نوشته های بی خواننده

آرشیو دسته «اطلاع‌رسانی می‌کنیم»

به یاری آمازون

۹ دیدگاه

شرکت ما کسب و کارش خیلی فصلیه. یعنی ۷۵ درصد کل فروش‌مون مال سه ماهه آخر سال میلادیه. بیشتر از همه دسامبر. غیر از اون بعد از تعطیلات تابستونی یا قبل از مناسبت‌هایی مثل ولنتاین و اینا هم فروش‌مون یه مقدار بالا میره. یعنی نمودار سفارش‌ها رو اگه نگاه کنید می‌بینید که یه جاهایی جهش‌های خیلی بزرگی داره.

بخش تولید برای این که خودش رو با این سبک فصلی هماهنگ کنه یه سری راه حل داره. مثلا قرارداد کارمنداش یه جوریه که مواقع خلوت سال هفته‌ای سه روز کار می‌کنن و شلوغی‌ها هفته‌ای پنج روز. غیر از اون توی شلوغی‌ها کارگر موقت استخدام می‌کنن و شیفت شب می‌ذارن و از این جور کارها. انگار پارسال قبل از کریسمس انقدر کارگر موقت استخدام کرده‌ بودن که کارخونه‌ی فرانسه دم دستشویی‌ها همیشه صف بوده و مجبور شدن دستشویی سیار بذارن توی حیاط!

توی حوزه IT، یه همچین بیزینسی همیشه این معضل رو داره که من چه زیربنایی باید داشته باشم تا هم بتونم توی اوج ترافیک به مشتری‌هام سرویس خوب بدم و هم برام به صرفه باشه. یعنی اگه پهنای باند شبکه و سرورها و کلا سخت‌افزار/نرم‌افزارمون متناسب با ترافیک روزهای عادی باشه، شب کریسمس نمیتو‌نیم جواب مشتری‌ها رو بدیم. اگه بخوان متناسب با ترافیک شب کریسمس باشن، عملا در طول سال داریم پول اضافی برای ظرفیتی که استفاده نمیشه میدیم و صرفه نداره. از اون طرف هم در نظر بگیرید که رفتار کاربرها خیلی قابل پیش‌بینی نیست. مثلا توی همون فروش شب عید هم، شب ۱۱ دسامبر دو برابر رکورد قبل و بعد از خودش فروش داشتیم. خیلی سخته پیش‌بینی کردن این که دقیقا چقدر ظرفیت لازم داریم.

سال‌های قبل من که نبودم ولی شنیده‌م که همیشه شب کریسمس این مشکل رو داشتیم که سرویس خیلی کند میشده یا قطع‌شدن‌های خیلی طولانی داشته. امسال شاخ غولی که شکستیم این بوده که به یاری آمازون این معضل رو حل کردیم و با اون رکوردشکنی‌هایی که گفتم، هیچ‌وقت سرویس‌مون کند یا قطع نشد. (دروغ چرا؟ یه بار یه ساعت و نیم قطع شد ولی ربطی به حجم ترافیک نداشت)

شرکت آمازون، همون که کتابفروشی اینترنتی‌ش معروفه، یه سرویسی داره به اسم Amazon Web Services. این جوری در نظر بگیرید که یه دیتا سنتر خیلی خیلی بزرگ باشه با بی‌شمار سرور و بی‌نهایت فضای دیسک. بعد شما می‌تونید هر وقت که به سرور جدید یا به فضای بیشتر نیاز داشتید، در حد نیازتون از آمازون اجاره کنید. آمازون هم سرورها رو دقیقه‌ای اجاره میده، فضا رو کیلوبایتی.

کاری که تیم فنی شرکت توی سال ۲۰۱۱ کرده و خیلی همه بهش افتخار میکنن و یه تاثیر خیلی قابل توجهی توی بیلان‌های مالی شرکت داشته و دیروز که جلسه فنی جمع‌بندی سالانه بود، نصف جلسه فقط داشتن درباره‌ش به‌به و چه‌چه میکردن، این بوده که یه ساز و کاری تعبیه کرده که وقتی ترافیک سایت بیشتر از ظرفیت خودمون میشه، سرریزش رو هدایت میکنه به سرورهای اجاره‌ای آمازون. یه جوریه انگار که دیتاسنترمون متناسب با ترافیک سایت بزرگ و کوچیک میشه. یعنی روزای قبل از کریسمس، سایت از حدود ظهر شروع می‌کرد به اجاره کردن سرور از آمازون، حدود ۹ شب میرسید به اوج خودش، از حدود ۱۲ هم شروع میکرد به پس دادن اجاره‌ای‌ها و تا سه صبح همه رو پس داده بود.

