آموزش می‌دهیم Archive

بانک و وام و بهره در خارج

وقتی صحبت از خارج و زندگی توی خارج می‌شه معمولا سوال دوم سومی که ازم می‌پرسن اینه که «اونجا بهره وام چند درصده؟». از اونور هر چند وقت یه بار توی شبکه‌های اجتماعی یه متنی دست به دست می‌شه که می‌گه مثلا نرخ بهره توی انگلیس نیم درصده و توی ژاپن منفی بیست و پنج صدم درصد و توی ایران ۲۰ درصد و تهش نتیجه می‌گیره که پس ما از خارجی‌ها رباخوارتریم.
موضوع اینه که چون سیستم بانکی ایران یه چیز من در آوردی و شترگاوپلنگیه، ما خیلی سر از کار سیستم بانکی رایج توی دنیا در نمیاریم و بیشتر این سوال‌ها و پیش‌فرض‌های غلط هم به خاطر همین بی‌اطلاعیه.
این چند تا نکته رو اگه درنظر داشته باشید تحلیل همه چیز راحت‌تر می‌شه:
۱- بانک یه بنگاه اقتصادیه که هدفش سود رسوندن به سهامدارها و بالا بردن ارزش سهامش توی بازار بورسه. درآمد اصلیش هم بهره وامیه که به مشتری‌هاش می‌ده. بانک تا بتونه از مشتری‌هاش بیشتر بهره می‌گیره و تا بتونه به سپرده‌گزارها کمتر سود می‌ده. فقط باید حواسش باشه توی رقابت بین بانک‌ها مشتری رو نبازه به یه بانک رقیب که بهره کمتر می‌گیره.
۲- چیزی به اسم ضامن توی رابطه بانک و مشتری وجود نداره. بانک وقتی به شما وام می‌ده اوضاع و احوال شما رو بررسی می‌کنه و با خودش حساب کتاب می‌کنه که چقدر احتمال داره این پول من رو پس نده. هر چی احتمالش بیشتر باشه (یعنی وام دادن ریسک بیشتری داره) بهره‌ای که می‌گیره بیشتره. تقریبا اینجوریه که هرچی مشتری آس و پاس‌تر و پول‌لازم‌تر باشه بهره بیشتری باید بده.
۳- وام‌های بلند مدت (مثلا وام مسکن) معمولا نرخ بهره‌شون شناوره و با توجه به یه فاکتورهایی از جمله نرخ تورم، بالا و پایین میره و بهره همیشه بالاتر از نرخ تورمه. توی ایران ممکنه آخر سر حساب کنید ببینید مجموع وام و بهره‌ای که پرداخت کردید با احتساب تورم کمتر از پولی که اول کار گرفتید می‌ارزه. خارج اینجوری نیست. بانک هیچ‌وقت ضرر نمی‌کنه. (در حقیقت باید نرخ تورم رو از بهره کم کنید تا نرخ بهره واقعی به دست بیاد. اینجوری می‌بینید بهره واقعی وام‌های ایران اونقدر هم زیاد نیست، گاهی منفی هم می‌شه. به خاطر همینه که مردم اینقدر برای وام گرفتن سر و دست می‌شکنن)
۴- «نرخ بهره پایه» که این روزا توی کشورهای غربی خیلی نزدیک صفر یا حتی منفیه، ربط چندانی به بهره‌ی وامی که بانک به مشتری می‌ده نداره. بهره وام مشتری طبق بند ۲ حساب می‌شه و حتی این روزا خیلی عادیه کسی بره بانک هزار پوند وام بخواد و بگن باشه، قابل شما رو نداره، بهره‌ش می‌شه ۲۰ درصد.
۵- بانک اگه پول لازم داشته باشه می‌تونه از بانک مرکزی با اون نرخ بهره پایه وام بگیره بنابراین انگیزه‌ای نداره که به حساب‌های سپرده‌ی مشتری‌هاش سود بالاتری بده. الان نرخ سود حساب‌های پس‌انداز یه چیزی نزدیک صفره.

گهواره دید

شیرازی‌ها به این بنای کوچک و نقلی می‌گویند «گهواره‌ی دید». گهواره‌ی دید روی تپه‌ای مشرف به دروازه قرآن جای گرفته و همانطور که می‌بینید، از سنگ لاشه و ملات ساخته شده است و اتاق کوچکی است با قاعده‌ی (تقریبا) مربع و چهار ستون و یک گنبد جمع و جور.

عکس گهواره دید

اصطلاحا به بناهایی شبیه به این می‌گویند «چارطاقی» (چهار طاقی و چهار تاقی هم می‌نویسند). خیلی از این چارطاقی‌ها گوشه و کنار ایران پیدا می‌شود، بعضی‌ها بزرگتر، بعضی‌ها کوچکتر، بعضی‌ها قدیمی‌تر و بعضی‌ها جدیدتر، بعضی‌ها سالم‌مانده‌تر و بعضی‌ها خرابه‌تر…

کسی به یقین نمی‌داند کاربرد این چارطاقی‌ها چه بوده است. بعضی‌ها می‌گویند آتشکده بوده‌اند. بعضی‌ها می‌گویند محل دیده‌بانی بوده‌اند و زیر گنبد آتش روشن می‌کرده‌اند که خبرهای ناگوار را به دیده‌بانی بعدی برسانند و بعضی هم معتقدند که کاربرد نجومی داشته‌اند و از آنها برای تشخصی اعتدال بهاری و پاییزی استفاده می‌کرده‌اند. به هر حال از تعدد و تنوع و پراکندگی چارطاقی‌ها می‌شود استنباط کرد که حتما در زندگی پیشینیان نقش جدی‌ای داشته‌اند.

عکس گهواره دید از باغ جهان نما

بعضی‌ها ساخت گهواره‌ی دید را به عضدالدوله دیلمی نسبت می‌دهند (دروازه قرآن را هم همین عضدالدوله ساخته است) و بعضی‌ها آن را قدیمی‌تر و مربوط به دوران ساسانی می‌دانند.

هر قدمت و هر کاربردی که داشته باشد، الان این گهواره‌ی دید چشم‌انداز خیلی خوبی دارد به شهر شیراز و مقصد خوبی است برای یک پیاده‌روی نسبتا سبک صبحگاهی. از پای تپه تا گهواره‌ی دید تقریبا یک ربع پیاده راه است و همه‌مسیر را هم پله ساخته‌اند و اصولا شهرداری شیراز طرح نسبتا مفصلی دارد که تپه‌های مشرف به دروازه قرآن، از جمله همین تپه‌ی گهواره‌ی دید را تبدیل کند به پارک کوهستانی و کارهایی هم تا بحال کرده است.

در همین زمینه:

آلبوم عکس گهواره دید در فلیکر