نوشته های بی خواننده

باز هم رژه تشریف بردیم…

۱۹ دیدگاه

این دفعه که باز دوشنبه شد و مجبور شدیم دوباره از جلوی خود فرمانده رژه برویم، هم کمی غیرت خرج کردیم و هم چند نفر از پاطلایی‌ها غایب بودند، این شد که جلوی جایگاه، فرمانده کمی مِن‌مِن کرد و گفت: «گروهان خیلی خوب!». ما که انتظارش را نداشتیم و آن موقع که داشت من‌من می‌کرد ما هم داشتیم فکر می‌کردیم که حالا قرار است چند دقیقه رژه تمرین کنیم و به همان ۲۰ دقیقه راضی بودیم. خصوصا که هوا هم خوب بود و آفتاب هم کمی بالا آمده بود و سوز سرما هم اذیت نمی‌کرد. خلاصه به جای این که قرص و محکم بگوییم: «سپاس سردار»، کمی من‌من کردیم و هر کسی چیزی برای خودش گفت!

توصیه:
در صفحه «از سربازی » مطالب و توضیحات بیشتری پیدا میشود. بد نیست سری هم به آنجا بزنید.


۱۹ دیدگاه درباره «باز هم رژه تشریف بردیم…»

با آر.اس.اس مشترک نظرات شوید پیوند Trackback

  1. آبان

    ۳۰ بهمن ۸۷ ساعت ۱۱:۱۱ ق.ظ

    راستی دیدی الکی خالی بندی کرده بودنده که ۲۲ بهمن ۲ ماه از خدمت کم می شه ، زد حال اساسی بود

  2. فینگیل بانو

    ۱۳ بهمن ۸۷ ساعت ۵:۲۳ ب.ظ

    غیبتات زیاد شده علی خان گنجه‌ای، کجایی؟

    • علی گنجه ای

      ۱۳ بهمن ۸۷ ساعت ۵:۵۰ ب.ظ

      فینگیل دعا کن ۲۲ بهمن یه عفو چاق و چله اعلام بشه، قول میدم تا یه سال روزی ۲ تا پست بنویسم فقط مخصوص خودت :D

    • فینگیل بانو

      ۱۹ بهمن ۸۷ ساعت ۲:۰۹ ب.ظ

      من شنیدم میخوره… یه جورایی هم فکر میکنم خبر درسته… چون انگار سربازها خیلی زیاد شدن پادگانا جا ندارن… انگار الان هرکی برای سربازی اقدام میکنه میفته برج ۱۲ سال بعد… برای همین از کسایی که الان سربازن دو ماه کم میکنن…
      من الان دعا میکنم ولی اگه رو قولت نموووووووووووونیاااااااااا!!!

  3. احسان

    ۱۳ بهمن ۸۷ ساعت ۱:۵۸ ب.ظ

    سلام و خسته نباشید
    خیلی دوست دارم از آموزش خط میخی شما استفاده کنم ولی نتوانستم فونت را دریافت کنم . اگر ممکن است فونت را برای من mail بزنید. با سپاس فراوان

  4. ماجد

    ۱۰ بهمن ۸۷ ساعت ۱:۰۳ ق.ظ

    دوست گرامی نمی دانم [...]

  5. ایران

    ۱۰ بهمن ۸۷ ساعت ۱۲:۳۷ ق.ظ

    سلام
    امیدوارم همیشه شاهد موفقیتهای غیرمنتظره باشی. اما شاید جای فکرکردن داشته باشد که چرا برایتان غیرمنتظره بود؟ چون بسیاری از این قبیل را بایستی در کم بهادادن به صاحب و صاحبان موفقیت جستجو کرد. همینطور، خیلی باصطلاح خراب کردنها ماهیت دیگری دارند مانند نوعی عدم اقناع و اعتراض -مهم نیست که گو مشروع یا نامشروع-
    به تو قول می دهم که بابت هیچکدام از موفقیتهایی که در زندگیت ساخته ای و خواهی ساخت و بسیار هم خواهی ساخت، ذره ای شوکه نشوم. نه تنها در مورد تو بلکه برای همة جوانان دوست داشتی ما
    قربانت

  6. غلامعلی

    ۹ بهمن ۸۷ ساعت ۱:۴۴ ب.ظ

    عیب نداره پاهاتون واز میشه…

  7. مهران

    ۹ بهمن ۸۷ ساعت ۱:۰۴ ب.ظ

    ظاهراً قبل از سردار خودتون سورپرایز شدین

  8. داود

    ۹ بهمن ۸۷ ساعت ۱۱:۵۰ ق.ظ

    one step forward!
    معلومه هیچ کدومتون انتظار نداشتین اینقد خوب رژه برین!

  9. دینا

    ۹ بهمن ۸۷ ساعت ۹:۲۵ ق.ظ

    به به به به پیشرفت کردید اینه که خیلی خوبه – کار نیکو کردن از پر کردن است :)

  10. ماجد

    ۸ بهمن ۸۷ ساعت ۹:۰۳ ب.ظ

    با سلام
    به یاد دوران سربازی خودم چند پست تان را خواندم و از اینکه فارغ التحصیل کامپیوتر و سپس زبان های باستانی بودید ابتدا تعجب کرده و بعد خوشحال شدم بنده نیز علاقه مند به ادامه تحصیل در رشته زبان های باستانی هستم و قبلا عمران خوانده ام !
    ضمنا نوشته هایتان جذاب بود و اگر دوست دارید بدانید که تمام آنها را خواندم .

  11. کمال

    ۸ بهمن ۸۷ ساعت ۸:۲۶ ب.ظ

    تکرار مهران :) )

  12. مهران

    ۸ بهمن ۸۷ ساعت ۵:۲۵ ب.ظ

    به به ، به به ؛ لطف داشتید به سردار

  13. رضوانه

    ۸ بهمن ۸۷ ساعت ۱:۲۷ ق.ظ

    :) احتمالا با پایان دوره‌ی خدمتتون،‌ فرمانده‌ی بیچاره هم خدمتش تو زندگی تموم می شه ;)

نظرتان را ثبت کنید