نوشته های بی خواننده

ایزدخواست

۴۱ دیدگاه

حتما دره سرسبزتر از این زیاد دیده‌ای:

ایزدخواست

اما این یکی را اگر یکبار ببینی، هیچوقت یادت نمی‌رود! چون جایی واقع شده است درست وسط جاده‌ی شهرضا-آباده… این جاده‌ی شهرضا-آباده هم از آن جاده‌ها است که از بس خشک و بی آب و علف و یکنواخت و بی‌تنوع است، حوصله‌ی آدم را سر می‌برد و فقط به درد این می‌خورد که پایت را روی گاز فشار دهی و با سرعت دلخواه برانی و زودتر برسی به انتهایش (خیالتان راحت باشد پلیس هم ندارد)

اما یک جایی وسط یکنواختی جاده، کمی که از تابلوی «به حوزه‌ی استحفاظی استان فارس خوش آمدید» رد می‌شوی، می‌رسی به یک تپه و بعد از تپه، از یک پل ۱۵۰-۲۰۰ متری باید رد شوی که روی آن، منظره‌ی این دره‌ی سبز مثل یک رویا از جلوی چشمت رد می‌شود و بعد دوباره همان جاده‌ی یکنواخت است تا خودِ آباده.

آن شهری که آخر دره دیده می‌شود، اسمش «ایزدخواست» است یا به قول اهالی‌اش «یزده خوست» (yazdeh-khoost). یک جای خیلی دیدنی است با یک قلعه‌ی باستانی و یک کاروانسرای شاه عباسی و یک چارتاقی ساسانی و کلی بناهای باستانی/تاریخی دیگر.

قلعه ایزدخواست

درباره‌اش بیشتر می‌نویسم…

نوشته علی گنجه ای

۹ دی ماه ۱۳۸۷ ساعت ۸:۴۰ ب.ظ

۴۱ دیدگاه درباره «ایزدخواست»

با آر.اس.اس مشترک نظرات شوید پیوند Trackback

  1. اریانا

    ۹ بهمن ۹۰ ساعت ۱۱:۰۶ ب.ظ

    سلام منم یکی از همشهریاتون هستم دوستانی که اطلاعات بیشتری دارند خوشحال میشیم از اطلاعاتشون بهره مند بشیم

  2. اسدپور

    ۳ بهمن ۹۰ ساعت ۵:۰۷ ب.ظ

    سلام ایزدخواست با داشتن آثار طبیعی.ابنیه های تاریخی و آثار مذهبی یکی ازبا ارزشترین مناطق بکر گردشگری ومنابع طبیعی میباشد که در خور توجه است.و هرگاه گردشگری وارد این شهر شود کسی نیست که او را راهنمایی و تشویق کند و همین امر باعث شده کمتر مورد توجه قرار گیرد و میشود با معرفی بهتر واصولی گردشگران زیادی را جذب ایزدخواست نمود. برای نمونه اولین گام: اگاه سازی همشهریان محترم ایزدخواست است باکارگاه آموزشی برای مشتاقان معرفی ایزدخواست با محور توسعه گردشگری در بین اهالی می باشد.
    دومین گام :مشارکت ادارات وشهرداری وشورای اسلامی ایزدخواست در معرفی بیشتر آثار بصورت کارشناسی و منطقی
    سومین گام :پرهیز از هرگونه تنش رفتاری برای معرفی زود هنگام وناکارامداین اثار شگرف
    چهارمین گام :اجرای برنامه های فرهنگی واجتماعی با موضوع شناخت کارامدآثار ایزدخواست
    پنجمین گام :استفاده از میراث معنوی موجود در ایزدخواست وبهرمندی همگان از این اثار
    وششمین گام :……..

  3. شقایق

    ۲ بهمن ۹۰ ساعت ۱۰:۰۵ ب.ظ

    سلام به همه ی دوست داران ایزدخواست در سراسر جهان از مطالب مفیدتون ممنون امیدوارم به شهرمون با این قدمت طولانی بیشتر توجه بشه و ترقی کنه .ایزدخواستی ها هر جا هستید موفق باشید.