کارمون خیلی هم مورد توجه خود آمازون قرار گرفته و امروز رئیس اروپاییش قراره بیاد دفترمون بازدید و آشنا شدن با بچه‌هایی که مسوول این پروژه بودن و احتمالا به زودی ما رو به عنوان یکی از Success Storyها معرفی می‌کنن.

نوشته علی گنجه ای

۷ بهمن ماه ۱۳۹۰ ساعت ۸:۰۰ ق.ظ

«شهر» لندن

۱۴ دیدگاه

اراک که بودیم یه بار یکی از همسایه‌هامون به مناسبت ساخته شدن خونه‌ش یا شایدم عقیقه‌ی پسرش یا هر مناسبت دیگه‌ای که بود، پدر و مادرش رو از یه شهر دیگه دعوت کرده بود اومده بودن. پدر و مادره دفه اول بود که میامدن خونه‌ی پسرشون/همسایه‌ی ما. به همون مناسبته که دقیقا یادم نیست چی بود گوسفندی هم کشته بودن و پدره داشت با قصابه گپ میزد … قصابه وسط حرفا نمی‌دونم در مورد چی پروند که نه … واسه این کار باید برید «شهر». پدره خیلی جا خورد همچین با تعجب پرسید مگه اینجا جزو شهر نیست؟! فکر کنم ترسید نکنه سر پسرش کلاه گذاشتن زمین خارج از شهر بهش انداختن!

قضیه اینه که اراکیا وقتی میگن شهر منظورشون مرکز شهره. یعنی بازار و حوالی اون. این قضیه یه خورده برای غریبه‌ها عجیبه و طول میکشه بهش عادت کنن.

ما سال‌های اولی که اراک بودیم توی یه شهرکی زندگی میکردیم به اسم «شهر صنعتی» که یه خورده خارج شهر بود و یه نیمچه بیابونی با بقیه‌ی اراک فاصله داشت. اونجا اگه کسی می‌گفت دارم می‌رم شهر خیلی تعجبی نداشت و می‌ذاشتیم به حساب اینکه اینجا رو جزو اراک حساب نمی‌کنن. ولی بعدا که رفتیم یه محله دیگه داخل شهر هم دیدیم نه انگار فرقی نمی‌کنه و مثلا میریم در مغازه یه چیزی می‌خوایم که نداره، می‌پرسیم کجا دارن؟ میگه اینجا‌ها ندارن باید بری «شهر»!

حالا غرض از همه این حرفا این که لندن از این نظر یه کمی شبیه اراکه. یعنی «شهر»ش که بهش میگن City of London یه محل خاصیه مرکزش و اگه یکی یه جا که از نظر شما ناف لندن به حساب میاد به‌تون گفت دارم میرم شهر … یا از یکی پرسیدید کجای لندن کار میکنی گفت توی شهر تعجبی نداره.

نقشه مناطق شهری لندن

اون لندنی که شامل سیتی و بقیه منطقه‌های توی نقشه بالاس اسم رسمی‌ش میشه لندن بزرگ یا Greater London.

کلا یه خورده گیج کننده‌س. معمولا وقتی میگن لندن منظورشون لندن بزرگه. شهردار لندن یا The Mayor of London میشه شهردار لندن بزرگ که همون بوریسه که دوچرخه‌هاش معروفن. بعد سیتی هم یه شهردار داره که بهش میگن Lord Mayor of London و الان یه کسیه به اسم دیوید ووتن. برای این که با هم قاطی نشن گاهی به بوریس میگن London Mayor گاهی به دیوید میگن Mayor of City of London.

