<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: دژبان</title>
	<atom:link href="http://www.ganjei.com/1388/02/19/military-police/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.ganjei.com/1388/02/19/military-police/</link>
	<description>یادداشتهای ما درباره همه چیز بی هیچ قید خاصی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 09 Feb 2012 00:36:40 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>با: علی گنجه ای</title>
		<link>http://www.ganjei.com/1388/02/19/military-police/comment-page-1/#comment-3320</link>
		<dc:creator>علی گنجه ای</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.ganjei.com/1388/02/19/military-police/#comment-3320</guid>
		<description>ئه؟ هنوز تسویه‌ت تموم نشده؟ خوب البته دیگه کاری با من نداری که بودن نبودن من فرقی به حالت بکنه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ئه؟ هنوز تسویه‌ت تموم نشده؟ خوب البته دیگه کاری با من نداری که بودن نبودن من فرقی به حالت بکنه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سعید راستگویان</title>
		<link>http://www.ganjei.com/1388/02/19/military-police/comment-page-1/#comment-3319</link>
		<dc:creator>سعید راستگویان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.ganjei.com/1388/02/19/military-police/#comment-3319</guid>
		<description>علی گنجه ای پدر من در اومد با این تصفیه کوفتی هر وقت میام یا تو نیستی یا یکی از اون اقایون. تصمیم دارم 18 ماه دیگه خدمت کنم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>علی گنجه ای پدر من در اومد با این تصفیه کوفتی هر وقت میام یا تو نیستی یا یکی از اون اقایون. تصمیم دارم ۱۸ ماه دیگه خدمت کنم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بهار</title>
		<link>http://www.ganjei.com/1388/02/19/military-police/comment-page-1/#comment-3318</link>
		<dc:creator>بهار</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.ganjei.com/1388/02/19/military-police/#comment-3318</guid>
		<description>سلام
من از سایت خوبتون تشکر می کنم
میخوام که در مورد دژبان و کارهاشون بیشتر بنویسید
در ضمن به منم سر بزنید و خیلی خوشحال میشم که نظرتون رو در مورد وبم بدید .
همیشه به شما سر میزنم.
به امید روزهای شاد برای شما</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
من از سایت خوبتون تشکر می کنم<br />
میخوام که در مورد دژبان و کارهاشون بیشتر بنویسید<br />
در ضمن به منم سر بزنید و خیلی خوشحال میشم که نظرتون رو در مورد وبم بدید .<br />
همیشه به شما سر میزنم.<br />
به امید روزهای شاد برای شما</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید علیرضا</title>
		<link>http://www.ganjei.com/1388/02/19/military-police/comment-page-1/#comment-3317</link>
		<dc:creator>سید علیرضا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.ganjei.com/1388/02/19/military-police/#comment-3317</guid>
		<description>سلام به دوستی که من دوره بعد از ایشون رو در همون پادگان خاتمی یزد گذروندم و الان هم در پادگان تهران هستم.
یه سوال از دوستی که مثل من سربازه دارم، با توجه به بحث معافیت های جدید، فرزندان رزمنده زیر ۳۰ ماه جبهه به ازای هر ماه چند روز کسری خدمت دارند؟؟
لطفا بهم بگید، آخه شما تو بخش نیرو انسانی هستید و خبرا زودتر میرسه…
ممنون</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام به دوستی که من دوره بعد از ایشون رو در همون پادگان خاتمی یزد گذروندم و الان هم در پادگان تهران هستم.<br />
یه سوال از دوستی که مثل من سربازه دارم، با توجه به بحث معافیت های جدید، فرزندان رزمنده زیر ۳۰ ماه جبهه به ازای هر ماه چند روز کسری خدمت دارند؟؟<br />
لطفا بهم بگید، آخه شما تو بخش نیرو انسانی هستید و خبرا زودتر میرسه…<br />
ممنون</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: احمدرضا گنجه ای</title>
		<link>http://www.ganjei.com/1388/02/19/military-police/comment-page-1/#comment-3316</link>
		<dc:creator>احمدرضا گنجه ای</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.ganjei.com/1388/02/19/military-police/#comment-3316</guid>
		<description>سلام علی گنجه ای
دقیقا از تاریخچه خبر ندارم ولی فکر کنم اجدادم از مهاجرای آذربایجان باشن چون کرمان منطقه ای به نام گنجه نداره. اونجا 2 طایفه داره که گنجه ای هستن که ما هم جزو اونا هستیم و طایفه دیگه ای که با ما فامیل هستن ولی فامیلیشون گنجه ای زاده روحانیه.
