آموزش می‌دهیم Archive

درس دوم

در درس اول، سه سطر آغازین کتیبه داریوش در نقش رستم را دیدیم و با دانستن پنج ویژگی اصلی خط میخی فارسی باستان، یاد گرفتیم که چطور کلمه‌ها را در متن تشخیص بدهیم. از بین علامت‌های خط میخی هم با واژه‌جدا کن و چند حرف دیگر آشنا شدیم.

در این درس همان سه سطر را بیشتر بررسی می‌کنیم تا با حرف‌های بیشتری آشنا شویم و نکته‌هایی هم درباره سبک کتیبه‌های شاهان هخامنشی بیاموزیم.

نگاهی دقیق‌تر به سه سطر اول کتیبه داریوش

در تمرین‌های درس قبل قرار بود ببینید آیا کلمه‌ای هست که فقط از دو حرف آ (𐎠) و دال (𐎭) تشکیل شده باشد؟

کلمه 𐎠𐎭𐎠 اتفاقا خیلی راحت به چشم می‌آید! از یک طرف چون هشت میخ عمودی پشت سر هم دارد و از طرف دیگر چون سه بار در متن تکرار شده است. یکبار در سطر دوم و دو بار سطر سوم.

اولین فعل، اولین جمله‌ها

این کلمه که خوانده می‌شود «adā» یک فعل است به معنی «آفرید». مبحث افعال فارسی باستان خیلی مفصل و پیچیده است و در درس‌های یازدهم و دوازدهم اشاره‌ای به کلیاتش می‌کنیم.

فعلا همین که بدانیم 𐎠𐎭𐎠 یعنی چه و چطور خوانده می‌شود کافی است.

𐎲𐎥𐏐𐎺𐏀𐎼𐎣𐏐𐎠𐎢𐎼𐎶𐏀𐎭𐎠𐏐𐏃𐎹𐏐𐎡𐎶
𐎠𐎶𐏐𐎲𐎢𐎷𐎡𐎶𐏐𐎠𐎭𐎠𐏐𐏃𐎹𐏐𐎠𐎺𐎶𐏐𐎠𐎿𐎶
𐎠𐎴𐎶𐏐𐎠𐎭𐎠𐏐𐏃𐎹𐏐𐎶𐎼𐎫𐎹𐎡𐎶𐏐𐎠𐎭𐎠𐏐𐏃

حالا اگر بیشتر به متن دقت کنیم، می‌بینیم که هر جا 𐎠𐎭𐎠 آمده است، دو یا سه کلمه قبلش 𐏃𐎹 آمده است. این کلمه از دو حرف ه (𐏃) و ی (𐎹) تشکیل شده و خوانده می‌شود hya. به معنی «او».

ساختار متن

با همین اطلاعات مختصری که داریم ساختار متن را می‌توانیم ببینیم: سه جمله پشت سر هم داریم بصورت «او … آفرید».

این «او» که یک چیزهایی را آفریده است کیست؟ قاعدتا این آفریننده در سطر اول، در سه کلمه اول کتیبه معرفی شده است! قبول دارید؟

برای این که ساختار متن بهتر به چشم بیاید بگذارید استثنائا اصل پنجم خط میخی را کنار بگذاریم و هر جمله را در یک خط بنویسیم:

𐎲𐎥𐏐𐎺𐏀𐎼𐎣𐏐𐎠𐎢𐎼𐎶𐏀𐎭𐎠 (معرفی آفریننده)

𐏃𐎹𐏐𐎡𐎶𐎠𐎶𐏐𐎲𐎢𐎷𐎡𐎶𐏐𐎠𐎭𐎠 (او …را آفرید)
𐏃𐎹𐏐𐎠𐎺𐎶𐏐𐎠𐎿𐎶𐎠𐎴𐎶𐏐𐎠𐎭𐎠 (او …را آفرید)
𐏃𐎹𐏐𐎶𐎼𐎫𐎹𐎡𐎶𐏐𐎠𐎭𐎠 (او …را آفرید)

آفریننده وارد می‌شود!