  4. مهدی

    ۳ آذر ۹۰ ساعت ۸:۲۹ ب.ظ

    سلام به همه همشهریان دوستتون دارم

  5. saideh

    ۲۴ مهر ۹۰ ساعت ۱:۵۴ ق.ظ

    سلام.من خیلی خیلی خوشحالم که باسایت بروبچه های ایزدخواست آشنا شدم.موفق باشید

  6. عباسی ساکن اهواز

    ۱۹ مهر ۹۰ ساعت ۱۰:۵۴ ب.ظ

    درشهر ایزد خواست اینهمه تصادف به مرگ از جانب خود اهالی شهر صورت میگیرد وهیچ اموزشی در مورد رانندگی در سطح شهر انجام نمیشود. خود اهالی میانند که واقعا موتور سواران به چه سرعتی در سطح شهر ویا در کوچه ها رانندگی میکنند من که واقعا از موتور سواران در حال حرکت وحشت میکنم انشاالله خدا نگه دارمو باشه

  7. عباس باقری

    ۹ شهریور ۹۰ ساعت ۱۰:۳۵ ق.ظ

    قلعه ایزدخواست راگبرها(زرتشتیان)انجادرابتدابرای مقابله با تجاوز اعراب وتازه مسلمان شده هاکه در ابتدا به انان تازیک(عرب شده)میگفتند/ساختند.بعدهاپس از۵۰۰سال مقاومت در برابر اعراب بیشترشان به اطراف نایین /ابرقو/ودیگر کانونهای زرتشتیان/ پراکنده شده وجای خود را به لرهای دهکاییدی(خرم ابادی)جنیدیهای حوالی پاسارگاد/قجرهای مهاجر /قشقاییهای غالب شده/اعرابیها/و…دادندوبه تدریج تمدن ومعماری بی نظیرشان بخصوص در باغ/سد /قلعه و پل سازی به فراموشی رفت…ادامه دارد

  8. عباس باقری

    ۹ شهریور ۹۰ ساعت ۹:۵۱ ق.ظ

    ایزدخواستیهامعماران چیره دستی داشتندوپرکاریشان سبب میشدهیچگاه بیکار نمانندذوق انهادراستفاده از فضادراشکوبهای زیادقلعه کهنه ای(کهندز)ان متجلی شده است

  9. نازنین

    ۲۳ تیر ۹۰ ساعت ۷:۵۲ ق.ظ

    سلام پدر ومادر من ایزدخواستی هستم ولی ساکن اهواز هستیم یه سوال چرا ایزدخواست با این وسعت کمش دارای آثار باستانی زیادی هست ولی شهرت جهانی پیدا نکرده است.

  10. علی

    ۹ تیر ۹۰ ساعت ۳:۰۶ ب.ظ

    ایزدخواست شهری با مردمانی غیورومومن که شهدایی گرانقدروبزرگی است که جای جای این سرزمین پهناور نشان از جانبازی ورشادت آنان داردوسهم خودرا به نسبت به اسلام عزیز وانقلاب و ایران اسلامیمان ادا نموده است که مزارگلگون آنان شهرهای ایزدخواست،شیراز،اهواز،اصفهان و….. رامزین نموده است یادشان گرامی باد

  11. میترا یارعلی

    ۲۳ فروردین ۹۰ ساعت ۱:۱۲ ب.ظ

    درود بر هر چه هم ولایتی منم ایزدخواستیم وبه این مسئله افتخار میکنم

  12. میترا یارعلی

    ۲۳ فروردین ۹۰ ساعت ۱:۰۹ ب.ظ

    درود بر شما منم مثل شما ایزدخواستی هستم وبه این مسئله افتخار میکنم مهم اینه که انسانها اصالت داشته باشند که الحمدلله ما ایزدخواستیهاداریم من با اینکه ۱۵ساله با یک غریبه ازدواج کردم ولی کاری کردهام که خانواده همسرم عروس دوم را هم از ایزدخواستیها گرفتند پس نتیجه میگیریم که زنده باد هر چی ایزدخواستیه

