نوشته های بی خواننده

باز هم از سنگ قبر ناصرالدین شاه

۲۲ دیدگاه

دورتادور سنگ قبر ناصرالدین شاه، شعری دوازده بیتی در سوگ او حک شده که خواندن دارد. خصوصا این یک بیتش خیلی چشمم را گرفت: (بیت هشتم است و زیر پای راست شاه حک شده)

در چه کیش اندر حرم و آنکار در ماه حرام / اینچنین خونی مباحست این چنین صیدی حلال

از ایجازش خیلی خوشم می‌آید و با خودم فکر می‌کنم من اگر می‌خواستم پیام این بیت را منتقل کنم حداقل باید دو سه پاراگراف می‌نوشتم.

میرزا رضا کرمانی

(میرزا رضای کرمانی، عکس از ویکیپدیا)

* روایت مسعود بهنود از ترور ناصرالدین شاه را اینجا بخوانید: صغم الحلوم

قضیه این است که حتی اگر بپذیریم که ترور شاه کار بدی نبوده است، باید قبول کنیم که میرزا رضای کرمانی، بدترین زمان و بدترین مکان را برای این کار انتخاب کرد. زمانش (۱۷ ذی‌القعده) بد بود چون ماه ذی‌القعده یکی از ماه‌های حرام است و مسلمان‌ها آنقدر جنگ و خونریزی در ماه‌های حرام را بد می‌دانند که حتی بعضی فقها اعتقاد دارند شکار کردن هم در این چهار ماه حرام است. مکانش (حرم عبدالعظیم) هم بد بود چون آن وقت‌ها اماکن مذهبی خیلی بیشتر از الان حرمت و قداست داشتند و حتی اگر مجرمی خودش را به حرم می‌رساند و آنجا اصطلاحا «بست می‌نشست» تا وقتی که بست‌نشین بود حکومت کاری به کارش نداشت. جالب است که خود میرزا رضا از دست حکومت فراری بود و مدت‌ها بود که در حرم شاه عبدالعظیم بست نشسته بود و توی این مدت هم شاه مزاحمتی برایش ایجاد نکرده بود. حالا این که یک بست نشین حرمت حرم را بشکند و کسی را توی همان حرم بکشد، کار خیلی ناجوانمردانه‌ای است در مایه‌های «نمک خوردن و نمکدان شکستن»

خلاصه این بیت از خواننده سوال می‌کند که کسی که در چنین ماهی و چنین جایی، چنین خونی را می‌ریزد، واقعا چه دینی دارد؟

پی نوشت:

شیشه‌ای که از سنگ محافظت می‌کند، کمی عکس‌هایم را خراب کرده است و نتوانسته‌ام همه‌ی شعر را درست بخوانم. چیزی که خوانده‌ام این است:

۱: در حضور حضرت عبدالعظیم ابن الحسن/ سوی شاخ سدره مرغ روح شه بگشود بال

۲: […]

۳: ناصرالدین شاه ذوالقرنین کاو را آفرید/ بی همال از جمله شاهان کردگار بی همال

۴: [...]/[...] زوال

۵: در زمانی اینچنین و در مکانی آنچنان/ بود شه گرم نیاز از دل [...] با ذوالجلال

۶: کز کمان آتشین آتش نژادی برگشود/ بر دل او تیری و گردید دیگر گونه حال

۷: شد قتیل ضرب ناگاهی شه آگاه دل/ شد شکار تیر پرّانی شه شاهین خصال

۸: در چه کیش اندر حرم وآنکار در ماه حرام/ اینچنین خونی مباحست اینچنین صیدی حلال

۹: بود سال عمر شاه اندر شمار شصت و هفت / بوده در شاهی بپایان زین شمر پنجاه سال

۱۰: چرخ بی پروا بجای جشن قرن دومینش/ کرد سور او همه سوگ و سرور او ملال

۱۱: کوش [؟] شاهی کو به سن پنجاه یا صد یا هزار/ عاقبت گویند می بایست [...] ارتحال

۱۲: الغرض کلک بقا تاریخ شه را زد رقم / آقتابی چهره پنهان کرد در گاه زوال

نوشته‌های «احتمالا» مرتبط:


توصیه:
در صفحه «کاخ گلستان » مطالب و توضیحات بیشتری پیدا میشود. بد نیست سری هم به آنجا بزنید.


