ

      perfect

    • رسول

      ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۵:۰۷ ب.ظ

      perfect
      عالی بود عزیز

  9. اشکان

    ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۶:۲۹ ب.ظ

    سلام دوستان عزیز
    ایا کسی میدونه که بچه های که از قرارگاه خاتم الانبیا
    پذیرش گرفتن همه تو یه گروهان هستن یا کلا هیچ فرقی نداره؟

    • آرش

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۲۹ ب.ظ

      سلام
      من از یکی پرسیدم می گفت گروهان ۱۱و۱۲و۱۳ برای بچه های قرارگاه خاتمه

  10. مهدی

    ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۵:۳۸ ب.ظ

    یه چیزی که همه بهش نیاز دارن … شماره آژانس های یزد در اوردم.
    تاکسی محمودی – محمد آباد – راهش دوره طول میکشه بیاد
    ۸۳۶۴۱۲۱ – ۸۳۶۴۱۲۲
    تاکسی تلفنی شهرک – یزد – شهرک صنعتی
    ۷۲۷۲۷۲۲
    تاکسی تلفنی بعثت یزد – جمهوری اسلامی
    ۵۲۲۲۲۱۱ – ۵۲۵۳۸۱۶

  11. محمدحسین

    ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۴:۱۸ ب.ظ

    سلام.
    آقا ساعت و انگشتر و… میشه آورد یا این‌ها جزو زیورآلاتی هست که ممنوعه؟ اگه ساعت نبریم و موبایل هم نداشته باشیم که سرکلاس از کجا بفهمیم چقدر مونده کلاس تموم بشه؟

    • ایمان

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۴:۲۰ ب.ظ

      بهتر؛ نفهمییییم. مردونه هرکی بخواد هی تاریخ و ساعت رو عین اون نگهبانه تو رابین هود جار بزنه خودم خفش می کنم. بگذار همین جوری بگذره ندونیم ساعت چنده.

      • مهدی

        ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۴:۲۳ ب.ظ

        مث جارچی ها! این طوری: آهای مردم پادگان، آهای مردم پادگان، از امروز تا اول آبان ۶۳ روزی مونده …

    • محسن اهوازی

      ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۱۰:۰۰ ق.ظ

      نه ساعت و نه انگشتر تو دوره ی ما منعی نداشت! فکر نمیکنم الانم داشته باشه. من که عاشق ساعتم.اگه نبندم انگار یه چی کم دارم.همیشه دستم بود.

  12. محسن اهوازی

    ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۳:۱۸ ب.ظ

    بچه های دوره ی ۱۸۲ یه سوال….مرتب بچه های دوره ی ۱۸۱ رو چماق نکردن تو سرتون که عالی بودن و نظم پذیر و…؟

    برا ما خیلی از دوره ۱۸۰ تعریف دادن.کلافمون کردن….

  13. مهدی

    ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۲:۱۰ ب.ظ

    یکی پاسخ بده، ما از خونه مون تا میدون سپاه یه ساعت و نیمی راه هستش. اونجا که می ریم سوار اتوبوسمون می کنن می برن یزد یا میگن برو بعدا بیا.
    اعزام تیری ها کسی نیست؟

    • ایمان

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۲:۲۸ ب.ظ

      مهدی؛ هیچ کی نمی دونن. مثل این که شانسیه. بعیده همون لحظه خِرکِشمون کنن ببرن. ولی باید حضور داشته باشی. وسایل هم بهتره همراهت باشه. این عاقلانه ترین کاره. تازَشم فرض کن اینجا یکی بهت بگه که شنبه نمی خواد بری میدون سپاه. اونوقت تو گوش می کنی و نمی ری؟

      • مهدی

        ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۲:۴۳ ب.ظ

        میدون سپاه که نری، می برنت یه جایی که عرب نی شو می ندازه اونجا. من مشکلم بردن وسایله. اونم یه خاور وسایلی که هنوز تکمیلش نکردم.

    • محسن اهوازی

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۳:۳۴ ب.ظ

      داش مهدی بستگی به شرایط دورتون داره. به عنوان مثال برای ما گفتن برید خونه ساعت ۷ شب بیاد که با بلیطه رایگانی که بهمون دادن رفتیم و اعزام….۱۵ ساعت تو راه بودیم….ده صبح رسیدیم پادگان….اتوبوس آشغالیش کمرمونو داغون کرد….برا برگشتن با هواپیما اومدیم…یه سری هم با اتوبوس وی آی پی…

  14. ایمان

    ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱:۱۱ ب.ظ

    هوراااا … یه اتفاق باحال الان برام اتفاق افتاد… همین الان (ساعت ۲ روز پنجشنبه) همکارهام بهم کادو خداحافظی با کلی آرزوی خوب دادن. خیلی به موقع بود. کلی دپرس بودم.

    • صادق

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱:۱۹ ب.ظ

      آقا من فوق لیسانسم قبلاً آموزشی رفتم دو ماه پادگان شهدای کرمانشاه.
      حالا اگه بیام اونجا ترخیصم چقد کار داره؟ بیشتر یکی دو روز علاف میشم؟

      • محسن اهوازی

        ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۳:۳۲ ب.ظ

        آقا صادق گل نهایتش تا بعد از ظهر روزی که میرسی کارتو ردیف میکنی و برمیگردی.

        • صادق

          ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۹:۴۶ ب.ظ

          فدات داش محسن گل آقا خیلی لطف کردی دمت گرم

          • محسن اهوازی

            ۳۱ مرداد ۹۳ ساعت ۹:۵۸ ق.ظ

            فدات.خواهش میکنم.دم شما هم هات:)

  15. مهدی

    ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱۱:۱۳ ق.ظ

    این دو ماه نیز بگذرد، برای ایمان:
    ای دل غم جهان مخور، این نیز بگذرد/ دنیا چو هست بر گذر، این نیز بگذرد
    یک جمله پای دار، که مردان مرد را/ بگذشت از این بسی بتر، این نیز بگذرد
    منت خدای را که شب دیرپای غم/افتاد با دم سحر، این نیز بگذرد
    تشویش خاطر است، ولی شکر، چون نکرد / ایزد قضا جز این قدر، این نیز بگذرد

    • ایمان

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱۲:۰۷ ب.ظ

      امروز روز وصیت کردن من به همکارامه. همه رو به صف کردم (روز پنجشنبه) دارم واسشون روضه ابوالفضل می خونم