  13. محمد

    ۶ فروردین ۹۰ ساعت ۳:۰۲ ب.ظ

    roham5637@yahoo.com. خوشحال میشم با دوستان ایزدخواستی رابطه داشته باشم

  14. حاج حسین ایزدی

    ۳ بهمن ۸۹ ساعت ۸:۵۳ ب.ظ

    زکی‌خان زند ، از فرماندهان زند و برادر ناتنى و پسرعموى کریم‌خان و صادق‌خان زند. از تاریخ تولدش در منابع سخنى نرفته، اما مسلّمآ از کریم‌خان و صادق‌خان کوچک‌تر بوده است. وى متعصب، خودخواه و تندخو بود و گاهى در قساوت افراط می‌کرد. زکی‌خان در کوچ اجبارى طایفۀ زند به دره‌گز در خراسان، که به فرمان نادرافشار صورت گرفت، شرکت داشت و به همراه آنان در ۱۱۶۰، پس از قتل نادر، به موطن طایفۀ زند (دهکده‌هاى پرى و کمازان) بازگشت. زکی‌خان در اکثر جنگهاى کریم‌خان شرکت داشت. او سردارى شجاع و بی‌باک بود و معمولا فرماندهى نگهبانان ارگ کریم‌خان را به‌عهده داشت ؛ اما گاهى به‌عنوان فرمانده، مأموریتهاى مهمى به وى محول می‌شد. وى در ۱۱۷۲، شورش تقی‌خان در یزد را فرونشاند و با قساوت به حضور نیروهاى افغانى در سمنان پایان دادو سال بعد نیز، طغیان رفیع‌خان، برادر حسین‌خان قاجار، در استرآباد و مازندران را سرکوب کردزکی‌خان در به قدرت رساندن خاندان زند سهم به‌سزایى داشت.

