نوشته های بی خواننده

عدالت الکترومغناطیسی!

۶ دیدگاه

قدیم‌ها، وقتی می‌خواسته‌اند بنویسند که فلان شاه خیلی خیلی عادل بوده است و مملکت‌داری‌اش حرف نداشته، می‌نوشته‌اند که در زمان او -مثلا- گرگ و گوسفند از یک چشمه آب می‌خورده‌اند. یعنی نه تنها انسان‌ها دست از خشم و کینه برداشته بوده‌اند، حیوانات هم تحت تاثیر عدل شاه، خوی وحشیگری خود را فراموش کرده بوده‌اند.

کتابی هست به نام «روضه الصفا» نوشته‌ی «میرخواند» مربوط به دوران صفویه (سال ۹۰۴ ه.ق). جناب میرخواند در روضه الصفا درباره‌ی پادشاهی کیومرث می‌نویسد:

«به یُمن معدلت او مغناطیس از سر جذب آهن درگذشت و کاهربا دست تعرض از دامن کاه کوتاه گردانید. میش با گرگ خواهرخواندگی آغاز نهاد و شیر با آهوان به تماشای صحرا رفت.»

یعنی دیگر تاثیر عدل پادشاه از انسان و حیوان گذشته بوده و به قوانین فیزیک هم رسیده بوده است!

نوشته علی گنجه ای

۲۱ دی ماه ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۰۰ ق.ظ

۶ دیدگاه درباره «عدالت الکترومغناطیسی!»

با آر.اس.اس مشترک نظرات شوید پیوند Trackback

  1. مهران

    ۲۱ دی ۸۷ ساعت ۶:۰۷ ب.ظ

    حالا اون یه جیزی گفته معصوم که نبوده …. هم گفته

  2. سورملینا

    ۲۳ دی ۸۷ ساعت ۱۰:۰۷ ق.ظ

    می گم… اگه گرگ و گوسفند با هم دوست بشن، پس گرگ چی می خوره ؟؟؟

  3. محبوبه

    ۲۳ دی ۸۷ ساعت ۸:۰۱ ب.ظ

    جدی؟احیانا ذکر نکردند که الکترونها از دفع یکدیگر باز ایستاندند و دست در دست پروتون هاو پوزیترونها به خوبی و خوشی زندگی میکردند؟

    • علی گنجه ای

      ۲۳ دی ۸۷ ساعت ۸:۳۲ ب.ظ

      نه! شانس آوردیم اون موقع هنوز علم اینقد پیشرفت نکرده بوده، وگرنه جزوه دکتر سربازی آزاد رو میذاشت جلوش و میگفت که مثلا ALU از ضرب کردن اعداد دست برداشت و BUS دیگه چیزی از مموری به CPU رد نکرد و از این حرفا

  4. کمال

    ۲۷ دی ۸۷ ساعت ۱۲:۱۲ ق.ظ

    استخفرالله. می گن اون موقع پیشرفت کرده بودیم اینجوری بوده؟

  5. محبوبه

    ۲۸ دی ۸۷ ساعت ۳:۱۱ ق.ظ

    نه دیگه…فکر نکنم کسی جرات میداشت تو جزوه دکتر سربازی دیگه دست ببره:دی

نظرتان را ثبت کنید