سطر اول واژه سوم، واژه هفت حرفی که بلندترین واژه این چند خط نیز هست، نام آفریننده است. یک حرف (𐎠) دوبار تکرار شده. پس برای خواندن نام آفریننده باید شش علامت را بلد باشید که فعلا این سه تا را یاد گرفته‌ایم:

آ 𐎠
د 𐎭
م 𐎶

مطمئنم از وقتی که اسم آفریننده و آفریدن چیزها آمد همه‌تان مطمئن بودید که این کلمه اهورامزدا است! بله همینطور است ولی آنجوری که در فارسی باستان تلفظ می‌شده صدای ه نداشته. یعنی تقریبا «ائورمزدا» خوانده می‌شده است.

پس با سه حرف دیگر هم آشنا شدیم: صدای «او» 𐎢، حرف «ر» 𐎼 و حرف «ز» 𐏀.

پس اگر کسی پرسید که اهورامزدا به خط میخی چطور نوشته می‌شود جوابش این است که اینجوری: 𐎠𐎢𐎼𐎶𐏀𐎭𐎠

تمرین

با کمک جدول زیر متن بالا را ترجمه کنید.

معنیواژه
آفرید𐎠𐎭𐎠
او𐏃𐎹
اهورامزدا 𐎠𐎢𐎼𐎶𐏀𐎭𐎠
مرد (انسان) را 𐎶𐎼𐎫𐎹𐎡𐎶
آن (را) 𐎠𐎺𐎶
آسمان را 𐎠𐎿𐎶𐎠𐎴𐎶
بزرگ 𐎺𐏀𐎼𐎣
خدا 𐎲𐎥
این (را) 𐎡𐎶𐎠𐎶
زمین را 𐎲𐎢𐎷𐎡𐎶

درس بعد

در درس بعد همه حروف خط میخی را معرفی می‌کنیم و یاد می‌گیرید چطور هر کلمه‌ی دلخواه را به این خط بنویسید

لینک همه درس‌ها

برای آگاهی بیشتر

نامگذاری کتیبه‌ها

کتیبه‌ای که سه خط اولش را دیدید، اصطلاحا DNa نامیده می‌شود. در نام‌گذاری کتیبه‌ها حرف اول نام اختصاری شاه است (در اینجا D برای داریوش) حرف دوم محل قرار گرفتن یا کشف کتیبه (در اینجا N برای نقش رستم) و بعد اگر در یک محل چند کتیبه از یک شاه وجود داشته باشد کتیبه‌ها با حروف کوچک الفبا شماره‌گذاری می‌شوند.

در نقش رستم دو کتیبه از داریوش بزرگ نقر شده است که در متون زبان‌شناسی آن‌ها را DNa و DNb می‌نامیم.

متن کامل کتیبه

سایت لیویوس مرجع خوبی برای دسترسی به کتیبه‌های فارسی باستان و ترجمه آن‌ها است. این سایت را در قسمت منابع این خودآموز معرفی کرده‌ام.

خواندن خط میخی سایت لیویوس

متن کامل کتیبه DNa در سایت لیویوس

درس اول

خواندن خط میخی آسان است

بله! خواندن خط میخی آسان است. از ظاهرش نترسید.

البته اگر بخواهیم دقیقتر باشیم باید بگوییم «خط میخی فارسی باستان» ساده است. بعدا در این مورد بیشتر صحبت می‌کنیم ولی چندین خط میخی متفاوت برای زبان‌های باستانی گوناگون مانند ایلامی، اکدی، آشوری، هیتی و … وجود دارد. ما در این درس‌ها فقط به خط میخی فارسی باستان می‌پردازیم که از همه ساده‌تر است.

پنج ویژگی

قدم اول برای خواندن خط میخی فارسی باستان این است که این پنج ویژگی‌‌اش را بشناسیم:

  • از چپ به راست نوشته می‌شود
  • علامت‌هایش به هم نمی‌چسبند
  • علامت‌ها تغییر شکل نمی‌دهند
  • واژه‌ها با علامت 𐏐 (شبیه به یک میخ کج) از هم جدا می‌شوند
  • اگر همه‌ی یک کلمه در یک خط جا نشد بقیه‌اش در خط بعد نوشته می‌شود

یعنی اینطور فرض کنید که خط میخی هم شبیه خطوط لاتین است (چپ به راست با الفبای جدا) با این تفاوت که بین واژه‌ها به جای فاصله علامت 𐏐 می‌گذاریم و اگر کلمه‌ای بطور کامل در یک خط جا نشد لازم نیست آخر خط – بگذاریم، تا وقتی به 𐏐 نرسیده‌ایم هنوز ادامه‌ی کلمه قبلی است.

