نوشته های بی خواننده

در مورد یک فتوای عجیب فوتبالی

۸ دیدگاه

توی بعضی سایت‌ها فتوایی دیدم (+) به نقل از یک مفتی سعودی به نام عبدالله النجدی، که فوتبال بازی کردن را به استناد حرمت «تشبّه به کفار» حرام می‌داند و برای رفع حرمت آن پیشنهادهای عجیب و غریبی می‌کند. مثلا این که دروازه سه تا تیر داشته باشد به جای دو تا یا اینکه بازیکنان به جای لباس ورزشی لباس خواب بپوشند یا ….

خیلی طلبه شدم بدانم واقعا چنان فتوایی وجود داشته یا اینکه با خبری طرف هستیم از جنس «گرویدن انیشتین به شیعه‌ی دوازده امامی»؟

همانطور که حدس می‌زدم قضیه سر کاری است و زمانی در سال ۲۰۰۵ در محافل عربی مطرح شده و چند روزنامه هم آن را نقل کرده‌اند و وبلاگ‌نویسان عرب هم حسابی به آن توپیده‌اند و ریشخندش کرده‌اند؛ تا اینکه یکی پیدا شده و با تعقیب ماجرا به این نتیجه رسیده که قضیه‌ی فتوا Hoax است و اصلا شیخی به نام عبدالله النجدی وجود خارجی ندارد! (+ به عربی)

حالا چطور شده که بعد از سه سال فتوای قلابی ترجمه شده و سر از سایت‌های سوپر شیعی در آورده؟ نمی‌دانم! (ظاهرا منشاء خبر سایت البرز نیوز بوده)

پ.ن: تقریبا همه‌ی سایت‌های عربی که دیدم به فوتبال می‌گفتند: «کرة القدم»! کره همان توپ است و قدم هم که همان پا است.

پ.ن ۲: توی فهرست بهترین وبلاگ‌های وردپرس عربی، وبلاگ اول وبلاگ افشای جنایات جنبش فتح بود و وبلاگ دوم افشای جنایات حماس! انگار درگیری گروه‌های فلسطینی بدجوری به اینترنت هم کشیده شده است.

پ.ن. ۳: انگار عربی‌ام هم بد نیست!

نوشته علی گنجه ای

۱۴ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ ساعت ۶:۳۶ ب.ظ

1 Trackbacks/Pingbacks

  1. ناصر پورپیرار چه می‌گوید؟ « نوشته‌های بی‌خواننده

۸ دیدگاه درباره «در مورد یک فتوای عجیب فوتبالی»

با آر.اس.اس مشترک نظرات شوید پیوند Trackback

  1. navidar

    ۲۲ اردیبهشت ۸۷ ساعت ۱۲:۰۸ ب.ظ

    اینارو می سازند برای سعودی ها. این مملکت آنقدر چیزهای واقعی و راست از این دست داره که نمی دونم چرا یک عده خبر اختراع می کنند. اینجا در ریاض تو خیابون راه می ری همش سوژه می بینی.

  2. sinac

    ۲۰ اردیبهشت ۸۷ ساعت ۳:۴۰ ب.ظ

    لی جان دیگه هرچقدم عرب باشند نمیان قواننی فوتبال رو عوض کنند :)

  3. پرنسس

    ۱۵ اردیبهشت ۸۷ ساعت ۱۱:۴۰ ق.ظ

    واو راستی … وب شما هم خیلی قشنگه. موفق باشید. امام زمان به همراه تون. به وب منم سر بزن. با یه مطلب فوق خفن آپ هستم! در ضمن اگه می خوای آمار وبلاگت شدید بره بالا بیا با من تبادل لینک کن. قول می دم ضرر نکنی! پشیمون بر نمی گردی. یه سربیا! :)

  4. پرنسس

    ۱۵ اردیبهشت ۸۷ ساعت ۱۱:۳۸ ق.ظ

    :) نه استخون هامون خشک نمی شه. چون من به محض اینکه خوابم میگیره روم رو می کنم رو به دیوار و د بخواب! اونم همین جوریه و اصولا ازین نظر ها اصلا مشکلی با هم نداریم. جفتمون سر خواب شوخی نداریم اصلا!
    اونی هم که نوشتم مربوط میشه به صبح نه شب!

  5. mehrankarzari

    ۱۵ اردیبهشت ۸۷ ساعت ۸:۲۵ ق.ظ

    راستی یادم رفت این خبر رو هم اینترنت خوندم اونم تو خبرگزاری های معتبرمون هم تو رادیو شنیدم

  6. mehrankarzari

    ۱۵ اردیبهشت ۸۷ ساعت ۸:۰۹ ق.ظ

    دنیای مجازی یعنی همین خوبه اینا رو جمع کن تو همایش به درد می خوره;)

  7. ایده

    ۱۵ اردیبهشت ۸۷ ساعت ۷:۵۱ ق.ظ

    چرا پشت سر این شریفیهای بنده خدا حرف میزنید؟؟؟ گناهی ها مگه چیکار کردن!!!! :دی
    من خودم تا قبل از دانشگاه فکر میکردم پسر شریفی یعنی سه کیلو پشم به صورت! عینک ته استکانی. بیق از لحاظ اجتماعی. کسی که به جز ریاضی و منطق هیچ چیز دیگه نمیفهمه! دختر شریفی هم یعنی از لحاظ اجتماعی خنگ. مقنعه چروک! درز مقنعه روی فرق سر. ازون هایی که به ترک دیوار هم میخندن! اما اصلن اینطور نیست. بعدن که خودم رفتم داشنگاه فهمیدم به هیچ وجه اینطوری نیست. من نمیفهمم بارها شده دوستانم رتبه های خوب آوردن ازم خواستن کمکشون کنم توی انتخاب رشته شروع کردن از دانشگاه تهران . فتن اصلن حرف شریف و نزن! ما میترسم نکشیم؟ مگه شریف پیست ارابه کشیه که میترسن نکشن؟؟؟بابام جام نمیخورنت توی شریف تو رتبه ات میخوره بزن شریف رو… اما گوش هیچ کس بدهکار نیست!
    —-
    دو تا خاطره باحال از گیجی اساتید شریف دارم. یه بار توی سایت نشسته بودیم استاد درس زبان کامپیوترمون پای کامپیوتر نشسته بود. یکی از استادها اومد دنبالش که باهم برن نهار… گفت علی بیا بریم نهار… استاد عزیز ما هم شیککککککک دکمه پاور کامی رو زد و خاموش کرد و رفت!
    یه بارم سر کلاس برقی ها فیوز برق میپره استاد نمیدونسته چطور وصلش کنه! یکی از شاگردها میره وصلش میکنه!!!!!!!
    اما به جز این موارد باور کنید توی شریف برای هیچ کس اتفاق بدی نمیفته!!!!!
    چقدر نوشتم.

  8. پرنسس

    ۱۴ اردیبهشت ۸۷ ساعت ۱۰:۵۰ ب.ظ

    :) حذفش نکردم. زده بودم ثبت موقت. یعنی فکر می کردم این جوری بهتر باشه. بعد که دیگه دیدم به جز شما چن نفر دیگه هم خوندن و بعد کامنت خصوصی که چرا پاکش کردی؟! دیگه امشب دوباره زدم ثبت بشه که همگان بخوننش! حالا شما هم می خواید کامنت بذارید تشریف بیارید. یا ببینم …. اون کامنته فقط واسه این بود که بهم بگید ها ها ها!! من خوندم؟؟!!! :) :دی

نظرتان را ثبت کنید