      • مهدی

        ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱۲:۲۲ ب.ظ

        منم با اونا که کار می کردم دیروز خداحافظی کردم… حیف پول که نمی تونم بگیرمش…

  16. ا

    ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱۱:۱۱ ق.ظ

    صفر تا صد دوره تیر ماه ۱۳۹۳ یعنی دوره ۱۸۲
    بعد از این که معلوم شد امریه سرباز معلمیم جور شده یک نامه از نظام وظیفه اومد برام که تاریخ اول تیر ماه باید برم پادگان آموزشی خاتمی یزد.البته اول تیرساعت ۷ صبح باید جلوی ساختمان نظام وظیفه استان خودمون باشم که ما رو از اون جا مستقیم تا خود پادگان خاتمی بزد ببره.(فکر کنم توی برگه ی سبزی که برای هرکس می یاد می نویسه که ساعت ۷صبح کجا باشه).خلاصه با موهای تراشیده شده اون هم با نمره ۴ که بعدا توضیح می دم نیازی به نمره ۴ نیست بعد از پیمودن مسافت ۱۱ ساعته با اتوبوس نظام وظیفه رسیدیم به پادگان.اون موقع که ما رسیده بودیم هوا تاریک شده بود چون اتوبوس همون ساعت ۷ صبح حرکت نمیکنه و الافی زیاد داره.فکر کنم ساعت ۹ و نیم شب رسیدیم به پادگان.البته این مسافت تقریبا طولانی رو با دوستان گفتیم و خندیدیم و زمان سریع گذشت.وقتی وارد شدیم با یک تابلوی بزرگ مواجه شدیم که فهرستی از اقلام ممنوعه مثل موبایل و ژیلت و زنجیر و چاقو و دوربین و …نوشته بود که باید مواردی رو که توی تابلو نوشته بود در می آوردی و به دژبان تحویل میدادی و رسیددریافت می کردی تا موقع میان دوره دوباره این موارد رو بهت تحویل بده و برای برگشت دیگه این موارد رو نباید همراه خودت می آوردی.وارد سالن که شدیم یک تلفن عمومی بود که با کارت کار می کرد.یک توصیه من هفت هشت تا کارت اعتباری تلفن که ۲ تومنی بودن با خودم برده بودند پس می ارزه با خودتون ببرید حالا کاربردش رو بعدا می گم کجا به درد می خوره.این قسمت برای اون هایی که دوست دارن با هم و توی یک آسایشگاه بیفتن مهمه… توی یک سالن همه توی ۷ یا ۸ تا ستون می شینند تا ساکشون رو به طور کامل وارسی کنند.یعنی ساکتون رو کامل می ریزن بیرون.اون هایی که از یک شهرن یا با هم رفیقن توی یک ستون و پشت سر هم بشینن.بعد به هر کی یک برگه میدن که داخلش اسم آسایشگاه اسم گردان شماره گروهان و کد هر کس رو نوشته.به فرض هم اگه همون لحظه متوجه شدید توی یک گروهان نیفتادید سریع برگه خودتون رو با کسی که براش مهم نیست کجا بیفته عوض کنید.بعدش هم وارد محوطه پادگان می شید.سلام هتل خاتمی!!!!زمانی که ما رسیده بودیم هوا تاریک بود و هیچ جا برامون آشنا نبود خلاصه از این و اون پرسیدیم تا آسایشگاهمون رو پیدا کردیم.اون جا دیدیم دست هرکس یک تیکه آهنه گرده بهش میگفتن یقلاوی(برای خوردن غذا).ما هم که شب رسیده بودیم مسیر سلف رو پی گرفتیم و وقت شام گذشته بود.برگشتیم داخل آسایشگاه که اگه اشتباه نکرده باشم ۱۲۰ تا تخت داره ۴ تا اسپیلت ۲ تا تلویزیون.تا ۲ الی ۳ روزه اول که لباس کار بهمون نداده بودن همه چیز به راحتی و بی خیالی طی می شد.تا وقتی که گفتن بریم لباس کار بگیریم.کجا؟؟؟ناکجا!!!!باید یک مسافت ۲۰ دقیقه ای رو طی میکردی تا به ۳ تا سوله که اسمش ساتر بود میرسیدی بعد اون جا بهمون لباس می دادن که سایز های مختلفی داشت.قبل از این که به اون جا می رسید از سایزتون اطلاع داشته باشید چون به سختی لباسی که گرفتید رو عوض می کنند.بهتون یک دست لباس و شلوار وپوتین و کلاه میدن.از لحظه ای که لباس گرفتید کارتون رسما شروع میشه.روزهای اول فرماندهان گروهان ها برای این که نشون بدن این جا خونه خاله نیست و محیط نظامی بهتون یه نمه(شاید فراتر از یه نمه)براتون سخت بگذره.یادم نمیره همون روز اول که بهمون لباس دادن کلی سینه خیز رفتیم روی سنگ های داغ.دوره ای که ما اون جا بودیم واقعا اون جا جهنم بود شاید دمای هوا ۶۰ درجه میشد.خلاصه روزهای اول خداییش سخت بود چون بدن هامون به ایستادن مثل میخ اون هم به مدت ۱ ساعت و نیم توی گرمای شدید عادت نداشت.به قول یکی از فرماندهان گروهان ها که می گفت همه میگن این جاهتل خاتمیه او هم این موضوع رو تایید می کرد ولی می گفت نکته ای که شما باید به اون توجه کنید اینه که شما کارگرهای این هتلید.واقعا هم راست می گفت چون کل پادگان رو سرباز ها می چرخوندن.خلاصه رسیدیم به ماه مبارک رمضون….فعلا برم یه استراحتی بکنم در صورت استقبال شما دوستان بقیش رو هم بهتون می گم….اگه سوال و نظری تا این جا بود در قسمت پاسخ بنویسید.

    • مهدی

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱۱:۲۲ ق.ظ

      اون کارت ها به چه درد می خوره؟ وقتی همه می گن کارت تلفن پادگان فرق داره؟

      • محسن اهوازی

        ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۳:۳۸ ب.ظ

        احتمالا منظورشون ازون کارت ها برای مرخصی هایی هست که بعضی روزا ساعت ۵ عصر تا ۹ شب میدن….گاهی برای گرفتن آژانس واقعا لازمت میشه و اگه از بخت بدت تاکسی نباشه و کارت هم نداشته باشی مثل منو چند تا دوستام مجبور میشی نیم ساعت پیاده روی کنی تا لب جاده تا یه وانت مارو در راه خدا سوار کنه تا پیش ترمینال….و به خاطر نداشتن وقت فقط بتونیم بریم میرچخماق و یه پیتزا بزنیم و چند تا ترمه دوزی بخریم و برگردیم….

