کریسمس Archive

سال نو (میلادی) خود را چگونه تحویل کردید؟

گفته بودم که یه سرگرمیم عکس گرفتنه. یه کتاب هم دارم به اسم «چه جوری از همه چی عکس بگیریم» … یعنی اسمش هست How to Photograph Absolutely everything ولی من نمیدونم این Absolutely رو چه جوری باید ترجمه کنم. مثلا میشه «چه جوری از همه‌ی همه چی عکس بگیریم» یا مثلا «چه جوری از همه چی عکس بگیریم عین سّگ»!

9781405319850

خلاصه مناسبتی برنامه‌ای چیزی باشه یا جایی بخوایم بریم با خودم فکر میکنم که اونجا احتمالا چه صحنه‌های قابل عکس گرفتنی پیدا بشه و مطلب مربوط به اون صحنه‌ها رو از توی این کتابه میخونم و دوربین به دست میرم سراغ‌شون. معمولا هم سر صحنه که عکس‌ها رو توی دوربین نگا میکنم با خودم میگم ایول چه شاهکارهایی شدن ولی بعد توی کامپیوتر و صفحه‌ی بزرگ که میبینمشون حالم گرفته میشه. خوبیش اینه که با تکنولوژی دیجیتال تفنگچی‌های ناشی هم میتونن زیاد تیر بندازن و بالاخره یکی دو تا تیرشون به هدف بخوره.

دیشب هم مطلب مربوط به آتیش‌بازی رو خوندم و رفتیم ساحل رودخونه تیمز دیدن آتیش‌بازی بوریس.

چشم لندن کمی قبل از آغاز 2012

از قبلش میدونستیم که خیلی شلوغ میشه و سایت مراسم هم پیش‌بینی کرده بود که ۲۵۰ هزار نفر بیان و از صبح هم خیابون‌های اطراف رو مفصل نرده کشی کرده بودن و حتی یه جور دروازه درست کرده بودن که اگه خیلی شلوغ شد ببندن و نذارن دیگه کسی بره لب رودخونه و بقیه دورتر واستن از تلویزیون‌هایی که مراسم رو زنده نشون میداد نگاه کنن. دیگه به همه تیرهای چراغ و راهنمایی رانندگی و هر چیز قابل بالا رفتنی هم یه اعلان چسبونده بودن که مواظب باشید ما به این «رنگ ضد بالا رفتن» زدیم! حالا نمیدونم همچین رنگی وجود داره یا نه ولی میشد تصور کرد که اونقدر شلوغ میشه که ملت از هر چی دستشون بیاد میرن بالا.

یه چراغ راهنمایی رانندگی در میدان ترافالگار با اخطار «رنگ ضد بالا رفتن»

ولی با همه این حرفا با خودم گفتم ما زود میریم اونجا یه جای خوب میگیریم دم رودخونه سه‌پایه رو علم میکنم یه سری عکس میدازم مثل عکس‌های همین کتابه که انعکاس آتیش بازی توی آب افتاده و اینا.

زودمون ساعت هشت بود و سال که قرار بود ساعت ۱۲ تحویل بشه فکر میکردم یعنی چار ساعت زودتر رفته بودیم ولی همچین ملت چارپشته واستاده بودن که اصلا نزدیک رودخونه نمیشد بشی. سه‌پایه علم کردن که پیشکش. ساعت ۹ هم اون دروازه‌ها رو که گفتم بستن و دیگه کسی رو راه نمیدادن.

خود آتیش بازی و جو مراسم و شور و حال ملت به چار ساعت علافیش می‌ارزید البته ولی خوب طبعا عکس‌هام چیز خوبی از آب در نیومد.

آتش بازی سال نو در لندن

اون سه چار ساعتی که منتظر آتیش‌بازی بودیم، رادیو یک بی‌بی‌سی داشت توی بلندگوها پخش میشد و دی‌جی فلانی هی صدا و حرکت ملت رو در میاورد، وسطش هم بلندگو اعلام میکرد که حواستون باشه بعد از مراسم ایستگاه‌های مترو نزدیک رودخونه خیلی شلوغ میشن و فکر این باشید که تا ایستگاه‌های دورتر پیاده برید. بعد از آتیش بازی هم دی‌جی فلانی، اومد یه کلکی بزنه عین صدا و سیما که بعد فوتبال میگه صبر کنید صبر کنید نرید توی خیابون الان مصاحبه زنده داریم با بازیکنا! گفت که پا نشید برید خونه‌تون ها! ما تا صبح اینجا برنامه داریم ولی هر چی تا حالا کلک صدا و سیما گرفته کلک اینم گرفت!

