نوشته های بی خواننده

پادگان خاتمی یزد

۷,۶۷۶ دیدگاه

اگر سوالی درباره پادگان خاتمی یزد دارید، معمولا جوابش را می‌توانید در کامنت‌های این مطلب پیدا کنید. اگر هم پیدا نکردید سوال‌تان را همانجا مطرح کنید و معمولا ظرف یکی دو روز دوستانی که اطلاعات دقیقی دارند جواب‌تان را می‌دهند. برای آسانتر بودن دسترسی سوال‌های رایج را اینجا دسته‌بندی کرده‌ام:

پادگان، آدرس و تلفن، راه‌های تماس و ملاقات

- آدرس پادگان خاتمی یزد چیست؟
+ یزد، کیلومتر ۲۲ جاده خضرآباد، پادگان آیت الله خاتمی.

- تلفن پادگان خاتمی یزد چیست؟ چطور می‌توانیم به سربازمان تلفن بزنیم؟
+ خانواده‌ها نمی‌توانند به سربازشان زنگ بزنند. باید منتظر باشید تا یکی دو روز بعد از شروع دوره آموزشی سربازتان کارت تلفن داخلی بگیرد و به شما زنگ بزند. ارتباط تلفنی مهمترین مشکل پادگان خاتمی است

- از داخل پادگان چطور می‌توانم به خانواده‌ام زنگ بزنم؟ کارت تلفن مخابرات با خودم ببرم؟
+ پادگان خاتمی یک سیستم تلفن داخلی خاص خودش دارد. کارت‌های تلفن مخابرات داخل پادگان به دردتان نمی‌خورد (البته همراه داشتنش ضرری ندارد و در مرخصی شهری خیلی به درد می‌خورد). برای زنگ زدن از تلفن‌های آسایشگاه باید منتظر باشید تا گروهان‌تان مشخص شود و مسوول هماهنگی با مخابرات تعیین شود (اصطلاحا ارشد مخابرات). این ارشد یک پین کد به شما تحویل می‌دهد که با آن می‌توانید از تلفن‌ها استفاده کنید. برای شارژ کردن آن هم به همان ارشد پول می‌دهید.

-آیا می‌توانیم به سربازمان نامه بنویسیم
+ بله. از سربازتان بپرسید کدش چیست؟ کد یک عددی است که شماره گردان و گروهان و ردیف سرباز در گروهان را مشخص میکند. مثلا ۲۱/۰۸۴٫ در نامه های‌تان این کد را هم ذکر کنید تا نامه آسانتر به دست سرباز برسد.

- می‌توانیم به ملاقات سربازمان برویم؟
+ بله. باید به دژبانی پادگان مراجعه کنید و اسم و ترجیحا کد سرباز را اعلام کنید (درباره کد سوال قبلی را ببینید). دژبانی با گروهان مربوطه تماس می‌گیرد و سربازتان برای ملاقات به محوطه دژبانی می‌آید. در همان محوطه می‌توانید با هم دیدار کنید ولی نمی‌توانید فرضا سربازتان را با خودتان به شهر ببرید.

درباره مرخصی ها قسمت مربوطه را ببینید

نحوه اعزام، روز اول خدمت، لوازم ضروری، اقلام ممنوعه

- روز اعزام چه اتفاقی می‌افتد؟
+ در روزی که در برگه سبزتان ذکر شده تشریف می‌برید نظام وظیفه (در تهران میدان سپاه). غیر از برگ سبز و برگ سفید همراهتان باشد. لازم نیست وسیله خاصی با خودتان ببرید. آنجا اعلام می‌کنند که فلان روز و فلان ساعت در ترمینال جنوب حاضر باشید برای اعزام به پادگان خاتمی. کارتان در نظام وظیفه در روز اول خدمت معمولا بیشتر از نیم ساعت طول نمی‌کشد.

- آیا بعد از معرفی به خاتمی برای اندازه کردن لباس و … مرخصی می‌دهند؟
+ نه. قدیم روال کار اینطور بوده که بعد از معرفی به پادگان و دریافت جیره، یکی دو روز به سرباز مرخصی می‌داده‌اند برای اندازه کردن لباس و چاپ اتیکت و از این جور کارها. الان روال پادگان خاتمی این است که لباس‌‌های به‌اندازه به سربازها می‌دهد و اتیکت را هم خودش چاپ می‌کند و دوره آموزشی بدون وقفه/بدون مرخصی از روز اول شروع می‌شود.