        • مهدی

          ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۴:۰۲ ب.ظ

          خدا خیرت بده …

          • محسن اهوازی

            ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۰۴ ب.ظ

            قربانت عزیزم.

            جالبیش اینجاست که الان کارت تلفن به شدت کم شده تو بازار.اسفندم خیلی از جاها گیر نمیومد منجمله خود پادگان.

      • ا

        ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۴:۴۸ ب.ظ

        وقتی بهت مرخصی ساعتی می دن تنها راه ارتباطی با خانواده از این طریق صورت میگیره.البته هرچه سریعتر برو بخر چون پیدا کردن کارت تلفن دیگه سخت شده.

    • فرزاد

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱۲:۱۰ ب.ظ

      خسته نباشید برادر…….
      روی برگت خورده بود امریه دار؟تمامی کسانی که افتادن اونجا یعنی امریه دارن؟کارت های استان های دیگه هم اونجا جواب میده؟خودشون نمیفروشن؟سخت ترین چیزی که تجربه کردی اونجا چی بود؟الان امریه هستی چقد حقوق میگیری؟سیبیلم گیر میدن؟
      همون اول مشخص میکنن که چه کسایی امریه دارن؟فرماندتون کی بود ممد زارع؟
      خلاصه داداش تبریک میگم که این دوره رو گذروندی
      تمامی سوالات بچه هارو گفتم بهت…اگه چیزی جا مونده بروبچ کمک میکنن…
      در اخر هم یه نصیحت کن که خیلی بدردمون میخوره اونجا
      دمت گرم

      • ا

        ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۵:۰۷ ب.ظ

        نه روی برگم امریه دار نخورده بود ولی نوشته بود سرباز معلم.همه ی کسایی که اون جا بودن امریه دار نبودن.در دوره ی ما سربازها ۲ دسته بودن یا سربازهای عادی بودن که همشون توی گردان ۱ قرار می گرفتن یا سرباز امریه دار بودن که همگی در گردان ۲ بودن که تقریبا همشون هم سرباز معلم بودن.کارت های تلفن استان های دیگه هم اون جا جواب میده و مشکلی نداره.ولی فقط برای تلفن عمومی که توی سالن دژبانی هست و رفتن به مرخصی شهری به دردتون می خوره.چون داخل آسایشگاه یه برگه کاغذ از مخابرات تهیه میکنی به نام ال کارت با شارژاولیه ۵۰۰۰ تومن که بعدا می تونی توسط ارشد مخابرات آسایشگاه خودتون اون رو شارژکنی.پس داخل آسایشگاه کارت های اعتباری تلفن فایده ای نداره.نه اون جا کسی کارت اعتباری تلفن نمی فروشه فقط ال کارت بهت میدن.سخت ترین بخش دوره رفتن به اردو که بعدا توضیح میدم.هنوز که پولی ندادن.سیبیل هم گیر نمیدن البته اگه سایزش خیلی بزرگ باشه شاید گیر بدن ولی در حد عرف مشکلی نداره.توی برگ سبز نوشته امریه داری یا نه.خدا راشکر فرماندمون ممد زارع نبود.اگه اشتباه نکرده باشم زارع فرمانده گروهان ۱۱ بود که میگفتن خیلی سخت گیره.یه نصیحت هم اینکه دوره سریع تر از اون چه که فکرش رو بکنی میگذره سعی کن زیاد توی دید نباشی به قول بروبچس چراغ خاموش عمل کن.راستی یادم باشه تویه بخش جداگانه چیزهایی که باید ببرین رو بگم.

    • ممگ

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱۲:۱۹ ب.ظ

      واسه چی سر را با نمره ۴ زدن مهم نیست ؟
      پس با نمره چند بزنیم؟
      اگه لباس اندازه نشد که مطمئنم نمیشه چیکار باید کرد؟

      • محسن اهوازی

        ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۳:۳۰ ب.ظ

        با ۱۴ هم بزنی کارت ندارن….ما که زده بودیم اسفند سال ۹۲ کاری نداشتن رفیق…

        • ممگ

          ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۴:۲۵ ب.ظ

          داداش محسن ایجوری مجبوریم تا میاندوره یکبار دیگه هم بزنیم یا اینطور نیست

          • محسن اهوازی

            ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۰۶ ب.ظ

            آره مجبوری بزنی…خیلیا با ۴ میزنن که هم نظافتش بهتر باشه هم کچل نشن( به خاطر فشار کلاه) هم دیگه بار اول و آخرشون باشه که میزنن.

      • ا

        ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۵:۱۵ ب.ظ

        روزی که ما رفتیم اون جا خیلی ها موهاشون بلند بود در حدی که می تونستن موهاشون رو به هر طرف که می خواستن حالت بدن.کسی هم تا آخر دوره بهشون گیر نداد.البته میگم بلند نه در حد دم اسبی در حد متعارف بری به مشکلی بر نمیخوری.نهایتش اینه که اون جا آرایشگاه داره میری موهات رو کوتاه میکنی.ولی اگه دوباره برم اونجا با نمره ۴ دیگه موهام رو نمیزنم.بستگی به فرمانده گروهانتون هم داره اگه شما رو سریع تر به ساتر ببره لباس با سایز های مختلف هم گیرتون می یاد.تو گروهان ما که زود رفته بودیم اونجا کسی به مشکل لباس بر نخورد ولی می گفتن اونجا خیاط هم داره که لباستون رو ردیف می کنه حالا این مطلب چقدر درست باشه خدا می دونه.

    • وحید

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱۲:۲۳ ب.ظ

      تشکر.بسیار مفید بود .لطفا ادامه دهید

      • محمد

        ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱۲:۴۲ ب.ظ

        داداش اگه میشه به سوالات دوستان که در بالا گفته شده زود جواب بده که تکلیف خودمون رو بدونیم

    • امین

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱۲:۵۵ ب.ظ

      سلام.داداش بقیه تجربیاتتون هم بگید، تا در کل بفهمیم اوضاع اونجا چطوره.

    • صادق

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱:۲۲ ب.ظ

      آقا اونا که برگ سبز دارن و قبلاً آموزشی رفتن یکی دو روزه ترخیص میشن یا نه؟ گوشی بیارم دژبانی واسم نگه میدارن که بعد یکی دو روز که ترخیص شدم بهم پس بدن؟

      • ا

        ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۵:۱۸ ب.ظ

        آره اگه به کارت سرعت بدن شاید همون روز اول هم ترخیص شی.نهایتا فرداش ترخیصی.گوشی هم همراه خودت بیار.برات نگه میدارن و موقعی که ترخیص شدی بهت پس می دن.