    اهمیت نقش زکی‌خان، در جنگ قره‌چمن در آذربایجان ــکه در ۱۱۷۵ علیه فتحعلی‌خان افشار رخ داد ــ آشکار شد. او به فرماندهى جناح چپ سپاه کریم‌خان منصوب گردید و با رشادت و سرسختى، شکست قریب‌الوقوع لشکریان زند را در جناح راست و قلب سپاه به پیروزى بدل کرد. آنگاه نیروهاى زند با موفقیت در آذربایجان پیشروى کردند و سران ایلات آن منطقه را به اطاعت خود درآوردند و با محاصره و تصرف قلعۀ رومیه، پیروزى زند را در منطقه کامل کردند. پس از آن، کریم‌خان فتح‌نامه‌اى صادر کرد که در ابتداى آن نام خویش و سپس نام شیخ‌علی‌خان زند را به‌عنوان فرمانده قوا ذکر نموده بودى،این کار بر زکی‌خان گران آمد، زیرا وى از شیخ‌علی‌خان به کریم‌خان نزدیک‌تر بود و خود را برتر از او تصور می‌کرد، به‌خصوص که پیروزى در این جنگ را مدیون ابتکار و همت خود می‌دانست. زکی‌خان رنجش خویش را با ترک اردوى کریم‌خان به قهر ابراز کرد). دلجویى کریم‌خان مؤثر واقع نشد، بااین حال، وى براى جلب نظر زکی‌خان و رفع کدورت، فرمان حکومت عراق عجم را براى او صادر کرد و هفت‌هزار سوار از همدان را در اختیار وى گذاشت تا حسن‌نیت خویش را به او نشان دهداما زکی‌خان، سران ایلات لر و بختیارى و قبایل عرب و علی‌محمدخان زند (خواهرزادۀ کریم‌خان و حاکم لرستان) را که مدتى بود نافرمانى می‌کرد، با خود متحد ساخت) و شروع به طغیان‌گرى کرد. آوازۀ سرکشى زکی‌خان، در حوالى اردبیل به کریم‌خان رسید که درصدد بود به ماوراى ارس و ایالات شیروانات برود. او براى جلوگیرى از بسط شورش زکی‌خان با تمام قوا به‌سوى اصفهان رهسپار گردید. زکی‌خان به اتفاق على محمدخان به اصفهان حمله کردند و در سه روز شصت هزار تومان از مردم شهر به زور گرفتند زکی‌خان که به‌رغم حمایت همه‌جانبۀ سران ایلات، در برابر نیروى صدوپنجاه هزار نفرى کریم‌خان تاب مقاومت نداشت، ناچار خاندان زند که مقیم اصفهان بودند را گروگان گرفت و آنجا را ترک کرد؛ کریم‌خان، نظرعلی‌خان زند را به تعقیب او فرستاد و نزدیک شوشتر جنگى بین آن دو درگرفت. زکی‌خان ناگزیر گروگانها را آزاد کرد و سپس به امید یارى اعراب، همراه اطرافیانش به خوزستان رفت. او مولى مطلب مشعشعى، حاکم هویزه، را کشت و منطقه را به تصرف درآورد اما از حمایت اعراب، به‌خصوص آل‌کثیر، مأیوس گردید. آنگاه به سوى لرستان رفت و در آنجا نیز استقبال چندانى از او نشد. از سوى دیگر، سپاهیان زند همواره در تعقیب وى بودند. زکی‌خان که کاملا درمانده شده بود، با اطلاع از طبع بلند و رحمت کریم‌خان، به اصطبل کریم‌خان پناه برد و از وى طلب عفو کرد که مورد پذیرش خان زند قرار گرفت در ۱۱۷۸، زکی‌خان با ویران کردن فلاحیه، مقر شیخ سلمان (رئیس قبیلۀ بنی‌کعب) و افرادش که شورش کرده بودند، او را وادار به تسلیم کرد و در همین سال در فرونشاندن ناآرامیهاى طایفه لیراوى شرکت داشت
    در ۱۱۷۹، هنگامى که میرمهنا، پسر ناصر بندرریگى، سواحل خلیج‌فارس را به آشوب کشید و تجارت را مختل و جزیرۀ خارک را تصرف کرد، زکی‌خان براى سرکوب وى عازم خلیج‌فارس شد. او دستور داشت از ارسال آذوقه به جزیره ممانعت کند و کشتیهایى براى حمله به خارک فراهم سازد. زکی‌خان از شیوخ سواحل خواست که کشتیهاى خود را در اختیار وى قرار دهند. کمبود آذوقه در خارک و خبر حملۀ قریب‌الوقوع زکی‌خان به آنجا برخى از اطرافیان میرمهنا را به‌شدت نگران کرد، به‌طورى که درصدد قتل او برآمدند (موسوى نامى، ص ۱۶۵ـ۱۶۶؛ غفارى کاشانى، ص ۲۷۵ـ۲۷۸). گرچه میرمهنا موقتآ جان به‌در برد اما حسن سلطان، سرکردۀ مخالفانش، زکی‌خان را به جزیره دعوت کرد و خارک را در اختیار حکومت زند قرار داد. زکی‌خان همچنین با سرکوبى فردى به‌نام حجر، شیخ بندر کنگان، سواحل خلیج‌فارس را آرام کرد
    در ۱۱۸۰ حسینقلی‌خان*، پسر محمدحسن‌خان و برادر آقامحمدخان قاجار، که کریم‌خان از روى دلجویى و ملاطفت به خاندان قاجار، حکومت دامغان را به او سپرده بود، منطقه را به آشوب کشید و بر مازندران و گرگان نیز مسلط شد. چون حاکم مازندران از سرکوب وى عاجز بود، کریم‌خان به زکی‌خان مأموریت داد تا به غائله خاتمه دهد. وى با سپاهى عازم سمنان شد و در خاتمه دادن به شورش، خشونت بسیار به‌کار برد و از سرهاى رؤساى شورشیان مناره ساخت و با عده‌اى اسیر به شیراز بازگشت. کریم‌خان او را براى قساوت بیش از حدش سرزنش کرد، اما وى در پاسخ، به بی‌اختیارى خویش در خون‌ریزى اذعان کرد و اعتقاد داشت کریم‌خان که از روحیۀ او مطّلع بود، نباید چنین مأموریتى به وى
    در ۱۱۸۲، زکی‌خان مأمور سرکوب اعراب مسقط شد که امنیت و تجارت جزایر خلیج‌فارس را به‌خطر انداخته بودند. گرچه شیخ‌عبداللّه بنی‌معین، رئیس اعراب، فرزندش را نزد کریم‌خان گروگان گذاشته بود، مع‌هذا خودسرى می‌کرد. زکی‌خان با نیروهایش به بندرعباس وارد شد. شیخ‌عبداللّه با اطلاع از خصوصیات زکی‌خان و براى رهایى فرزندش، ترفندى زیرکانه اندیشید و در بندرعباس با زکی‌خان ملاقات و تقاضاى صلح کرد. او از شهرت دخترش در زیبایى استفاده کرد و زکی‌خان را به‌دام انداخت و به بهانۀ بساط عروسى، او را به جزیرۀ هرمز برد و گروگان گرفت. کریم‌خان ناگزیر شد پسر شیخ را با زکی‌خان معاوضه کند و بدین‌گونه، مأموریت زکی‌خان به شکست انجامید. خان زند براى تنبیه سردار خود، الواط شیراز را به استقبال وى فرستاد و از او استقبال مفتضحانه‌اى به‌عمل آورد
    زکی‌خان پس از فوت کریم‌خان در ۱۱۹۳، چون عرصه را براى جاه‌طلبى دیرینه مناسب دید، ارگ کریم‌خان را محاصره کرد و شانزده تن از سران زند، از جمله نظرعلی‌خان زند را کشت. بدین‌ترتیب، زکی‌خان در انقراض خاندان زند نیز سهیم بود. او، پس از دفن کریم‌خان، به نام ابوالفتح‌خان و سپس محمدعلی‌خان (پسران کریم‌خان) حکومت را در اختیار گرفت صادق‌خان، برادر کریم‌خان و حاکم بصره، به‌محض اطلاع از فوت کریم‌خان، به‌سرعت روانۀ فارس شد اما زکی‌خان از ورود وى به شیراز ممانعت کرد و با تهدید سرداران سپاه صادق‌خان، مبنى بر اینکه خانواده‌هاى آنها را در معرض خطر قرار خواهد داد، آنان را پراکنده ساخت و صادق‌خان ناگزیر به کرمان رفت. زکی‌خان گروهى را به تعقیب او فرستاد که با دادن تلفات به شیراز بازگشتند). در این هنگام، پسران فتحعلی‌خان افشار (جهانگیرخان و محمدرشید) که در اصفهان بودند، حاکم آنجا را برکنار کردند و منطقه را در اختیار گرفتند، اما آنان سرکوب و نُه تن از سران آنان کشته شدند. در این زمان، آقامحمدخان قاجار قدرت یافت و به اصفهان رفت. زکی‌خان هم خواهرزاده‌اش، علی‌مرادخان، را با سپاهى روانۀ اصفهان کرد تا آقامحمدخان را سرکوب کند. علی‌مرادخان پس از تثبیت قدرت خویش در اصفهان، علیه زکی‌خان شورش کرد و زکی‌خان به محض اطلاع، با تمام قوا و کلیۀ افراد ذکور شیراز از جمله ابوالفتح‌خان و محمدعلی‌خان، عازم اصفهان شد. وى در ایزدخواست (در انتهاى منطقۀ فارس) مطّلع شد که خزاین اصفهان را که حاکم آنجا به شیراز ارسال کرده بود، به امر علی‌مرادخان، برگردانده بودند. زکی‌خان به بهانۀ آنکه چرا اهالى محل از خزاین حفاظت نکرده بودند، دستور قتل آنها را داد و مرتکب اعمال شنیعى شد.

