توی حسینیه پادگان مراسم بود به مناسبت نیمه شعبان و تازه رفته بودیم توی وضعیت آماده-به-چُرت و دستمان را حائل سر کرده بودیم و چشم بستهمان داشت تازه گرم میشد که بلندگو گفت: «حالا از جناب آقای دکتر باوند دعوت میکنیم تشریف بیاورند برای سخنرانی»!
چرتمان پاره شد… پاره که چه عرض کنم دریده شد… جرواجر شد و با ناباوری پریدیم که ببینیم آیا میشود که چنین کسی را توی حسینیهی پادگان سپاه ببینیم؟
اما کسی که دیدیدم این قیافهای بود و بعدا فهمیدیم که اسم کوچکش «نعمتالله» است!
برای این که بدانید در یک ساعت و نیم سخنرانیاش چه کشیدیم و چندبار دلمان خواست سرمان را به دیوار بکوبیم یا زمین را گاز بگیریم، نگاهی کنید به این اثرش: تمدن غرب، قربانی بیخدایی
جواتی
۱۸ مرداد ۸۸ ساعت ۳:۳۱ ب.ظ
داداش خیلی هم باید دلت بخواد! اون هرمیداس باوند سیبیلو جاش قعر جهنمه چون ریشاش رو می زنه و تو خط ولایت هم نیست ولی این یکی هم ریش داره هم تو خط ولایته تازه غربزده هم نیس.
ایران
۱۸ مرداد ۸۸ ساعت ۶:۱۴ ب.ظ
البته شرق زده هم نیست. شرق!؟ یعنی کجا؟. لیکن “جن زده” شاید! بیچاره کسانی که به این اندیشمندان! محتاجند…
ایران
۱۸ مرداد ۸۸ ساعت ۶:۲۶ ب.ظ
سلام. سرت خیلی حیف است به خصوص که هنوز دیوارهای خشنی مانده که باید در سرنوشت این نسل شکسته شود اما نه با کوبیدن سر… آرزو می کنم که صبور و پایدار باشی.
این وسط چیزی که برای من جالب و به نظرم خیلی مهم است یک “جایگزینی” است. حرفها همان حرفهای مفتی است که چند دهه پیش هم گفته می شد. آن روزها-راست یا دروغ- از قول برخی دیگر از “دانشمندان غربی” اما توسط ارباب منابر و در کسوت “روحانیت”. چه چیزی کم و زیاد یا عوض شده است؟!
علی گنجه ای
۱۸ مرداد ۸۸ ساعت ۶:۲۹ ب.ظ
این آقای اندیشمند اولش که خواست صحبت را شروع کند مقدمه ای آمد که دیگر عصر رسانه های انحصاری به سر آمده و انحصار رسانه ای شکسته شده است و در دوران جدید باید به فکر بالا بردن سطح آگاهی باشیم و از این حرفها …
فکر کردم میخواهد حرف حسابی بزند اما چشمتان روز بد نبیند که چه پرت و پلاهایی به هم بافت!
فاطمه
۱۸ مرداد ۸۸ ساعت ۷:۳۷ ب.ظ
خوب یککم هم از بیوگرافی باوند اولی میگفتی واسه ما گروه جاهلین
سورنا
۱۹ مرداد ۸۸ ساعت ۲:۲۷ ق.ظ
خانواده ی جالبی اند این «باوند» ها. از منطقه ی فیروزکوه اند. می دانستی که یکی از این باوندها در دوران هیتلر در دانشگاه برلین تدریس فلسفه می کرده؟
سورملینا
۵ شهریور ۸۸ ساعت ۱:۲۰ ق.ظ
من در دانشگاه افتخار تلمذ در کلاس اقای داود هرمیداس باوند رو داشتم. وقتی صحبت می کرد هر چی می تونستم می نوشتم. فوق العاده باسوادند. اصلا من یه چیزی می گم شما یه چیزی می شنوید. نه فقط در رشته تحصیلی بلکه در خیلی زمینه های دیگه. یه مدت قلبشون ناراحت بود. خدا حفظشون کنه.
سامان
۳۰ شهریور ۸۸ ساعت ۲:۳۴ ق.ظ
افتخار اینو دارم که آفای باوند استاد مشاور پایان نامه بنده می باشد.ایشان فوق العاده هستند هم از لحاظ علمی هم اخلاقی
سامان
۳۰ شهریور ۸۸ ساعت ۲:۳۵ ق.ظ
منظورم پروفسور
داوود هرمیداس باوند بود.
آریا
۳۱ شهریور ۸۸ ساعت ۱۲:۵۳ ق.ظ
خیلی حال کردم باحال بود؛ باوند اولی زنده باد. :دی