پایه خدمت: زمان اعزام یک سرباز به سربازی. مثلا من پایه خدمت ۸/۸۷ هستم.
چُسماه: سربازی که تازه به خدمت اعزام شده باشد. «چُس» به همان معنایی که در ترکیب «چس مثقال» استفاده میشود.
بالاخ: مخفف بالا خدمتی. سربازی که پایه خدمتش مربوط به خیلی وقت پیش است و یا نزدیکیهای ترخیصاش است یا مدتها پیش باید ترخیص میشده و به خاطر غیبت و تخلفهای دیگر هنوز توی پادگان مانده.
چُسماهی کشیدن: زور گفتن و بیگاری کشیدن یک بالاخ از یک چُسماه.
حل بودن: در ترکیب «فلانی با من حلّ است» یعنی من با فلانی روابطی صمیمانهتر از معمول دارم به طوری که او به خاطر من مقررات سختگیرانه را نادیده میگیرد.
حَلّی: در ترکیب «در فلان قسمت حلّی دارم» به معنای آشنا یا پارتی. در ترکیبهای دیگر به معنای پارتیبازی.
توصیه:
در صفحه «از سربازی
» مطالب و توضیحات بیشتری پیدا میشود. بد نیست سری هم به آنجا بزنید.
s
۴ تیر ۸۹ ساعت ۱۲:۳۶ ب.ظ
یه اصطلاحی هست که میگن طرف صفر ترکونده
یعنی وارد ۱۰ ماه خدمت شده
سرباز
۱۸ خرداد ۸۹ ساعت ۷:۰۵ ب.ظ
سلام دوستان
علی بذرافشان
۲۱ مهر ۸۸ ساعت ۴:۰۴ ق.ظ
نوشته های بی خواننده
علی بذرافشان
۲۱ مهر ۸۸ ساعت ۴:۰۲ ق.ظ
علی گنجه ای
تو بخون یه دیوووونه!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟
۲۹ فروردین ۸۸ ساعت ۷:۴۳ ب.ظ
کاش بیشتر میشد ارتباط برقرار کرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟
تو بخون یه دیوووونه!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟
۲۹ فروردین ۸۸ ساعت ۷:۴۱ ب.ظ
سلام من یک خانمم!!!!!!!!!!!!!!!!!!۲۰ سالمه.خیلی دوس دارم برم سربازی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!اما زهی خیال باطل!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!………… تو هرجور که راحتی فکر کن…………. .
یاشار
۲۳ اسفند ۸۷ ساعت ۸:۱۲ ب.ظ
اینا که نوشتی همگی در سپاه مرسوم هستند
آبان
۳۰ بهمن ۸۷ ساعت ۱۱:۰۶ ق.ظ
سلام عزیز منم سربازم ، و دیگه حقیقتاً نمی کشه ، من اعزامی ۱۸/۱۰/۸۶ بودم
سرباز قدیمی
۲۷ بهمن ۸۷ ساعت ۷:۱۲ ب.ظ
اقا زمان ما میگفتن فلانی متش بالاس ( mat ) منظور پایه خدمت بود
علی گنجه ای
۲۷ بهمن ۸۷ ساعت ۱۰:۴۴ ب.ظ
چه جالب! نشنیده بودم. شما تقریبا چند سال پیش رفته بودید خدمت؟
داود
۲۶ بهمن ۸۷ ساعت ۱:۲۲ ب.ظ
این ترکیب چس. . . همه جا کاربرد داره، تو دانشگاهم به ترم ۱ی ها میگن چس ترم. . .
مهران
۲۴ بهمن ۸۷ ساعت ۴:۵۶ ب.ظ
قسمتی از محاورات تو پادگان ما :
-به آش خور بیپ یغلوی
–کی من بینیم بااااا
-مرحلتو بگو روح جمیعمون شاد شه
ااز این به بعد به علت فحاشی شدید سانسور میشه
..
مکالمه ای دیگر:
-بابا من تو اضافم چرا نمی فهمی
=(ارشد) می خواستی اون موقع که پی پی می خوردی فکر اینجاشم می کردی
-بیخیال من که سوختم یه خوردم روش
=می رم ع س . زیرابتو می زنم
- هیچ بیپی نمی تونی بخوری
= عدد ۳۰ + تیر میشه یه فحش
- دعوا
= ایضاْ دعوا
& فرمانده – را به اضافه و زندان و = را به نصیحت می گیرد .
The End
ایران
۲۴ بهمن ۸۷ ساعت ۴:۵۰ ب.ظ
سلام
آیا اصطلاح “آشخور” منسوخ شده است؟
علی گنجه ای
۲۴ بهمن ۸۷ ساعت ۵:۱۱ ب.ظ
اصلا! هنوز هم رایجترین اصطلاح بین سربازاس!
فینگیل بانو
۲۴ بهمن ۸۷ ساعت ۳:۱۴ ق.ظ
علی گنجه ای بیا پست آخرمو بخون که لهت کردم بدجوری
ابراهیم
۲۳ بهمن ۸۷ ساعت ۱:۵۵ ب.ظ
زمان ما این اصطلاحات نبود.
علی گنجه ای
۲۳ بهمن ۸۷ ساعت ۵:۳۷ ب.ظ
مرتیکه امریه ای! تو اصلا پادگان دیدی که میگی این اصطلاحات رو داشتیم یا نداشتیم؟
مهران
۲۴ بهمن ۸۷ ساعت ۴:۵۰ ب.ظ
احسنت به این می گن مشت محکم
ابراهیم
۲۴ بهمن ۸۷ ساعت ۱۰:۱۴ ب.ظ
اول اینکه دو نقطه دی
دوم اینکه دو ماه که پادگان بودم. ضمنا تو همون دو ماه یه اصطلاحی میگفتن به ما که حالا بماند
سوم اینکه تا کور شود هر آنکه نتواند دید
چهارم اینکه دو نقطه پی
افیون
۲۲ بهمن ۸۷ ساعت ۱۰:۳۶ ب.ظ
ما خدارا شکر می کنیم که سربازی نمی رویم
علی گنجه ای
۲۳ بهمن ۸۷ ساعت ۵:۳۷ ب.ظ
واقعا جای شکر داره
Farshad Palideh
۲۲ بهمن ۸۷ ساعت ۱۱:۴۱ ق.ظ
باید اصطلاحات جدید رو یاد بگیرم!
علی گنجه ای
۲۲ بهمن ۸۷ ساعت ۴:۰۵ ب.ظ
حوصله داشتی از اصطلاحات زمان خودتون بنویس.
چه سالی خدمت بودی؟
mehrdad
۲۱ بهمن ۸۷ ساعت ۹:۴۸ ب.ظ
سلام
مهردادم هستم
باید کلمه موتور سوختن راهم اضافه کرد وقتی فرمانده حال ۱ نفررا می گیرد می گویند موتورش سوخت
علی گنجه ای
۲۲ بهمن ۸۷ ساعت ۱۰:۱۷ ق.ظ
به به! اوس مهرداد خودمون! خیلی مخلصیم
من این اصطلاح موتور سوزی رو نشنیده بودم. باید از بالاخ ها بپرسم ببینم همچین چیزی رو اینجا هم میگن یا خاص اصفهان هستش.