ایزدخواست Archive

قلعه باستانی ایزدخواست

تخت ابونصر را یادتان هست؟ شاه‌نشین قلعه روی یک صخره/تپه بزرگ سنگی بنا شده بود که از یک طرف هم‌سطح زمین اطراف بود و آنجا دیوار و دروازه‌ی ورودی قلعه را ساخته بودند؛ و از سه طرف دیگر با دیواره‌های سنگی عمودی مرتفعی از زمین‌های اطراف جدا می‌شد و این اختلاف ارتفاع نقش دیوار محافظ را بازی می‌کرد.

سازندگان قلعه‌ی باستانی ایزدخواست هم از چنین عارضه‌ی طبیعی‌ای بیشترین استفاده را برده‌اند و قلعه/شهر خود را روی یک صخره‌ی رسوبی بزرگ بنا کرده‌اند که از یک طرف ( ضلع غربی) تقریبا هم‌سطح زمین است:

ایزدخواست

و از سه طرف دیگر، اختلاف سطح قابل توجهی با دره‌ی سرسبز ایزدخواست دارد.

دژ ایزد خواست

تنها راه ورودی به قلعه، این در کوچک در ضلع جنوبی است. قلعه یک در چوبی قدیمی‌تر داشته که از بین رفته و به جایش در فعلی را کار گذاشته‌اند. همچنین به جای پلی که در عکس می‌بینید، یک پل متحرک روی این خندق نصب بوده است.

قلعه باستانی ایزدخواست

قلعه خیلی وقت است که متروکه است… نمی‌دانم چند سال، ولی از چند پیرمرد ایزدخواستی درباره‌ی قلعه پرسیدیم و آنها هم تا جایی که یادشان بود، قلعه‌ی متروکه به یاد می‌آورند. فکر می‌کنم دلیل متروکه شدن قلعه و مهاجرت ساکنین به زمین‌های پست اطراف، پدیده‌ی رانش زمین و ریختن بخشی از ضلع غربی قلعه بوده باشد.

izadkhast-castle-3

ما که داخل قلعه را نتوانستیم ببینیم و عکسی هم از آن تو پیدا نکردیم. ولی محمد توکلی گزارشی دارد از خانه‌های چند طبقه و کوچه‌های مسقف و آتشکده‌ی مسجدشده‌ی باستانی و … که خودتان بخوانید:

مقاله محمد علی توکلی درباره قلعه ایزدخواست

برای دیدن عکسهای بیشتر از ایزدخواست این لینک را دنبال کنید:
آلبوم عکس های ایزد خواست در فلیکر

ایزدخواست

حتما دره سرسبزتر از این زیاد دیده‌ای:

ایزدخواست

اما این یکی را اگر یکبار ببینی، هیچوقت یادت نمی‌رود! چون جایی واقع شده است درست وسط جاده‌ی شهرضا-آباده… این جاده‌ی شهرضا-آباده هم از آن جاده‌ها است که از بس خشک و بی آب و علف و یکنواخت و بی‌تنوع است، حوصله‌ی آدم را سر می‌برد و فقط به درد این می‌خورد که پایت را روی گاز فشار دهی و با سرعت دلخواه برانی و زودتر برسی به انتهایش (خیالتان راحت باشد پلیس هم ندارد)

اما یک جایی وسط یکنواختی جاده، کمی که از تابلوی «به حوزه‌ی استحفاظی استان فارس خوش آمدید» رد می‌شوی، می‌رسی به یک تپه و بعد از تپه، از یک پل 150-200 متری باید رد شوی که روی آن، منظره‌ی این دره‌ی سبز مثل یک رویا از جلوی چشمت رد می‌شود و بعد دوباره همان جاده‌ی یکنواخت است تا خودِ آباده.

آن شهری که آخر دره دیده می‌شود، اسمش «ایزدخواست» است یا به قول اهالی‌اش «یزده خوست» (yazdeh-khoost). یک جای خیلی دیدنی است با یک قلعه‌ی باستانی و یک کاروانسرای شاه عباسی و یک چارتاقی ساسانی و کلی بناهای باستانی/تاریخی دیگر.

قلعه ایزدخواست

درباره‌اش بیشتر می‌نویسم…