![]()
سربازی من از اول آبان ۸۷ بود تا اول اسفند ۸۸٫
دربارهاش خیلی مطلب نوشتهام؛ هم از دو ماهی که در «پادگان آیت الله خاتمی یزد» دوران آموزشی را گذراندم و هم یکسال و اندی که توی «تیپ مکانیزه رمضان» مشغول خدمت بودم. کلا سربازی بار بزرگی بود که از دوشم برداشته شد و الان که تمام شده و تسویه حساب کردهام خیلی احساس سبکی میکنم. خیلی از دوستانی که این صفحه را میخوانند تازه قرار است اعزام شوند یا روزهای اول خدمتشان است. اگر جزء این دسته هستید برایتان آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم سربازی خوش بگذرد (یا حداقل آسان بگذرد).
آموزشی:
دو ماه آموزشی را در پادگان آیت الله خاتمی یزد گذراندم. اگر میخواهید در مورد این پادگان و اوضاع و احوالش چیزهایی بدانید، اول از همه این نوشته را ببینید: «پادگان خاتمی یزد».
بعد بروید سراغ این خاطرهها و از حال و هوای دوران آموزشی باخبر شوید:
خمپاره! – باز هم کمخوابی – از جلو نظام – قوچعلی – ارشد ۲۲ – احترام نظامی – کد سازمانی – بی خبری – خسته نباشید! – بساط مطالعه
بعد هم برای اطلاع از جو فرهنگی پادگان خاتمی این نوشتهها را بخوانید:
مسابقه فرهنگی ۱ – مسابقه فرهنگی ۲ – یک نکته کوچک – نان توی سطل زباله – هدایت سیاسی – تشییع جنازه
اگر حوصلهاش را داشتید میتوانید نگاهی هم به یادداشتهای روزانه من در آن روزها بیندازید:
روزمره ها – ۱ – ۲ – ۳ – ۴ – ۵
یگان:
تیپ سوم رمضان که عرض کردم، پادگانی دارد به نام پادگان شهید نوری در اتوبان تهران قم، نزدیکیهای فرودگاه امام، که مشهور است به پادگان «شورآباد». من توی معاونت نیروی انسانی، قسمت «وظیفه و احتیاط» کار میکنم. یعنی سر و کارم دائما با سربازهای دیگر است. بطور مشخص کارم این است که پرونده سربازهای پادگان را بررسی کنم و ببینم با احتساب کسریها و اضافهها خدمتشان کی تمام میشود. گهگاه اتفاقات جالبی رخ میدهد که همه را مینویسم.
درباره روزهای اول خدمت در یگان و کلا حال و هوای پادگان چند مطلب نوشته ام:
شورآباد: روز اول – به حرمت آهوهای باردار! – رژه تشریف بردیم! – باز هم رژه تشریف بردیم… – نامه لباس فصل
بیشتر مطالب دیگرم مربوط میشوند به مسائل وظیفه-احتیاط و مشکلات سربازها
مصیبت سربازهای دسته دوم – استفهام انکاری! – عجب مملکتیه ها؟! – غیبت یکروز-سه روز – سرباز و دفترچه و هفتاد مهر سربازخانه – یادگاری های ته دفترچه سرباز
و یکی دو مطلب دیگر
بدها! – چند اصطلاح سربازی – گل باقالی هم چاخان میکند!
بقیه مطالب:
فهرست همهی مطالبی که دربارهی دوران سربازی نوشتهام را اینجا میآورم. مطالب تازه تر در ابتدای فهرست آمدهاند. اگر در مورد نوشتهها سوالی داشتید کامنت بگذارید یا برایم به آدرس ali.ganjei روی جیمیل نامه بنویسید.
hamed
۱۷ مرداد ۸۹ ساعت ۸:۰۲ ب.ظ
سلام خوبی مهندس.
آقا موبایل میشه برد داخل پادگان یا اینکه خیلی سختگیری میکنند؟ برا اصلاح صورت چی میتونیم بیاریم؟ ممنون میشم اگه راهنمایی کنی.
(منم افتادم خاتمی یزد)
eli
۳ تیر ۸۹ ساعت ۸:۴۱ ب.ظ
SALAM MAN SHOHARAM ALAN 3 ROZE RAFT AMOZESHI DELAM BARASH TANG SHODE MIKHAM BEDONAM MORKHASI BEHESH MIDAN???????????????????????????????????
محمد
۱ تیر ۸۹ ساعت ۵:۳۳ ب.ظ
سلام.خوبی مهندس.یه سوال داشتماز خدمتتون.میخاستم بدونم پادگان کجای یزده؟ تا شهر چقدر راهه؟ ممنونم اکهزودتر جوابمو بدید
علی گنجه ای
۱ تیر ۸۹ ساعت ۵:۴۶ ب.ظ
سلام محمد جان،
پادگان توی جاده خضرآباده، تقریبا ۱۲ کیلومتر خارج شهر.
اگه خودت میخوای بری اول برو سمت فرودگاه، به میدون فرودگاه که رسیدی خضرآباد تابلو داره سمت غربه. اگه از تهران میری میشه سمت راستت
علی گنجه ای
۱ تیر ۸۹ ساعت ۵:۵۷ ب.ظ
توی گوگل مپ هم ببینش:
http://bit.ly/cVNORO
همایون مکتبی
۳ خرداد ۸۹ ساعت ۸:۴۶ ق.ظ
سلام رفیق
خوبی؟
من کد ۱۳ بودم
نمی دونم یادت می آد یا نه
اما من یادمه
زبان باستانی خونده بودی
یه بحثی در این مورد با هم کردیم
چاکرم
راستی منم دی ماه تموم کردم
م.غ
۱۹ اردیبهشت ۸۹ ساعت ۷:۳۷ ب.ظ
سلام دوست من خوبی؟
منم از سربازای تیپم و احتمالا فردا میرم تو معاونت برای بقیه خدمتم.الان ۶ماهم.
موفق باشی.خوشحال شدم بلاگتو دیدم.
مجید نصیر
۵ آذر ۸۸ ساعت ۱۰:۱۸ ب.ظ
ارااااااااااااااااااااااااااااااااادت
امید نوروزی
۳۰ خرداد ۸۸ ساعت ۸:۰۸ ب.ظ
سلام آقای گنجه ای منم از سربازان تیپ سوم رمضان گردن ۲۰۳ مکانیزه حضرت سیدالشهداء هستم و در تاریخ ۰۴/۰۴/۱۳۸۸ خدمتم تموم میشه و به طور اتفاقی سایت شما رو در گوگل پیدا کردم و به شما بابت راه اندازی ای سایت تبریک میگویم .
بای
سرباز یکم وظیفه امید نوروزی
۳۰/۰۳/۱۳۸۸
علی گنجه ای
۳۰ خرداد ۸۸ ساعت ۸:۳۱ ب.ظ
کلک تو چه جوری از آماده باش جیم شدی؟