اینکه میگویند «جلوی قاضی و معلقبازی؟» یا «مسجد جای طبل کرمانی زدن نیست» را برای آقای مایلیکهن گفتهاند! ولی کو گوش شنوا؟
موضوع این است که بعد از ناکامی ایران در جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان، مایلیکهن میآید توی تلویزیون و بر علیه دایی حرفهایی میزند؛ دایی هم علیه او شکایت میکند و امروز جلسه اول دادگاه بوده… (جریان دادگاه به روایت فارس)
فرض کنید با کسی دعوایتان شده و حرفهایی علیهاش زدهاید که ثابت کردنش کار خداست. حالا اگر کار به دادگاه کشید، باید خودتان را به موش مردگی بزنید و بگویید که من منظوری نداشتم و شما به بزرگی خودتان ببخشید و از این حرفها، نه اینکه قُد بازی در بیاورید و عین همان حرفها را توی دادگاه تکرار کنید که «بعله! من گفتم و باز هم میگویم…»
حالا مایلیکهن توی دادگاه بعد از کلی شلنگ و تخته انداختن گفته که بعله «بعد از راهیابی تیم ملی به جام جهانی کل اعضای تیم نزد خاتمی رئیسجمهور وقت رفتند و در آن زمان صحبت از انتخاب بازیکنان برای تیم منتخب جهان بود که نام مهدی پاشازاده به عنوان بازیکنی از ایران مطرح شد. دایی در آن جلسه نزد رئیسجمهور رفت وگفت پاشازاده با زد و بند وارد تیم منتخب جهان شده است. بعد از چغولی دایی به رئیسجمهوری بود که مصطفوی برکنار شد»
نمیدانم چنین چیزی را چطور میشود ثابت کرد ولی اگر نشود ثابتش کرد، ظاهرا جرم چنین ادعایی بین یک ماه تا یک سال زندان و/یا تا ۷۴ ضربه شلاق است! (من که سر رشتهای از حقوق ندارم البته، اگر دارید لطفا راهنمایی کنید)
جریان دادگاه را اگر حوصله دارید بخوانید؛ خیلی جالب است! نکتههای جالب دیگری هم دارد:
* مایلی کهن کارمند تربیت بدنی است و میانهاش با علیآبادی هم خیلی شکرآب است. توی معرفی خودش میگوید: «…محل کارم تهران، خیابان سئول، سازمان تربیت بدنی، بند ۱۳۷ (ببخشید منظورم اتاق ۱۳۷) است…»
* به جای علی دایی وکیلش صحبت کرده ولی مایلی کهن با اینکه وکیل داشته ترجیح داده خودش اول صحبت کند و بعدا وکیلش! اصلا دوست ندارم جای وکیل مایلی کهن باشم!
* مایلی چیزی هم از قول ضیایی نقل کرد که انگار ضیایی بطور خصوصی به او گفته بوده و دلش نمیخواسته جایی نقل شود! حالا اگر ضیایی زیرش بزند خیلی جالب میشود!