کسی ادعا میکرد که سید است و نسبنامهای هم دستش بود… یک بار گیر عدهای افتاد که سیادتش را انکار میکردند و نسبنامهاش را هم جعلی میشمردند… آخرش که از پس منکران بر نیامد، گفت: «به جدّدّدّم قسم که این نسبنامه واقعی است»!
حالا حکایت آنهایی است که به طرف میگویند: «از شما با این بیست و چهار و نیم میلیون رای بعید بود فلان کار را بکنی»!
مثلا: اینجا
نوشتههای «احتمالا» مرتبط:
- باغ مارشال پدر عادت دارد فیلمها وسریالهای بیسر و ته تلویزیون را...
- گربه نوروزی شیرازیها به این جانور پشمالویی که در عکس میبینید میگویند...
- استفهام انکاری! پروندهاش را حساب کرده بودم و طبق حساب من، فروردین...
محبوبه
۶ مرداد ۸۸ ساعت ۱:۴۰ ق.ظ
بازهم چیزی ندارم جز اینکه: خیلی جالب بود
داود
۶ مرداد ۸۸ ساعت ۱۰:۲۷ ق.ظ
و البته:((
دختر مهربون
۶ مرداد ۸۸ ساعت ۱۲:۲۹ ب.ظ
وآنگاه – فکر کن که گیر چه جانورانی افتاده ایم
ایران
۷ مرداد ۸۸ ساعت ۳:۴۲ ق.ظ
و سپس زود فکر کن که چه جوری از جنگالشان رها شویم؟
ایران
۷ مرداد ۸۸ ساعت ۳:۵۴ ق.ظ
سلام
با این مثل بانمکی که زدی، یاد امامزاده ای افتادم که معجزه اش این بود که کور می کرد اما هیچ کوری را شفا نمی داد. آیا می شود امام زاده سید نباشد. ما دانش آموزان از این داستان پند می گیریم که هنوز مانده تا سید ببینی.
راستی می توانی از پدر بپرسی که “آقا سید حسین عاقل” در رشت کی بود؟ یکی سید عاقل!
راستی آماده باش تمام است؟ پس کی خدمتت تمام می شود؟
قربانت
علی گنجه ای
۷ مرداد ۸۸ ساعت ۵:۳۸ ب.ظ
آقا سید حسین عاقل؟ حتما میپرسم.
از خدمت شش ماه و بیست و سه روز باقی مانده! (تا اول اسفند) و آماده باش هم دیگر خبری نیست الحمدلله
مهران
۱۵ مرداد ۸۸ ساعت ۳:۴۶ ب.ظ
گیرم که اصلاً ۲۴ میلیون بود بقیه چی ؟
سیدعباس سیدمحمدی
۱۸ مرداد ۸۸ ساعت ۲:۴۵ ب.ظ
سلام علیکم.
از نظر تلفظ واقعی، و از نظر املا، گمانم «جدّدّدّم» شدنی نیست. آنچه که شدنی است، «جدددم» (دو دال، با جزم، دال آخر مفتوح) یا «جدددّم» (دو دال با جزم، دال آخر مفتوح و مشدد) است.