نوشته های بی خواننده

مایه تفریح در نارنجستان قوام

۱۲ دیدگاه

اگر گذارتان به نارنجستان قوام افتاد، به جای این که محو نقاشی‌های دیواری و سقفی و کاشی‌کاری‌ها و آینه‌کاری‌هایش شوید، بروید توی نخ آن چند نقش برجسته که به تقلید از تخت جمشید حجاری شده‌اند و یک دل سیر بخندید به کلاغی که همه سعی‌اش را کرده تا راه رفتن کبک را یاد بگیرد.

یکی این نقش بالای شومینه:

نقش برجسته تقلید شده از تخت جمشید بالای شومینه نارنجستان قوام

که تقلیدی است از بار داریوش:

نقش برجسته بار داریوش در موزه ایران باستان

توی نسخه‌ی نارنجستان احساس می‌کنید حاضرین در بارگاه دارند توی هم می‌لولند و یکی دارد توی دوربین نگاه می‌کند و آن یکی که قدش نصف بقیه است پشت به دوربین کرده و آخری (سمت چپی) هم انگار دارد برای جلویی‌اش زیرپا می‌گیرد! داریوش مربوطه هم قوز کرده و با آن عصای نصفه نیمه‌اش انگار دارد به اهل بارگاه فحش می‌دهد که فلان فلان شده‌ها یک دقیقه مثل آدم بایستید مگر نمی‌بینید که دارند نقش‌مان را می‌کشند.

بقیه‌شان توی حیاط نزدیک در ورودی هستند، زیر نقش آن سه شازده روی کاشی:

حیاط نارنجستان قوام

مثلا این یکی:

نقش برجسته تقلیدی از تخت جمشید در حیاط نارنجستان قوام

تقلید شده از این یا مشابه‌اش:

نقش برجسته در تخت جمشید

نسخه‌ی نارنجستان غیر از همه عیب‌های دیگرش، کاسه‌های پیشکشی را جوری گرفته که هر پنج انگشتش یک طرف کاسه افتاده‌اند. یک کاسه دستتان بگیرید تا متوجه شوید چه میگویم.

نوشته‌های «احتمالا» مرتبط:


۱۲ دیدگاه درباره «مایه تفریح در نارنجستان قوام»

با آر.اس.اس مشترک نظرات شوید پیوند Trackback

  1. مهشید

    ۲۷ تیر ۹۰ ساعت ۱۰:۰۴ ب.ظ

    یکی از علل تاریخ نگاریهای این چنین، پیشینه نه چندان نیک خاندان قوام است. این خاندان از نوادگان ابراهیم خان کلانتر، (همان که به لطفعلی خان پشت کرد و به آغامحمدخان رو کرد و تقاص این ناجوانمردی را پس داد)، است. اگر سوژه برای خندیدن می خواهید، به نقوش زنان اروپایی در سقف اتاق ها نگاه کنید که از روی کاغذهای کله قند چیده شده اند!

  2. باران از لاهیجان

    ۲۵ خرداد ۸۹ ساعت ۵:۱۷ ب.ظ

    جالب بود عجب شیطونی هستیدا
    بلایید

  3. ناشناس

    ۸ خرداد ۸۹ ساعت ۹:۴۴ ق.ظ

    من هلاک اونم که توی دوربین نگاه کرده و اون یکی کوتولهه که به زور میخواد خودشو جا کنه تو صف!!!!

  4. سورملینا

    ۳ خرداد ۸۹ ساعت ۹:۱۴ ق.ظ

    حالا شاید یارو آکروبات بازی بلد بوده و می تونسته کاسه رو اینجوری دستش بگیره!!!
    در ضمن، یارو واقعا که کاسه رو دستش نگرفته. این فقط یه عکسه !!!!!!!

  5. سورملینا

    ۳ خرداد ۸۹ ساعت ۹:۱۲ ق.ظ

    تقلید کار …
    … جز …
    !!!!!!!!!!

  6. مهربون

    ۲۸ اردیبهشت ۸۹ ساعت ۸:۳۶ ق.ظ

    گذرمون بیفته به شیراز دقت می کنیم حتما ” ممنون

  7. مهربون

    ۲۸ اردیبهشت ۸۹ ساعت ۸:۳۵ ق.ظ

    سلام چرا از طرف ما فی . ل . تر شدی پس !

    • علی گنجه ای

      ۲۸ اردیبهشت ۸۹ ساعت ۸:۴۴ ق.ظ

      نمیدونم والله.
      شاید یه چیزی نوشتم که قزوینیا خوششون نیومده؟

      • مهربون

        ۲۸ اردیبهشت ۸۹ ساعت ۱۱:۳۰ ق.ظ

        والله ما که به ممیزی معروف نیستم هرچی هست در زیر پوست شهر شماست علی آقا!!!!!!:)

  8. مه سا

    ۲۶ اردیبهشت ۸۹ ساعت ۸:۱۷ ب.ظ

    سلام آقای گنجه ای
    نمیدانم شما هم مثل من اهل شیرازید یا نه
    این مطلب را که دیدم یاد سالها پیش افتادم در نارنجستان
    اون روز من به جای اینکه محو همه چیزهایی که شما گفته اید بشوم، ساعتها محو استاد و نامه های دولتی و تاریخی شدم که در گوشه کنار حیاط نارنجستان توی کارتن یا همینطوری پخش روی زمین بودند، و چه چیزهایی که در انها نبود.
    هنوز افسوس مسخورم که آن زمان خیال کردم درستکاری این است که انها را همانجا بگذارم و بگذرم. کاش همه را با خود می بردم و اینکار هیچ منع قانونی برای من و هیچکس دیگر نداشت
    از این دست خاطرات در اثار باستانی فارس زیاد دارم…

نظرتان را ثبت کنید