نوشته علی گنجه ای

۲۳ دی ماه ۱۳۹۰ ساعت ۲:۵۱ ب.ظ

کلیاتی درباره تقویم میلادی و کریسمس

۵ دیدگاه

اوایل اسم ماه‌های میلادی رو نمیدونستم. یعنی اسمشون رو میدونستم ترتیبشون رو نمیدونستم. همینقدر اطلاع داشتم که ژانویه-فوریه اول-دومن و نوامبر-دسامبر یازدهم-دوازدهم. دیگه حالا یکی میگفت آگوست میخوام فلان کار رو بکنم نمیدونستم تابستونه یا زمستون.

اسم ماه‌ها رو که یاد گرفتم مشکل داشتم توی تشخیص این که کدوم چند روزه. فکرش رو که میکنی میبینی تقویم خورشیدی خودمون خیلی شسته رفته و اتو کشیده‌س. اول شیش تا ماه سی و یه روزه درست و مرتب چیده شده‌ن بعد پنج‌تا سی روزه، بعد هم یه ۲۹ روزه که کبیسه‌ها میشه سی روز. یه بار به یکی بگی یاد میگیره. میلادی رو اول فکر میکردم یکی در میونه. یعنی ماه‌های فرد سی و یه روزه زوج سی روزه. ولی به فوریه نگاه میکنی که میبینی ۲۸ روزه‌س میدونی که یه جای کار میلنگه.

اینم یکی از فرانسویای شرکت یه شگردی یاد داد که حل شد. نکته انحرافیش اینه که اون ترتیب یکی در میون درست پیش میره تا ماه هشت، ماه آگوست، که باید سی روزه باشه ولی سی و یه روزه‌س. اینم انگار تقصیر یکی از امپراتورای رومه که از آگوست خوشش میامده یه روز از فوریه گرفته اضافه کرده بهش. شگرد فرانسویش یه کمی بصریه و سخته اینجا بنویسم.

همه اینا که حل شد رسیدیم به معضل کریسمس. یکی دو ماه پیش همکارم (اسمش فلوریانه، اینم فرانسویه) پرسید علی کریسمس چکار میکنی؟ من میخوام مرخصی رد کنم (باید هماهنگ کنیم که یه دفه همه نریم مرخصی). گفتم اصلا کریسمس جریانش چیه؟ فکر کرد دارم میپرسید تعطیلی‌ها چه روزی از هفته‌س و چه روزهایی رو باید مرخصی بگیریم، یه کمی توضیح داد گفتم نه! یعنی چه تاریخیه؟! حالا بگذریم که بعدش کلی توضیح باید میدادم که تقویم ما چه جوریه و الان توی ایران سال چنده و سال کی شروع میشه کی تموم میشه و چند تا ماه داریم و کلی جزئیات دیگه که تا نخوای به یکی دیگه توضیح بدی نمیدونی که چقدر طول تفصیل دارن … (حتی یه جاش پرسید هفته‌هاتون هفت روزن؟!) ولی خلاصه بعدش اون هم یه توضیحاتی داد که دستم اومد کریسمس چی به چیه.

خیابان آکسفورد شبهای قبل از کریسمس

کریسمس دو سری تعطیلیه که چون خیلی به هم نزدیکن میتونی وسطشون رو مرخصی بگیری و ازش یه تعطیلی بزرگ بسازی.

سری اولش حول محور تولد عیسی مسیحه که ۲۵ دسامبر بوده یا اگر هم نبوده به هر حال اون روز رو پاش نوشتن. خود این روز ۲۵ دسامبر که همین امروزیه که من دارم اینو مینویسم تعطیله و خیلی هم تعطیله. یعنی توی لندن امروز غیر از محله عرب‌ها جای دیگه یه بقالی هم باز نبود که خرت و پرت ازش بخریم. فکر کنم تنها روز ساله که حتی اتوبوس قرمزا هم تعطیلن. اگه میخواین جای دوری برید و ماشین ندارید باید مینی کب بگیرید (فرض کن همین آژانس خودمون) که اونا هم کرایه‌شون امروز دو برابر روزهای عادیه. این اسمش میشه Christmas Day

پلاکارد فارسی تبریک کریسمس در مرکز اسلامی انگلیس

حالا یه روز قبل از بیست و پنجم که بهش میگن Christmas Eve و یه روز بعدش که میگن Boxing Day هم تعطیلن. اولی آخرین روز فروش قبل از کریسمسه و دومی حراجی بزرگ بعد از کریسمسه و جفتشون حراج به پاس و فروشگاه‌ها غلغله‌ن و اینا. انگار که فردا حراج بزرگتری باشه. یکی دو تا فروشگاه دیدم که گفته بودن باکسینگ دی از شیش صبح بازیم و ۷۰ درصد تخفیف داریم و اینا.

