یک فروشگاه ورزشی توی یکی از خیابانهای اصلی بندرعباس، از دست مشتریهای بدقولش عاصی شده بود و فهرست بدهکاران و میزان بدهی را زده بود پشت شیشه!

یک فروشگاه ورزشی توی یکی از خیابانهای اصلی بندرعباس، از دست مشتریهای بدقولش عاصی شده بود و فهرست بدهکاران و میزان بدهی را زده بود پشت شیشه!

mehrankarzari
۲۹ بهمن ۸۶ ساعت ۸:۱۳ ق.ظ
علی یه زنگی به من بزن یه پروژه برات پیدا کردم راست کارت
hiwa
۲۹ بهمن ۸۶ ساعت ۱۲:۵۷ ق.ظ
به خدا من خیلی شرمندم هرچی توی این ذهن اکبندم می گردم یادم نمیاد اسم تون رو کجا شنیدم . من یه کمه دیگه مطلباتونو خوندم به خدا شما خیلی نویسنده اید تورو خدا خودتونو بیشتر معرفی کنین
hiwa
۲۹ بهمن ۸۶ ساعت ۱۲:۴۹ ق.ظ
سلام جناب اقای گنجه ای . اتفاقی وبلاگ شما رو دیدم خیلی خوشم اومد قلم شیوا و رلکسی دارید.شرط می بندم زیاد اهل نوشتن هستید. خوشحال میشم با شما بشتر اشنا بشم. لطفا
پرنسس
۲۸ بهمن ۸۶ ساعت ۴:۲۵ ب.ظ
خب خوش حالم که سفر بهتون خوش گذشته … عکس ها قشنگ بودن فقط ببینم با چه نرم افزاری حجم عکس ها رو کم می کنید؟ چون صفحه خیلی خوب باز شد و مشکلی هم اصلا نداشت.
من هم فردا دارم میرم کیش و اگه خدا بخواد امیدوارم که دریا آروم باشه تا هم تنی به آب بزنیم و هم کمی زیر آب سر به سر ماهی ها و مرجان ها بذاریم. عکس ها خیلی قشنگ بودن و راجع به بندرعباس هم … قدیم تر ها اون بازار ماهی که عکسش رو انداخته بودید اون شکلی نبود اصلا … الان خیلی مدرن تر و تر تمیز تر شده گویا … قبلا خیلی کثیف بود و البته ماهی های جالب تری هم داشتن …. از خرچنگ و کوسه بگیر تا انواع مختلف ماهی های جنوب … با وجود اینکه من هم مثل شما دریای جنوب رو بیشتر از دریای شمال دوست دارم ولی ماهی های جنوب خیلی بوشون بده :دی و من ترجیح میدم ازون ماهی های زبون دراز نخورم!
خوش حالم که سفر خوش گذشته