نوشته های بی خواننده

دایره زنگی

۹ دیدگاه

از «دایره زنگی» خوشم آمد، درباره‌ی «به همین سادگی» هم احساس خوبی دارم؛ ولی دوست دارم فیلم بعدی که می‌بینم، همه‌ی قصه‌اش توی فضای محدود یک آپارتمان نگذرد و کمی هم فضای باز داشته باشد!

ریتم تند دایره زنگی را دوست داشتم. برخلاف چیزی مثل «مرد هزار چهره» که یک قسمت ۴۵ دقیقه‌ای آن را می‌شود در دو دقیقه خلاصه کرد و از اول تا آخرش اتفاق خاصی نمی‌افتد، دایره زنگی پر از اتفاقات تند و پشت سر همی بود که همه در خدمت داستان بودند و هیچکدامشان را (بجز شاید یکی دوتا) نمی‌شد حذف کرد.

دایره زنگی، از سایت رسمی فیلم

توی نقدهایی که خواندم ندیدم کسی به این نکته اشاره کرده باشد ولی به نظرم فیلم دلش می‌خواست نشان بدهد که شیرین از نوعی رانت جنسیتی برخوردار است و به خاطر دختر بودنش خیلی راحت می‌تواند به هر حریمی نفوذ کند، از اتاق خواب آقای رزاقی (مهران مدیری) گرفته تا سفره‌ی کارگران افغانی در ساختمان نیمه‌کاره‌ی همسایه.

یک مساله‌ی دیگر که فیلم خیلی خوب نشان داده بود… نمی‌دانم اسمش را چه بگذارم… مثلا دوگانگی در رابطه با قانون یا چنین چیزی… آن لحظه‌ای که آقای جعفری (امین حیایی) سرش را از پنجره بیرون می‌آورد و با سوت و ایما و اشاره افسر پلیس را راهنمایی می‌کند که محمد/رامین (صابر ابر) را دستگیر کند، چون تماشاچی فکر می‌کند که پلیس برای مبارزه با «دیش» آمده و محمد دارد به جرم «نصّاب» بودن دستگیر می‌شود، آقای جعفری از چشم تماشاچی می‌افتد و این رفتار را می‌گذارد به حساب ضعف شخصیت یا زن ذلیلی او! اما کمی بعد که اصل ماجرا معلوم می‌شود، بیننده قضاوت خودش را پس می‌گیرد. (فیلم از این افت و خیزها زیاد دارد)

نکته این است که هم فروش و نصب «دیش» و هم دزدی، هر دو خلاف قانون‌اند ولی جامعه در مورد یک دسته «خلافکاران» سمپاتی دارد و لو دادن این جور خلافکار به پلیس، نوعی نامردی است که حتی آن همسایه‌ی مذهبی و مخالف ماهواره‌ی طبقه‌ی هشتم هم از آن پرهیز می‌کند.

به هر حال «دایره زنگی» حتما ارزش یکبار دیدن را دارد و چه بسا دوباره دیدنش هم خالی از لطف نباشد.

نوشته علی گنجه ای

۳۱ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۲:۱۶ ب.ظ

۹ دیدگاه درباره «دایره زنگی»

با آر.اس.اس مشترک نظرات شوید پیوند Trackback

  1. mehrankarzari

    ۳۱ فروردین ۸۷ ساعت ۲:۴۲ ب.ظ

    امان از این رانت جنسیتی

  2. پدرام

    ۳۱ فروردین ۸۷ ساعت ۷:۳۷ ب.ظ

    سلام علی
    خوبی ؟
    چقدر مطالب متنوع قرار دادی خیلی خوبه… سری هم به وبلاگ من بزن بروزرسانی کردم.
    gbnt=یعنی قربونت

  3. پلنگ صورتی

    ۳۱ فروردین ۸۷ ساعت ۸:۱۸ ب.ظ

    (پاسخ داده شد)

  4. سجاد

    ۱ اردیبهشت ۸۷ ساعت ۱۲:۰۸ ق.ظ

    ای والله چه حوصله ای داری اینقدر می ری سینما ! صبر کن دو روز دیگه سی دی هاش می آن بعد بشین تو خونه راحت فیلمتو ببین!

    از این حرفا نزن جلوی من که کفر به حساب میاد!

  5. نجمه

    ۱ اردیبهشت ۸۷ ساعت ۶:۵۴ ق.ظ

    سلام حتما می بینم عمو

  6. ابراهیم

    ۱ اردیبهشت ۸۷ ساعت ۹:۲۸ ق.ظ

    سلام. اتفاقا همین دیروز بود با عیال رفتیم این فیلم رو دیدم. من هم بدم نیومد. فقط یه نکته دیگه به حرفات اضافه کنم و اون اینکه تقریبا هیچ کدوم از بازیگران فیلم بازی خاص و قوی نداشتندو یعنی توقعی که از اونا داشتم ببشتر بود. البته وقتی این همه بازیگر نسبتا قوی تو یه فیلم جمع میشن برای ابراز وجود خیلی مجال ندارن.
    ولی در کل فیلم بدی نیود.

    دقیقا با این که «مجال ندارن» موافقم

  7. فاطمه

    ۱ اردیبهشت ۸۷ ساعت ۴:۴۹ ب.ظ

    چرا اپیزود آخر رو نمیگی که اتوبوس شیرین رو شناسایی کردن گند زدن به موضوع؟

    یادم نبود

  8. zeinab

    ۱ اردیبهشت ۸۷ ساعت ۹:۴۱ ب.ظ

    نمیدونم چرا هر دو تا برادر گرامی به این خواهر فسقلی شون قول دادن میبرنش این فیلمو ببینه اما جفتشون رفتن و یادشون رفت یکی جا مونده…

    برادر که دوتا شد خواهر از سینما جا میمونه!

  9. مینا

    ۲ اردیبهشت ۸۷ ساعت ۱۲:۱۱ ب.ظ

    علی یک فکری برای حواس پرتی ات بکن ! خونه کتی هم یادت رفت من رو ببری !

نظرتان را ثبت کنید