- در جیره چه اقلامی به سرباز تحویل می‌دهند؟
+ کوله سربازی، پتو، یونیفرم (لباس، شلوار و کلاه رسمی سپاه)، کاپشن، پوتین، شلوار گرم کن، زیرپوش، شورت، چفیه، کلاه پشمی، صابون، شامپو، دفتر ۱۰۰ برگ، خودکار، قاشق، چنگال، قند، دمپایی، پودر لباسشویی

- فهرست اقلام ممنوعه؟
+ سیگار، فندک و کبریت، تیغ و لوازم اصلاح (حتی موزر)، موبایل، اصولا هر جور وسیله الکترونیکی، مجله های سرگرمی و جدول و سیاسی

- با موبایلم چکار کنم؟
+ موبایل و سایر اقلام ممنوعه را می توانید به دژبانی تحویل بدهید و آخر دوره تحویل بگیرید

- فهرست چیزهایی که بهتر است همراه‌مان باشد؟
+ نخ و سوزن، کش، سنجاق قفلی، کارد میوه خوری، ناخن گیر ساده، پول، ساعت، کیسه فریزر، کتاب، قرص سرماخوردگی (ترجیحا واکسن سرماخوردگی بزنید)، آجیل و تنقلات، شورت و زیرپوش و جوراب نخی

- چیزهایی که ممنوع نیست ولی بهتر است نبریم
+ کلا چیزهایی که در جیره تحویلتان میدهند، کنسرو و خوراکی ها (اگر از غذای پادگان خوشتان نیامد میتوانید از بوفه کنسرو یا ساندویچ بخرید)، ظرف و ظروف

دوره آموزش، مرخصی، اردو، یگان خدمتی

- در پادگان خاتمی سخت می گیرند یا آسان؟
+ نه خیلی سخت و نه آسان. گول اصطلاح «هتل خاتمی» را نخورید و انتظار بخور و بخواب نداشته باشید. از آن طرف انتظار یک دوره طاقت فرسا را هم نداشته باشید. البته سختی و راحتی کمی هم بستگی دارد به فصل اعزام و شخص فرمانده گروهانتان. معمولا کسانی که دوره اسفند یا همزمان با ماه رمضان اعزام میشوند خوش شانس ترند. از آن طرف کسانی که گردان یک می افتند خوش شانس تر از گردانی دویی ها هستند. بیشتر شکایت سربازها از کم خوابی و کلاسهای رژه است. وضع غذا در مجموع بد نیست و بقیه امکانات رفاهی پادگان هم اگر چه با هتل قابل مقایسه نیستند ولی قابل تحمل اند.

- دوره دقیقا چند روز طول میکشد؟
+ برنامه هر دوره با دوره های قبل و بعد خودش فرق میکند. روزهای اول دوره برنامه ای به نام «برنامه سین» اعلام میکنند که همان کم و بیش اجرا می شود. مسوولین پادگان عمدا از اطلاع رسانی دقیق درباره جزئیات دوره خودداری میکنند و بازار شایعات درباره مرخصی میان دوره یا زمان دقیق ترخیص خیلی داغ است و هر چه به سمت آخر دوره برویم داغتر هم میشود. بهتر است به این شایعات توجه نکنید و گرنه اعصابتان واقغا فرسوده خواهد شد.

- مرخصی میان دوره چند روز است؟
+ مرخصی میان دوره چیزی است که نه تاریخش مشخص است و نه اصلا دادنش قطعی است. بعضی دوره ها مرخصی میاندوره نداشته اند یا فقط به متاهلها مرخصی داده اند. اما معمولا در اکثر دوره ها یک مرخصی ۴-۵ روزه در هفته پنجم اعلام میشود.

- من در یزد فامیل دارم. آیا می توانم آخر هفته ها مرخصی شهری بگیرم.
+ خیلی رویش حساب نکنید. بطور کلی پادگان خاتمی خیلی در مرخصی دادن خسیس است. در عوض چند جلد کتاب همراهتان داشته باشید که اگر مجبور شدید جمعه ها را در پادگان بگذرانید حوصله تان سر نرود.