        • صادق

          ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۹:۵۸ ب.ظ

          داداش گلم دمت گرم مرسی. فاصله شهر یزد تا پادگان ۲۲ کیلومتره، درسته؟

    • آرش

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱:۴۶ ب.ظ

      سلام عزیز
      تشکر بابت توضیح مفصلت
      بچه های قرارگاه خاتم النبیا تو گروهان و گردان چند هستن؟
      آیا اونجا برای وسایلا به هر نفری کمد هم میدن یا فقط همون کیف انفرادیه است؟

      • ا

        ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۵:۲۳ ب.ظ

        شرمنده سوال اولت رو متوجه نشدم.
        به هر نفر یه کمد میدن.شما تو همون روزهای اول باید با ساکی که همراه خودتون میارید خداحافظی کنید و اون رو بذارید داخل انبار که با آسایشگاهتون فاصله داره.چون حق دارید داخل کمد چیزهای تعریف شده ای که اون جا بهتون میگن قرار بدید.البته هر روز ساعت ۵ تا ۶ در انبار باز میشه و میتونید چیزی رو که میخواهید از ساکتون بردارید.

      • محسن اهوازی

        ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۱۳ ب.ظ

        آرش تو دوره ی ۱۸۱( اسفند ۹۲) بچه های خاتم تو گردان یک بودن و اکثرشون تو گروهان ۱۱ بودن…۱۲ ای هم زیاد داشتن…

        تو دوره ی ما کلا ۴ تا گروهان(دو گردان) داشتیم…۱۱ و ۱۲ و ۲۱ و ۲۲….
        بچه هاشونم خیلی حال کردن…با اینکه فرماندشون ممد زارع بود…..من ۲۲ بودم….ما جمعه ها رژه نوین کار میکردیم( علاوه بر کلاسیک) و پدرمون دراومد و امریه ای ها استراحت…اونا فقط کلاسیک….اونا خیلی کمتر از ماجریمه میشدن به خدا…ممد زارع خیلی شل ول بود تو اون دوره نمیدونم چرا…

    • مهدی

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۲:۱۰ ب.ظ

      یکی پاسخ بده، ما از خونه مون تا میدون سپاه یه ساعت و نیمی راه هستش. اونجا که می ریم سوار اتوبوسمون می کنن می برن یزد یا میگن برو بعدا بیا.
      اعزام تیری ها کسی نیست؟

      • ا

        ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۵:۲۸ ب.ظ

        دوره ای که ما رفتیم برو بعدا بیایی در کار نبود ساعت ۷ صبح اون جا بودیم.درسته که الاف شدیم ولی کس نرفت بیرون که دوباره بیاد.بعد از ۲ الی ۳ ساعت الافی و بعد از یک حضور غیاب ساده و تفکیک مسیر ها و پادگان ها از هم گفتن به سلامت.ما هم سوار اتوبوس شدیم و تا خود پادگان مستقیم ما رو بردن.

    • امیر حسین

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۲:۵۹ ب.ظ

      سلام کلا استحقاقی چی میدن به سرباز؟یک دست لباس و شلوار وپوتین و کلاه یا….؟؟؟؟؟

      • ا

        ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۵:۳۸ ب.ظ

        اگه سرباز عادی باشی که تقریبا همه چی بهت می دن.ولی اون هایی که امریه هستن تقریبا بهشون هیچی نمیدن.به ما که امریه بودیم موارد زیر رو دادن:
        ۱-ملحفه بالش ۲-ملحفه تشک ۳-جوراب ۴-واکس و برس و فرچه ۵-صابون ۶-پودر لباسشویی ۷-پتو ۸-چفیه ۹-کلاه کار ۱۰-لباس کار ۱۱-پوتین ۱۲-جانماز و مهر و قرآن
        برای اون هایی که سرباز عادی اند بیشتر از این حرفاست.

        • اشکان

          ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۶:۱۸ ب.ظ

          سلام دوست عزیز.
          میگن که بچه های که پذیرش خاتم دارن کلا گروهانشون فرق داره وبهشون خیلی چیزها میدن .
          چقد این حرف ها درست هست؟
          ایا به این جور چیزها برخورد داشتی

  17. مرتضی

    ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱۰:۵۲ ق.ظ

    در راستای تخلیه شدن ۲
    بچه ها بیان به جنبه های مثبت این دو ماه نگاه کنیم
    مثلا با ورزش (مثل بارفیکس و شنا و دراز نشست و..) یا رژه هایی که بهمون می دن بدنمون حسابی رو فرم میاد. بعدش که بر میگردیم بعضیا (مثلا دوست دختراتون) میگن:
    علیییییییی…بدنووووووووو…جیگرشدی…
    بعد ما کلی حال می کنیم.خخخخخخخخخخخخخخخ….

    • فرزاد

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱۲:۱۲ ب.ظ

      سیکس پکارو کی بخوره.خخخخخخخخخخخخخخخخخ
      ده اگه دوست داشتن لاغر شیم که اینقد خوراکی بهمون نمیدادن داش مرتضی.

    • ایمان

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱۲:۳۲ ب.ظ

      من کلی برنامه ورزشی که بدون وزنه می شه انجام داد هم پرینت گرفتم با خودم میارم. این اضافه بر ورزش های پادگانه. اونایی که پایه سیکس پک هستن بیان. (البته می دونید که بدون استروئید هیچ عضله ای قلنبه نمی شه). ولی دیگه در بضاعت هتل خاتمی…

      • مهدی

        ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۴:۱۷ ب.ظ

        من که چیزی از بچه های بدنسازی ندیدم!!! مث چیز تو دعواها کتک می خوردن!
        من زیاد می دویدم ولی ۶ ماهی هستش که به خاطر کارم و درد پام ندویدم، فکر کنم آش و لاش برگردم تهران….

      • مهدی

        ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۴:۱۸ ب.ظ

        یادم رفت بنویسم، البته تو رو ندیدم، تو دعوا از یه رزمی کار ساده می خوری یا نه ولی اونا رو که دیدم بد خورده بودن!

  18. مرتضی

    ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱۰:۳۰ ق.ظ

    در راستای تخلیه شدن (نظر دکتر)…
    بروبچ خواهشا تو پادگان خودشون نگیرن. آخه همه فوق لیسانس یا دکتری دارن. پس از همین حالا شخصیتهای خودتون رو، رو کنید تا اونجا دلمون نگیره

  19. ایمان

    ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۵۶ ق.ظ

    بر و بکس تهران؛ اونایی که مایل به رفاقت هستن به ایمیلم tishtar12@yahoo.com ایمیل بزنن. همین طور می تونید با مسنجر (همین آیدی) باهام چت کنید. امروز (پنجشنبه) تا حدود ساعت ۳، ۴ بعد از ظهر آن هستم.

