نوشته های بی خواننده

غیبت یکروز-سه روز

۱۰ دیدگاه

سربازی که غیبت می‌کند، باید هم یک روز به جای روزی که غایب بوده خدمت کند (اصطلاحا می‌گویند خلاء کشیدن) و هم دو روز دیگر به عنوان جریمه خدمت کند (اصطلاحا اضافه کشیدن). یعنی توی محاسبه‌ی زمان پایان خدمت، به ازای هر روز غیبت، پایان خدمت سرباز سه روز عقب می‌افتد.

اما فرمانده‌ی پادگان می‌تواند آن دو روز جریمه را ببخشد. روال بخشش هم اینجوری است که سرباز توی یک فرم چاپی، مشکلاتش را شرح می‌دهد و از فرمانده پادگان درخواست عفو می‌کند. به این فرم می‌گویند «برگه‌ی مشکلات» یا «عفو فرماندهی». بعد چند نفر مختلف باید این درخواست را تایید کنند تا برسد به دست فرمانده‌ی پادگان و او هم که تایید کرد، تمام یا بخشی از آن اضافه بخشیده می‌شود.

معمولا کسی آن قسمت از برگه‌ی مشکلات را که شرح مصائب سرباز و ضرورت زودتر ترخیص شدنش است را نمی‌خواند و بر اساس اینکه سرباز چقدر غیبت دارد تصمیم می‌گیرند. مثلا سربازی که کلا ۵-۶ روز بیشتر غیبت ندارد کل جریمه‌اش بخشیده می‌شود و کسی که ۳۰-۴۰ روز دارد نصفش بخشیده می‌شود. خیلی هم جای چانه زدن و پاچه‌خواری باز است و می‌توان با آویزان شدن به یکی از کسانی که باید نامه را پاراف کند، میزان عفو را بالا برد.

اما سربازها چون توجیه نیستند، معمولا خیلی روی شرح مشکلات وقت می‌گذارند و سعی می‌کنند متن پر سوز و گدازی بنویسند که اشک در چشم‌های خواننده‌ی احتمالی‌اش حلقه بزند و حتی اگر شده یک روز هم بیشتر از اضافه‌شان عفو شود.

دیروز یکی نامه‌ی عفوش را آورده بود و لابلای صحبت‌ها می‌گفت: «مهندس! نوشته‌م بابام معتاده! نه که فک کنی واقعا معتاده ها! ولی به خدا اگه خواهر داشتم، می‌نوشتم خواهرمم خرابه!»

نوشته‌های «احتمالا» مرتبط:


توصیه:
در صفحه «از سربازی » مطالب و توضیحات بیشتری پیدا میشود. بد نیست سری هم به آنجا بزنید.


نوشته علی گنجه ای

۱۱ اسفند ماه ۱۳۸۷ ساعت ۹:۱۲ ب.ظ

۱۰ دیدگاه درباره «غیبت یکروز-سه روز»

با آر.اس.اس مشترک نظرات شوید پیوند Trackback

  1. اشکان

    ۲۹ اسفند ۸۷ ساعت ۱:۴۱ ب.ظ

    سلام مومن
    کارت خیلی جالبه من لذت بردم
    اگه لطف کنی و از مواد آموزشی و نحوه امتحان گرفتنش بگی ممنون میشم
    ضمنا چطوری میشه از پادگان خاتمی به اشکذر رفت؟ خیلی دوره؟
    موبایل چی میشه برد داخل؟
    لطفا به ایمیلم جواب بده
    موفق باشید

  2. سورملینا

    ۱۳ اسفند ۸۷ ساعت ۴:۵۳ ب.ظ

    می گم حالا این سربازی یعنی اینقدر بده که پسرها به خاطر فرار از اون دست به هر کاری می زنند ؟ ببخشید ها.. ولی دیگه از زاییدن که سخت تر نیست. حتما اگه قرار بود مردها بزایند، با هزار کلک ازش در می رفتند !!!
    ( ببخشید البته !)

