نوشته های بی خواننده

آرشیو دسته «دسته بندی نشده»

در معرفی ناصر پورپیرار

۱۶ دیدگاه

شش-هفت روزی است که مشغول نوشتن یک پست در معرفی ناصر پورپیرار هستم. کمی وسواس دارم که متن هم کوتاه باشد هم جامع، هم توهین‌آمیز نباشد، هم خیلی جدی و خشک نباشد و …

فکر می‌کنم متن تا آخر این هفته نهایی شود. اگر دلتان می‌خواهد قبل از انتشار پیش‌نویسش را ببینید و نظر دهید لطفا خبرم کنید.

نوشته علی گنجه ای

۲۸ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ ساعت ۳:۵۵ ب.ظ

سورملینا در میز غذا

۵ دیدگاه

میز غذا دیگر آن وبلاگی نیست که کارآگاه بهمنی چوب دستش بگیرد و به زور برایش خواننده جور کند (+) … ده نویسنده دارد و شصت پست و روزی بالای هزار بازدید کننده…

از بین آن ده نویسنده (که همه‌شان هم فعال نیستند و نصف بیشترشان یکی دو پست بیشتر ندارند) سورملینا چیز دیگری است! تنها خانم نویسنده‌ی میز غذا، با حوصله و دقت از خوراکی‌های تهیه شده در آشپزخانه‌اش عکس می‌گیرد و طرز تهیه و نکات جنبی را مفصل در وبلاگ می‌نویسد و تازه کارش به اینجا ختم نمی‌شود…

امروز صبح که آمدیم، دستور تهیه‌ی باسلق روی وبلاگ بود و خود باسلق روی میز! جای مهران خالی که بخورد و بگوید باسلق غذایی است مطبوع!

نوشته علی گنجه ای

۲۱ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۱۱ ق.ظ

چند کلمه از توکای مقدس

۷ دیدگاه

از آن کامنت‌های ناشی از سرسری‌خوانی که برای همه‌مان می‌آید، یکی هم برای توکای مقدس آمده و او هم در جواب نوشته:

«دنیای ما سرشار از سوء تفاهم است؛ می دانید چرا؟ شاید به این خاطر که زبان هم را نمی فهمیم، به حرف هم گوش نمی کنیم، هیچ متنی را دقیق نمی خوانیم، کلمات را با وسواس انتخاب نمی کنیم، خوب تجزیه و تحلیل نمی کنیم و از همه جالب تر، چون به هیچ عکسی خوب نگاه نمی کنیم.»

توقع زیادی است اگر از همه‌ی کسانی که گذارشان به صفحه‌ی ما افتاده، انتظار داشته باشیم نوشته‌هایمان را نکته به نکته مو به مو بخوانند و به تمام ظرایف و لطایفمان توجه کنند. اما حداقل از کسی که کامنت می‌گذارد می‌شود توقع داشت که اول بداند و بفهمد چه خوانده و بعد کامنتش را مرحمت کند!

نوشته علی گنجه ای

۱۵ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۴۹ ق.ظ

کامنت انتقادی

۷ دیدگاه

یک جایی توی فیلم ماتریس (انگار وسط‌های قسمت سوم)، نئو که می‌رود به دیدن اوراکل، محافظ اوراکل بی‌خود و بی‌دلیل شروع می‌کند به مبارزه با نئو و بعد از حواله شدن مقداری مشت و لگد، یک دفعه دست می‌کشد و می‌گوید «درسته! تو خود نئو هستی» و در جواب نئو که هاج و واج مانده و درک نمی‌کند قضیه چیست می‌گوید «اگر می‌خواهی کسی را بشناسی با او مبارزه کن!»

حالا اگر می‌خواهید یک وبلاگ‌نویس را بشناسید برایش کامنت انتقادی بگذارید. سعی کنید کامنت‌تان کاملا مودبانه و دور از هرگونه توهین و تعریض و گوشه و کنایه باشد، در عین حال استدلال و طرز فکر نویسنده را زیر سوال ببرد. از پاسخی که می‌دهد کاملا می‌توانید بفهمید با چه جور نویسنده‌ای طرفید و می‌توانید تصمیم بگیرید که آیا باید نوشته‌هایش را تعقیب کنید یا نه.