  20. ایمان

    ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۳۰ ق.ظ

    بریم این آموزشی رو که تموم بشه لا مصب … استرسش بیشتر داره منو اذیت می کنه…
    فهرست نگرانی های من (می گم که شاید تخلیه شم):
    ۱٫ دوست پیدا نکردن / ۲٫ گرما و آفتاب / ۳٫ دو ماه دور بودن از محل کارم و پروژه هام / ۳٫ خز و خیل بازی احتمالی بعضیا
    لطفاً نگرانی هاتون رو بگید که شما هم تخلیه شید

    • فرزاد

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱۲:۱۷ ب.ظ

      ۱رو که من برطرف میکنم…۲رو شرمنده قدرت فوت کردنم کمه…۳رو که خودمون واست نقش پروژه بازی میکنیم و یسری هارو ادم کردن خودش پروژست.خخخخخخ فدا همه بچه ها البته.۴رو که شرمنده اون دیگه جلوگیریش کار من نیست.۵خودم اضافه کنم لطفا چوب پنبه و کش بیارید..حالا میگید چرا؟؟چون اولیش واسه باده که ممکنه بدبو باشه..دومیشم واسه اینکه جلو شرتت نم نزنه.البته با شما نیستما دکی.کلی گفتم

    • مهدی

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱:۳۴ ب.ظ

      نگرانی های من
      ۱٫ کم خوابی شدید که منجر برای من منجر به گیجی مفرط میشه.
      ۲٫بیماری پوستی، گوارشی و کچلی
      ۳٫ کارم
      ۴٫ زیر آب زن ها

  21. وحید

    ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۷:۲۴ ق.ظ

    بیشمار۱٫بیشمار۲و…………………

  22. کریم پور

    ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۲:۲۴ ق.ظ

    سلام دوستان… منم اعزام ۱ شهریور خاتمی یزدم…
    از بندرعباس…پزشک پیام آور…از بچه های پزشکی کسی هست؟

  23. فرزاد

    ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱۲:۲۵ ق.ظ

    راستی دوستان به کسانی که امریه دارن چقد حقوق میدن؟منطقه ای هستش؟الان رفیقم سرباز معلم هستش و ۴۰۰ حقوق میگیره…لیسانس داره

    • ایمان

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۰۳ ق.ظ

      آقا لطفا هرکی جواب این سوال رو می دونه بگه. امریه های دکتر چقدر می گیرن؟

      • ایمان

        ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۱۸ ق.ظ

        اینو تو نت پیدا کردم:
        امینی معاون وظیفه عمومی فرماندهی انتظامی استان اصفهان: حقوق سربازان امریه و مدت خدمت سربازی آنها همانند سایر سربازان است. البته در غالب مزایا به سربازان امریه کمک مالی می‌شود، اما در کل بستگی به وزارتخانه و نیز نیاز وزارتخانه دارد.

        • فرزاد

          ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۲:۵۵ ب.ظ

          کلا میترسم اینا زیاد به خودشون فشار میارن….گوودلایف نداشته باشنو بله دیگه…

  24. فرزاد

    ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱۲:۲۳ ق.ظ

    روز شمار….
    ۲روز

  25. علی

    ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۱۱:۵۵ ب.ظ

    باسلامم خدمت دوستان بنده از مازندران اعزام میشم از ساری می خواهم بدونم خودم می تونم برم بادگان خاتمی یزد تورو خدا یکی جواب بده مشکلی پیش نمی اید دردسر درست نشه مثلا لیبست ما برای یزد از ساری باید همه جمع بشوند غیبت واز این داستان ها ؟

    • ایمان

      ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱:۲۴ ب.ظ

      علی. منم به فکرم رسید خودم برم یزد. ولی بیشتر که فکر کردم دیدم کار اشتباهیه. این پادگان تو خود یزد نیس. آدم گه گیجه می گیره بعدش. با بچه ها باشی هم تا برسی کلی رفیق پیدا کردی و ضمنا همه چی دسته جمعیه. اگه مشکلی هم پیش بیاد دسته جمعی حل می شه. حالا خود دانی

  26. ایمان

    ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۷:۳۰ ب.ظ

    در این واپسین لحظات ….(رومانتیکش نکنید) اگه کسی از تهران هست ایمیل بده tishtar12@yahoo.com

  27. جواد

    ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۲:۴۵ ب.ظ

    سلام دوستان
    من بچه شیرازم. اعزامی ۶/۱ خاتمی یزد هستم.از شیراز کسی هست؟

    • علی رضا

      ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۴:۱۹ ب.ظ

      سلام جواد منم از شیرازم اعزامی خاتمی یزد امریه قرار گاه خاتم

      • امین

        ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۴:۴۳ ب.ظ

        سلام. منم از استان فارس هستم. (پذیرش خاتم). علی رضا واسه کدوم قرب پذیرش گرفتی؟

        • علی رضا

          ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۵:۰۱ ب.ظ

          سلام سپا نیر

        • آرش

          ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۵:۰۱ ب.ظ

          سلام امین منم پذیرش قرارگاه ام
          اس بده از کدوم قربی با هم آشنا بشیم داداش
          شمارم پایین هست

      • آرش

        ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۴:۵۷ ب.ظ

        سلام جواد و علیرضا منم هستم۶/۱ اعزامم
        پذیرش قرارگاه هستم
        بهم اس بدید ۰۹۳۹۰۴۴۷۶۷۱

        • امین

          ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۵:۵۹ ب.ظ

          سلام آرش. پذیرش سپانیر هستم. پذیرش کجا هستی؟

          • آرش

            ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۳۶ ب.ظ

            سلام عزیز خوبی
            سماوات
            دوس داشتی اس بده قبل اعزام آشنا شیم

      • جواد

        ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱۱:۵۰ ق.ظ

        دوستان شما از کجا و کی اعزام میشین به یزد؟

        • امین

          ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱:۱۷ ب.ظ

          شنبه ۱/۶-از شیراز-(پل پیرنیا)

          • جواد

            ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۲:۰۶ ب.ظ

            یک سوال دیگه داشتم
            من تو برگه سفیدم نزده یزد ولی از سپاه فجر معرفی نامه به خاتمی یزد دارم. اتوبوس های نظام وظیفه منو میبرن یزد؟
            ساعت حرکت چند هست ؟

  28. arman

    ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۱:۱۷ ب.ظ

    سلام دوستان من امریه جهاد کشاورزی گرفتم از کرمانشاه؟کرمانشاهی نداریم اینجا؟من برگه دوره تکمیلی سپاه رو برابر با اصل کردم چند روز باید اونجا باشیم کسایی که برگه سبز دارن شنیدم که زیاد نیست دورشون؟

  29. حمید

    ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۱:۰۰ ب.ظ

    سلام دوستان گرامی من خردادماه۸۶به پادگان خاتمی یزدرفتم ازلحاظ خوراک خوبه خواب تعطیل شبهانهایتا۵ساعت تنبیه زیاد ولی این ترساندن هاهیچی نیست هیچ کاری نیکنن.باآرزوی موفقیت برای شمادوستان گرامی .

