<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: خاطره های بعضی ها</title>
	<atom:link href="http://www.ganjei.com/1388/05/18/memoirs-of-some-people/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.ganjei.com/1388/05/18/memoirs-of-some-people/</link>
	<description>یادداشتهای ما درباره همه چیز بی هیچ قید خاصی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 09 Feb 2012 07:12:41 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>با: بابک توکلی</title>
		<link>http://www.ganjei.com/1388/05/18/memoirs-of-some-people/comment-page-1/#comment-3487</link>
		<dc:creator>بابک توکلی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.ganjei.com/1388/05/18/memoirs-of-some-people/#comment-3487</guid>
		<description>سلام مهندس علی! خوبی
وبلاگ من مثل یک پمپ بنزین متروکه تو دل صحرای نوادا است که در سال یکی دوتا بازدید کننده داره که احتمالا راه گم کردند!!! حالا شما چطوری پیداش کردی و کامنت هم گذاشتی.. به هر حال خوشحال شدم اگه اومدی زرافشان حتما به ما سر بزن</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام مهندس علی! خوبی<br />
وبلاگ من مثل یک پمپ بنزین متروکه تو دل صحرای نوادا است که در سال یکی دوتا بازدید کننده داره که احتمالا راه گم کردند!!! حالا شما چطوری پیداش کردی و کامنت هم گذاشتی.. به هر حال خوشحال شدم اگه اومدی زرافشان حتما به ما سر بزن</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهران</title>
		<link>http://www.ganjei.com/1388/05/18/memoirs-of-some-people/comment-page-1/#comment-3486</link>
		<dc:creator>مهران</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.ganjei.com/1388/05/18/memoirs-of-some-people/#comment-3486</guid>
		<description>ها ، آها</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ها ، آها</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ایران</title>
		<link>http://www.ganjei.com/1388/05/18/memoirs-of-some-people/comment-page-1/#comment-3485</link>
		<dc:creator>ایران</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.ganjei.com/1388/05/18/memoirs-of-some-people/#comment-3485</guid>
		<description>سلام. ای کاش اصل مطلب را لینک کرده بودی. حالا من برایت یک خاطره بگویم. با یک ملای روستایی دوست! بودم (نمی گویم از کجا) که خیلی احمقانه چاخان می کرد و تبدیل شده بود به یک وسیلۀ خنده برای جمع ما. وقتی از سفر مشهد برگشت خیلی راجع به &quot;موزه&quot; پرحرفی کرد. یکی از ما پرسید: &quot;آیا قرآنی به خط حضرت یوسف را در موزه دیده است؟&quot; او هم نه گذاشت و نه برداشت و گفت: &quot;آره. چقدر زیبا بود و...&quot; طرف ول کن نبود و ساعتها متوجه نمی شد که سر کارش گذاشته ایم.
می خواهم بگویم که این &quot;جوک-خاطره ها&quot; باورکردنی است. می ماند تحلیل که مبتلایان تحت چه عوامل فقر و بیماری به این روز می افتند؟ &quot;زیر سر انگلیسیهاست&quot;!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام. ای کاش اصل مطلب را لینک کرده بودی. حالا من برایت یک خاطره بگویم. با یک ملای روستایی دوست! بودم (نمی گویم از کجا) که خیلی احمقانه چاخان می کرد و تبدیل شده بود به یک وسیلۀ خنده برای جمع ما. وقتی از سفر مشهد برگشت خیلی راجع به &#8220;موزه&#8221; پرحرفی کرد. یکی از ما پرسید: &#8220;آیا قرآنی به خط حضرت یوسف را در موزه دیده است؟&#8221; او هم نه گذاشت و نه برداشت و گفت: &#8220;آره. چقدر زیبا بود و&#8230;&#8221; طرف ول کن نبود و ساعتها متوجه نمی شد که سر کارش گذاشته ایم.<br />
می خواهم بگویم که این &#8220;جوک-خاطره ها&#8221; باورکردنی است. می ماند تحلیل که مبتلایان تحت چه عوامل فقر و بیماری به این روز می افتند؟ &#8220;زیر سر انگلیسیهاست&#8221;!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

