قدیمیها وقتی میخواهند بگویند «برو پی کارت» میگویند «جُلّ و پلاست را جمع کن». خوب من زمان کودکی جُل دیدهام که روستاییها روی خر و قاطرشان میانداختند و پلاس هم میدانم که چیست و میتوانم تصور کنم که به آدم مزاحمی که جل و پلاسش را جای نامناسبی پهن کرده میگفتهاند که جمع کند و برود.
اما یکی دوبار از آدمهای خیلی قدیمی (آنهایی که مثلا زمان کودکی من ۸۰ سال را شیرین داشتهاند) شنیده بودم که «قُبُل منقلات» را جمع کن! (خوانده میشود qobol-manqal). این یکی از معماهای ذهن من بود که این دیگر چه جور چیزی است. جالب است که هیچکس از اطرافیانم هم نمیدانست که این دیگر چه جور چیزی است. سهل است، خیلیها اسمش را هم نشنیده بودند.
در گشت و گذار در موزهی مردمشناسی کاخ گلستان، بالاخره این معمای چندین و چند سالهی ذهن من هم حل شد و فهمیدم که ظاهرا قبلمنقل چیزی است شبیه دو ساک نهچندانبزرگ متصل به هم!

(انعکاس نور در شیشه ویترین، عکس را خراب کرده. ولی قبل منقل همان دو استوانه درداری است که با یک تکه چرم به هم وصل شده اند)
نوشتههای «احتمالا» مرتبط:
- موزه مردم شناسی کاخ گلستان نگاهی به این موزه...
- ایرانی ها چند مجسمه کوچک و بامزه در موزه مردمشناسی...
- صاحب این خط یک نمونه سخیف از درخواست صله...
- باز هم از سنگ قبر ناصرالدین شاه مرثیه ای برای «شاه شهید» (ناصرالدین شاه)...
- کاشی های پراکنده کاشی های بی نظم و ترتیبی که به دیواری در...
توصیه:
در صفحه «کاخ گلستان
» مطالب و توضیحات بیشتری پیدا میشود. بد نیست سری هم به آنجا بزنید.
علی
۱۱ اسفند ۸۸ ساعت ۲:۳۱ ب.ظ
پسرم به اطلاعت برسانم که اصطلاح قبل منقل زیاد هم قدیمی نیست و در برخی شهرها مثل قم هنوز هم استعمال می شود. اما من هم منشا آن را نمی دانستم و جالب بود برام.
البته یک اصطلاح مترادف لاتی نیز برای این منظور وجود دارد. میگن کس و کونت را جمع کن برو.
یک اصطلاح مودبانه هم وجود دارد که می گوید کیف و کفشتو جمع کن برو.
ایران
۱۹ فروردین ۸۸ ساعت ۹:۲۳ ب.ظ
سلام می ارزد نگاهی به دهخدا بیاندازید. فرهنگ معین هم بخاطر شباهت بسیارش کمک خوبی است. از
لغت نامه دهخدا خوبیش این است که منبعش را ذکر می کند مانند:
(فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ) : یابویی که علاوه بر من ، قبل منقل و آبداری و خرت و پرت من هم در ترک بندیش بود. (ترجمه ٔ حاجی بابای اصفهانی چ تهران ص ۱۲).
می توان نتیجه گرفت که وسیله خرجین مانند تصویر را اگر به این نام می خوانند نوعی نام مجازی است و مورد استعمال “قبل منقل” در فارسی گسترده تر است. یادآوری که اصل عبارت از عربی است به معنی: پیش از نقل و انتقال. = مقدمات سفر…
علی گنجه ای
۲۰ فروردین ۸۸ ساعت ۶:۰۷ ب.ظ
ممنونم که نوشته های من را اینقدر با دقت و نکته به نکته میخوانید. راستش بعضی وقتها که میخواهم چیزی بنویسم، سعی میکنم حدس بزنم نظر شما در مورد آن چه خواهد بود و همیشه منتظرم که با نکته های شما غافلگیر و هیجانزده شوم
ماجد
۱۵ اسفند ۸۷ ساعت ۱۰:۱۶ ب.ظ
آیا بازی کودکانه ی اتل متل که کردی آن می شود هکل مکل با این وسیله ارتباطی داشته است ؟ انسان را به تفکر وا می دارد !
داود
۱۵ اسفند ۸۷ ساعت ۱:۴۸ ب.ظ
من این اصطلاحو شنیده بودم!
فک کنم مینداختن پشت خر!
سورملینا
۱۳ اسفند ۸۷ ساعت ۵:۰۲ ب.ظ
اونوقت اینها رو از وسطشون که به هم وصل شده اند، می انداخته اند روی شونه هاشون؟ روی دوش آدم یا حیوان؟
ولی چقدر جادار و بزرگ بوده.
علی گنجه ای
۱۳ اسفند ۸۷ ساعت ۵:۱۲ ب.ظ
فکر میکنم مینداختن روی گردن حیوون زبون بسته
کمال
۱۲ اسفند ۸۷ ساعت ۸:۲۹ ب.ظ
oqol-manqol هم همینه یا فرق می کنه یا اصلا همچین چیزی نداریم؟ مادربزرگم بعضی وقتا این و میگه
علی گنجه ای
۱۲ اسفند ۸۷ ساعت ۹:۲۵ ب.ظ
نمیدونم من نشنیدم. این که تو میگی خوش آوا تره به نظرم