وب و وبلاگ، عرصه‌ی جولان سرسری‌نویس‌ها و سرسری‌خوان‌ها است و توی این آشفته بازار، پیدا کردن نویسندگانی که برای نوشته‌هایشان ارزش قائلند و هرچه از ذهنشان بگذرد را حساب‌نشده روی کی‌برد نمی‌ریزند، کمی دشوار است و حوصله می‌خواهد.

راستی صحبت کامنت شد … من خیلی وقت پیش چیزی در مورد ابراهیم میرزایی و شباهتش به هخا نوشته‌ام، هنوز که هنوز است، تقریبا هر روز یکی از طرفدارانش می‌آید و کمی فحش و فضاحت نثار من می‌کند و کلی هندوانه زیر بغل «آقا پرفسور» می‌گذارد و می‌رود. آنهایی که زیادی بی‌ادبانه‌اند را حذف می‌کنم ولی بعضی‌هایش را می‌توانید ته همان مطلب ببینید.

جالب‌ترش اینجاست که وقتی توی گوگل دنبال عبارت‌های مربوط به «آقا» می‌گردید، وبلاگ من آن آخرها فهرست می‌شود. یعنی تصور می‌کنم که یک عده از طرفداران آقا نذر دارند که سر تا ته اینترنت را دنبال منتقدان بگردند و هر که را یافتند فحشی حواله‌اش کنند!

نوشته علی گنجه ای

۸ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ ساعت ۱:۵۴ ب.ظ

از دست ندهید

۳ دیدگاه

سخنرانی داوود دانش جعفری، وزیر برکنار شده‌ی اقتصاد و دارایی در مراسم تودیعش را از دست ندهید! (لینک مطلب از ایسنا) زده به سیم آخر و هر چه در دلش بوده بیرون ریخته!

نوشته علی گنجه ای

۳ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ ساعت ۶:۲۴ ب.ظ

وبلاگ‌بس!

۷ دیدگاه

خدا ۹ تا وبلاگ بهش داده بود. اسم دهمی رو گذاشت وبلاگ‌بس!

نوشته علی گنجه ای

۲۵ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۲۹ ق.ظ

کمی تعجب می‌کنم…

۳ دیدگاه

از «پیامک از دیار باقی» خوشم آمد و به قول زبل‌خان «راجع به خار-مادر عوامل فیلم نظری نداشتم» اما این «مرد هزار چهره» حسابی روی اعصابم بود.

امروز که دستم به اینترنت رسیده کمی تعجب می‌کنم از این که می‌بینم چه آدم‌های معقول و محترمی از این فاجعه‌ی تصویری خوش‌شان آمده و از آن دفاع هم می‌کنند!

نوشته علی گنجه ای

۱۷ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۴:۲۷ ب.ظ

هجویه سعید مهتابی

۶ دیدگاه

سایتی بود به اسم *چیزشعر دات کام که نمی‌دانم چرا ور افتاد. آن وقت‌ها یکبار کسی به اسم «سعید مهتابی» سایت‌شان را هک کرد و اینها هم در عوض یک جشنواره هجو سعید مهتابی راه انداختند و هجویه‌هایی برایش سرودند که خیلی خواندن داشت. یکی‌شان اینجوری شروع می‌شد: «اگر از فرط بیکاری سعیدا زار و بیماری …»

امروز با بچه‌ها یاد این سایت و این هجویه افتادیم و هر چقدر توی اینترنت گشتیم نتوانستم اصل شعر را پیدا کنم. کسی اصلش را دارد؟

نوشته علی گنجه ای

۲۰ اسفند ماه ۱۳۸۶ ساعت ۶:۳۳ ب.ظ

وبلاگ‌های شگفت – ۳- فقط آقا ردزنی شد

۴ دیدگاه

از سری معرفی وبلاگ‌های شگفت (توضیح)

نام:

«فقط آقا» ردزنی شد

شرح:

ردزنی منافق مشارکتی

آدرس:

benhoorshalon

میزبان:

بلاگفا

روش آشنایی:

جستجو

نویسنده:

چشم سوم

بلاگفا، postهای وبلاگ‌هایش را «ترتیبی» نامگذاری می‌کند، یعنی آدرس اولین پستی که می‌نویسید می‌شود: http://yourblog.blogfa.com/post-1.aspx، دومی post-2.aspx و الی آخر… اینجوری اگر صاحب وبلاگ پستی را حذف کند خیلی راحت می‌شود فهمید.