نگاهی دقیقتر به یک کتیبه

متن زیر، رونویسی سه خط اول کتیبه داریوش اول هخامنشی در نقش رستم است. واژه‌جداکن‌ها را قرمز کرده‌ام که چشم‌تان راحت‌تر بتواند کلمه‌ها را پیدا کند.
(اگر با موبایل این صفحه را می‌خوانید بهتر است صفحه را افقی کنید که وسط سطر نشکند)

𐎲𐎥𐏐𐎺𐏀𐎼𐎣𐏐𐎠𐎢𐎼𐎶𐏀𐎭𐎠𐏐𐏃𐎹𐏐𐎡𐎶
𐎠𐎶𐏐𐎲𐎢𐎷𐎡𐎶𐏐𐎠𐎭𐎠𐏐𐏃𐎹𐏐𐎠𐎺𐎶𐏐𐎠𐎿𐎶
𐎠𐎴𐎶𐏐𐎠𐎭𐎠𐏐𐏃𐎹𐏐𐎶𐎼𐎫𐎹𐎡𐎶𐏐𐎠𐎭𐎠𐏐𐏃

سه اصل اول می‌گویند که خط میخی از چپ به راست نوشته می‌شود و علامت‌هایش نه به هم می‌چسبند و نه تغییر شکل می‌دهند. پس علامت 𐎲 در منتهی‌الیه چپ سطر نخست، حرف اول کتیبه ما است. (بعدا می‌بینیم که حرف ب است)

اصل چهارم می‌گوید که واژه‌ها با 𐏐 از هم جدا می‌شوند. پس دو حرف سمت چپ خط اول با هم یک واژه دو حرفی درست می‌کنند: 𐎲𐎥

اما اصل پنجم. اصل پنجم می‌گفت که اگر همه یک کلمه در یک خط جا نشد بقیه‌اش در سطر بعد نوشته می‌شود. اینجا خط اول چهار کلمه کامل دارد و بعد کلمه پنجم فقط دو حرف اولش در سطر جا شده و دو حرف باقیمانده به سطر بعد رفته.

در رسم‌الخط‌های امروزی اگر چنین بلایی سر یک کلمه بیاید معمولا با گذاشتن یک خط فاصله در انتهای نیمه‌ی اولش به خواننده می‌گوییم که در خط بعد دنبال ادامه‌اش باشد ولی همینطور که می‌بینید در خواندن خط میخی به آخر خط رسیدن اهمیتی ندارد و خواننده تا وقتی به 𐏐 نرسیده واژه‌اش کامل نشده.

پس واژه پنجم سطر نخست 𐎡𐎶𐎠𐎶 است. این کلمه خوانده می‌شود: «ایمام» و معنی‌اش «این را» است. پس لابد می‌توانید حدس بزنید حرف میم در خط میخی چه شکلی است! بله 𐎶 م خوانده می‌شود.

وقتی شکل میم را بدانید حدس زدن «ای» و «آ» هم کاری ندارد، مگر نه؟!

تمرین

۱- این تکه کتیبه‌ای که دیدید چند کلمه دارد؟ چندتایش تکراری است؟

۲- همانطور که در خواندن کلمه‌ی 𐎡𐎶𐎠𐎶 دیدید، حرف صدادار آ در خط میخی 𐎠 است. حرف دال هم خیلی شبیه به آ ولی با یک میخ ایستاده کمتر نوشته می‌شود یعنی 𐎭. توی کتیبه‌ی بالا ببینید آیا می‌توانید کلمه‌ای پیدا کنید که فقط از این دو حرف ساخته شده باشد؟ چند بار تکرار شده؟ حدس می‌زنید چه نقشی در جمله داشته باشد؟

درس بعد

در درس بعد کمی بیشتر به همین تکه از کتیبه داریوش می‌پردازیم و می‌بینیم این چند خط مقدمه‌ای در ستایش آفرینش است که در ابتدای بسیاری از کتیبه‌های هخامنشی آمده است. با چند حرف دیگر هم آشنا می‌شویم.

