نوشته های بی خواننده

عکس آخوند – خاطرات شصت و هفت

۱۷ دیدگاه

خاطرات 67  شما کوچیک بودید، یادتون نمیاد، آنوقت‌ها وقتی به بچه مدرسه‌ای‌ها کتاب جایزه می‌دادند، یک عکس آخوند هم حتما لای کتاب بود.

این عکس اکبر هم لای یکی از کتاب‌هایی بود که به مناسبت اول شدن گروه سرود مدرسه در مسابقات مدارس اراک جایزه گرفتیم.

اکبر هاشمی رفسنجانی

توصیه:
در صفحه «درباره‌ی من » مطالب و توضیحات بیشتری پیدا میشود. بد نیست سری هم به آنجا بزنید.


نوشته علی گنجه ای

۲ تیر ماه ۱۳۸۹ ساعت ۶:۵۱ ق.ظ

۱۷ دیدگاه درباره «عکس آخوند – خاطرات شصت و هفت»

با آر.اس.اس مشترک نظرات شوید پیوند Trackback

  1. مه سا

    ۱۸ تیر ۸۹ ساعت ۳:۳۰ ب.ظ

    سلام علی آقا
    این عکس رو امروز دیدم، و نوشته شما رو دیدم، گفتم بد نیست شما هم بطور مضاعف تجدید خاطره کنید
    http://runykey.blogfa.com/post-492.aspx
    پایدار باشید

  2. مازیار

    ۹ تیر ۸۹ ساعت ۳:۲۷ ب.ظ

    ما که آخرش نفهمیدیم دولت است یا د و ل ت !

    با لهجه اراکی گفته شده؟!!!!

  3. مهران

    ۸ تیر ۸۹ ساعت ۳:۴۹ ب.ظ

    گفتی جایزه من یاد جا مدادی موشکیم افتادم که تو مسابقات دو گرفتم . اما به ما جایزه نمی دادندکه حالا بخوان لاشم چیزی بزارن

  4. فاطمه

    ۷ تیر ۸۹ ساعت ۱۰:۰۴ ق.ظ

    صدای مارا از رفسنجان میشنوید! :)

    • علی گنجه ای

      ۷ تیر ۸۹ ساعت ۱۰:۰۶ ق.ظ

      فکر کنم اونجا یه موزه داره که هاشمی هم بعضی هدایای دوران ریاست جمهوریش رو به اش هدیه کرده. وقت کردی یه سری بزن ببین چه خبره

  5. سورملینا

    ۷ تیر ۸۹ ساعت ۸:۳۴ ق.ظ

    اون وقتها این عکسها رو می دادند که بچه ها در آینده به ایشون وفادار بمونند. بعد همون بچه ها رفتند پشت سر ایشون نماز بخونند، با گازاشک آور و باتوم پذیرایی شدند. لطفا در صورت مشخص شدن نوع ساز، اعلام فرمایید. ما برای رقص آماده ایم!!!

  6. iran

    ۶ تیر ۸۹ ساعت ۶:۳۹ ب.ظ

    سلام
    خاطراتت برایم خیلی جالب است. ای کاش گفته بودی که آیا همین یک یار چنین جایزه ای گرفتی و اینکه همانوقت از این جایزه ها چه احساسی به تو دست می داد؟ و یا اینکه چرا حالا در این نوشته، به اسم “اکبر” اکتفا کردی؟. شاید زمان شما و در اراک اینطوری معمول بود. بهرحال جالب و دقت کردنی است.
    قربانت

    • علی گنجه ای

      ۷ تیر ۸۹ ساعت ۶:۵۶ ق.ظ

      جایزه که زیاد میگرفتم. خوب قاعدتا توی عالم بچگی ذوق میکردم ولی الان درست یادم نیست. کتابی که همراه این عکس جایزه گرفتم اسمش بود «نهضتهای اسلامی در ۱۰۰ سال اخیر» یا چیزی شبیه به این از مرتضی مطهری. آن وقتها جایزه دادن کتاب مطهری خیلی مد روز بود.
      هاشمی رفسنجانی آن موقع بین آدمهای دور و بر من خیلی محبوب بود. گو اینکه کم و بیش همه آخوندهای حکومتی توی آن محیط یک جور محبوبیت داشتند. هاشمی خیلی معروف بود به این که هوش سیاسی بالایی دارد و آدم زیرکی است.
      اکبر را همینجوری گفتم. آن موقع هاشمی یا رفسنجانی صدایش میکردند. بعدها که رئیس جمهور شد و ملت از دستش شاکی شدند بعضی ها اکبرشاه صدایش میکردند و شعرهایی هم برایش میساختند که درست یادم نیست.

      • سورملینا

        ۷ تیر ۸۹ ساعت ۸:۳۱ ق.ظ

        نمی دونم با خودشون چی فکر می کردند که به بچه ده دوازده ساله همچین کتابی جایزه داده بودند! من یادمه این کتاب رو ترم پنج (شاید) دانشگاه واسه یه تحقیقی که داشتم خوندم. البته رونویسی کردم. چون همیشه دلم میخواست راجع به نهضتهای انقلابی در آمریکای جنوبی تحقیق کنم.

  7. مهربون

    ۶ تیر ۸۹ ساعت ۱۰:۲۳ ق.ظ

    ببین میگن ملت دورند از د و ل ت در حد چی صمیمانه گفتی فک کن !!!!!!!!

  8. مهربون

    ۶ تیر ۸۹ ساعت ۱۰:۲۳ ق.ظ

    وای خدا اراک درس خوندی !!!!!!!

  9. سورملینا

    ۲ تیر ۸۹ ساعت ۸:۲۷ ق.ظ

    می گم چقدر صمیمی: « این عکس اکبر…»
    !!!!!!!!!!

  10. سورملینا

    ۲ تیر ۸۹ ساعت ۸:۲۶ ق.ظ

    شکر خدا هیچوقت از این جایزه ها نگرفتیم!!!!!!

نظرتان را ثبت کنید