ویترین یک فروشگاه با وعده تخفیف 70 درصدی در روز بعد از کریسمس

یه نکته حاشیه‌ای هم اینه که ما کارمندا همیشه نگرانی داریم که نکنه مثلا تعطیلی تقویمی بیفته جمعه ضرر کنیم، اینجا اگه یه سالی مثل امسال کریسمس یا اون دو روز دیگه بیفته شنبه-یه‌شنبه دولت اولین روز کاری هفته بعدش رو هم تعطیل رسمی میکنه. یعنی امسال ۲۷ دسامبر که سه‌شنبه باشه هم تعطیله. فکر میکنم این رسم رو برای همه تعطیلی‌های مناسبتی دارن.

سری دوم شروع سال نو میلادیه که اول ژانویه باشه. باز هم روز قبلش که میشه ۳۱ دسامبر و بهش میگن New Year’s Eve تعطیله. باز هم اگه این دو تا افتاده باشن آخر هفته مثل امسال، یه تعطیلی طلب کارمندا میشه از دولت توی هفته بعدش.

حالا سری اول بیشتر مراسم خانوادگی و بری خونه بزرگتر فامیل دور درخت کریسمس بشینی کادو بدی بگیری و ایناس.  سری دوم بری توی خیابون و بزنی برقصی و آتیش بازی و شلوغ‌کاری و اینا. تقویم ما هرچی شسته رفته‌تره اینا بجاش تحویل سال‌شون سرراست‌تره: ساعت دوازده شب ۳۱ دسامبر که وارد اول ژانویه میشیم.

ما امروز که اون قسمت خانوادگیش برامون موضوعیت نداشت رفتیم یه کمی پیاده‌روی و یه کمی دوچرخه سواری توی شهر که هیچوقت دیگه اینقدر خلوت نیست. هفته دیگه که اون قسمتشه اگه خدا قسمت کنه و مخصوصا خیلی سرد نباشه (چون خانومم خیلی سرماییه) بریم یه کمی از نزدیک ببینیم این کریسمس کریسمس که میگن چه شکلیه.

نوشته علی گنجه ای

۵ دی ماه ۱۳۹۰ ساعت ۱:۴۳ ق.ظ

بدینوسیله باعث شد!

۹ دیدگاه

صفحه اول همشهری امروز (چهارم دی) یک آگهی تبریک خطاب به دکتر صالحی چاپ شده است. بگذریم که سرپرست موقت شدن تبریک گفتن ندارد و تبریک گویندگان باید صبر کنند تا حکم وزارت بیاید و مجلس رای اعتماد بدهد و … ولی فقط بروید توی نخ متن تبریک:

جناب آقای دکتر سید علی اکبر صالحی شهیدی

بدینوسیله نوید مسرت بخش انتصاب جناب‌عالی به عنوان سرپرست وزارت امور خارجه، مباهات کمیته ملی روبوکاپ را به سبب وقوف به شایستگی‌ها و تجارب ارزنده جناب‌عالی در نظرگاه توجه به دانش و دانشگاهیان باعث شد. این رویداد خجسته را به حضرت‌عالی تبریک عرض نموده و از درگاه الهی توفیق همواره را خواستارم.

دکتر مرتضی موسی‌خانی
رییس کمیته ملی روبوکاپ جمهوری اسلامی ایران

 

آگهی تبریک به دکتر صالحی سرپرست وزارت خارجه

ترجمه فارسی‌اش تقریبا این می‌شود که: «آقا ما خوشحالیم از این که سرپرست وزارت خارجه شدی چون می‌دانیم که چقدر آدم شایسته‌ای هستی و تجربه‌های ارزنده‌ای داری و خیلی به دانش و دانشگاهیان توجه می‌کنی»

در ضمن، لطفا یکی هم با صاحب آن آگهی بالایی تماس بگیرد و بگوید که اول آدرس ایمیل www نمی‌گذارند!