    • محمد

      ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۱:۴۶ ب.ظ

      ساعت چند بیدار باشه؟
      ازان صبح به افق یزد روز شنبه ۱ شهریور ساعت ۴ و ۵۷ دقیقه است. و هر روز ۱ دقیقه اضافه میشه ۴٫۵۸ ۴٫۵۹ ۵ ۵٫۰۱ ۵٫۰۲ …

      • محسن اهوازی

        ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۷:۰۱ ب.ظ

        معمولا ساعت ۴ بیدار باشه…برا کسایی که زدن به جدول( به قول حاجی رنگین کمان( درست نوشتم اسمشو؟خخخ))..بقیه ۴ و نیم بیدار میشن و ارشد باید دهنش سرویس شه تا بچه ها رو جمع کنه….یادش بخیر…حمید محمودی ارشد عزیز که امریه داشتی….از همینجا سلام بهت…فدای اون صدای با مزت…خخخخ…بیچاره بس که داد زد و دعوا کرد صداش عین خروس شد..ههه

  30. حسین

    ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۱۲:۳۹ ب.ظ

    آقا من یه سوال دارم .به اونایی که امریه دارن . ماهیانه چقد میدن////؟؟؟؟؟

    • ایمان

      ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۷:۲۰ ب.ظ

      این سوال رو من هم دارم. کسی می دونه؟

      • رسول

        ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۳۶ ب.ظ

        سلام آقا ایمان
        دکتر جان دوستم ک الان آموزشش تموم شده و رفته سر کار گفته ب من ۲۰۰تومن میدن
        باز هم سوال داشتی در خدمتیم.

        • علی

          ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۱۱:۵۹ ب.ظ

          به فوق لیسانس چقد میدهند

          • رسول

            ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۶:۴۳ ق.ظ

            سلام علی جان.
            آقا دوستم فوق لیسانسه و داره ۲۰۰تومن میگیره.

          • حسین

            ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۹:۳۱ ق.ظ

            فک کنم سرکارت گذاشته داداش

        • اشکان

          ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۹:۲۳ ق.ظ

          کجا کار کردنش مهم هست؟

          • علی

            ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۱۲:۲۲ ب.ظ

            سلام
            خوب کسی میدونه چقدر می دهند ؟

  31. alireza

    ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۹:۳۶ ق.ظ

    من واسه تاییده دوره تکمیلیم امروز رفتم سپاه محمد تهران،گفتن واسه یزد نیازی به تاییدیه نیست و با همون برگه دوره تکمیلی بری اونجا حله

    • امین

      ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۱۱:۲۳ ق.ظ

      وسایل زیر رو با خودم میارم
      شما هم بیارید:
      ۱- مدارک شناسایی (تو برگ سپدیتون نوشته)البته که کپی
      ۲-مدارک پزشکی (داروی خاص اگر مصرف میکنید مدارکشم بیارید)
      ۳-دارو (برای بیماری های آنفولانزا+ ویتامین C + باندکشی)
      ۴- وسایل دوخت و دوز (نخ سوزن کش سنجاق پونس)
      ۵-وسایل لازم برا غذا (بشقاب کاسه لیوان کارد قاشق چنگال دربازکن)
      ۶-وسایل شخصی (لباس زیر + لباس خواب + عطر + صابون + دستمال کاغذی و پارچه ای)
      ۷-پووووول و کارت عابر بانک
      ۸- آجیل و تنقلات
      ۹- ساعت مچی + کارت تلفن + دفتر + خودکار+ کیسه +گیره لباس
      ۱۰- عینک دودی!!!
      ۱۱- قفل کوچک ۲ عدد
      ۱۲- ملحفه و پتو مسافرتی

      اگه چیزی کمه ، ممنون میشم بفرمایید

  32. محمد

    ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۳۷ ق.ظ

    سلام بکس

    من شرایط معاف از رزمی رو دارم ولی چون امریه جور کردم و می خواستم از دستش ندم واسه اعزام دفترچه پر کردم. حالا میخوام بدونم میشه موقع آموزشی کاری کرد که با ما مثل معاف از رزمی ها رفتار کنند.

    اصلا معاف از رزمی خوبه؟

    • ایمان.غ

      ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۱۰:۴۰ ق.ظ

      اون هایی که معاف از رزم هستن.کارهای عملی کمتری رو نسبت به دیگران انجام میدن.به معاف از رزم ها اصلا اسلحه نمیدن.میدون تیر نمیان.توی اردو تو بخش های عملی مثل تاخت شبانه رزم شبانه مانور شبانه پرش از کامیون و …شرکت نمیکنن.ولی در عوض تا دلت بخواد بهشون پست نظافت سرویس بهداشتی و سلف و حمام و…می خوره.ولی در کل من ترجیح میدادم که معاف از رزم نباشم .اون هایی که معاف از رزم نیستن سختی بیشتری می کشن ولی هیجان بیشتری داره و همش خاطره میشه.

      • محمد

        ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۱:۱۵ ب.ظ

        مرسی ایمان.غ جان از توضیحاتت
        اما مهم تر ، گفته ام که *شرایط* معافیت از رزم رو دارم اما اقدامی برای معافیت از رزم انجام ندادم.( نمره چشم مجموع ۹٫۷۵ )

        میشه اونجا کاری کرد که مثل معاف از رزمی ها باشم ؟

        • محمد

          ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۱:۳۴ ب.ظ

          سلام دوست عزیز
          مدارک پزشکیتون همراهتون باشه
          تا اونجایی که در جریان هستم ، شما میتونید از طریق بهداری پادگان درخواست بررسی بدید و اونجا تشکیل پرونده میدن و براتون کمیسیون پزشکی تشکیل میشه و از طریق سازمان نظام وظیفه استان رأی صادر میشه که معاف دائم یا معاف از رزم بشید و یا ممکنه تشخیص بدن که شما هیچ مشکلی ندارید و مثل یک سرباز عادی باید خدمتتون رو ادامه بدید.