امیدوارم بیشتر با هم اشنا بشیم گنجه ای</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام علی گنجه ای<br />
دقیقا از تاریخچه خبر ندارم ولی فکر کنم اجدادم از مهاجرای آذربایجان باشن چون کرمان منطقه ای به نام گنجه نداره. اونجا ۲ طایفه داره که گنجه ای هستن که ما هم جزو اونا هستیم و طایفه دیگه ای که با ما فامیل هستن ولی فامیلیشون گنجه ای زاده روحانیه.<br />
امیدوارم بیشتر با هم اشنا بشیم گنجه ای</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهران</title>
		<link>http://www.ganjei.com/1388/02/19/military-police/comment-page-1/#comment-3315</link>
		<dc:creator>مهران</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.ganjei.com/1388/02/19/military-police/#comment-3315</guid>
		<description>علی جون هنوزم همینه من یادمه پادگان ساعت 4:30 صبح بیدار باش داشتیم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>علی جون هنوزم همینه من یادمه پادگان ساعت ۴:۳۰ صبح بیدار باش داشتیم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهران</title>
		<link>http://www.ganjei.com/1388/02/19/military-police/comment-page-1/#comment-3314</link>
		<dc:creator>مهران</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.ganjei.com/1388/02/19/military-police/#comment-3314</guid>
		<description>خوب از هر دو وجه می توانی برسی کنی هم به قول علی لین دژبان ها همه کار می کنند و همه از آن سوی که دژبانان مانند سگ پاچه می گیرند البته نه همه دژبانان و نه همه سگ ها</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خوب از هر دو وجه می توانی برسی کنی هم به قول علی لین دژبان ها همه کار می کنند و همه از آن سوی که دژبانان مانند سگ پاچه می گیرند البته نه همه دژبانان و نه همه سگ ها</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: دختر مهربون</title>
		<link>http://www.ganjei.com/1388/02/19/military-police/comment-page-1/#comment-3313</link>
		<dc:creator>دختر مهربون</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.ganjei.com/1388/02/19/military-police/#comment-3313</guid>
		<description>ای ول امام جمعه بازهم به شعور اون :)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ای ول امام جمعه بازهم به شعور اون <img src='http://www.ganjei.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علی گنجه ای</title>
		<link>http://www.ganjei.com/1388/02/19/military-police/comment-page-1/#comment-3312</link>
		<dc:creator>علی گنجه ای</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.ganjei.com/1388/02/19/military-police/#comment-3312</guid>
		<description>وجه اول نکته اجتماعی دارد. قبلا پادگانها هم مثل همه جای مملکت صبح خیلی زود کارشان را شروع میکرده اند. مثلا من خیلی خوب یادم است که دهه شصت، ساعت 5 صبح میرفتیم نانوایی و غیر از نانوایی بعضی از بقالی هم باز بودند و مشتری هم داشتند. حالا همه جای مملکت تمایل پیدا کرده اند به بیشتر خوابیدن ولی پادگانها مثل قبل مانده اند. توی این شرایط خیلی از سربازها سحرخیزی را به عنوان یک مساله موقت 18 ماهه (برای مدت سربازی) میبینند و سعی نمیکنند به آن عادت کنند.
دوم: موافقم. خودشیرینی واژه مناسبی است.
سوم: یک سخنرانی کلاسیک و سنتی بود در مورد حضرت زهرا. نقل حدیث و ترجمه و تفسیر و مقدار قابل توجهی هم ادبیات به عنوان چاشنی. گفتم که از شهریار هم شعر خواند و به فارسی هم ترجمه کرد و .... نه سعی کرد رنگ روشنفکری به صحبتهایش بدهد، نه خیلی کاری به تعابیر بعد از انقلاب داشت.
