نوشته های بی خواننده

آرشیو ماهانه

بیشاپور – معبد آناهیتا

۷ دیدگاه

ساختمان نسبتا کوچک اما خیلی باشکوهی بود. از آنها که وقتی پایت را داخل‌شان می‌گذاری، فورا می‌فهمی که وارد یک جای مذهبی شده‌ای.

برخلاف دیگر ساختمان‌های بیشاپور که به رسم ساسانی با سنگ‌های نامنظم و ملات ساخته شده‌اند، این یکی به رسم هخامنشیان با سنگ‌های بزرگ هم‌اندازه و بست فلزی ساخته شده بود.

بیشاپور - معبد آناهیتا - نمای درونی

ساختمان زیرِ زمین بود. (زمین تقریبا هم سطح دیوار سمت راست است). حدس می‌زنم علت اینکه سنگ‌های پایین دیوار از بالایی‌ها سالم‌تر مانده‌اند این باشد که تا زمان حفاری‌های اولیه زیر خاک بوده‌اند.

محوطه اصلی یک مربع است با اضلاع تقریبا هشت متری. برای رسیدن به محوطه اصلی معبد باید از راه‌پله‌ای با ۲۵ پله پایین رفت.

بیشاپور - معبد آناهیتا - پلکان ورودی

معبد فقط همین یک راه ورودی را دارد و جهت آن هم اگر اشتباه نکرده باشم جنوبی است.

دور تا دور محوطه اصلی راهروهای به هم پیوسته‌ای وجود دارد که از چهارطرف به محوطه راه دارند.

بیشاپور - معبد آناهیتا - راهروها

گیرشمن توی کتاب تاریخ ایران باستان یک نقشه از مقطع این معبد ارائه کرده که این شکلی است:

بیشاپور - معبد آناهیتا - نقشه گیرشمن

ظاهرا آب از ضلع شمال شرقی (بالا سمت چپ) وارد این راهروها می‌شده و در آنها جریان داشته و از سمت شمال غرب خارج می‌شده.

به خاطر این جریان آب است که حدس می‌زنند معبد مربوط به آناهیتا (ایزدبانوی آب) باشد نه آتشکده (که اوائل حدس می‌زدند)

نوشته علی گنجه ای

۲۱ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۳۰ ب.ظ

در دسته بیشاپور

برچسبها:

گل شاه‌پسند

یک نظر

گل شاه پسند

نوشته علی گنجه ای

۲۱ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۰۲ ب.ظ

در دسته از سفر

کفش‌های بی‌صاحب در کارگاه لنج‌سازی

۲ دیدگاه

توی گناوه یک کارگاه لنج‌سازی دیدم و چند عکسی انداختم.

لنج

فکر می‌کنم موقع مد دریا، آب آنقدر بالا می‌آمد که می‌توانستند لنج‌های تعمیر شده را به آب بیاندازند و موقع جزر، لنج‌ها کاملا توی خشکی واقع می‌شدند و می‌شد تعمیرشان کرد.

لنج

مشغول پلکیدن توی محوطه‌ی کارگاه بودم که یکی از پرسنل (کلمه‌ی بهتر به ذهنم نرسید!) سراغم آمد و پرسید: «آقا این کفشا مال شماس؟»

دیدم کنار یکی از لنج‌ها ۱۵-۲۰ جفت کفش نسبتا نو افتاده و غیر از من و همان پرسنل (!) و یک نفر دیگر هم کسی در کارگاه نبود! احتمالا یک خانواده‌ی بزرگ آمده بودند و کفش‌هایشان را درآورده بودند و فرار کرده بودند! شاید هم قضیه‌ی کفش‌دزدی و این حرف‌ها در میان بود؟

noroz-87 043

نوشته علی گنجه ای

۲۱ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۶:۵۱ ق.ظ

در دسته از سفر

برچسبها: ,

باجناق جان

یک نظر

شیرازی‌ها به باجناق می‌گویند «هم ریش»! به جاری هم می‌گویند «هم عروس».

این مرد تپل خندانی که می‌بینید، شهرام خان رنجبر، باجناق/هم‌ریش ماست و ما ارادت ویژه‌ای به ایشان داریم :)

شهرام پزشک است (پزشک حاذقی هم هست) و کارمند سپاه (اگر نظامی بود می‌شد سرگرد) و اهل زندگی و کمی هم Gadgetباز!