    • محمدحسین

      ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۴:۰۶ ب.ظ

      سلام.
      قبلا هم به یکی از رفقا گفته بودم: امریه بودن منافاتی با معاف از رزم بودن نداره.

  33. هم رزم

    ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۶:۵۹ ق.ظ

    سلام
    من هم اعزامم یک شهریور ۹۳ پایگاه خاتمی یزد هست. امیدوارم روزای خوبی در پیش داشته باشیم…

  34. رسول

    ۲۸ مرداد ۹۳ ساعت ۱۱:۳۵ ب.ظ

    دوستان گرامی یکی توضیح بده عکس از دوران آموزشی میپیرن ازمون دوربین میشه آورد خلاصه ثبت لحظه های خوب چه میشه؟

    • محمد

      ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۱:۴۱ ب.ظ

      دوربین جزو اقلام ممنونه محسوب میشه
      ولی مثل اینکه توی پادگان مکانی به عنوان عکاسی وجود داره

    • محسن اهوازی

      ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۶:۵۶ ب.ظ

      سلام.یه بنده خدایی بود اونجا تو دوره ی ما که ازمون عکسای زیادی گرفت که هرکدومشونو نفری دوهزارتومن میفروخت…تو آسایشگاه…تو محوطه…با دوستان.آقای شایق…پاسدار عکاسخونه بود..خخخ..فقط عکس با لباس نظامیمونو رایگان گرفت…

      من دوره ۱۸۱( اسفند ۹۲) یا همون دوره ی طلایی بودم….

  35. مرتضی

    ۲۸ مرداد ۹۳ ساعت ۱۱:۲۱ ب.ظ

    یه شعر خوب برای وداع با دوستاتون

    زدم فریاد خدایا این چه رسمی ست ؟؟؟
    رفیقان را جدا کردن هنر نیست
    رفیقان قلب انسانند خدایا
    بدون قلب چگونه میتوان زیست ؟؟؟

  36. مرتضی

    ۲۸ مرداد ۹۳ ساعت ۱۰:۲۵ ب.ظ

    دکتر ایمان…دکتر جان…دکتر…آقا ایمان…کجایی…چرا جواب نمیدی؟
    ممنون دکتر ایمان از راهنماییت بابت LED. من امروز رفتم سامسونگ خریدم. راستی اگه LED بد در بیاد تو پادگان پولش ازت میگیرم.خخخخخخخخخخخخخخ…
    راستی نگفتی دکتری چی داری . حداقل اول کلمه رو بگو بقیه اش رو حدس بزنیم

    • مرتضی

      ۲۸ مرداد ۹۳ ساعت ۱۰:۴۰ ب.ظ

      میگن دوره اربابی تموم شده
      پس تو اهل کدوم تباری که ما هنوز غلامتیم

    • ایمان

      ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۷:۲۷ ب.ظ

      من دیدم از بچه های وبلاگ بخاری بر نمیاد به همین خاطر کمتر اومدم. LED مبارک باشه. ولی فعلا یه دو ماهی باید خاک بخوره تا برگردی. سینما خانگی خریدی؟ لازمت می شه

  37. نیما

    ۲۸ مرداد ۹۳ ساعت ۵:۵۸ ب.ظ

    سلام.من سابقه خدمت دارم.الان اول شهریور افتادم خاتمی یزد.
    کسی خبر داره چند روز ما رو نگه میدارن.چه کارایی انجام میدیم اونجا؟

    • ایمان.غ

      ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۶:۵۷ ق.ظ

      من خودم دوره قبلی یعنی اول تیر اونجا بودم.ما که دورمون ۵۶ روزه بود ۵ روز هم بهمون مرخصی میان دوره دادن.اون جا هر کاری رو که فکرش رو بکنی باید انجام بدی.ولی شاید سخت تر از هرچیزی گرمای شدید اون جا باشه ولی زمانی که ما داشتیم برمیگشتیم هوا یه مقدار خنک تر شده بود.وارد جزئیات نمیشم ولی به طور کلی اون جا ۶ مرحله میدان تیر هست که فکر کنم ما رو ۴ مرحله بیشتر نبردن.تیر اندازی در شب هست.کلاس های درس هست.میدان صبح گاه دارن.رژه دارن که بستگی داره تو چه گردانی باشی ما که گردان ۲ بودیم رژه نوین داشتیم ولی گردان یکی ها رژه کلاسیک داشتن.انواع و اقسام پست ها هست،مثل پست نگهبانی آسایشگاه،نگهبانی سلاح،پست نظافت و … وشاید سخت ترین مرحله دوره رفتن اردو باشه که واقعا تو اون گرما با کلاه آهنی و کوله پشتی سلاح برای من سخت بود ولی همش خاطرست….

  38. مهدی

    ۲۸ مرداد ۹۳ ساعت ۳:۵۵ ب.ظ

    یعنی میشه از قربان تا غدیر مرخصی بدن؟ فکرشم نمیشه کرد!!!

  39. مهدی

    ۲۸ مرداد ۹۳ ساعت ۱۰:۲۹ ق.ظ

    سلام
    دوستان من تازه ترخیص شدم دوره ۱۸۲ گردان یک ، گروهان ۱۴
    فرمانده دهقان( واقعا ادم خوبیه و دلسوز امیدوارم هر جا باشه موفق باشه)
    دهقان دوستت داریم

    تنها سختی اموزشی اردوشه
    اونجوری هم که میگفتن سخت نبود
    و اسون هم نبود
    در ضمن فرمانده گروهان ۱۱ ، ۱۲ ، ۱۳ کلا … ای بودن

    • ایمان

      ۲۸ مرداد ۹۳ ساعت ۱۰:۳۸ ق.ظ

      مهدی؛ هرچی توصیه ایمنی داری بگو. واقعا محتاج توصیه ایم

    • محمد

      ۲۸ مرداد ۹۳ ساعت ۱۱:۱۶ ق.ظ

      منم گردان ۲ بودم با فرمانده مزیدی.امریه هستیم ولی چون اموزش پرورش پول بیمه هامونو نداده فعلا بهمون برگه سبز ندادن

      • ایمان.غ

        ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۷:۰۰ ق.ظ

        سلام من هم گردان ۲ بودم فرماندمون محمدی بود.این قضیه برگ سبز چی میشه واقعا باید برگردیم دوباره یزدددد؟

