به گاو یا گوسفندی که در طول یک دورهی پرواربندی باردار نشود و در نتیجه حسابی چاق شود، میگویند «قِسِر»! (کلمه قسر ظاهرا ترکی است و به معنی نازا یا عقیم) بنابراین وقتی که میگویید «قِسِر در رفتم!» حواستان باشد که دقیقا چه بلایی سرتان نیامده است!
(از خاطرات شفاهی استاد محمد صادقی، آنجایی که تعجب کرده بود چطور خانم محترمی برگشته و به ایشان گفته که «قسر در رفتم»!)
gogoli
۹ خرداد ۸۷ ساعت ۷:۰۳ ق.ظ
تو این دوره زمونه هیشکی نمیتونه قسر در بره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
Ali Shams
۱۴ اردیبهشت ۸۷ ساعت ۱۱:۰۶ ب.ظ
به نظر من هم به معنایی رامین گفت درست تره…
به نظرم معنایی که رامین گفت فرقی با معنای من نداره؟
مهران
۱۳ اردیبهشت ۸۷ ساعت ۴:۱۱ ب.ظ
این اصطلاح در اصل نیز به همان معنا بکار برده میشده اما به مرور زمان معنی جعلی یافته مثل سرویس شدن دهان و …
گنجیشک
۱۳ اردیبهشت ۸۷ ساعت ۲:۰۹ ب.ظ
ا، جدی؟ چه بامزه بود این. حیف که بقیهی جلدهای کتاب کوچهی شاملو در نیومد. وگرنه حتماً با کلی داستان و تقصیلات مینوشتش…
منیره
۱۳ اردیبهشت ۸۷ ساعت ۱:۴۸ ب.ظ
چه جالب! من نمیدونستم.
Yekpooria
۱۳ اردیبهشت ۸۷ ساعت ۱۲:۴۶ ق.ظ
معنیش باحاله ها
ستاره
۱۲ اردیبهشت ۸۷ ساعت ۷:۳۶ ب.ظ
D:
پرنسس
۱۲ اردیبهشت ۸۷ ساعت ۷:۰۸ ب.ظ
رامین
۱۲ اردیبهشت ۸۷ ساعت ۴:۴۰ ب.ظ
اگه قسر رو تو سایت mibosearch نیگا کنی، اینا رو می گه:
لغتنامه دهخدا:
قسر: بی حاصل . نازا. عقیم . عاقر. سترون.
قسر دررفتن حیوان: بار نگرفتن و نزادن و حمل برنداشتن آن هنگام جفت گیری.
و در کنایه به معنی هر کاری است که به نتیجه نرسد.
لغتنامه معین:
قسر: [ص] کسی که در قمار نه باخته و نه برده باشد.
به گمونم اون خانم محترم “قسر” رو در معنی اخیر به کار برده و سوء تفاهم شده.
iVahid
۱۲ اردیبهشت ۸۷ ساعت ۴:۳۲ ب.ظ
جالبه! نمیدونستم! آدم همیشه که بالاخره قسر در نمیره! ؛)