لینک همه درس‌ها

برای آگاهی بیشتر

نامگذاری کتیبه‌ها

کتیبه‌ای که سه خط اولش را دیدید، اصطلاحا DNa نامیده می‌شود. در نام‌گذاری کتیبه‌ها حرف اول نام اختصاری شاه است (در اینجا D برای داریوش) حرف دوم محل قرار گرفتن یا کشف کتیبه (در اینجا N برای نقش رستم) و بعد اگر در یک محل چند کتیبه از یک شاه وجود داشته باشد کتیبه‌ها با حروف کوچک الفبا شماره‌گذاری می‌شوند.

در نقش رستم دو کتیبه از داریوش بزرگ نقر شده است که در متون زبان‌شناسی آن‌ها را DNa و DNb می‌نامیم.

متن کامل کتیبه

سایت لیویوس مرجع خوبی برای دسترسی به کتیبه‌های فارسی باستان و ترجمه آن‌ها است. این سایت را در قسمت منابع این خودآموز معرفی کرده‌ام.

خواندن خط میخی سایت لیویوس

متن کامل کتیبه DNa در سایت لیویوس

بانک و وام و بهره در خارج

وقتی صحبت از خارج و زندگی توی خارج می‌شه معمولا سوال دوم سومی که ازم می‌پرسن اینه که «اونجا بهره وام چند درصده؟». از اونور هر چند وقت یه بار توی شبکه‌های اجتماعی یه متنی دست به دست می‌شه که می‌گه مثلا نرخ بهره توی انگلیس نیم درصده و توی ژاپن منفی بیست و پنج صدم درصد و توی ایران ۲۰ درصد و تهش نتیجه می‌گیره که پس ما از خارجی‌ها رباخوارتریم.
موضوع اینه که چون سیستم بانکی ایران یه چیز من در آوردی و شترگاوپلنگیه، ما خیلی سر از کار سیستم بانکی رایج توی دنیا در نمیاریم و بیشتر این سوال‌ها و پیش‌فرض‌های غلط هم به خاطر همین بی‌اطلاعیه.
این چند تا نکته رو اگه درنظر داشته باشید تحلیل همه چیز راحت‌تر می‌شه:
۱- بانک یه بنگاه اقتصادیه که هدفش سود رسوندن به سهامدارها و بالا بردن ارزش سهامش توی بازار بورسه. درآمد اصلیش هم بهره وامیه که به مشتری‌هاش می‌ده. بانک تا بتونه از مشتری‌هاش بیشتر بهره می‌گیره و تا بتونه به سپرده‌گزارها کمتر سود می‌ده. فقط باید حواسش باشه توی رقابت بین بانک‌ها مشتری رو نبازه به یه بانک رقیب که بهره کمتر می‌گیره.
۲- چیزی به اسم ضامن توی رابطه بانک و مشتری وجود نداره. بانک وقتی به شما وام می‌ده اوضاع و احوال شما رو بررسی می‌کنه و با خودش حساب کتاب می‌کنه که چقدر احتمال داره این پول من رو پس نده. هر چی احتمالش بیشتر باشه (یعنی وام دادن ریسک بیشتری داره) بهره‌ای که می‌گیره بیشتره. تقریبا اینجوریه که هرچی مشتری آس و پاس‌تر و پول‌لازم‌تر باشه بهره بیشتری باید بده.
۳- وام‌های بلند مدت (مثلا وام مسکن) معمولا نرخ بهره‌شون شناوره و با توجه به یه فاکتورهایی از جمله نرخ تورم، بالا و پایین میره و بهره همیشه بالاتر از نرخ تورمه. توی ایران ممکنه آخر سر حساب کنید ببینید مجموع وام و بهره‌ای که پرداخت کردید با احتساب تورم کمتر از پولی که اول کار گرفتید می‌ارزه. خارج اینجوری نیست. بانک هیچ‌وقت ضرر نمی‌کنه. (در حقیقت باید نرخ تورم رو از بهره کم کنید تا نرخ بهره واقعی به دست بیاد. اینجوری می‌بینید بهره واقعی وام‌های ایران اونقدر هم زیاد نیست، گاهی منفی هم می‌شه. به خاطر همینه که مردم اینقدر برای وام گرفتن سر و دست می‌شکنن)
۴- «نرخ بهره پایه» که این روزا توی کشورهای غربی خیلی نزدیک صفر یا حتی منفیه، ربط چندانی به بهره‌ی وامی که بانک به مشتری می‌ده نداره. بهره وام مشتری طبق بند ۲ حساب می‌شه و حتی این روزا خیلی عادیه کسی بره بانک هزار پوند وام بخواد و بگن باشه، قابل شما رو نداره، بهره‌ش می‌شه ۲۰ درصد.
۵- بانک اگه پول لازم داشته باشه می‌تونه از بانک مرکزی با اون نرخ بهره پایه وام بگیره بنابراین انگیزه‌ای نداره که به حساب‌های سپرده‌ی مشتری‌هاش سود بالاتری بده. الان نرخ سود حساب‌های پس‌انداز یه چیزی نزدیک صفره.