    زکی‌خان بیش از حد مغرور بود و از گذاشتن نگهبان در اطراف چادرش امتناع می‌کرد. او در جمادی‌الاولى ۱۱۹۳، پس از حدود صد روز حکومت، در چادرش، با طپانچه کشته شد ،

    • ارمینا

      ۱۲ بهمن ۸۹ ساعت ۱۰:۴۴ ق.ظ

      مطلب جالبی بود ومن قبلا انرا خوانده بودم.چنین مطالبی در کتابها یافت می شود ولی کسی به درستی از خاطرات گذشته مردم ایزدخواست ننوشته .گمان کنم شما اهل آنجایید اگر امکان دارددر مورد یک قصه عشقیکه درگذشته اتفاق افتاده برایمان بنویسید واینکه من شنیده ام قلعه به نوعی مردم را از حمله قشقایی ها حفظ می کرده ویک بار که به داخل قلعه راه یافته اند ۴۰ زن و دختری که در پناهگاهی زیر یکی از خانه ها پنهان شده بودند را پیدامی کنند.لطفا از این دست اطلاعاتتان را در اختیار ما بگذارید .با تشکر بسیار

  15. مرضیه مرادی

    ۲۸ دی ۸۹ ساعت ۴:۲۶ ب.ظ

    منم مال ایزدخواستم،داداشم خواست براش از بناهای تاریخی عکس بگیرم که به اینجا برخوردم دیدم جمع یزدخواستیا جمع گفتم منم یه پستی بدم بد نیست.گاهی اوقات بچه های فامیلمون بهم می خندن میگن چطوری به همه میگی من مال ایزدخواستم (چون تو شناسنامم نوشته محل تولد:ایزدخواست)اما من واقعا افتخار میکنم که مال اونجام،البته الان ساکن اصفهانیم اما خیلی زیاد اونجا می ریم.خوشحال میشم باهاتون بیشتر آشنا بشم