* به زودی تکمیل می‌شود

پذیرش، کفایت، خدمت قبلی، معاف از رزم

* به زودی تکمیل می‌شود


این بیست و چند روز گذشته را جایی بودیم به نام «مرکز آموزش رزم مقدماتی آیت الله خاتمی یزد» یا به اختصار «پادگان خاتمی» یا به قول دیگر «هتل خاتمی». البته وقتی می‌شنوید «پادگان»، خیلی یاد توپ و تانک و زره‌پوش و سیم‌خاردارهای حلقوی و میدان مین و زاغه مهمات و از این جور چیزها نیفتید. بیشتر به یک تکه از بیابان خدا فکر کنید که دورش سیم خاردار کشیده‌اند و چند سوله و ساختمان آجری هم گوشه و کنارش ساخته‌اند.

یاد آن موقع که عکس هوایی پایگاه‌های نظامی کلی محرمانگی داشت و توی هزار سوراخ قایم می‌شد به خیر! این روزها، به یاری گوگل مپ می‌توانید نقشه‌ی جاهایی را ببینید که یک پادگان آموزشی در برابرشان خیلی ناقابل به حساب می‌آید.

پادگان خاتمی در ویکی‌مپیا

مرحوم آیت الله خاتمی که نامش روی پادگان است، پدر سید محمد خاتمی است و چند سال آخر عمرش (بعد از ترور آیت الله صدوقی) امام جمعه‌ی یزد بوده است و ساخت پادگان در زمان او و به پیشنهاد یا تایید یا حمایت او آغاز شده است. مسوولین پادگان هم خیلی تاکید دارند که بچه‌ها به اشتباه نگویند شهید خاتمی.

پادگان در دامنه‌ی شمالی شیرکوه واقع شده است و به طرف جنوب و جنوب غربی که نگاه می‌کنی، منظره‌ی خیلی خیلی چشم‌نوازی از شیرکوه و کوه‌های همسایه‌اش می‌بینی که هر کدام‌شان زیر آفتاب به رنگی در آمده‌اند. توی این یک ماه، تقریبا هر روز صبح بعد از طلوع آفتاب، هر چقدر که وقت داشتیم به این منظره خیره می‌شدیم و تا روز آخر هم نه خسته شدیم و نه برایمان تکراری شد.

غیر از منظره شیرکوه و همسایگانش، گاهی هم چشم‌مان را به دیدن پرندگان و درندگان آن دور و بر سرگرم می‌کردیم. عقاب پیدا می‌شد و شغال و روباه (دیدن این دو تا خاص کسانی بود که پست نگهبانی شب به‌شان می‌خورد) و یکجور پرنده‌ی شاخدار که هنوز نفهمیده‌ام اسمش چیست. چیزی تصور کنید تقریبا دو برابر گنجشک به رنگ خاکی که پرهای بالای سرش شاخ شده باشد.

نوشته‌های «احتمالا» مرتبط:


توصیه:
در صفحه «از سربازی » مطالب و توضیحات بیشتری پیدا میشود. بد نیست سری هم به آنجا بزنید.


نوشته علی گنجه ای

۳ آذر ماه ۱۳۸۷ ساعت ۶:۳۸ ب.ظ

۷,۶۷۶ دیدگاه درباره «پادگان خاتمی یزد»

با آر.اس.اس مشترک نظرات شوید پیوند Trackback

  1. ب

    ۳۰ فروردین ۹۳ ساعت ۸:۱۷ ق.ظ

    سلام-میدونید حقوق امریه ها چقد میشه؟

  2. محسن اهوازی

    ۲۹ فروردین ۹۳ ساعت ۸:۲۶ ق.ظ

    سلام.ما اومدیم…اردو واقعا پیاده روی روز آخرش سخته…شب اول تاخت خیلی باحاله.چقدر خندیدیم به حمید…هههه…واقعا وقتی برگشتیم به پادگان انگار رفته بودیم هتل…

    دوره بعدی که پادگان سرباز نمیگیره…خسته نباشین سروان جلالی و رنجبر…آدرس سایتو بهتون دادم…امیدوارم بیاین و نظرات بقیه رو ببینین…فقط بدونین گروهان نمونه ۲۲ئه…شک نکنید…

    مخلص ارشدمون حمید که با صدای گرفتش اونجوری خنده دار داد میزد…فدای ارشد نظافت که بامرام بود…مخلص نیما همشریه عزیزم که منشی شد و کر کر خندست….دلتنگتونم…:(

    • م

      ۳۰ فروردین ۹۳ ساعت ۸:۴۱ ق.ظ

      همگی خسته نباشین… میدونین امریه ها از کی شروع میشن؟ و اینکه همه کسایی که آموزشی تو سپاه افتادن، یعنی با امریه هاشون موافقت کردن؟