معاهده صلح بین خوکها و پرندگان خشمگین!

۳ دیدگاه

اگر اهل بازی Angry Birds هستید حتما این ویدئو را ببینید:

 

 

داستان این است که قرار شده سازمان ملل بین پرنده ها و خوکها وساطت کند و از یک طرف امنیت ساختمانهای خوکها را تضمین کند و از طرف دیگر بیشتر تخم های پرنده ها را به آنها برگرداند و پرنده ها هم دست از عملیات انتحاری بردارند. همه چیز انگار خوب پیش میرود و بعد از کمی تنش طرفین به معاهده صلح راضی میشوند و عکسی هم به یادگار میاندازند اما آخر سر ….

ویدئو مربوط است به یک برنامه طنز اسرائیلی به نام Eretz Nehederet

کمی توضیحات بیشتر در صفحه این بازی در ویکیپدیا: Angry Birds

نوشته علی گنجه ای

۹ آذر ماه ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۳۶ ق.ظ

خط میخی در لوگوی ستاد حقوق بشر قوه قضائیه

۱۰ دیدگاه

یکی از گودری‌ها توجه همه را جلب کرده به لوگوی «ستاد حقوق بشر قوه قضائیه» و آن چند حرف میخی پایینش.

iran human rights council

احتمالا طراح آرم گوشه چشمی به منشور کوروش داشته و خواسته با گنجاندن این حروف مخاطب را یاد آن بیندازد.

اما چیزی که نوشته شده به خط میخی فارسی باستان است (کتیبه کوروش به خط میخی بابلی است) و خوانده می‌شود ensān (همان انسان) که عربی است.

به نظرم بهتر بود طراحش کمی بیشتر مطالعه یا مشورت می‌کرد.

نوشته علی گنجه ای

۲۷ خرداد ماه ۱۳۸۹ ساعت ۹:۰۸ ق.ظ

کتیبه دزدیده شده از مسجد وکیل شیراز

یک نظر

vakil-inscription آن کتیبه‌ای که از مسجد وکیل سرقت شده این است:

 کتیبه دزدیده شده از مسجد وکیل 

این هم جای خالی‌اش در عکس‌های ایسنا:

جای خالی کتیبه دزدیده شده

قسمت پایین کتیبه بخشی از آیه الکرسی است از ابتدا تا «ما فی‌ السموات و ما فی الارض». یعنی قاعدتا کتیبه خیلی بلندتر از این بوده است و قسمت پایینی‌اش از بین رفته یا جای دیگری است. شاید هم سارق قسمت پایینی را قبلا دزدیده بوده و حالا میخواسته به هم وصلشان کند!

کتیبه دزدیده شده از مسجد وکیل - قسمت پایینی

قسمت وسط نوشته: «الله / و هو السمیع العلیم / اقبل [؟] علی ملائک و لا / تکن من الغافلین».

اگر «اقبل» را درست خوانده باشم معنی خط دوم میشود: «رو به سوی فرشتگان کن». فکر می کنم ملائک یک الـ معرفه هم کم داشته باشد.

 کتیبه دزدیده شده از مسجد وکیل - وسط

قسمت بالا در حاشیه آن دو شکلی که نمی‌دانم اسم‌شان چیست، سمت چپ نوشته « لا اله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله» و سمت راست سوره توحید را نوشته است. هر دو نوشته از پایین ضلع عمودی سمت راست شروع می‌شوند و بطور متصل محیط را طی می‌کنند تا به انتهای سمت راست ضلع افقی پایین برسند. در لوزی بالا هم چیزی نوشته که نمی‌توانم بخوانم.