نوشته علی گنجه ای

۳۰ بهمن ماه ۱۳۸۷ ساعت ۷:۲۷ ب.ظ

۲۲ دیدگاه درباره «باز هم از سنگ قبر ناصرالدین شاه»

با آر.اس.اس مشترک نظرات شوید پیوند Trackback

  1. سیمین

    ۲۵ دی ۹۰ ساعت ۱۲:۴۵ ق.ظ

    شعر روی سنگ قبر بسیااار زیباست… کاری به دین و ماه حرام و حلالش ندارم اما کسی که تونسته ۵۰ سال شاهی کنه مسلما مدیر قابلی بوده… ۵۰ سال کم نیست.. گاهی از ما تو ۳۰ سال زندگی اونقدر مرام و مسلکمون عوض میشه که خودمون هم از شخصیت ۱۰ سال پیش خودمون حالمون بهم میخوره… میرزای کرمانی اگه دوباره زنده بشه دیگه از این غلطااا نمیکنه چون نه تنها وضع مملکت بهتر نشد که بدترم شد… ناصرالدین شاه شد شاه شهید و کلی درباره اش بیشتر از هر کس دیگه ای حرف میزنن…. خدماتی که این بشر به ایران کرد هیشکی نکرد سفر های اروپایی اش هم بی سوغات نبوده ( از عکاسی و تلگراف بگیر تا اولین بانک و بعدشم ستصویر متحرک ) درباره حرم سرا و فسادشم باید بگم که بهتره اینقدر کوته نظر نباشیم… شاه مملکت بوده به خاطر مسائل سیاسی بوده که برای خودش حرمسرا درست کرده بوده… برای موافق کردن آراء مردم بوده که هر جا میرفته از اون طایفه یه زن میگرفته…

  2. نیما

    ۲۶ تیر ۹۰ ساعت ۴:۴۶ ق.ظ

    میرزا رضای کرمانی یک ازلی است و اصلا مسلمان نیست که ماه حرام و حرمت حرم بفهمد.

  3. علی

    ۶ تیر ۹۰ ساعت ۷:۱۵ ب.ظ

    فادالقیتم الدین کفرو فضرب الرقاب حتی ادا اثخنتموهم فشدوالوثاق

  4. سید

    ۱۱ اردیبهشت ۹۰ ساعت ۳:۴۵ ب.ظ

    سزای آدم شرابخوار که حکم به قتل امیر کبیر را صادر کرد بنظر چه میتواند باشد.

    • علی

      ۲۷ مهر ۹۰ ساعت ۹:۳۴ ب.ظ

      شلاق ، محاکمه با نرور
      اونم تو حرم تو ماه حرام
      میرزای کرمانی مرید جمال الدین بود کاری با علم و علما نداشت و به همین دلیل چنین فسقی رو مرتکب شد

  5. نیما

    ۲۶ بهمن ۸۹ ساعت ۵:۳۷ ب.ظ

    سلام
    بقول خود میرزا رضا که در بازپرسیش گفته, می بایست ریشه استبداد رو از ایران برمیکندم که درود خدا بر او این کار رو کرد و خدمت بزرگی به ایران و ایرانی کرد

  6. گمنام

    ۲۷ تیر ۸۹ ساعت ۹:۲۱ ب.ظ

    همتون بیکارین

  7. شازده خانوم

    ۱۰ اسفند ۸۸ ساعت ۱۲:۱۵ ق.ظ

    تروریست ، تروریست است.
    چه در لباس کرمانی چه در شمایل ریگی.
    (صلوات ختم بفرمایید)

  8. mahdi

    ۱۲ اسفند ۸۷ ساعت ۳:۴۴ ق.ظ

    سلام خدا به میرزا رضای کرمانی که بهترین کار ممکن را برای این ملت انجام داد رحمت کند کسی را که به خاطر تفریحات و خوش گذرانی خود نصف مملکت را به بیگانگان بخشیده و حرم سرای خویش را آباد کرد باید قطعه قطعه کرد چه رسد به ترور با اسلحه مگر پیامبر مسجدی را که توسط منافقین بنا شده بود تخریب نکردند.