      • محسن اهوازی

        ۳۰ فروردین ۹۳ ساعت ۱۱:۴۲ ق.ظ

        سلامت باشی…از اول اردیبهشت تا جایی که من میدونم…و خودشون گفتن….باید از سازمان مربوطه سوال بپرسین واسه قبول یا عدم قبول امریه

        • م

          ۳۰ فروردین ۹۳ ساعت ۱:۰۱ ب.ظ

          میدونی من میخوام بدونم آیا میشه قبل از اینکه آموزشی شروع بشه( یک هفته-۱۰ روز قبل ) بگن با امریه ات موافقت نشده ؟ یا رد تقاضای کسی برای امریه بعد از دوره آموزشی معلوم میشه؟

          • محسن اهوازی

            ۳۰ فروردین ۹۳ ساعت ۲:۲۵ ب.ظ

            بدون شک قبل از آموشی مشخص میشه عزیزم.نگران نباش.ایشالا قبول میکنن دوست خوبم.

        • م

          ۳۰ فروردین ۹۳ ساعت ۱۱:۰۵ ب.ظ

          مرسی از پاسخت آقا محسن .. شما دعا کن تا بلکه قبول کنن..

  3. علیرضا زمان شعار

    ۲۸ فروردین ۹۳ ساعت ۸:۴۲ ب.ظ

    یاد گروهان ۱۴ دوره ۱۸۰ بخیر
    همه بچه تهرون و با مرام بودن یاد سروان دشت ابادی بخیر اگه کسی از گروهان ۱۴ هست بیاد کامنت بذاره
    یاد صف هاش بخیر یاد صبحگاهاش بخیر الانم افتادیم تو شهر خودمون تهران وداریم خدمت میکنیم خداروشکر
    یاد بهنام علی کفایی رسول جواد فرزاد مهران ساسان شایان احسان میلاد بخیر
    چه روزهایی بود
    علیرضا کد ۱۲۵

    • علیرضا زمان شعار

      ۲۸ فروردین ۹۳ ساعت ۸:۴۵ ب.ظ

      اون سه شب اردو بدترین روزهای زندگی بود عین جنگ بود
      جمعا یک ساعت نخوابیدیم خشم شب و کمین و…….

      • بلدرچینی

        ۲۹ فروردین ۹۳ ساعت ۹:۱۶ ب.ظ

        یاد کلاسهای تاکتیک بخیر عجب حالی بهمون میداد مربیش

  4. سجاد

    ۲۸ فروردین ۹۳ ساعت ۷:۱۶ ب.ظ

    دوره ۱۷۷ کسی هست؟
    گروهان ۱۱
    من کد ۱۹ هستم

    • فرمانده

      ۲۸ فروردین ۹۳ ساعت ۷:۴۰ ب.ظ

      آخه بدبخت مجبوری یه بار با اسم مهدیه بیای و خودتا جای دختر جا بزنی یه بار اینطوری آدرس بدی و خودتا معرفی کنی و ضایع بشی !!!

  5. مهدیه

    ۲۸ فروردین ۹۳ ساعت ۷:۱۴ ب.ظ

    وای من شوهرمو میخام چن وقته رابطه نداشتیم دلم میخاد بخورمش

    • بلدرچینی

      ۲۸ فروردین ۹۳ ساعت ۷:۳۷ ب.ظ

      ای خدا کاش یکی پیدا بشه منم را بخوره!!!

  6. ستایش

    ۲۸ فروردین ۹۳ ساعت ۳:۵۳ ب.ظ

    وای دارم میمیرم از نگرانی کسی خبر داره سربازا چن مرخص شدن؟

    • م

      ۲۸ فروردین ۹۳ ساعت ۵:۳۹ ب.ظ

      اگه کسی خبر دار شد لطفا بگه ما هم بدونیم ، از نگرانی در بیایم

  7. م

    ۲۸ فروردین ۹۳ ساعت ۳:۰۸ ب.ظ

    کسی از سربازش خبری داره؟ مرخص شدن یا نه هنوز؟

  8. setareh

    ۲۶ فروردین ۹۳ ساعت ۵:۳۴ ب.ظ

    سلام دوستان.من اولین باره میام تو این سایت کاش زودتر اومده بودم.منم همسرم رفته اموزشی خاتمی البته من یزدی هستم مرتب میرم ملاقاتی اما الان که رفتن اردو خیلی سخته.