چشمتون روز بد نبینه شیرتوشیری شد بعد از مراسم. خصوصا که ملت هم یه خورده مست بودن حالشون دست خودشون نبود. ما رفتیم یه ده دیقه‌ای دم در یکی از ایستگاه‌های مترو واستادیم که بسته بود ولی ما نمیدیدیم که بسته‌س. یه پلیس فداکاری با زحمت خودش رو رسوند جلو جمعیت داد زد که این در باز نمیشه باید از اون یکی در برید. رفتیم بریم اون یکی در یه جایی داشتیم وسط جمعیت خفه میشدیم نه راه پیش داشتیم نه راه پس. خلاصه قید مترو رو زدیم و به بدبختی برگشتیم و  یه مسافت طولانی رو پیاده رفتیم تا رسیدیم به اتوبوس‌ها و یه‌لنگه‌پا سوار اتوبوس شدیم برگشتیم خونه. مسیری که روزای عادی با مترو ۲۰ دیقه طول میکشه رو دو ساعت و نیمه برگشتیم.

ولی کلا خوش گذشت. جاتون خالی!

کلیاتی درباره تقویم میلادی و کریسمس

اوایل اسم ماه‌های میلادی رو نمیدونستم. یعنی اسمشون رو میدونستم ترتیبشون رو نمیدونستم. همینقدر اطلاع داشتم که ژانویه-فوریه اول-دومن و نوامبر-دسامبر یازدهم-دوازدهم. دیگه حالا یکی میگفت آگوست میخوام فلان کار رو بکنم نمیدونستم تابستونه یا زمستون.

اسم ماه‌ها رو که یاد گرفتم مشکل داشتم توی تشخیص این که کدوم چند روزه. فکرش رو که میکنی میبینی تقویم خورشیدی خودمون خیلی شسته رفته و اتو کشیده‌س. اول شیش تا ماه سی و یه روزه درست و مرتب چیده شده‌ن بعد پنج‌تا سی روزه، بعد هم یه ۲۹ روزه که کبیسه‌ها میشه سی روز. یه بار به یکی بگی یاد میگیره. میلادی رو اول فکر میکردم یکی در میونه. یعنی ماه‌های فرد سی و یه روزه زوج سی روزه. ولی به فوریه نگاه میکنی که میبینی ۲۸ روزه‌س میدونی که یه جای کار میلنگه.

اینم یکی از فرانسویای شرکت یه شگردی یاد داد که حل شد. نکته انحرافیش اینه که اون ترتیب یکی در میون درست پیش میره تا ماه هشت، ماه آگوست، که باید سی روزه باشه ولی سی و یه روزه‌س. اینم انگار تقصیر یکی از امپراتورای رومه که از آگوست خوشش میامده یه روز از فوریه گرفته اضافه کرده بهش. شگرد فرانسویش یه کمی بصریه و سخته اینجا بنویسم.

همه اینا که حل شد رسیدیم به معضل کریسمس. یکی دو ماه پیش همکارم (اسمش فلوریانه، اینم فرانسویه) پرسید علی کریسمس چکار میکنی؟ من میخوام مرخصی رد کنم (باید هماهنگ کنیم که یه دفه همه نریم مرخصی). گفتم اصلا کریسمس جریانش چیه؟ فکر کرد دارم میپرسید تعطیلی‌ها چه روزی از هفته‌س و چه روزهایی رو باید مرخصی بگیریم، یه کمی توضیح داد گفتم نه! یعنی چه تاریخیه؟! حالا بگذریم که بعدش کلی توضیح باید میدادم که تقویم ما چه جوریه و الان توی ایران سال چنده و سال کی شروع میشه کی تموم میشه و چند تا ماه داریم و کلی جزئیات دیگه که تا نخوای به یکی دیگه توضیح بدی نمیدونی که چقدر طول تفصیل دارن … (حتی یه جاش پرسید هفته‌هاتون هفت روزن؟!) ولی خلاصه بعدش اون هم یه توضیحاتی داد که دستم اومد کریسمس چی به چیه.