  9. ماجد

    ۲ اسفند ۸۷ ساعت ۱:۲۵ ق.ظ

    جناب گنجی در آزمون زبان های باستانی شرکت کردم شاید قبول بشوم ! خواستم نظرتان در مورد دانشگاه هایی که این رشته در آن تدریس می شود بدانم به خصوص دانشگاه تبریز که محل اقامت بنده نزدیک است !

  10. ماجد

    ۲ اسفند ۸۷ ساعت ۱:۲۱ ق.ظ

    با سلام
    ناصر الدین شاه علاوه بر شاه و سایه ی خدا بودن هنرمند قابلی هم بوده است به خصوص در زمینه شاعری و عکاسی !
    می گویند یکی از شاعران به نام (محرم)-با فتح میم بدون تشدید- در حضور ناصرالدین شاه و در ماه محرم بالبداهه می گوید :( دیوانه شود محرم در ماه محرم ) و برای مصراع بعدی در می ماند تا شاه به کمکش آمده می گوید :( در ماه صفرهم ده ماه دگر هم )!

  11. iran

    ۱ اسفند ۸۷ ساعت ۹:۰۹ ب.ظ

    سلام
    می خواستید درباریهای عصر قاجاری روی قبر ”قبله عالمشان” چه شعری بنویسند؟. اگر در خمخانه و ماه حلال هم بود چیزی مشابه می یافتند. مأمور و معذور و مأجور و…
    اما این بحث بکلی مغشوش شده است. زیرا اگر کشتن ”شاه شهید” ضرورت داشته، همانطور که میرزا رضا عقیده داشت، گشتن دنبال ماه حلال! و مکان حلال! یعنی باختن ضرورت. و اگر این نوع مبارزه بکلی یا در شرایط معینی غلط است، آنوقت توصیفش ”تمک خوردن و…” نیست بلکه ”جنایت” هرچند جاهلانه.
    حرف مهران خوشایند است اما اگر به همه کس و همه وقت و همه جا تعمیم داده شود، حتما شایان عنوان ”چپ روی افراطی زیانبار” است.
    نظر به تحولات بعدی ایران در جنبش مشروطه، و نقش مساعد ”آبجی مظفر” (لقبی که مردم به مظفر الدین شاه داده بودند) نبایستی کار میرزا و عبور از ناصر الدین شاه را جدا از کل پروسه ”بیداری” ایران به بحث گذاشت.
    برای کسانی که علاقه دارند خواندن کتاب تحقیقی دکتر هادی حایری پیرامون نقش روحانیت در مشروطه را توصیه می کنم. با این کتاب مشاهده خواهید کرد که هیچکس بت نیست تا چه رسد به میرزای کرمانی و استادش سید جمال.

  12. مهران

    ۱ اسفند ۸۷ ساعت ۱۲:۰۴ ب.ظ

    من مخالفم خشونت هرجا و به هر نوعی محکوم است

  13. دینا

    ۱ اسفند ۸۷ ساعت ۹:۲۳ ق.ظ

    خدایی خیلی باهات موافقم نمی دونم چرا ما به چیزهایی که شعار اعتقاد به اون ها رو داریم هم پایبند نیستم جدا” ترور تو یه حرم که خیلی ها به امن بودن اون اعتقاد دارند کار قشنگی نیست!!!!!!

  14. مهران

    ۳۰ بهمن ۸۷ ساعت ۹:۳۵ ب.ظ

    امروز هم اگر میشد با شلیک گلوله ای در خانه ی شخصی خدا حرم عبدالعضظیم که سهل است؛ودر ماه حج یا هرماه حرام یا حلال دیگرمجسمه ی ارتجاع ناصری یا هر مرتجع دیگری را فرو انداخت من یک نفر درنگ نمی کردم!صلح طلبی و عدم خشونت کلاه جدیدی است که دارد به سر به جان آمده ها می رود!هر وقت زندانها برچیده شد،شعار عدم خشونت را باور کن!میرزا رضا هم یادش به خیر،که این شحنه ای پیر هنوز از مرده اش پرهیز می کنند،دینش را چکار داری…؟

نظرتان را ثبت کنید