    • امین

      ۲۸ مرداد ۹۳ ساعت ۱۱:۱۷ ق.ظ

      سلام. آقا مهدی کسایی که پذیرش خاتم دارن داخل کدوم گروهان میفتن؟

    • مصطفی

      ۲۸ مرداد ۹۳ ساعت ۱۱:۴۴ ق.ظ

      سلام. منم گردان یک گروهان ۱۴ ….گذشت اما به سختی

    • احمد

      ۲۸ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۳۳ ب.ظ

      خسته نباشی آقا مهدی
      پوتین های اونجا خوب بود یا بخریم؟

    • مهدی

      ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۳:۵۴ ب.ظ

      آقا مهدی افرادی که مدرک مثلا دکتری دارند شرایطشون فرق میکنه با لیسانس و غیره؟

  40. ایمان

    ۲۸ مرداد ۹۳ ساعت ۷:۲۶ ق.ظ

    نمی دونم این سوال که می خوام بپرسم جوابش اینقدر بدیهیه که هیچ کی نمی پرسه؟ یا کلاً کسی تخمش هم نیس؟!
    مسئلهٌ یا شیخ: بالاخره طول دوره آموزشی چند هفته اس. ممکنه چیزی ازش کم شه؟ رفقای من مدرس رفتن کلا ۳۰ روز آموزشی خدمت کردن. یکی می گه ۴۵ روزه یکی می گه … . لطفا جوابهای کلیشه ای ندین. عقلم می رسه که قانونیش ۸ هفته است.

    • محمد

      ۲۸ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۵۰ ق.ظ

      من ۲ روز پیش ترخیص شدم.دقیقا ۵۶ روز هستش.شانسی که اوردیم خوردیم به ماه رمضون.ولی بعد از عید فطر کارهای عملی شروع شد.گرمایه شدیدی داره مراقب باشید مریض نشید.نه سخته نه راحت

      • ایمان

        ۲۸ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۵۴ ق.ظ

        محمد. می خوامت. مشتولوق داری. ۵۶ روز برای ما هم باشه عالیه. محمد اگه تجربۀ دیگه ای هم داری بگو. مرسی

        • محمد

          ۲۸ مرداد ۹۳ ساعت ۱۱:۰۸ ق.ظ

          متاسفانه چند تا از بچه هایی که با ما بودن همش روز شماری میکردن.هیچ وقت روز شماری نکن چون خیلی دیر میگذره.سعی کن با خونه در تماس باشی چون روحیتو بالا میبره.با خودت کتاب نبر چون وقت خوندن نداری.تمرین زود خوابیدن و زود بیدار شدنو انجام بده.شبا ۱۰ میخوابی صبح ساعت ۴ بیدار میشی.

    • فرزاد

      ۲۸ مرداد ۹۳ ساعت ۹:۱۹ ق.ظ

      دکی نترس اینقد بهمون خوش میگذره که نمیخوای دیگه بدونی چقد مونده تموم بشه…راستی بروبچ فوتبال میذارن ببینیم؟کرکری داغ هست اونجاها.خخخخخخخخخخخ
      دکی انواع قرص ها و صابونارو دارم میارم.رسیدم یه تایید بکنی بد نیست.صابون گوگردم اوردم کسی اذیت کرد خفتش کنم.خخخخخخخخخ

      • ایمان

        ۲۸ مرداد ۹۳ ساعت ۹:۴۸ ق.ظ

        تو کم کم داری ترسناک می شی (منظورم قضیه صابون گوگرده).

        • فرزاد

          ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۲:۳۰ ق.ظ

          خخخخخخخخخخخخخخ.طرف با خودش میوه داره…وقتی میگیرنش و میگردنش یه چاقو پیدا میکنن خلاصه انگ چاقو کش افتاد پشتش.
          اینم شده جریانه همونا.محض احتیاط میارم دکی.تو که دیگه دکی هستی به رسم دکی بودن باید از پزشکی هم یه چیزایی بدونی.تغییرات اب و هوا ناراحتی پوستی میاره.راستی تا الان ماهیگیری بودم جات خالی.خخخخخخخخخخخخخخ.یچی دیگه…شما همه جمعتون جمع.من فکر کنم از شهر خودم تنهام.(نپرسید که نمیگم تا برسم)

          • ایمان

            ۳۰ مرداد ۹۳ ساعت ۸:۱۰ ق.ظ

            فرزادی… فعلاً که بی بخارتر از تهرونی ها پیدا نمی شه. بازم شهرستانی ها. ضمناً من دکی ام اما پزشک نیسسم.

      • ایمان

        ۲۸ مرداد ۹۳ ساعت ۹:۵۱ ق.ظ

        فرزادی؛ من فوتبالی نیستم ولی فوتبال دوستان را دوست دارم

        • فرزاد

          ۲۹ مرداد ۹۳ ساعت ۲:۳۲ ق.ظ

          ای بابا ما هم نیستیم.فقط یه کوچولو اخبارشو دنبال میکنیم.از ساعت دستشویی رفتنشون تا لباس زیرشون رو درمیاریم دیگه.میدونی…زیادم پیگیر نیستیم.همینا کافیست

    • امین

      ۲۸ مرداد ۹۳ ساعت ۱۰:۱۶ ق.ظ

      آقا یه جور قرار بذاریم که تهرانیا تو یه گروهان بیفتیم نه؟
      نمیدونم

      • ایمان

        ۲۸ مرداد ۹۳ ساعت ۱۰:۴۶ ق.ظ

        امین جان. اگه از تهرانی امیل بده: tishtar12@yahoo.com
        مشخصات یادت نره

      • محمد

        ۲۸ مرداد ۹۳ ساعت ۱۱:۱۳ ق.ظ

        وقتی اونجا برید بهتون یه فیش میدن که شماره تختتون و اسم اسایشگاتون توشه.سعی کنید عین هم باشه.اگرم مث هم نبود اونجا بگردید تا پیدا کنید.تا وقتی هم پیدا نکردید فیشتونو پر نکنید اگه پر کنید امکان تعویض وجود ندارید.مثلا خود من همه دوستام افتادن تو یه اسایشگاه از شانس من شد یه اسایشگاه دیگه.سریع رفتم از بچه های دیگه که براشون مهم نبود کدوم اسایشگاه میوفتن گرفتم.

  41. فرزاد

    ۲۸ مرداد ۹۳ ساعت ۱۲:۲۲ ق.ظ

    الان خیلی جالبه که همه خوابیدن من دارم پشت هم نظر میذارم.خخخخخخخخخخ
    دمت گرم داش علی.خدا خیرت بده این سایت رو گذاشتی.تا دیروزم غمم گرفته بود ولی نظر بچه هارو خوندم ذوق دارم بیام با بچه ها جمع بشیم ببینیم کی به کی هستش و مثل دوره تحصیل خاطره ای رقم بزنیم واسه خودمون.

نظرتان را ثبت کنید