    • ستایش

      ۲۶ فروردین ۹۳ ساعت ۷:۵۳ ب.ظ

      سلام خوش ب حالت من که ۱۱ روزه شوهرما ندیدم دارم دیونه میشم کاش زود ۵ شنبه میشد

      • setareh

        ۲۷ فروردین ۹۳ ساعت ۲:۱۳ ب.ظ

        امروز صبحی از اردو اومدن خیلی خسته بودن.

      • setareh

        ۲۷ فروردین ۹۳ ساعت ۲:۲۴ ب.ظ

        شما میاید دنبالشون یا خودشون برمیکردن.

        • ستایش

          ۲۷ فروردین ۹۳ ساعت ۳:۰۴ ب.ظ

          ن خودش میاد,شوهر شما هم گف فردا ظهر مرخصن
          ؟

          • setare

            ۲۷ فروردین ۹۳ ساعت ۹:۵۱ ب.ظ

            فردا ساعت ۲ ظهر همه مرخصن

          • setareh

            ۲۹ فروردین ۹۳ ساعت ۱:۱۹ ق.ظ

            سلام من ظهر رفتم دنبال همسرم همه مرخص شده بودن انشاالله با سلامتی برسن پیشتون.خوش باشید.

  9. ستایش

    ۲۶ فروردین ۹۳ ساعت ۵:۲۳ ب.ظ

    بچه ها ۲ روز دیگه مونده تا دیدن روی ماه سربازامون

  10. غزل

    ۲۶ فروردین ۹۳ ساعت ۷:۳۲ ق.ظ

    من دلم خیلی تنگ شده. پس کی میان؟؟؟ :’(

    • غزل

      ۲۶ فروردین ۹۳ ساعت ۷:۳۳ ق.ظ

      ولی یه خبر خوب. بعدش یک هفته تعطیلن :)

    • ستایش

      ۲۶ فروردین ۹۳ ساعت ۱۰:۴۵ ق.ظ

      دیگه ۵ شنبه مرخصن,کی گفته ی هفته تعطیلن؟

      • غزل

        ۲۶ فروردین ۹۳ ساعت ۱:۱۱ ب.ظ

        اون دفعه که اومده بودن برادرم گفت. آخه امریه است. شاید امریه ها یه هفته تعطیلن

        • محمود

          ۲۶ فروردین ۹۳ ساعت ۳:۵۹ ب.ظ

          غزل خانوم باید به عرضتون برسونم که همه اینها بسته به یگان خدمتیشون داره مثلا من خودم ۵ روز اف شدم بعضی ها ۷ و بعضیعا ۱۰ روز اف شدن و بنابراین این هیچ ارتباطی به مامور بودن یا افسر عادی بودن نداره

  11. N

    ۲۳ فروردین ۹۳ ساعت ۷:۳۷ ب.ظ

    سلام بچه ها
    همسر منم فردا میره اردو وای خیلی حالم بده خیلی سختــــــــــه ۴ روز چطوری تحمل کنم

    • ستایش

      ۲۳ فروردین ۹۳ ساعت ۱۱:۱۳ ب.ظ

      وای دیگه صداشونم نمیشنویم ,فقط دعا کنید این چند روزم به سلامتی بگذره, خیلی روزای سختیه

    • جواد

      ۲۵ فروردین ۹۳ ساعت ۱۰:۰۷ ق.ظ

      نگران نباش زیاد بهش سخت نمیگذره. ما همین آبان اونجابودیم. قابل تحمله تازه زمان ما هوا هم سرد بود :-/

    • ستایش

      ۲۵ فروردین ۹۳ ساعت ۱۲:۳۱ ب.ظ

      وای دارم چل میشم امروز ۲ روزه بیخبرم,خدا نگهدارشون باشه

      • N

        ۲۵ فروردین ۹۳ ساعت ۹:۲۶ ب.ظ

        نمیـــــــــــــــــــخوام دارم دیوونه میشم تا حالا نشده بود ۲ روز صداشو نشنوم
        :( :’(

        • ستایش

          ۲۵ فروردین ۹۳ ساعت ۱۰:۱۸ ب.ظ

          برا منم خیلی سخته خیلی نگرانم ولی باید گذروند دیگه تا ایشالا بیان ب سلامتی

    • ستایش

      ۲۵ فروردین ۹۳ ساعت ۱۲:۳۳ ب.ظ

      شمارش معکوس شروع شد ۳ روز دیگه مونده تا دیدن روی ماه سربازامون

      • پری

        ۲۵ فروردین ۹۳ ساعت ۷:۳۵ ب.ظ

        ستایش جون صبور باش. داره تموم میشه.

