نوشته های بی خواننده

علیرضا تویی؟

۲ دیدگاه

mizeghaza-logo کارآگاه بهمنی و رامین نهار رفته بودند موسیو. به من هم اصرار کردند که بیا ولی حالش را نداشتم و نهار شرکت را ترجیح دادم اما وقتی برگشتند و جریان را تعریف کردند، کلی حسرت خوردم که چرا نرفته‌ام!

کارآگاه دوربین برده بود که از ساندویچی و احیانا خود موسیو عکسی بگیرد و بگذارد توی پست مربوطه در میز غذا. ساندویچ‌شان را خوردند و کارآگاه خواسته مقدمه بچیند برای عکس گرفتن و شروع کرده به حرف زدن و همینکه به اینجا رسیده که «توی اینترنت هم نوشته‌ایم»، موسیو برمی‌گردد و می‌پرسد: «علیرضا تویی؟»

فکرش را بکنید که قیافه‌ی کارآگاه آن موقع چقدر دیدن داشته! خصوصا که بلافاصله می‌بیند که موسیو پرینت آن نوشته‌ی بخصوص در میز غذا را هم در می‌آورد و کمی هم گله می‌کند به خاطر محتوای یکی دو کامنت و علیرضا و رامین هم کلی توضیح می‌دهند که کامنت‌ها را ما نمی‌نویسیم و خواننده‌ها می‌نویسند و … موسیو هم با ناباوری پرسیده که «مگه اینترنت هرکی هرکیه؟ هرکی هرچی دلش میخواد می‌نویسه؟» (یک امتیاز به نفع من که اصرار داشتم کامنت‌ها بازبینی شوند)

اشکال دیگری هم که به نوشته‌شان گرفته این بوده که چرا عکس تزئینی که آنجا گذاشته‌اند، همبرگر گرد است و موسیو اصلا نان گرد ندارد.

البته غیر از این دلخوری‌ها، موسیو و شاگردش تعریف کرده بودند که چطور بعد از نوشته شدن آن پست، سر و کله‌ی مشتری‌های غریبه‌ای پیدا شده که «می‌دیدم این مشتری من نیست … می‌پرسیدم از اینترنت اومدی؟… می‌گفت آره!»

نوشته‌های «احتمالا» مرتبط:

  • خطر در میدان تختی این روزها اگر از حوالی میدان تختی (عباس آباد، مهناز،...
  • کامنت‌های مهران کارزاری امروز داشتم آزمایش می‌کردم که اگر بخواهم در صفحه‌ی اول...
  • در باب استدلالهای غریب جناب علیرضا شیرازی پیش از آنلاین شدن در فکر این بودم که کمی...
  • من و علیرضا و انیشتین و آیت الله بروجردی! یک نفر برای علیرضا بهمنی نامه ای فرستاده بود که...
  • کاپیتان علیرضا اعتمادی «سر دفتر عالم معانی عشق استسر بیت قصیده‌ی جوانی عشق...

  • نوشته علی گنجه ای

    ۲۰ مرداد ماه ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۲۸ ب.ظ

    ۲ دیدگاه درباره «علیرضا تویی؟»

    با آر.اس.اس مشترک نظرات شوید پیوند Trackback

    1. سعیده

      ۲۰ مرداد ۸۷ ساعت ۱۲:۴۴ ب.ظ

      آقا این قضیه مال کی هست ؟ خیلی خیلی جالب بود . من که رفتم به بن بست خوردم چون بسته بود .


      امروز بیستم مرداد ۸۷ :D

    2. افشین

      ۲۱ مرداد ۸۷ ساعت ۳:۰۲ ب.ظ

      اقا به این بچه ها بگو موسیو رو اذیت نکنن. اولش کلی بهشون اصرار می کردم بیان بیریم موسیو هی ناز می کردن. حالا می بینم که مشتری شده. نمونش هم این همسایه بغل دستیتونه . همون پسر چاقه !

    نظرتان را ثبت کنید