وبلاگی هست با نام «فقط آقا» و با توضیح «یادداشت‌های یک ذوب‌شده در ولایت» (faghatagha روی بلاگفا) به نویسندگی «سید کاظم مولایی». این وبلاگ یازده پست داشته که اولینش مال یکم خرداد ۸۶ بوده و آخرینش مال بیست و پنجم تیرماه. ولی از بین این یازده پست، سه پست شماره‌های ۲، ۴ و ۵ را حذف کرده.

از ۲ و ۴ چیزی نمی‌دانم ولی عنوان پست ۵ این بوده: «چرا آقا از جنیفر لوپز افضل تر است؟»

ظاهر وبلاگ و پست‌های حذف‌نشده‌ی آن شبیه همه‌ی وبلاگ‌های بسیجی دیگری است که در اینترنت (خصوصا بلاگفا) زیاد دیده‌ایم.

در یک مقطع زمانی چند وبلاگ بسیجی دیگر، به خاطر غلط‌های املایی فراوان «فقط آقا» و موضوعات عجیب و غریبش (مثل همان پست ۵) نتیجه گرفتند که این وبلاگ کار «منافقان مشارکتی» است و برای بردن آبروی بسیج و حزب‌الله ساخته شده.

خلاصه جریان به اینجا می‌رسد که وبلاگی با عنوان «فقط آقا ردزنی شد» ایجاد می‌کنند و در آن ادعا می‌کنند که صاحب وبلاگ «فقط آقا» فردی است به نام «سعید توکلی‌نیا»، و کلی فحش‌های ناجور به او و سایر مشارکتی‌ها می‌دهند و درخواست می‌کنند که محترمانه سایتش را جمع کند و اگر نکند کلی بلاهای حفاظتی امنیتی سر او خواهد آمد.

در وبلاگ شگفت امروز، عکسی شطرنجی شده هم از این جناب توکلی‌نیا موجود بوده که نمی‌دانم چرا حذف شده. روش «رد زنی» این «منافق مشارکتی» را هم «گاف یکی از دوستانش» ذکر می‌کند.

نوشته علی گنجه ای

۱۷ بهمن ماه ۱۳۸۶ ساعت ۸:۰۳ ب.ظ

وبلاگ‌های شگفت -۲- خرمگس

یک نظر

از سری معرفی وبلاگ‌های شگفت (توضیح)

نام:

خرمگس

شرح:

-

آدرس:

۱purang

میزبان:

وردپرس

روش آشنایی:

فهرست botd در وردپرس

نویسنده:

-

توی فیلم تنگسیر، شیرممد (بهروز وثوق) که می‌رود توی اتاق حاجی دنبال طلبش، شیخ بلند می‌گوید: «لا اله الا الله… بر خرمگس معرکه لعنت!». خرمگس معرکه به کسی مثل شیرممد می‌گویند که حضورش برای جمعی ناخوشایند است و پسش می‌زنند ولی از رو نمی‌رود و می‌ماند و دوباره برمی‌گردد.

این جناب خرمگس هم برای «عمو پورنگ» و طرفدارانش چنین حکمی دارد. وبلاگی ساخته که موضوعش فقط و فقط نقد و هجو و افشای «داریوش فرضیایی» است و خیلی هم پرکار است!

نویسنده‌ی وبلاگ، داریوش فرضیایی و عوامل تهیه‌ی برنامه‌اش و کلا دست‌اندرکاران گروه کودک صدا و سیما را خیلی خوب می‌شناسد و احتمالا خودش کسی از داخل صدا و سیما باشد.

گهگاهی بین خرمگس و طرفداران فرضیایی دعواهای وبلاگی-کامنتی راه می‌افتد که خواندنش خالی از لطف نیست.

نوشته علی گنجه ای

۱۳ بهمن ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۵۲ ق.ظ