دیدگاه‌ها برای: معرفی کتاب مستطاب آشپزی در میز غذا https://www.ganjei.com/1387/02/23/ketabe-mostatab/ درباره همه چیز بی هیچ قید خاصی Sat, 17 May 2008 09:42:49 +0000 hourly 1 https://wordpress.org/?v=7.1.4 توسط: پرنسس https://www.ganjei.com/1387/02/23/ketabe-mostatab/#comment-2667 Sat, 17 May 2008 09:42:49 +0000 http://aliganjei.wordpress.com/2008/05/12/ketabe-mostatab/#comment-2667 شما کجاهایید؟ هی میام با درب بسته مواجه میشم.
از قدیم گفته اند : کم آپ کن همیشه آپ کن!
( از جملاتیه که بعضی وقت ها دوستانم به خودم می گن. 🙂 )

]]>
توسط: ناشناس https://www.ganjei.com/1387/02/23/ketabe-mostatab/#comment-2666 Tue, 13 May 2008 10:24:27 +0000 http://aliganjei.wordpress.com/2008/05/12/ketabe-mostatab/#comment-2666 http://mokhmashang.blogfa.com
این وبلاگ ما رو هم بذار تو لیست دوستان
دوست قدیمی شما

]]>
توسط: سورملینا https://www.ganjei.com/1387/02/23/ketabe-mostatab/#comment-2665 Tue, 13 May 2008 06:41:17 +0000 http://aliganjei.wordpress.com/2008/05/12/ketabe-mostatab/#comment-2665 سلام. دست شما درد نکنه. واقعاً کتاب خوبیه. وقتش بود که یکی این کتاب رو معرفی کنه.

]]>
توسط: mehrankarzari https://www.ganjei.com/1387/02/23/ketabe-mostatab/#comment-2664 Tue, 13 May 2008 02:28:54 +0000 http://aliganjei.wordpress.com/2008/05/12/ketabe-mostatab/#comment-2664 ما هم در آنجا پاسخ میدهیم

]]>
توسط: پرنسس https://www.ganjei.com/1387/02/23/ketabe-mostatab/#comment-2663 Mon, 12 May 2008 16:21:01 +0000 http://aliganjei.wordpress.com/2008/05/12/ketabe-mostatab/#comment-2663 از قبل تعریف این کتاب رو پیش این دوست های مجردم کرده بودم و همه کلی من رو مسخره کردن که وای کم کم پرنسس میره تو کار سرمه دوزی و قلاب بافی و خلاصه هی اذیت می کردن. نمایشگاه کتاب که رفته بودیم هر غرفه ایی که ازین کتاب های هنرمندی و اینا بود رو بهم نشون میدادن و حتی یکی از پسرهای گروه رفت یه دونه خرید به اسم من!! ( صد البته که من می دونم خودش می خواد بره بافتنی بافی رو یاد بگیره داشت الکی جلوی بقیه افه میومد! ) بعد رسیدیم به جلوی این غرفه ایی که این کتاب رو می فروخت و خیلی هم شیک یه دکور گذاشته بودن توش یه مجموعه ازین کتابه بود دیگه هیچی! یعنی یه چوب ام دی اف بود که فقط جای دو تا کتاب داشت! بعد من گفتم آره این همون کتاب است و مجبور کردم همه ی دختر های جمع و یه سری از پسرهای دانشجوی غریب غربا افتاده ازین کتابه بخرن. خلاصه کلی سر این کتابه ما چند روز پیش ها خندیدیم و اینا. حالا قرار شد هر کی از روش غذایی چیزی پخت منم برم بچشم!
راستی منم اولین غذایی که از رو این کتابه درست کردم قیمه بود!! 🙂

]]>