شهرام رنجبر

نوشته علی گنجه ای

۲۰ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۰۷ ب.ظ

اینا اسمش چیه؟

۶ دیدگاه

از عکسهای پسردایی

نوشته علی گنجه ای

۲۰ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۲۲ ب.ظ

مسابقه‌ی درک پیام نوشتاری

۳ دیدگاه

از این تابلو چه درک می‌کنید؟ (جایی توی بافت تاریخی بوشهر روی دیوار یک خانه‌ی نسبتا قدیمی پیدایش کردم)

noroz-87 062

نوشته علی گنجه ای

۲۰ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۰۰ ب.ظ

در دسته از سفر

مرکز فوریت‌های غذایی!

۴ دیدگاه

مدتی است کارآگاه بهمنی خدمت جدیدی به بشریت ارائه می‌کند و آن هم ارائه‌ی اطلاعات رستوران‌هاست.

بعضی وقت‌ها تلفن کارآگاه که زنگ می‌زند، بعد از احوالپرسی چنین مکالمه‌ای می‌شنوید:

- فست‌فود میخوای یا سنتی؟

-….

- چه حدود قیمتی؟

- …

- گفتی کجایی؟

- …

- خوب همون خیابون که هستی رو صد متر برو جلوتر بپیچ سمت چپ یه کم که بری میرسی به رستوران … ! از توی منو این غذا رو سفارش بده با اون دسر…!

من هم یکی دوبار از این سرویس فوریت‌های غذایی استفاده کرده‌ام و راهنمایی‌ها واقعا صائب بوده است!

نوشته علی گنجه ای

۱۹ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۲۴ ق.ظ

دیوار ساحلی بوشهر

نظرتان چیست؟

دیوار ساحلی بوشهر را دارند بازسازی می‌کنند. هنوز خیلی از کار مانده ولی وقتی تکمیل شود خیلی زیبا می‌شود.

noroz-87 112

یک عنصر معماری سنتی بوشهر، تیرهای چوبی است که از بنا بیرون زده یا بین دو ستون نمایان است.

توی بازسازی دیوار ساحلی هم به احترام معماری سنتی، از تیرهای چوبی رنگ شده‌ی قهوه‌ای سوخته استفاده کرده‌اند که خیلی به ساحل جلوه می‌دهد.

noroz-87 115

نوشته علی گنجه ای

۱۹ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۱۳ ق.ظ

بافت تاریخی بوشهر

نظرتان چیست؟

نگاهی سرسری به بافت تاریخی بوشهر انداختیم.

noroz-87 057

مثل همه‌ی بافت‌های تاریخی که دیده‌ایم در حال متلاشی شدن بود. (شنیده‌ام اوضاع بافت تاریخی یزد بهتر است. باید برویم و ببینیم)

بافت تاریخی بوشهر

کوچه‌های بافت تاریخی خیلی تنگ بود و مشکل می‌شد از خانه‌های دو-سه طبقه‌اش عکس گرفت.

noroz-87 060

اصولا انتظار داشتم چیزی ببینم در مایه فضاهای فیلم «تنگسیر» که ندیدم. نمی‌دانم این فضاها از بین رفته‌اند یا جای دیگری از بوشهراند که به چشم ما نخورد.

noroz-87 058

به هرحال بوشهر را خیلی سرسری زیارت کردیم.

نوشته علی گنجه ای

۱۹ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۹:۴۱ ق.ظ

در دسته از سفر

برچسبها: ,

بیشاپور

۵ دیدگاه

بیشاپور دیدن داشت.

بیشاپور

ما البته عجله داشتیم که ظهر به نهار شیراز برسیم و وقتی برای بازدید از تنگ چوگان یا از آن مهمتر غار شاپور نداشتیم. از خود شهر بیشاپور هم فقط قسمت شاه‌نشین و ستون‌های یادبود آن را دیدیم. ولی همان که دیدیم هم خیلی زیبا و باشکوه بود.

مخصوصا از این منظره خیلی خوشم آمد و کلی یاد شعرهای خیام افتادم!

منظره خیامی

فعلا دارم کمی در مورد شهر و بناهایش اطلاعات جمع می‌کنم. تکمیل که شد برایتان می‌نویسم.

نوشته علی گنجه ای

۱۸ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۲:۲۱ ب.ظ

در دسته بیشاپور