    • ارمینا

      ۱۲ بهمن ۸۹ ساعت ۱۱:۱۱ ق.ظ

      با سلام
      وابستگی به یک تمدن کهن افتخاری بزرگ است وجای فخر و مباهات دارد.
      ایا امکان دارد در مورد اداب ورسوم عروسی وعزاداری که خاص این مکان در گذشته بوده و نه انچه که در همه جا مرسوم
      است برایم بنویسید ودر مورد زیور الات موروثی این مکان مثلا
      در ابیانه زنها النگوهای خاصی می پوشند که به ارث برده اند .در هیج مغازه ای پیدا نمی کنید و حاضر به فروش ان نیز نیستند.اگر برایتان مقدور است چند عکس که ساختمانهای داخل قلعه را نشان دهد برایم بفرستید.پیشاپیش از لطف شما سپاسگزارم.

      • حمزه

        ۲۶ مرداد ۹۰ ساعت ۸:۲۱ ق.ظ

        سلام
        کتاب فرهنگ مردم ایزدخواست را مطاله بفرمایید

  16. omid

    ۲۰ دی ۸۹ ساعت ۷:۲۴ ب.ظ

    salllllllllllllllam

  17. omid

    ۲۰ دی ۸۹ ساعت ۷:۲۴ ب.ظ

    salam
    doorood bar to
    darmorede az 4 sotun be 1 sotun chizi shenidi?

    • ارمینا

      ۱۲ بهمن ۸۹ ساعت ۱۰:۵۰ ق.ظ

      با سلام و تشکر از لطفتان
      ممنون می شوم درباره ان توضیح دهید

  18. ارمینا

    ۲۰ دی ۸۹ ساعت ۱۱:۱۴ ق.ظ

    باسلام وتشکر
    من قصد نوشتن داستانی در فضای گذشته ایزد خواست دارم
    در کودکی یک بار داخل قلعه را دیده ام کتاب فرهنگ ایزد خواست را خوانده ام ولی مایلم اطلاعاتی در مورد حمله قشقایها وسایر ایلات وعشقها وروایات جالب گذشته این قلعه
    بدانم از همکاری شما سپاسگزارم

    پاسخ دادن

    • omid

      ۲۰ دی ۸۹ ساعت ۷:۳۰ ب.ظ

      salam
      ghale haman tor ke midoni roye tape gharar gerefte va ertebatash ba atraf be vasileye 1pool moalagh(avalin pool moalaghe jahan!

  19. حاج حسین ایزدی

    ۳ آذر ۸۹ ساعت ۷:۴۵ ب.ظ

    ایا این بودجه ای که برای مرمت قلعه تامین شده چرا بکار گرفته نمیشود من حدود ۱۵ ساله که شنیدم بودجه هست ایا حقیقت دارد؟ لطفا اظهار نظر کنید

  20. حاج حسین ایزدی

    ۳ آذر ۸۹ ساعت ۷:۳۷ ب.ظ

    افسوس صد افسوس که باغها هم بخاطر کم ابی دارد نابود میشود و هیچ اقدامی دراین مورد صورت نمیگیرد چرا؟

  21. مریم

    ۱۲ بهمن ۸۸ ساعت ۱۱:۱۷ ق.ظ

    بنام خداوندی که داشتن اوجبران همه نداشته های من است .میستایمش چون لایق ستایش اوست .سلام به تمام ایزدخواستی های خوب و مهربان ،من یک سری مطالعات درمورد ایزدخواست داشتم که نوشتنش بی ضرر نیست قدمت کاروانسرای عباسی در ایزدخواست به دوره شاه عباس اول {۹۸۹ شمسی یا ۱۵۸۷ میلادی} میرسد .در آن زمان به علت اینکه ایزدخواست دریک چهارراه مهم{بین منطقه بختیاری ویزد واصفهان وشیراز} قرار داشت شاه عباس دستور ساخت کاروانسرا را دراین منطقه داد.همچنین در کتب قدیمی فرانسه که در موزه نگه داری میشود نوشته شده است یزدخواست یک ده باستانی وبسیار خوش منظره بوده ومنظره زیبای آن شامل تپه نشانی بوده که یک معبد آتش در آن قرار داشته است.بعدها این آتشکده در سال ۱۹۳۸-۱۹۴۱ به صورت مسجد در آمده است .در روایت های مختلف از جهانگردان وتاریخ نگاران آمده است نام ایزدخواست از نام یزدگرد پادشاه ساسانی گرفته شده است چرا که آثار مختلفی از آن زمان برجا مانده است مانندوجود قلعه باستانی بامعماری سبک ساسانی وخشتهای گبری به عنوان مصالح ساختمانی و…..وهمچنین نام ایزدخواست از ریشه گبری است وبه زبان زند معنی اراره خدا میدهد

