عدالت الکترومغناطیسی!
قدیمها، وقتی میخواستهاند بنویسند که فلان شاه خیلی خیلی عادل بوده است و مملکتداریاش حرف نداشته، مینوشتهاند که در زمان او -مثلا- گرگ و گوسفند از یک چشمه آب میخوردهاند. یعنی نه تنها انسانها دست از خشم و کینه برداشته بودهاند، حیوانات هم تحت تاثیر عدل شاه، خوی وحشیگری خود را فراموش کرده بودهاند.
کتابی هست به نام «روضه الصفا» نوشتهی «میرخواند» مربوط به دوران صفویه (سال 904 ه.ق). جناب میرخواند در روضه الصفا دربارهی پادشاهی کیومرث مینویسد:
«به یُمن معدلت او مغناطیس از سر جذب آهن درگذشت و کاهربا دست تعرض از دامن کاه کوتاه گردانید. میش با گرگ خواهرخواندگی آغاز نهاد و شیر با آهوان به تماشای صحرا رفت.»
یعنی دیگر تاثیر عدل پادشاه از انسان و حیوان گذشته بوده و به قوانین فیزیک هم رسیده بوده است!
یکی از دوستانم هست به نام ایمان نوروزی، که در دورهی کارشناسی ارشد زبانهای باستانی همکلاس بودیم و این ترم دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه تهران شده است. ایمان قبلا کلاسهای نیمهخصوصی آموزش زبانهای باستانی و اسطورهشناسی برگزار میکرد و استقبال خوبی هم از کلاسهایش شده بود. اما برای مدتی به خاطر گرفتاریهایش (از جمله آمادگی برای امتحان دکتری) مجبور شد کلاسی برگزار نکند.