        • ستایش

          ۲۵ فروردین ۹۳ ساعت ۱۰:۱۵ ب.ظ

          پری جون عزیزم دلم خیلی تنگیده برا عشقم این روزا خیلی سخت میگذره ,شوهر توام گف ۵ شنبه مرخصن؟

  12. حدیث

    ۲۱ فروردین ۹۳ ساعت ۱۲:۲۵ ب.ظ

    فقط یک هفته دیگه مونده.
    چقدر سخته این روزا
    از یکشنبه هم میرن اردو و تا چهار روز نمیتونن زنگ بزنن

    • ستایش

      ۲۱ فروردین ۹۳ ساعت ۶:۴۱ ب.ظ

      هفته ای دیگه این وقتا عالیه کاش زود میشد.وای خدا صبرمون بده ۴ روز صداشونم دیگه نمیشنویم

      • پری

        ۲۲ فروردین ۹۳ ساعت ۷:۲۶ ب.ظ

        شوهر من که گفته قراره این چند روز خیلی بهشون سخت بگیرن!

    • pey1

      ۲۳ فروردین ۹۳ ساعت ۱۰:۵۰ ق.ظ

      کل دوره یک طرف اردو و سختی هاش یک طرف اما بعدا خاطره میشه جالبه دوره ی ۱۸۰ که اردوش حال داد حسابی سختی هایی رو تجربه می کنی که هیپ وقت دیگه قرار نیست تو عمرت این مدلیشو تجربه کنی فقط یکبار هست…….

      • محمود

        ۲۶ فروردین ۹۳ ساعت ۳:۵۳ ب.ظ

        آره واقعا یادش بخیر جقدر سخت بود به خصوص اینکه هر سه شب نخوابیدیم از بس که سرد بود یاد باد ان روزگاران یاد باد…

    • ستایش

      ۲۳ فروردین ۹۳ ساعت ۶:۲۲ ب.ظ

      شوهر من گف که ۵شنبه مرخصن,شوهر شما گف چه روزی؟

  13. حدیث

    ۱۵ فروردین ۹۳ ساعت ۳:۲۱ ب.ظ

    از امشب دوباره دلتنگی ها شروع میشه

    • setayesh

      ۱۷ فروردین ۹۳ ساعت ۵:۵۰ ب.ظ

      اره

    • ستایش

      ۱۸ فروردین ۹۳ ساعت ۱۲:۱۱ ق.ظ

      سلام حدیث جون چ زود روزای خوبه مون گذشت کاش فقط زود این روزا هم بگذره.شوهرت نگف چندم مرخصن

      • حدیث

        ۱۸ فروردین ۹۳ ساعت ۳:۵۷ ب.ظ

        عزبزم احتمالا ۲۷ فروردین

        • رضا

          ۱۸ فروردین ۹۳ ساعت ۹:۲۷ ب.ظ

          مطمئناً۳۰فروردین

          • غزل

            ۱۹ فروردین ۹۳ ساعت ۱۱:۴۶ ب.ظ

            یکی یگه دقیقا کی مرخص میشن؟ من دلم تنگ شده

        • ستایش

          ۱۸ فروردین ۹۳ ساعت ۱۰:۲۹ ب.ظ

          اره عزیزم شوهرم گف یا ۴شنبه یا ۵شنبه اون هفته ترخیصن

    • ستایش

      ۱۹ فروردین ۹۳ ساعت ۸:۱۸ ب.ظ

      حذیث جون این روزا خیلی برا من سخت میگذره.تو چیکار میکنی

  14. محسن MxM

    ۱۴ فروردین ۹۳ ساعت ۸:۰۸ ب.ظ

    سلامتی ما سربازا

  15. سروش

    ۱۴ فروردین ۹۳ ساعت ۱۲:۲۲ ب.ظ

    ارزومه یک بار فقط یک بار دیگه بیام اونجا دوباره صدای اون لامپ رو بشنوم دوباره غر غر کنم باز صبح شده وجدانن قدر بدونین که دو ماه دیگه مثل من اینجور حسرت نخورین. هییییی.