آن قضیه به خود برگرداندن انتقاد خیلی به نظرم جالب آمد. ادب و مهربانی و احترام به مخاطب</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>وجه اول نکته اجتماعی دارد. قبلا پادگانها هم مثل همه جای مملکت صبح خیلی زود کارشان را شروع میکرده اند. مثلا من خیلی خوب یادم است که دهه شصت، ساعت ۵ صبح میرفتیم نانوایی و غیر از نانوایی بعضی از بقالی هم باز بودند و مشتری هم داشتند. حالا همه جای مملکت تمایل پیدا کرده اند به بیشتر خوابیدن ولی پادگانها مثل قبل مانده اند. توی این شرایط خیلی از سربازها سحرخیزی را به عنوان یک مساله موقت ۱۸ ماهه (برای مدت سربازی) میبینند و سعی نمیکنند به آن عادت کنند.<br />
دوم: موافقم. خودشیرینی واژه مناسبی است.<br />
سوم: یک سخنرانی کلاسیک و سنتی بود در مورد حضرت زهرا. نقل حدیث و ترجمه و تفسیر و مقدار قابل توجهی هم ادبیات به عنوان چاشنی. گفتم که از شهریار هم شعر خواند و به فارسی هم ترجمه کرد و &#8230;. نه سعی کرد رنگ روشنفکری به صحبتهایش بدهد، نه خیلی کاری به تعابیر بعد از انقلاب داشت.<br />
آن قضیه به خود برگرداندن انتقاد خیلی به نظرم جالب آمد. ادب و مهربانی و احترام به مخاطب</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ایران</title>
		<link>http://www.ganjei.com/1388/02/19/military-police/comment-page-1/#comment-3311</link>
		<dc:creator>ایران</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.ganjei.com/1388/02/19/military-police/#comment-3311</guid>
		<description>سلام
مطلب خیلی جالبی بود. برای من -دست کم- از سه جهت قابل توجه بود. یکم: اوضاع پادگانها حتی برای افسران وظیفه که کمبود خواب، یک امر حیاتی، در آنها حل نشده است.
دوم: توصیف از نقشهای دژبان که -نظر به معلومات اندک- برای من تازگی داشت. هرچند ابتکار مربوطه چشمگیر نیست و بوی شامه آزار خودشیرینی آن پنهان نیست
سوم: امام جمعة شهریاری. که &quot;انتقاد&quot; خوابزدگی بچه ها را به خودش برگرداند. نمی پرسم که این نمونه در میان همکارانش یا در کل حاکمیت چه نسبتی دارد اما در حد خودش انکار تکیه به &quot;سرکوب&quot; است.
چیزی که در این یادداشت مشخص نیست جاذبة محتوای این سخنرانی است و اینکه در کنار تاکتیک و تکنیکهای سخنوری که اشاره کردی، چیزی برای گوش کردن هم بود؟ یا همان به که چرتیدن.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
مطلب خیلی جالبی بود. برای من -دست کم- از سه جهت قابل توجه بود. یکم: اوضاع پادگانها حتی برای افسران وظیفه که کمبود خواب، یک امر حیاتی، در آنها حل نشده است.<br />
دوم: توصیف از نقشهای دژبان که -نظر به معلومات اندک- برای من تازگی داشت. هرچند ابتکار مربوطه چشمگیر نیست و بوی شامه آزار خودشیرینی آن پنهان نیست<br />
سوم: امام جمعة شهریاری. که &#8220;انتقاد&#8221; خوابزدگی بچه ها را به خودش برگرداند. نمی پرسم که این نمونه در میان همکارانش یا در کل حاکمیت چه نسبتی دارد اما در حد خودش انکار تکیه به &#8220;سرکوب&#8221; است.<br />
چیزی که در این یادداشت مشخص نیست جاذبة محتوای این سخنرانی است و اینکه در کنار تاکتیک و تکنیکهای سخنوری که اشاره کردی، چیزی برای گوش کردن هم بود؟ یا همان به که چرتیدن.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