گهواره دید

شیرازی‌ها به این بنای کوچک و نقلی می‌گویند «گهواره‌ی دید». گهواره‌ی دید روی تپه‌ای مشرف به دروازه قرآن جای گرفته و همانطور که می‌بینید، از سنگ لاشه و ملات ساخته شده است و اتاق کوچکی است با قاعده‌ی (تقریبا) مربع و چهار ستون و یک گنبد جمع و جور.

عکس گهواره دید

اصطلاحا به بناهایی شبیه به این می‌گویند «چارطاقی» (چهار طاقی و چهار تاقی هم می‌نویسند). خیلی از این چارطاقی‌ها گوشه و کنار ایران پیدا می‌شود، بعضی‌ها بزرگتر، بعضی‌ها کوچکتر، بعضی‌ها قدیمی‌تر و بعضی‌ها جدیدتر، بعضی‌ها سالم‌مانده‌تر و بعضی‌ها خرابه‌تر…

کسی به یقین نمی‌داند کاربرد این چارطاقی‌ها چه بوده است. بعضی‌ها می‌گویند آتشکده بوده‌اند. بعضی‌ها می‌گویند محل دیده‌بانی بوده‌اند و زیر گنبد آتش روشن می‌کرده‌اند که خبرهای ناگوار را به دیده‌بانی بعدی برسانند و بعضی هم معتقدند که کاربرد نجومی داشته‌اند و از آنها برای تشخصی اعتدال بهاری و پاییزی استفاده می‌کرده‌اند. به هر حال از تعدد و تنوع و پراکندگی چارطاقی‌ها می‌شود استنباط کرد که حتما در زندگی پیشینیان نقش جدی‌ای داشته‌اند.

عکس گهواره دید از باغ جهان نما

بعضی‌ها ساخت گهواره‌ی دید را به عضدالدوله دیلمی نسبت می‌دهند (دروازه قرآن را هم همین عضدالدوله ساخته است) و بعضی‌ها آن را قدیمی‌تر و مربوط به دوران ساسانی می‌دانند.

هر قدمت و هر کاربردی که داشته باشد، الان این گهواره‌ی دید چشم‌انداز خیلی خوبی دارد به شهر شیراز و مقصد خوبی است برای یک پیاده‌روی نسبتا سبک صبحگاهی. از پای تپه تا گهواره‌ی دید تقریبا یک ربع پیاده راه است و همه‌مسیر را هم پله ساخته‌اند و اصولا شهرداری شیراز طرح نسبتا مفصلی دارد که تپه‌های مشرف به دروازه قرآن، از جمله همین تپه‌ی گهواره‌ی دید را تبدیل کند به پارک کوهستانی و کارهایی هم تا بحال کرده است.

در همین زمینه:

آلبوم عکس گهواره دید در فلیکر