احساسات ارزی

ارز که گرون میشه من یه جورایی خوشحال میشم. حالا خوشحال خیلی کلمه دقیقی نیست … اینجوریه که  یه لبخندی میشینه گوشه لبم که یعنی «دیدی گفتم؟»

قضیه اینه که زمستون ۸۸ من و مصطفی و رضا هر سه مون تصمیم قطعی گرفته بودیم برای مهاجرت و یه دغدغه‌مون این بود که چیکار کنیم ارزش پس‌انداز کارمندی‌ای که داریم تا زمان مهاجرت (که دقیقا نمیدونستیم کی باشه) حفظ بشه. خصوصا خیلی نگران یارانه‌های نقدی بودیم که اون موقع اجراش قطعی شده بود ولی هیچ‌کی نمی‌دونست جزئیاتش چیه یا چه تاثیری روی قیمت ارز میذاره. سود سپرده بانک‌ها هم هنوز بالا بود. یعنی یه راه این بود که پس‌اندازمون رو بذاریم توی حساب سپرده ریالی.

مصطفی صفی پور و رضا قشقایی

اون موقع تحلیل‌مون این شد که تا بهار ۹۰ (تخمین میزدیم تا ۹۰ وضع مهاجرت هرسه‌مون مشخص شده باشه) اولا که قیمت ارز اونقدر بالا رفته که سود سپرده بانکی و اینا تفاوت قیمت رو نمی‌پوشونه، و دوما چون دولت بالا رفتن قیمت ارز رو شکست برای خودش میدونه ارز دو نرخی میشه. بنابر این سیاست درست مالی اینه که تمام پس‌اندازمون رو ارز بخریم و خارج از سیستم بانکی نگه داریم.

بعدا که رفتیم به تحلیل‌مون عمل کنیم یه اتفاقای خنده‌داری افتاد مثلا من و مصطفی درست یه هفته قبل از کله‌پا شدن اقتصاد یونان یورو خریدیم. یوروی ۱۵۰۰ تومنی ظرف سه ماه شد ۱۲۵۰ تومن و ما دوتا هم شدیم مایه ریشخند دوستان! یا اصلا هر وقتی میخریدیم فرداش قیمتها میرفت پایین هر وقت میفروختیم برعکس. آخرش هم یه مقدار از پول‌مون رو گذاشتیم توی حساب ارزی پارسیان و بعدا که خورد به دونرخی شدن ارز و بخشنامه‌های ضد و نقیض بانک مرکزی، بانک یه مقدار از ارزمون رو به نرخ رسمی حساب کرد به‌مون ریال داد ….

ولی توی بلند مدت که حساب میکنم، می‌بینم که تحلیل‌مون کاملا درست بوده و علیرغم اشتباه‌هایی که کردیم باز هم در مقایسه با سپرده بانکی سود کردیم. یعنی از دو سال پیش تا حالا شوخی شوخی ارز بیشتر از ۵۰ درصد گرون شده. هنوز هم انگار ادامه داره.

بعد که اومدیم انگلیس خانومم خیلی ناراحت بود که زیاد خرج کردیم و شاید اگه می‌نشستیم سر جامون به صرفه تر بود و اینا. نشستم براش حساب کردم که اگه پوند بشه ۲۱۴۰ تومن همه ضررمون جبران میشه. یعنی ما یه مقداری پول به تومن داشتیم، بخشی رو خرج کردیم و باقیمونده رو تبدیل کردیم به پوند. اگه پوند برسه به ۲۱۴۰، ارزش ریالی این باقیمونده از پول اولیه‌مون بیشتر میشه. این حساب کتابا مال سه ماه پیشه که پوند ۱۸۰۰ تومن بود و به نظر خانومم خیلی غیر ممکن میومد که یه روزی برسه به این رقما!

۹ Comments

  1. مهدی ۳ بهمن ۱۳۹۰
  2. زینب ۲ دی ۱۳۹۰
  3. احسان ۳۰ آذر ۱۳۹۰
  4. احسان ۲۹ آذر ۱۳۹۰
  5. fateme ۲۹ آذر ۱۳۹۰
  6. ابراهیم ۲۹ آذر ۱۳۹۰

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *