مصطفی با Remote Desktop وصل شده بوده به یک کامپیوتر دیگر و داشته Desktop آن کامپیوتر را در مانیتورش میدیده. به فکرش میرسد که مانیتورش را تمیز کند. دستمال برمیدارد و تمیز میکند. بعد کارش با آن کامپیوتر دوردست تمام میشود و Remote Desktop را میبندد. سوتی ذهنی اینجا رخ میدهد و با خودش میگوید «خب حالا که دسکتاپ اون کامپیوتر رو تمیز کردم، بذار دسکتاپ خودم رو هم تمیز کنم» و یکبار دیگر دستمال دستش میگیرد و دوباره مانیتور را تمیز میکند!
زینب
۲۹ اسفند ۸۷ ساعت ۱:۵۳ ق.ظ
وااااای خدا کلی خندیدم!!!
مصطفی
۲۳ اسفند ۸۷ ساعت ۱۲:۰۵ ق.ظ
سلام
فقط خواستم بگم که تا اسم پادگان خاتمی یزد رو توی وبلاگتون دیدم سریعا به دوازده سال پیش برگشتم که من هم توی همون پادگان دوره آموزشیم رو طی کردم….
یادش بخیر و ممنون که ناخواسته من رو به اون حال و هوا بردین.
پاینده باشید