    • ایران

      ۱۵ اسفند ۸۷ ساعت ۱۲:۵۲ ق.ظ

      سلام
      از این مقایسه متأسفم. اگر می گفتند “مادری” باز هم مقایسه “اجبار” و افتخارات دشوار! است و مطلقا جالب نیست

  3. سورملینا

    ۱۳ اسفند ۸۷ ساعت ۴:۵۱ ب.ظ

    من یه پسرخاله دارم که عاشق داریوشه. یه عشق وحشتناک. از اونها که اینقدر داریوشو دوست داشت، که موهاشم مثل داریوش درست کرده بود و به خاطر از دست ندادن موهاش، سالها از سربازی فرار کرد !!! باور کنید. خلاصه مجبور شد بالاخره بره سربازی. از لحظه ای که پا گذاشت تو پادگان، بیچاره همه اش توی برجک نگهبانی می داد. اینقدر هم با سوز و گداز تعریف می کرد که دل سنگ آب می شد. اینطوری مطرح کرده بود که پدرش سرطان پروستات داره !!! هر چند روز یکبار هم به ماها می گفت با گریه زنگ بزنیم به فرمانده شون و بگیم حال باباش وخیمه تا به ایشون مرخصی بدهند !!! خلاصه داستانی بود واسه خودش. ده سال از پایان خدمتش گذشته و پدر بیچاره اش زنده است. ولی ماها دیگه توی هر فیلمی سرباز می بینیم، یاد این پسرخانه ام می افتیم. حتی در فیلمهای دوهزار سال پیش روم و یونان که سربازها فقط دارند نگهبانی می دهند !

  4. سورملینا

    ۱۳ اسفند ۸۷ ساعت ۴:۴۷ ب.ظ

    می گم حالا اگه آدم باباش معتاد باشه یا خواهرش فلان باشه، چرا باید غیبت کنه؟؟!! آدم دیگه باید از بدبختی بذاره از اون خونه فرار کنه و بیاد پادگان !!!

  5. دینا

    ۱۲ اسفند ۸۷ ساعت ۹:۳۳ ق.ظ

    جالب بود – علی آقا خدایی من به وب فینگیل دسترسی ندارم حالا از جای دیگه هم امتحان می کنم شایدفقط تو مرکز قابل رویته:(

  6. محبوبه

    ۱۲ اسفند ۸۷ ساعت ۳:۵۴ ق.ظ

    جالب بود

  7. داود

    ۱۲ اسفند ۸۷ ساعت ۲:۵۸ ق.ظ

    :) )

  8. مصطفی

    ۱۱ اسفند ۸۷ ساعت ۹:۵۷ ب.ظ

    سلام وبلاگ یا سایت خیلی خوبی دارید مطالبش عالیه
    من هم یک ۱۰ ماهی میشه خدمتم تموم شده.
    البته من تو ارتش بودم.
    من لیسانس بودم و چقدر سر این مهندس گفتن مشکل داشتیم.
    اوایل فکر میکردیم میگن مهندس که احترام بگذارند ( البته یک تعداد واقعا اینطوری بودند (معمولا قدیمی ترها) ولی عمده نه.
    یعنی پرسنل کادر به خاطر اینکه نگن جناب سروان میگفتند مهندس.
    البته برای ما که اصلا فرقی نمیکرد. ولی بعد از یک مدت میفهمی که این چقدر براشون مهمه .
    برای همین هم ما با تمام بچه های دیگه سعی داشتیم این رو تو مغزشون فرو کنیم که ما بیرون مهندس هستیم اما تا زمانی که این لباس تنمون هست ما رو باید با عنوان نظامی صدا بزنید و تا حدود زیادی هم موفق بودیم .
    خیلی خوشحال شدم از آشنای با سایت شما.
    امیدوارم که به خوبی و خوشی خدمتتون تموم بشه .

    • علی گنجه ای

      ۱۱ اسفند ۸۷ ساعت ۱۰:۰۸ ب.ظ

      آره دقیقا! انگار کادری ها اصلا دلشون نمیخواد قبول کنن که درجه درجه س و کادری و وظیفه نداره! البته توی سپاه که بحث احترام گذاشتن و سلام نظامی اصلا مطرح نیست ولی باز هم احساس میکنی که کادری ها دل خوشی از دیدن یه ستوان وظیفه ندارن!

نظرتان را ثبت کنید