  16. سروش

    ۱۴ فروردین ۹۳ ساعت ۱۲:۲۱ ب.ظ

    ارزومه یک بار فقط یک بار دیگه بیام اونجا دوباره صدای اون لامپ رو بشنوم دوباره غر غر کنم باز صبح شده وجدانن قدر بدونین که دو ماه دیگه مثل من اینجور حسرت نخورین. هییییی

    • pey1

      ۲۳ فروردین ۹۳ ساعت ۱۰:۵۲ ق.ظ

      آره سروش یادته آقا خواب نمونی ……… صدای ترانس لامپ………..:D

  17. پری

    ۱۳ فروردین ۹۳ ساعت ۷:۰۶ ب.ظ

    چقدر زود روزهای خوب کنار هم بودن گذشتن.

  18. سروش

    ۱۲ فروردین ۹۳ ساعت ۲:۵۷ ب.ظ

    سلام به بچه های دوره ۱۸۰ گروهان ۲۲ دلم لک زده واسه پادگان واسه سرماش واسه صف ایستادناش واسه رفیقام واسه سروان جلالی و نعمتی هی روزگار زود تموم شد. ۲۲/۸۶

    • محسن اهوازی

      ۱۳ فروردین ۹۳ ساعت ۱۲:۲۱ ب.ظ

      داداشی ایول….کدت که مال منه الان…ههه…ما ۱۸۱ئیم…

    • pey1

      ۲۳ فروردین ۹۳ ساعت ۱۰:۵۴ ق.ظ

      یادش بخیر سروش از یاسر خبر نداری !!!!

  19. mohammad reza

    ۱۱ فروردین ۹۳ ساعت ۱:۳۷ ب.ظ

    salam man az doreye 181 hastam ba farmandehie sarvan jalali
    vaghean doreye khobi darim va alan miyan doreye 18 roze hastim

    • محسن اهوازی

      ۱۳ فروردین ۹۳ ساعت ۱۲:۲۰ ب.ظ

      محمد رضا تویی منشیه سابق؟خخخخ..محسنم…کوچیکت

  20. ابوالحسن

    ۱۱ فروردین ۹۳ ساعت ۱۱:۳۷ ق.ظ

    یادروزهای خوش پادگان خاتمی بخیر .بیادداداش یونس ارشدگروهان ۲۳دوره ۱۸۰٫بیادمربی تاکتیک جناب رضازارع.پوستت میکنم جفت پامیام توکمرت روهمیشه میگفت…..ابوالحسن سرگزی کد۶۸ازگروهان۲۳

  21. محسن اهوازی

    ۷ فروردین ۹۳ ساعت ۸:۰۷ ب.ظ

    آی روزگار…. کی میشه این دورانم بگذره…. راستی تو ارزوی ۵ روزه به جز پیاده روی بیست کیلومتریه روز آخر چه کار دیگه ای میکنیم تو اون بیابون تو این چند روز؟

    کوچیک بچه های گروهان ۲۲…محسن خ

  22. مسعود

    ۶ فروردین ۹۳ ساعت ۱۰:۱۱ ب.ظ

    یاد آن روز که ما یک گروهانی داشتیم
    گرد هَم ، خنده و اشک و قصه هایی داشتیم

    هی بُدو ، خمپاره و چاشنیِ نارنجک شکن
    بد تنُ ، بد جانُ ، بد اعصابِ خرابی داشتیم

    با جلالیِ عزیز ، فرمانده والامقام
    با چو نعمتُ (مجید نعمتی )چو ایزد (محمد علی ایزدی)، ما صفایی داشتیم

    یاسر (علمداردهی) هم ارشد ما بود، گل پسرِ مازندران
    بنگ فنگش شهره بود و خاطراتی داشتیم

    حاج حسنی (مرتضی ) مرشد ما بود به اخلاق نکو
    خاطراتی بس گرامی با مصطفایی (زینلی) داشتیم

    با بمانی (مربی تاکتیک ) و عقب گرد های پر پیچ و لعاب
    با کِرَمیُ (مربی سلاح ) و مِگَسَک ، سیبل و خالی داشتیم

    محسن منقابی (عبدلی منقابی) و حیدر (مزاری منقابی) پسر خالهء او
    هر دوتا معده خراب و وای و وایی داشتیم

