وقتی فرمانده میگوید: «از جلو نظام»، سربازها باید پشت گردن نفر جلویی بایستند و دست چپشان را رو به جلو دراز کنند و به اندازهی یک دست و چهار انگشت از نفر جلویی فاصله بگیرند و داد بزنند «الله». اصولا بعد از خیلی از فرمانها باید چیزی را داد زد، و صدای این داد هم حتما باید بلند و یکدست باشد وگرنه فرمانده غر میزند که این صدای فلان تعداد آدم نبود و آنقدر «حرکت از نو» میدهد تا شدت صدا به اندازهی مورد نظرش برسد.
معمولا این چیزی که باید داد میزدیم، یکی دو کلمه بیشتر نبود: الله، علی، یا حسین، شهید و …. اما وقتی فرمانده میگفت «خسته نباشید» باید در جوابش میگفتیم: «نصر من الله و فتح قریب، و بشّر الصابرین، لطف الهی شده ما را نصیب، یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا، سلام الله علیها»!
حالا تصور کنید که روحانی جوانی در پادگان داشتیم که تکیه کلامش «خسته نباشید» بود و هر وقت که بندهی خدا میخواست بین دو نماز مغرب و عشاء دو کلمه صحبت کند، همه با نیش باز منتظر بودند که خسته نباشید از دهانش بپرد و آن شعار را برایش بیایند! آخرها خودش بلافاصله بعد از خسته نباشید، خندهاش میگرفت و وسط شعار ما میگفت «معذرت میخوام، معذرت میخوام، کافیه دیگه!»
نوشتههای «احتمالا» مرتبط:
- پادگان خاتمی یزد این بیست و چند روز گذشته را جایی بودیم...
- تشییع جنازه آیت الله سید جواد مدرسی که فوت کرد (خبر از...
- از جلو نظام دستورهای نظامی معمولا دوتکه اند. مثلا «از جلو-نظام» یا «پیش-فنگ»...
- روزمره ها – ۲ پانزدهم آبان روزها زود میگذرند. سرمان گرم است و نمیفهمیم...
- روزمره ها – ۴ بیست و یکم آبان دیشب پوتینهایم را واکس نزده بودم....
توصیه:
در صفحه «از سربازی
» مطالب و توضیحات بیشتری پیدا میشود. بد نیست سری هم به آنجا بزنید.
حمید
۳۰ آذر ۸۷ ساعت ۵:۱۹ ب.ظ
خب علی آقا خسته نباشید.
راستی تو خیز ۳ ثانیه باید هر چی دستمونه پرت کنیم جلو؟ مثل یقلوی و…؟
علی گنجه ای
۱ دی ۸۷ ساعت ۱۰:۴۴ ق.ظ
معمولا موقع خیز سه ثانیه یقلاوی همراهتون نیست، تفنگ همراهتونه
تفنگ رو هم باید یه جور خاصی طرف چپتون بندازید روی زمین (یه جوری که بعد از خیز باز هم بشه باهاش شلیک کرد!)
محمد صادق
۳۰ آذر ۸۷ ساعت ۱۰:۴۶ ب.ظ
سلام علی آقا
خوبی عزیز دلم
خیلی دلم برات تنگ شده
هر جا هستی خدا پشت و پناهت
همیشه دوستدارتیم
mehrdad
۱ دی ۸۷ ساعت ۱۲:۳۸ ق.ظ
ای بابا علی جان خاطره نماز روز اخر را هم تعریف کن
علی گنجه ای
۱ دی ۸۷ ساعت ۱۰:۴۳ ق.ظ
هاهاها!
نوشته ام، الان توی صف انتشار منتظره، فردا (دوشنبه) منتشر میشه
راستی تو کجا افتادی؟
سورملینا
۱ دی ۸۷ ساعت ۱۰:۵۴ ق.ظ
جالب بود !
ایران
۲ دی ۸۷ ساعت ۶:۴۷ ق.ظ
سلام
به واقع خسته نباشید!. این قسمت را برای دوستان متعددی خواهم فرستاد که همه شان مبتلا به تکیه کلام خسته نباشید هستند. من که خیلی ازشان شکار هستم گویی به یک راه حل رسیده ام. برخی را بارها در روز می بینم. یهو می بینی سر میز غذا می گویند خسته نباشید و بعد هم کلی خجالت می کشند. شاید از این بدتر، موقعی است که موقع خروج از دستشویی بهشان بربخوری و بهت بگویند: خسته نباشی و…
اما اینکه تکیه کلام روحانی پادگانتان این شده، درک نمی کنم چرا و از کجا؟ تحت تأثیر کدام محافل قرار می گیرند؟ چون در عرف تعارفاتشان چنین چیزی دیده نشده است.
علی گنجه ای
۳ دی ۸۷ ساعت ۸:۵۱ ب.ظ
اینکه چطور تکیه کلام روحانی پادگان این شده … فکر میکنم زمان جوانی های شما، خسته نباشید را فقط خطاب به کسانی که کار یدی میکرده اند، به کار میبردند، اما الان این اصطلاح خیلی کاربرد عامتری دارد و توی احوالپرسیهای روزانه، تقریبا همردیف «چطورید» یا «حال شما چطوره» استفاده میشود. حتی توی بعضی موقعیتها به جای سلام میگویند خسته نباشید (مخصوصا مراجعات تلفنی)
خلاصه عجیب نیست اگر کسی تکیه کلامش این باشد.
ایران
۴ دی ۸۷ ساعت ۹:۳۱ ب.ظ
سلام
یکم: کی گفته که ما حالا پیر هستیم؟
دوم: زمان “جوانی” این عبارت کم و بیش در میان بوده و برای موارد خوب هم بکار می رفته است اما اهل حوزه از این حرفها نمی زدند.
سوم: درست است که عجیب نیست اما حتما دلایل اجتماعی یا فرهنگی جدیدی در میان است که من بی خبرم
چهارم: اینکه بجای سلام هم این عبارت را می گویند کاملا برایم تازگی دارد و سعی می کنم موضوع را برای خودم تصویر کنم
پنجم و از همه مهمتر اینکه: امیدوارم سربازی و همه مراحل زندگی را قرین موفقیت و شاد باتفاق همسر گرامی و عزیزان تجربه کنی
نامت بلند و گرامی