    مطلب دیگه هکانطور که قبلا گفتم در مورد دانش آموزان با استعداد این ناحیه میباشد مثلا خانم طیبه قناعتی که در دوره پیش دانشگاهی تدریس میکنند یکی ازجمله دانش آموزان با استعداد وباهوش این منطقه است ایشان دانش آموز بسیار نکته سنج میباشد پارسال درآزمون زمین شناسی استانی که برگزار شد نفر اول استان شدند .بقیه اطلاعات بماند برای روز دیگر .

  22. حاج حسین ایزدی از اهواز

    ۲۷ مهر ۸۸ ساعت ۳:۱۹ ق.ظ

    هر سال از مکان های دیدنی ایزدخواست عزیز دیدن میکنم

  23. محسن ایزدی

    ۱ خرداد ۸۸ ساعت ۴:۴۸ ق.ظ

    سلا م من ایزدخواستی هستم والان ساکن اهواز
    باعکسها خیلی حال کردیم

  24. مهران

    ۱۰ دی ۸۷ ساعت ۶:۴۰ ب.ظ

    Business می کنی بالام ؟!!

  25. سروش

    ۱۰ دی ۸۷ ساعت ۶:۳۵ ب.ظ

    الان دوباره چک بفرمایید، بهتون جواب دادم…

  26. سروش

    ۱۰ دی ۸۷ ساعت ۵:۱۰ ب.ظ

    Jenabe Ganjei, my name is Soroosh, from Tehran and I`m a student of molecular biology. It was a great pleasure for me to get acquainted with your web page since it has been so beneficial to me in learning ancient Persian through your online teachings! So far, I mean during the last few months, I have been so enthusiastic about learning ancient scripts, cuneiforms and most of all our forgotten beautiful languages. Owing to your teachings, so far I managed to learn in about 30 of 36 Achaemenian logograms, even reading tablets and a bit of understanding them of course.I`ll be so glad if I could get the rest of your lessons in ancient Persian and get your guidance and advices in the way to learn even Pahlavi and Avesta too.

    Best regards and thanks
    Soroosh

    PS: sorry for pasting my mail here as a comment, you just didn`t check your gmail

    • علی گنجه ای

      ۱۰ دی ۸۷ ساعت ۵:۳۲ ب.ظ

      سروش جان،
      ایمیلت را در فولدر اسپمهای گوگل پیدا کردم و به آن جواب دادم. امیدوارم گوگل بلایی که سر ایمیل تو آورد را سر ایمیل من نیاورد!

  27. فاطمه

    ۱۰ دی ۸۷ ساعت ۱۲:۳۷ ب.ظ

    آره منم خیلی خوشم اومد.

  28. مهران

    ۱۰ دی ۸۷ ساعت ۱۱:۵۵ ق.ظ

    علی وبلاگت داره دارای بد آموزی میشه ها یعنی چی هرچی خواستی گاز بده :D

    خداییش کویر هم یه لذتی داره رانندگی توش(البته فقط ۱۵ دقیقه اولش)

  29. داود

    ۱۰ دی ۸۷ ساعت ۷:۵۹ ق.ظ

    انگار این استان فارس جاهای سرسبز و قشنگ زیاد داره

    • محمد

      ۶ فروردین ۹۰ ساعت ۲:۵۶ ب.ظ

      سلام. من محمد چمن ارا از اهواز و اصالتن ایزدخواستی هستم.من نوه حاجی خان یزدانی قهرمان سابق بوکس کشور هستم.با ارزوی هرچه بیشتر اباد شدن ایزدخواست

نظرتان را ثبت کنید