    آن سعید تقوی بچه زرنگ گروهان
    بد بر او کردیم تعارض ، بی وفایی داشتیم

    عامری (ایمان عامری) منشی ما بود ، بس دقیق بی ادعا
    غیبتی بر خود نَزد ، ما شاهدانی داشتیم

    تیم تاکتیکی ما هر شب مانوری میگذاشت
    با امید (بنایی) و با محمد (حقانی)، رمز و رازی داشتیم

    آن حسن آقا همان ریش سفیدِ راوری
    پشت خراب بود در گروهان ، ما نگاه می داشتیم

    محمود آقای کلالی ، عاشق تربت جام
    با تماشای کلاه و چاشت او ، خنده به لب می داشتیم

    پاشو پاشو ، بقیه منتظرندهایِ امیر فاروجی
    با نور و با صدای مهتابی ها ، آخ چه خوابی داشتیم

    حامد آقای صبوری تلفن چی مان بود
    علی آقایِ شبانه ، همه در صف داشتیم

    مهدی یغمائیان ، من ، منِ این گروهان
    بس صفا رفته بُدیم ، اطلسیه گم داشتیم

    امید آقایی بنائی ، با مرام ، با احترام
    بود آنی که مرامش به طلا می داشتیم

    ما نوای هایده را صبح و به شب می خواستیم
    چون که محسن مجیدی ، به ندایی داشتیم

    امین کیوانلو پایه داش مشتی ما
    که نهار و شام خود را نزد او می داشتیم

    مرتضی ، بوژِ سیبیل ، آلکاپون این گروهان
    گلُ گلدانُ ، همه کار خلافی ، زِ خودش می داشتیم

    سعید نیکو سرشت ، عندِ مرام و معرفت
    خوش به اقبالِ خوشش بیش عزیزَش داشتیم

    شهردارِ این گروهان ، بودَمُ و خدمت گذار
    این لقب را ما ، زِ کامران (هاشم زهی) به یدک میداشتیم

    بچه ها تک تکشان دست به دامان خدا
    صبح و ظهر و عصر و شام ، رو به سویش داشتیم

    الغرض ای دوستان دلتنگی ما بسیار
    چون در این دوره (۱۸۰ آیت الله خاتمی یزد) تماماً ماجرایی داشتیم .

    والسلام
    مسعود باغستانی با کد ۱۲/۲۲ دوره ۱۸۰ جمعی گردان ۲ (ملقب به شهردار)

  23. ابوالفضل

    ۵ فروردین ۹۳ ساعت ۱۰:۱۴ ق.ظ

    سلام به همه سربازا
    من دوره ۱۸۰ بودم گرهان ۲۳
    همه میدنن فقط خاطراتش ورفاقت تو ذهن مون میمونه

  24. الناز

    ۴ فروردین ۹۳ ساعت ۴:۴۲ ب.ظ

    عیدتون مبارک بهارتون سبز سال خوبی داشته باشید

  25. مجید

    ۴ فروردین ۹۳ ساعت ۱۰:۳۸ ق.ظ

    سلام بچه های دوره ۱۸۱٫
    من از بچه های دوره ۱۸۰ هستم میخواستم بگم که واقعاقدر دوره تونو بدونین ما بدون یک روز میاندوره ودر اوج سرمای بیسابقه توپادگان خدمت کردم و الان حسرت یک دقیقه بودن تو پادگان رو دارم شما که به دوره طلایی معروفین قدرتمام لحظاتتون رو بدونین.
    ستوان سوم مجید……آموزش دیده ی گروهان ۲۲به فرماندهی سروان جلالی.

  26. پری

    ۱ فروردین ۹۳ ساعت ۱۱:۱۹ ب.ظ

    شما هم قدر مجتبی را بدونید!!!!

  27. M

    ۱ فروردین ۹۳ ساعت ۸:۴۸ ب.ظ

    gadre zendegitono bedonid.gadre hamsaratono bedonid

  28. مجتبی

    ۱ فروردین ۹۳ ساعت ۶:۳۱ ب.ظ

    باشــــــــــــه اگه دیگه برات تعریف کردم!!!!!!!!!!!!!

  29. پری

    ۱ فروردین ۹۳ ساعت ۱۰:۱۷ ق.ظ

    عید همگی مبارک. بهترین عیدی ما که دیدن روی ماه سربازمون بود. وااااای سرباز شما هم یک سال خاطره داره تعریف می کنه؟؟؟؟

نظرتان را ثبت کنید