کتیبه دزدیده شده از مسجد وکیل - بالا

این که در خبرها نوشته‌اند «کتیبه هزار ساله‌ی مسجد وکیل» درست نیست. هم خط و سبک تزئیناتش جدید است و هم «علی ولی الله» تا جایی که می‌دانم از اختراعات صفویه است. جایی از قول یکی از هیات امنای مسجد خواندم که عمر کتیبه را ۲۰۰ سال ذکر کرده بود. به نظرم سن معقول‌تری است.

نوشته علی گنجه ای

۲۵ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۵۷ ق.ظ

سری به موزه ایران باستان بزنید

۱۱ دیدگاه

glory-of-iran-logo این روزها حتما سری به موزه ایران باستان بزنید.

طبقه دوم موزه، نمایشگاهی برگزار شده است از آثاری که کمتر توی ویترین‌های عمومی نمایش می‌دهند. زمان نمایشگاه را نوشته اند «فروردین ۸۹» ولی دقیقا مطمئن نیستم تا آخر فروردین برقرار باشد.

اینجا خیلی از اشیاء نامدار ایران باستان را می‌توانید از نزدیک ببینید.

مثلا جام مارلیک:

جام مارلیک

یا ریتون شیر بالدار:

ریتون شیر بالدار

من مخصوصا از دیدن این جام ایلامی خیلی ذوق کردم. تازگی‌ها یک مقاله درباره‌اش خوانده بودم.

جام ایلامی

نمایشگاه اصلی موزه (طبقه همکف) هم کمی غنی‌تر شده است. مثلا دو ویترین از آثار جیرفت اضافه شده است و این انیمیشن چهار فریمی شهر سوخته را هم فکر می‌کنم تازه به نمایش گذاشته‌اند. شاید هم من قبلا ندیده بودم.

 جام شهر سوخته

خسن و خسین در روز حافظ!

۱۵ دیدگاه

اینجوری که همشهری روایت کرده (لینک)، در مراسم بزرگداشت حافظ سفیر کرواسی می‌آید پشت تریبون و می‌گوید: «حالا که روز بزرگداشت حافظ است پس یک شعر از سعدی برایتان می‌خوانم: توانا بود هر که دانا بود/ز دانش دل پیر برنا بود»! (فردوسی بیت از این تابلوتر هم دارد؟)

پشت‌بندش هم اضافه کرده که علاقه‌اش به سعدی سرسری نیست و حتی از فرط علاقه به سعدی و این بیت بخصوص، اسم نوه‌اش را هم گذاشته «برنا»!

وسط این گیر و دار که ارواح حافظ و سعدی و فردوسی داشته‌اند سرشان را می‌کوبیده‌اند به دیوار و دانه دانه موها و ریش‌های پریشان‌شان را از بیخ می‌کنده‌اند، امام جمعه شیراز هم پریده وسط که «آقا پس آن بودجه توسعه حرم شاهچراغ که قول داده بودید چه شد؟»!

نوشته علی گنجه ای

۲۳ مهر ماه ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۴۵ ب.ظ

جناب «سرشار» شکسته‌نفسی می‌فرمایند! (۲)

۲۱ دیدگاه

sarshar-logo محمد رضا سرشار، مدتی است که طراحی سایتش را عوض کرده است و توی لوگوی سایت جدید یک لقب استادی هم به خودش اعطاء کرده. یعنی لوگوی سایت قبلی‌اش بود: «سایت رسمی محمد رضا سرشار»

sarshar-site-old-logo

و سایت جدید شده: «پایگاه رسمی استاد محمدرضا سرشار (رضا رهگذر)»

sarshar-site-new-logo

توی سایت استاد که بگردید البته آثار شکسته‌نفسی‌های ایشان همه جا پراکنده است اما این یکی به نظر من از همه جالب‌تر آمد که دیدم استاد اعتقاد دارند فیلم «باشو غریبه کوچک»، اقتباس سینمایی بهرام بیضایی است از یکی از آثار ایشان! (منبع)

sarshar-adaptations-bashoo 

به من بگویید چقدر ممکن است در دنیایی که ما در آن زندگی می‌کنیم، کسی مثل بهرام بیضایی از کسی مثل محمدرضا سرشار اقتباس کرده باشد؟

نوشته علی گنجه ای

۲ شهریور ماه ۱۳۸۸ ساعت ۱:۰۲ ب.ظ