در ادامهی بحث دستور زبان فارسی باستان، یک نقش جدید و یک نکتهی تازه دربارهی پسوندهای صرفی ارائه میکنم.
اول دو خط دیگر از DNa را بخوانیم:
۱۱ nām : xšāyaѲiya : ahyāyā : būmi
12 yā : vazrakāyā : dūraiapiy : Vištās
سه واژهی xšāyaѲiya-، būmi- و vazraka- را قبلا دیدهایم و میدانیم که معنیشان به ترتیب میشود «شاه»، «زمین» و «بزرگ».
dūraiapiy معنی میدهد: «دور و گسترده» و فعلا به آن کاری نداریم. ahyāyā هم معنی میدهد «این»
اما این پسوند –āyā چه نقشی به زمین و صفتهایش (این و بزرگ) داده است؟ این یک نقش جدید است به نام نقش «دری» (Locative). این دو خط این جور ترجمه میشود که «… شاه در این زمین بزرگ دور و گسترده».
متوجه شدید که به جای استفاده از چیزی مثل «در»، از پسوند –āyā استفاده کردیم. همانطور که قبلا به جای استفاده از چیزی مثل «را»، از پسوند –m استفاده کرده بودیم.
یک نکته که تا بحال حتما ذهنتان را درگیر کرده است، این که چرا در فارسی باستان به کلماتی برخورد میکنیم که نقش دستوریشان عین هم است اما پسوندشان تفاوت کلی یا جزئی دارد؟ مثلا در اینجا bumi- تبدیل شد به bumiyā اما vazarka- تبدیل شد به vazrakāyā. یا اینکه چرا اهورامزدا (ستاک Auramazdāh-) در نقش نهادی بصورت Auramazda نوشته میشود، ولی داریوش (ستاک Dārayavau-) در همان نقش بصورت Dārayavauš آمده؟
قاعده این است که در فارسی باستان، پسوندی که واژه در نقشهای مختلف میگیرد، کمی به حرف آخر ستاک بستگی دارد. یعنی ستاکهایی که به –a- ختم میشوند، یک جور صرف میشوند، آنها که به –u- ختم میشوند یک جور و …. البته معمولا این تفاوتها جزئی است ولی بعضی وقتها هم (مثل مورد اهورامزدا و داریوش) میبینید که پسوند کاملا فرق میکند.
چند خط بعدی کتیبهی DNa نکتهی دستوری خاصی ندارد و خیلی آسان خوانده میشود:
۱۲ yā : vazrakāyā : dūraiapiy : Vištās
13 pahyā : puça : Haxāmanišiya : Pārsa : p
14 ārsahyā: puça : Ariya : Ariya : ci
15 ça : …
اول یادآوری کنم که ç یا c صدای «ثر» میدهد یعنی puça خوانده میشود puthra. بعد هم برای کسانی که اطلاعات تاریخیشان مثل من ضعیف است بگویم که نام پدر داریوش «گشتاسپ» بوده (آن وقتها به گشتاسپ میگفتهاند «ویشتاسپ»). باز برای کسانی که همین قسمت قبل را هم یادشان رفته، یادآوری کنم که پسوند –hyā مربوط به نقش «اضافی» است. (البته اضافی مفرد. یادتان هست پسوند اضافی جمع چه بود؟)
پس ترکیب Vištāspahyā : puça میشود «پوثرِ ویشتاسپ»…. چی؟ هنوز متوجه نشدهاید که puça همان «پسر» امروزی است؟! (البته دقیقترش این است که puça همان «پور» در فارسی امروز است.)
Haxāmanišiya و Pārsa و Ariya که داد میزنند معنیشان چیست و ciça هم یعنی «چهر» یا «نژاد».
پس معرفینامهی داریوش میشود: «من داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهایی با مردم گوناگون، شاه در این زمین بزرگ دور گسترده، پسر ویشتاسپ، هخامنشی، پارسی، پسر پارسی، آریایی، آریایی نژاد»
آرمان
۱۱ دی ۸۸ ساعت ۳:۲۶ ق.ظ
فوق فوق فوق فوق فوق فوق فوق فوق فوق فوق فوق فوق فوق فوق العاده سایت خوبیه واقعا لذت بردم و میگم دست مریزاد ایول دمتون گرم دیگه نمیدونم چطوری تشکر کنم فقط اگه یه بزرگواری دیگه بکنین که آموزش خط هیرو گلیف رو هم بزارین دیگه میشه آخرش.خداقوت.
رضا
۲۱ بهمن ۸۸ ساعت ۱۱:۲۴ ق.ظ
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی ممنون.من خط میخیم فول فول فول فول فول فول فول فول فول فول فول فول فول فول شد.واقعا thanks
omid
۷ اسفند ۸۸ ساعت ۳:۲۴ ب.ظ
واقعا من با دیدن وب شما خوشحال شدم وبه یکی از آرزوهام رسیدم(یاد گرفتن خط میخی)
فقط یخ چیزی اونم
ما باید با معنی ها چیکار کنیم
اونا را چه جوری یاد بگیریم
اگه این مشکل هم رفع کنید
ممنون میشم ( خواهشاً )
و بازم برای خط میخی ممنون
omid
۷ اسفند ۸۸ ساعت ۳:۲۴ ب.ظ
واقعا من با دیدن وب شما خوشحال شدم وبه یکی از آرزوهام رسیدم(یاد گرفتن خط میخی)
فقط یه چیزی اونم
ما باید با معنی ها چیکار کنیم
اونا را چه جوری یاد بگیریم
اگه این مشکل هم رفع کنید
ممنون میشم ( خواهشاً )
و بازم برای خط میخی ممنون