خیابان آکسفورد شبهای قبل از کریسمس

کریسمس دو سری تعطیلیه که چون خیلی به هم نزدیکن میتونی وسطشون رو مرخصی بگیری و ازش یه تعطیلی بزرگ بسازی.

سری اولش حول محور تولد عیسی مسیحه که ۲۵ دسامبر بوده یا اگر هم نبوده به هر حال اون روز رو پاش نوشتن. خود این روز ۲۵ دسامبر که همین امروزیه که من دارم اینو مینویسم تعطیله و خیلی هم تعطیله. یعنی توی لندن امروز غیر از محله عرب‌ها جای دیگه یه بقالی هم باز نبود که خرت و پرت ازش بخریم. فکر کنم تنها روز ساله که حتی اتوبوس قرمزا هم تعطیلن. اگه میخواین جای دوری برید و ماشین ندارید باید مینی کب بگیرید (فرض کن همین آژانس خودمون) که اونا هم کرایه‌شون امروز دو برابر روزهای عادیه. این اسمش میشه Christmas Day

پلاکارد فارسی تبریک کریسمس در مرکز اسلامی انگلیس

حالا یه روز قبل از بیست و پنجم که بهش میگن Christmas Eve و یه روز بعدش که میگن Boxing Day هم تعطیلن. اولی آخرین روز فروش قبل از کریسمسه و دومی حراجی بزرگ بعد از کریسمسه و جفتشون حراج به پاس و فروشگاه‌ها غلغله‌ن و اینا. انگار که فردا حراج بزرگتری باشه. یکی دو تا فروشگاه دیدم که گفته بودن باکسینگ دی از شیش صبح بازیم و ۷۰ درصد تخفیف داریم و اینا.

ویترین یک فروشگاه با وعده تخفیف 70 درصدی در روز بعد از کریسمس

یه نکته حاشیه‌ای هم اینه که ما کارمندا همیشه نگرانی داریم که نکنه مثلا تعطیلی تقویمی بیفته جمعه ضرر کنیم، اینجا اگه یه سالی مثل امسال کریسمس یا اون دو روز دیگه بیفته شنبه-یه‌شنبه دولت اولین روز کاری هفته بعدش رو هم تعطیل رسمی میکنه. یعنی امسال ۲۷ دسامبر که سه‌شنبه باشه هم تعطیله. فکر میکنم این رسم رو برای همه تعطیلی‌های مناسبتی دارن.

سری دوم شروع سال نو میلادیه که اول ژانویه باشه. باز هم روز قبلش که میشه ۳۱ دسامبر و بهش میگن New Year’s Eve تعطیله. باز هم اگه این دو تا افتاده باشن آخر هفته مثل امسال، یه تعطیلی طلب کارمندا میشه از دولت توی هفته بعدش.

حالا سری اول بیشتر مراسم خانوادگی و بری خونه بزرگتر فامیل دور درخت کریسمس بشینی کادو بدی بگیری و ایناس.  سری دوم بری توی خیابون و بزنی برقصی و آتیش بازی و شلوغ‌کاری و اینا. تقویم ما هرچی شسته رفته‌تره اینا بجاش تحویل سال‌شون سرراست‌تره: ساعت دوازده شب ۳۱ دسامبر که وارد اول ژانویه میشیم.

ما امروز که اون قسمت خانوادگیش برامون موضوعیت نداشت رفتیم یه کمی پیاده‌روی و یه کمی دوچرخه سواری توی شهر که هیچوقت دیگه اینقدر خلوت نیست. هفته دیگه که اون قسمتشه اگه خدا قسمت کنه و مخصوصا خیلی سرد نباشه (چون خانومم خیلی سرماییه) بریم یه کمی از نزدیک ببینیم این کریسمس کریسمس که میگن چه شکلیه.